دختر بی‌گناهی که در یکی از روستا‌های اطراف شهرستان باخرز به قتل رسید

رویداد۲۴| همین چند روز قبل بود که خبر به قتل رسیدن دختر جوانی به نام یگانه در استان خراسان رضوی در فضای مجازی سر و صدای زیادی به پا کرد. این نوعروس خراسانی در جریان درگیری با شوهر خود به دلیل ضرب و جرح شدید جان خود را از دست داد. ساعتی بعد از جنایت زمانی که جسم بی‌جان یگانه به درمانگاه منتقل شد، همسر او بازداشت شد و به ارتکاب جنایت در حین خشونت خانگی اعتراف کرد. پس از این جنایت سراغ یکی از نزدیکان مقتول رفتیم و او ماجرای زندگی کوتاه منجر به قتل یگانه را برایمان روایت کرد.

‌مرگ پدر

یگانه فقط سه سال داشته که پدرش در جریان یک تصادف فوت کرد. از همان زمان با پدربزرگ و مادربزرگش زندگی می‌کرد. مادرش تا سه سال بعد از فوت پدر یگانه در خانه پدری یگانه ساکن بود؛ اما پس از آن چند سالی برای زندگی به تهران رفت. پدربزرگ یگانه گفته بود مادر یگانه می‌تواند بالای سر فرزندش باشد؛ اما اگر بخواهد ازدواج کند، اجازه نمی‌دهد یگانه با او زندگی کند. برای همین یگانه نزد پدربزرگ و مادربزرگش ماند و در کنار آنها بزرگ شد. به گفته نزدیکان یگانه؛ او علاقه و وابستگی خیلی شدیدی به پدربزرگ و مادربزرگش داشت و آنها هم یگانه را مثل دختر خودشان دوست داشتند و حتی پدربزرگش به همه فرزندان خود اعلام کرده بود که یگانه از اموال او ارث می‌برد.

ازدواج زودهنگام

از زمانی که یگانه خیلی کوچک بود، پدربزرگ او همواره نگران بود که بعد از مرگش سرنوشت یگانه چه خواهد شد. برای همین تصمیم گرفت یگانه را به عقد پسرعمه‌اش دربیاورد. اما یگانه فقط ۱۱ سال داشت و بسیاری از اعضای خانواده با این ازدواج مخالف بودند. مادر یگانه بعد از سه سال زندگی در تهران به شهرستان باخرز برگشته بود و او نیز به‌شدت با ازدواج دخترش مخالفت می‌کرد تا حدی که موضوع را به اطلاع پلیس و بهزیستی رساند.

موضوع ازدواج یگانه در دادگاه بررسی شد و اجازه ازدواج او از سوی سیستم قضایی هم تأیید شد. از طرف دیگر کارشناسان و مشاوران بهزیستی سراغ یگانه رفتند و او گفت اجباری در ازدواجش در کار نیست و خودش علاقه دارد که با پسرعمه‌اش ازدواج کند. به این ترتیب صیغه عقد جاری شد؛ اما یگانه در ۱۵ سالگی یعنی یک سال قبل از وقوع جنایت به خانه بخت رفت. مادر او هم با وساطت خانواده پدری یگانه در مراسم ازدواجش شرکت کرد.

خشونت خانگی

یگانه از همان اوایل ازدواجش از اینکه مورد خشونت خانگی قرار می‌گرفت برای نزدیکانش حرف زده بود. او به یکی از اقوام خود گفته بود آرزو و حسرت شنیدن یک جمله محبت‌آمیز از زبان شوهر بر دلم مانده است و وقتی کسی من را به پسوند جان صدا می‌زند خیلی خوشحال می‌شوم؛ چون فکر می‌کنم در این دنیا بالاخره برای یک نفر ارزش دارم.

او به همین فرد گفته بود که اخلاق شوهرش تند است و به بهانه‌های مختلف او را کتک می‌زند و هیچ مهر و عاطفه‌ای به او ندارد. اما یگانه گفته بود که خجالت می‌کشد در مورد جدایی از شوهرش به پدربزرگ خود حرفی بزند. او به همراه شوهرش در روستایی نزدیک شهرستان باخرز ساکن همان خانه‌ای بودند که در آن بزرگ شده بود. اما همیشه سعی می‌کرد مشکلات زندگی‌اش را دیگران متوجه نشوند.

روز حادثه

شوهر یگانه راننده خودرو سنگین بود و برای همین بعضی شب‌ها خانه نمی‌آمد. دو روز قبل از حادثه یگانه به خانه مادر خود رفته بود و روز حادثه شوهرش با او تماس گرفته و گفته بود که قرار است برایشان مهمان بیاید. به همین بهانه دنبال او رفته بود. یگانه موقع خداحافظی از مادرش به او گفته بود دلم محبت مادرانه می‌خواهد و از مادرش خواسته بود او را محکم در آغوش بگیرد که مادرش هم دو بار او را بغل گرفته بود.

بعد مادر یگانه به شوهر او گفته بود که ببخشید اگر یگانه به‌خاطر مریضی من دو روز اینجا ماند و شوهر یگانه گفته بود اشکالی ندارد، اگر باز هم کاری داشتید و من شب خانه نبودم به یگانه بگویید به خانه شما بیاید. تا این لحظه از ماجرا همه چیز عادی بود؛ اما مشخص نیست درست بعد از جدا شدن یگانه از مادرش بین او و متهم چه اتفاقی افتاد که منجر به کتک‌کاری مرگبار شد.

عده‌ای از نزدیکان یگانه اعتقاد دارند که متهم به‌خاطر مراجعه مادر یگانه به پلیس و بهزیستی از همان زمان از او کینه داشت و خوشش نمی‌آمده که یگانه خانه مادرش برود و احتمالاً درگیری آنها به‌خاطر ماندن یگانه در خانه مادرش بوده است.

وقوع جنایت

روز حادثه زمانی که یگانه از مادرش جدا شد، شوهر او به خانواده خود زنگ زده و گفته بود که با یگانه بحثم شده و او را کتک زده‌ام، حالا حالش خوب نیست. خانواده متهم خیلی سریع یگانه را به درمانگاه رساندند؛ اما دیگر کار از کار گذشته بود. با اعلام مرگ نوعروس، شوهر او بازداشت شد و به قتل اعتراف کرد. او گفته بود با همسرم بحثم شد و با کابل او را کتک زدم. در بدن یگانه شکستگی‌های متعدد و آسیب شدید به سر دیده می‌شد. عده‌ای از نزدیکان یگانه اعتقاد دارند که شوهر او فقط به‌خاطر ارثیه‌ای که قرار بود به یگانه برسد با او ازدواج کرده بود و حالا مادر یگانه و پدربزرگ او اعلام کرده‌اند که از خون یگانه گذشت نمی‌کنند.

منبع: هفت صبح