نشست مقام‌های ارشد امنیتی ایران، عربستان، پاکستان و ترکیه بدون توافق علنی پایان یافت؛ هم‌زمان، تحرکات نظامی آمریکا و اسرائیل و اختلاف بر سر مذاکره، نگرانی‌ها از گسترش بحران را افزایش داده است.

همزمان با دیدار مقام‌های ارشد امنیتی و نظامی سه کشور عربستان، پاکستان و ترکیه پشت درهای بسته با مقامات ایرانی، سی‌ان‌ان از آمادگی نیروهای آمریکا برای آغاز عملیات نظامی گسترده علیه ایران ظرف ۹۶ ساعت پس از دریافت دستور دونالد ترامپ خبر داد و رسانه‌های اسرائیلی از اختلاف‌نظر بر سر زمان و چگونگی اقدام نظامی علیه تهران نوشتند. وضعیتی که نشان از آخرین تلاش‌های دیپلماتیک و آمادگی برای دور تازه‌ای از جنگ دارد.

نتیجه روشنی از نشست تهران منتشر نشد و به نظر می‌رسد که هنوز به توافقی علنی برای پایان دادن به بحران منجر نشده است. از مواضع واشنگتن نیز نشانه روشنی از عقب‌نشینی از فشار بر ایران دیده نمی‌شود. از سوی دیگر، گزارش‌های مربوط به احتمال اقدام نظامی آمریکا و اسرائیل نیز به معنای قطعی شدن حمله نیستند.

حضور مقامات ارشد امنیتی و نظامی سه کشور منطقه‌ای در تهران بازتاب گسترده‌ای در رسانه‌های جهان داشت و امیدواری‌ها به نقش آفرینی دیپلماسی را بیشتر کرد، اما اهمیت این سفر تنها به ترکیب مقام‌های حاضر در آن مربوط نبود. باید مشخص شود که آیا این کشورها صرفاً حامل پیام‌هایی میان تهران و واشنگتن بودند یا می‌توانند تضمین‌هایی ارائه کنند که محاسبات طرف‌های درگیر را تغییر دهد. آنچه تا این لحظه علنی شده، برای پاسخ قطعی به این پرسش کافی نیست.

نشست روز دوشنبه در تهران با حضور مسعود پزشکیان، رئیس‌جمهوری، عباس عراقچی، وزیر امور خارجه، محسن رضایی، دبیر شورای عالی امنیت ملی، عاصم منیر، فرمانده ارتش پاکستان، خالد بن سلمان، وزیر دفاع عربستان، و ابراهیم کالین، رئیس دستگاه اطلاعاتی ترکیه برگزار شد. نشست بدون کنفرانس خبری پایان یافت و بیانیه منتشرشده نیز بیشتر بر معرفی حاضران و ادامه گفت‌وگوها تأکید داشت تا اعلام توافقی مشخص.

اسماعیل بقایی، سخنگوی وزارت امور خارجه ایران، این دیدار را «رویدادی کلیدی در مسیر شکل‌گیری دیپلماسی منطقه‌ای» توصیف کرده و گفته است نشست حاصل ابتکار پاکستان و موافقت جمهوری اسلامی بوده است. مسعود پزشکیان نیز در دیدار با هیئت‌ها بر مدیریت اختلاف‌ها و تمرکز بر منافع مشترک تأکید کرد.

در مقابل، گزارش آسوشیتدپرس به نقل از دو مقام منطقه‌ای، هدف اصلی این رایزنی‌ها را جلوگیری از ازسرگیری جنگ میان ایران، آمریکا و اسرائیل دانسته است. رویترز نیز نوشته که موضوعات مورد بحث فقط به روابط دوجانبه محدود نبوده و امنیت دریایی، تنگه هرمز، محاصره بنادر ایران، حملات حوثی‌ها به عربستان و احتمال ازسرگیری مذاکرات تهران و واشنگتن را در بر می‌گرفته است.

این تفاوت در روایت‌ها مهم است. تهران می‌خواهد نشست را نشانه‌ای از ظرفیت کشورهای منطقه برای ساختن ترتیبات امنیتی مستقل معرفی کند؛ در حالی که گزارش‌های بین‌المللی بر فوریت جلوگیری از یک رویارویی تازه تمرکز دارند. این دو برداشت لزوماً متناقض نیستند، اما نشان می‌دهند که برای کشورهای حاضر، مسئله امنیت منطقه دیگر موضوعی انتزاعی و بلندمدت نیست.

عربستان، که در چارچوب پیمان مکه با پاکستان و ترکیه همکاری دفاعی دارد، هم‌زمان با افزایش تنش‌ها در یمن و حملات منتسب به حوثی‌ها با تهدیدهای امنیتی تازه روبه‌رو شده است. برای ریاض، ازسرگیری جنگ ایران و آمریکا می‌تواند خطر حمله به زیرساخت‌های انرژی، فرودگاه‌ها و مسیرهای حیاتی تجارت را افزایش دهد. برای پاکستان نیز ادامه جنگ، میان نقش این کشور به‌عنوان میانجی میان تهران و واشنگتن و تعهدات امنیتی‌اش به عربستان، تعادلی دشوار ایجاد می‌کند.

سی‌ان‌ان در گزارش خود از نشست تهران به نقل از حمیدرضا عزیزی، تحلیلگر ارشد گروه بین‌المللی بحران، نوشته است که اهمیت این دیدار به زمان برگزاری و سطح مقام‌های حاضر مربوط می‌شود؛ زیرا خطر دور تازه جنگ افزایش یافته و هر سه کشور منافع امنیتی مستقیمی در نتیجه بحران دارند. عزیزی در عین حال هشدار داده است که این دیدار به‌خودی‌خود نشانه گشایش دیپلماتیک نیست و بدون ارائه پیشنهاد تازه‌ای که محاسبات تهران و واشنگتن را تغییر دهد، احتمال دستیابی به پیشرفتی اساسی محدود خواهد بود.

هشدار ۹۶ ساعته آمریکا؛ آمادگی عملیاتی یا مقدمه تصمیم سیاسی؟

مهم‌ترین خبر نظامی اخیر را نیز سی‌ان‌ان منتشر کرد. این شبکه به نقل از دو مقام آمریکایی گزارش داد که نیروهای ایالات متحده در خاورمیانه برای آغاز عملیات نظامی جدید و احتمالاً گسترده علیه ایران آماده‌اند و می‌توانند ظرف ۹۶ ساعت پس از دریافت دستور ترامپ وارد عمل شوند. به گفته منابع این شبکه، نیروهای لازم برای اجرای چنین عملیاتی در منطقه مستقر شده‌اند.

نکته مهم در گزارش سی‌ان‌ان، توصیف عملیات احتمالی است. به نوشته این شبکه، دامنه اقدام جدید می‌تواند از حملات محدود به رادارها، سامانه‌های پرتاب و تجهیزات نظامی ایران فراتر برود؛ حملاتی که پس از توقف عملیات گسترده‌تر در ماه‌های گذشته، با هدف محدود کردن توان نظامی ایران انجام می‌شدند.

انتشار چنین گزارشی در شرایط فعلی را نمی‌توان صرفاً بخشی از جنگ روانی دانست. استقرار نیرو، آماده‌سازی اهداف و فراهم کردن امکان اجرای عملیات در زمانی کوتاه، اگر مطابق گزارش منابع آمریکایی باشد، به واشنگتن اجازه می‌دهد فشار نظامی را بدون اعلام رسمی آغاز جنگ حفظ کند. در چنین وضعیتی، یک تصمیم سیاسی یا حادثه‌ای در منطقه می‌تواند فاصله میان تهدید و درگیری واقعی را کوتاه کند.

گزارش دیگری که گلف‌نیوز روز دوشنبه منتشر کرد نیز از تهیه فهرستی گسترده از اهداف احتمالی آمریکا در ایران، از جمله تأسیسات هسته‌ای، زیرساخت‌های انرژی و مراکز نظامی، خبر داد. این گزارش به‌تنهایی اثبات نمی‌کند که حمله قریب‌الوقوع است، اما در کنار گزارش سی‌ان‌ان نشان می‌دهد که بحث در رسانه‌ها فقط درباره تکرار حملات محدود نیست و احتمال گسترش دامنه عملیات نیز مطرح شده است.

برای تهران، خطر فقط آغاز حمله نیست؛ شکل پاسخ ایران و دامنه واکنش متقابل نیز می‌تواند تعیین کند که درگیری تازه تا چه اندازه گسترش پیدا کند. در چنین شرایطی، تهدیدهای متقابل، حتی اگر با هدف بازدارندگی مطرح شوند، ممکن است فضای مانور دیپلماتیک را محدودتر کنند.

ماجرای اختلاف واشنگتن و تل‌آویو چیست؟

هم‌زمان با انتشار خبر آمادگی نظامی آمریکا، سی‌ان‌ان گزارش داد که بنیامین نتانیاهو، نخست‌وزیر اسرائیل، برای انجام حمله مشترک با آمریکا علیه ایران پیش از انتخابات پارلمانی اسرائیل تلاش کرده، اما ترامپ با اجرای فوری آن موافقت نکرده است.

به نوشته سی‌ان‌ان، این گزارش بر اطلاعات دو مقام آمریکایی و یک منبع امنیتی اسرائیلی تکیه دارد. منبع اسرائیلی به این شبکه گفته است: «نتانیاهو واقعاً خواهان حمله بود و تلاش کرد ترامپ را برای حمله مشترک به ایران پیش از انتخابات متقاعد کند، اما ترامپ چراغ سبز نشان نداد.» بنا بر همین گزارش، مقام‌های آمریکایی از اسرائیل خواسته‌اند تا زمان آمادگی واشنگتن برای عملیات احتمالی مشترک صبر کند.

این روایت با گزارش کانال ۱۲ اسرائیل درباره اختلاف نتانیاهو و ایال زمیر، رئیس ستاد کل ارتش، هم‌زمان شده است. بر اساس گزارش این شبکه، زمیر درباره عملیاتی که می‌توانست پیش از انتخابات به رویارویی سریع با ایران منجر شود، نگرانی داشته است.

اما این گزارش‌ها با تکذیب مقام‌های اسرائیلی روبه‌رو شده‌اند. دفتر نتانیاهو گزارش سی‌ان‌ان را «اخبار جعلی» خوانده و نخست‌وزیر اسرائیل نیز وجود اختلاف با رئیس ستاد ارتش را رد کرده است. یسرائیل کاتز، وزیر دفاع اسرائیل، هم در بیانیه‌ای گفته است: «گزارش‌ها درباره اختلاف میان رهبری سیاسی و ارتش اسرائیل بر سر ایران کاملاً بی‌اساس و نادرست است.»

کاتز همچنین اعلام کرده است: «اسرائیل هیچ قصدی برای آغاز حمله به ایران پیش از انتخابات اسرائیل نداشت، اما اگر ایران به اسرائیل حمله کند، با قدرت زیادی پاسخ خواهیم داد.»

اختلاف اصلی کجاست؟

در میان آخرین اخبار مربوط به جنگ یا توافق احتمالی، یک موضع ایران برای آینده مذاکرات اهمیت ویژه‌ای دارد: تهران حاضر نیست در نشست با مقام‌های عربستان، پاکستان و ترکیه درباره برنامه هسته‌ای خود گفت‌وگو کند و می‌گوید پیش از ورود به این موضوع، باید شروطش برای پایان دائمی جنگ پذیرفته شود.

رویترز به نقل از یک مقام ارشد ایرانی که نامش را منتشر نکرد، گزارش داده است که برنامه هسته‌ای ایران در دستور کار نشست تهران قرار نداشته است. این مقام گفته تهران انتظار دارد آمریکا ابتدا خواسته‌های ایران را برای پایان دادن به جنگ برآورده کند؛ از جمله پایان محاصره بنادر ایران و رفع تحریم‌های صادرات نفت.

این موضع، یکی از اصلی‌ترین موانع پیش روی میانجی‌ها را آشکار می‌کند. واشنگتن برنامه هسته‌ای ایران را از مسائل محوری هر توافق می‌داند، در حالی که تهران می‌خواهد ابتدا درباره توقف حملات، محاصره و تحریم‌ها به نتیجه برسد. هر طرف می‌خواهد امتیازهای طرف مقابل را پیش از دادن امتیازهای خود بگیرد؛ وضعیتی که در آن حتی توافق بر سر آغاز مذاکرات نیز دشوار می‌شود.

مارکو روبیو، وزیر خارجه آمریکا، پیش‌تر تأکید کرده بود که ایران نباید به سلاح هسته‌ای دست پیدا کند. در مقابل، مقام‌های ایرانی بر حق خود برای استفاده از دانش هسته‌ای تأکید دارند. فداحسین مالکی، عضو کمیسیون امنیت ملی مجلس، نیز در واکنش به اظهارات روبیو گفته است: «ایران به هر چیزی که بخواهد دست پیدا می‌کند و هیچ فاصله‌ای هم با دسترسی استفاده از دانش هسته‌ای ندارد.»

اختلاف دو طرف، در واقع بر سر یک بند فنی در مذاکرات هسته‌ای نیست. بحث بر سر ترتیب پایان جنگ، تحریم‌ها، محاصره، امنیت دریایی و محدودیت‌های برنامه هسته‌ای است؛ مجموعه‌ای از موضوعات که هرکدام می‌تواند به‌تنهایی مذاکرات را متوقف کند.

جغرافیای تنش گسترده‌تر می‌شود؟

یکی از نشانه‌های نگران‌کننده بحران فعلی، گسترش جغرافیای تنش است. رویترز گزارش داده که درگیری‌های مرتبط با جنگ ایران، آمریکا و اسرائیل به یمن نیز کشیده شده و حملات حوثی‌ها به اهدافی در عربستان، خطر گشوده شدن جبهه‌های تازه را افزایش داده است. این خبرگزاری همچنین از محدود شدن تردد دریایی در تنگه هرمز، افزایش قیمت جهانی نفت و گاز و فشارهای انسانی ناشی از گسترش درگیری‌ها در یمن نوشته است.

در چنین شرایطی، هر حمله تازه می‌تواند زنجیره‌ای از واکنش‌ها را به دنبال داشته باشد. حمله به یک هدف نظامی ممکن است به پاسخ موشکی منجر شود؛ پاسخ موشکی می‌تواند زیرساخت‌های انرژی یا مسیرهای کشتیرانی را در معرض خطر قرار دهد و اختلال در این مسیرها نیز پیامدهای اقتصادی فراتر از منطقه داشته باشد.

اظهارات مقام‌های ایرانی درباره احتمال هدف قرار گرفتن اهدافی در خلیج فارس و دریای عمان نیز باید در همین چارچوب بررسی شود. اگر جنگ از حملات محدود به رویارویی گسترده‌تر تبدیل شود، کشورهای میزبان پایگاه‌های نظامی آمریکا ممکن است با خطر بیشتری روبه‌رو شوند؛ حتی اگر خودشان مستقیماً خواهان ورود به جنگ نباشند.

برای همین، نگرانی کشورهای منطقه صرفاً از احتمال حمله به ایران ناشی نمی‌شود. آنها می‌دانند که درگیری گسترده می‌تواند امنیت زیرساخت‌های نفتی، بنادر، فرودگاه‌ها و تجارت دریایی را مختل کند. همین نگرانی، یکی از دلایل مهم تلاش عربستان، پاکستان و ترکیه برای جلوگیری از ازسرگیری جنگ است.

هنوز فرصتی برای جلوگیری از جنگ وجود دارد؟

مجموع تحولات ۲۴ ساعت اخیر دو واقعیت را هم‌زمان نشان می‌دهد. نخست اینکه، خطر نظامی همچنان جدی است و گزارش سی‌ان‌ان از آمادگی نیروهای آمریکا برای آغاز عملیات ظرف ۹۶ ساعت، در صورت صدور دستور، بر این نگرانی افزوده است.

در سوی دیپلماتیک، نشست تهران و تلاش‌های پاکستان و قطر نشان می‌دهد که کانال‌های ارتباطی هنوز کاملاً بسته نشده‌اند، اما باز بودن کانال مذاکره به‌تنهایی تضمین‌کننده نتیجه نیست. تا زمانی که دو طرف درباره ترتیب پایان جنگ، محاصره، تحریم‌ها و پرونده هسته‌ای اختلاف دارند، میانجی‌ها با مأموریتی دشوار روبه‌رو خواهند بود.

آنچه می‌تواند از تشدید بحران جلوگیری کند، نه صرفاً ادامه دیدارهای دیپلماتیک، بلکه شکل‌گیری توافقی روشن درباره توقف حملات، کاهش خطر رویارویی مستقیم و بازگشت به مذاکره بر سر اختلاف‌های اصلی است. در غیر این صورت، نشست‌هایی مانند دیدار تهران ممکن است تنها فاصله‌ای کوتاه میان دو مرحله از تنش ایجاد کنند.