حوزه / جنگ بر سر مشق شب، آرامش خانه را میبلعد. راهحل چیست؟ عبور از واژه «تکلیف»، ترک نظارت فرساینده و تبدیل والدین به «تسهیلگر همراه»؛ تا با همدلی، مدیریت زمان و پرهیز از پاداشهای معاملهگونه، انگیزه درونی کودکان شکوفا شود.
به گزارش خبرگزاری حوزه، یکی از دغدغههای همیشگی خانوادهها، چالشهای مربوط به مشق شب و انجام فعالیتهای مدرسه در خانه است؛ محیطی که گاه به جای آرامش، به میدان تنش میان والدین و فرزندان تبدیل میشود. در همین راستا، حجتالاسلام والمسلمین سید علیرضا تراشیون، کارشناس خانواده، نکات راهگشا و ارزندهای را مطرح کردهاند که در ادامه، گزیدهای از این راهکارهای کاربردی مرور میشود.
پیش از ورود به بحث اصلی، یادآور میشویم که بر اساس قرارمان با شنوندگان گرامی برنامه، از این پس از به کار بردن واژه «تکلیف» خودداری میکنیم. محور بحث امروز این است که اگر کودکان بخواهند فعالیتهای مدرسه را در خانه انجام دهند، ما به عنوان والدین چگونه میتوانیم نقش یک «تسهیلگر» را ایفا کنیم تا فرزندانمان کارها را راحتتر، با شوق بیشتر و مسئولیتپذیری بالاتری به سرانجام برسانند. در همین راستا، توجه به دو نکته کلیدی بسیار راهگشاست:
۱. بهرهگیری از ظرفیت همسالان؛ ایجاد انگیزه در جمع
گاهی اوقات باید از ظرفیت گروههای همسنوسال بهره برد. برای نمونه، اگر برخی از همکلاسیهای فرزندمان در نزدیکی منزل ما سکونت دارند، میتوانیم زمانهایی را مشخص کنیم تا دور هم جمع شوند و کارهای مدرسه را در کنار یکدیگر انجام دهند. قرار گرفتن کودک در جمع همسالان و انجام فعالیتهای مشترک، ناخودآگاه انگیزهاش را دوچندان میکند و با اشتیاق و تمرکز بیشتری به کار دل میدهد.
۲. پرهیز از درگیری با فرزند؛ حفظ اعتبار والدین
پیش از بیان نکته دوم، تذکر این نکته به پدر و مادرها بسیار ضروری است: نباید با فرزندان درگیر شد. پدری که مدام با فرزندش وارد تنش و درگیری میشود، بهتدریج اعتبار خود را در خانه از دست میدهد. پرسش اینجاست که اکنون در محیط خانه چه باید بکنیم؟
به نظر میرسد یکی از راههایی که کودکان را به انجام بهتر فعالیتهایشان دلگرم میکند، ابراز همدلی است. برای مثال، وقتی کودک میگوید:
«مامان، مشقم خیلی زیاد است!»، مادر با همدلی پاسخ میدهد:
«به نظر من هم زیاد است؛ حالا به نظرت چه کارش میتوان کرد؟ بالاخره باید نوشته شود دیگر!» همین همدردی ساده، حس بسیار خوبی در کودک ایجاد میکند و باعث میشود کار را با روحیه بهتری انجام دهد.
تداوم نقش تسهیلگر: از حضور آرام تا مهارتهای تمرکز
در ادامه بحثِ نقش والدین، دو نکته بسیار حیاتی برای بهبود کیفیت فعالیتهای کودکان مطرح میشود:
۱. حضور در کنار کودک، نه بالای سر او
یکی از اشتباهات رایج، ایستادن و «بالای سر» کودک در حین انجام فعالیتهاست. این کار باعث ایجاد فشار روانی و احساس نظارت شدید میشود. بهتر است والدین در کنار فرزندشان قرار بگیرند. همانطور که اشاره شد، همدلی (مانند پذیرفتن دشواریِ زیادِ تمرینات توسط کودک) به جای برخورد و تقابل، باعث میشود کودک با حس بهتری به انجام کارها مبادرت کند و فعالیتهای مدرسهاش برایش خوشایندتر شود.
۲. آموزش مهارتهای پایه (مهارتهای خودمدیریتی)
بسیاری از مشکلات کودکان در انجام فعالیتها، ریشه در عدم مهارت در مدیریت محیط و ابزار دارد. ما باید بهتدریج این مهارتها را به آنها آموزش دهیم:
سازماندهی محیط کار:
آموزش اینکه کجا بنشینند، کتاب و دفتر را کجا قرار دهند و از کجا شروع کنند. حتی در انتخاب اولویت (مثلاً شروع از تکلیف سختتر یا آسانتر) باید راهنمایی شوند تا این موارد برایشان به یک «ملکه» تبدیل شود.
خلوت بودن فضای مطالعه:
برای افزایش تمرکز، میز مطالعه باید کاملاً خلوت باشد تا حواس پرت نشوند. همچنین محیط کار نباید در مسیر رفتوآمد یا مقابل تلویزیون باشد، زیرا محیطهای شلوغ باعث میشود کودک مدام از جای خود بلند شود و تمرکزش از دست برود.
۳. تکنیکهای طلایی برای افزایش تمرکز و سرعت مطالعه
برای کودکانی که از مطالعه یا نوشتن لذت نمیبرند، میتوان با آموزش چند تکنیک ساده، انگیزه و سرعت آنها را بهطور چشمگیری افزایش داد:
استفاده از انگشت برای دنبال کردن متن:
این یک تکنیک ساده اما بسیار قدرتمند است. وقتی کودک با انگشت زیر خطی که میخواند حرکت میکند، دو اتفاق بزرگ میافتد: اول، تمرکز بهشدت بالا میرود و دوم، سرعت مطالعه افزایش مییابد.
افزایش سرعت و دقت:
میانگین مطالعه افراد معمولاً بین ۷۰ تا ۱۱۰ کلمه در دقیقه است، اما با استفاده از تکنیک حرکت انگشت، این سرعت میتواند به ۱۰۰ تا ۱۵۰ کلمه در دقیقه برسد. این کار نه تنها سرعت را بالا میبرد، بلکه باعث میشود چشم کاربر دچار سردرگمی نشود و مسیر متن را گم نکند.
نهادینهسازی تدریجی مهارتها و مدیریت فضای کوچک خانه
این مهارتها را باید بهتدریج در محیط خانه نهادینه کنیم. شاید برخی تصور کنند خانههای امروزی کوچک است و امکانات گذشته را نداریم؛ اما یادآوری این نکته مهم است که در گذشته نیز شرایط به این شکل نبود که هر فردی اتاق مجزایی داشته باشد. بسیاری از ما در خانههایی بسیار کوچک (مثلاً یک اتاق ۱۲ متری با آشپزخانهای در بالکن) زندگی کردهایم؛ اما با همین شرایط کارها را به پیش میبردیم.
منظور این نیست که حتماً باید اتاق مطالعه یا فضای مجزای بزرگی در اختیار کودک باشد؛ بلکه حتی در یک خانه کوچک و در همان اتاق نشیمن میتوان گوشهای را انتخاب کرد که تمرکز کودک به هم نخورد. همین تدبیر ساده، میزان تمرکز و کیفیت انجام تکالیف را بهطور چشمگیری افزایش میدهد.
انتخاب زمان طلایی برای انجام تکالیف؛ هوشمندیِ والدین
نکته دوم و بسیار مهم، انتخاب زمان مناسب برای انجام تکالیف است. زمان انجام تکالیف نباید در اوج خستگی، خوابآلودگی یا گرسنگیِ شدید کودک باشد؛ همانطور که بلافاصله پس از خوردن غذای سنگین (با شکم بسیار پر) نیز زمان مناسبی نیست. شناخت این بازههای زمانی، نیازمند هوشمندی والدین، بهویژه مادران در محیط خانه است.
بهطور معمول، اگر کودک پس از آمدن به خانه استراحتی کوتاه داشته باشد و ناهار خود را میل کند، بهترین بازه زمانی برای انجام تکالیف، ساعات بین ۵ تا ۷ یا ۷:۳۰ عصر است. در این میان نیز میتوان زمانی را برای ادای فریضه نماز، استراحت کوتاه و ارتباط با خدا در نظر گرفت.
متأسفانه برخی دانشآموزان (بهویژه در سنین بالاتر) به دلیل مدیریت نادرست زمان، انجام تکالیف را به آخر شب موکول میکنند. در آن ساعت، ذهن خسته و خوابآلود است و تمرکز کافی وجود ندارد؛ در نتیجه، فرد برای بالا بردن سطح هوشیاری خود به سراغ مصرف مواد کافئینی مانند قهوه یا نسکافه میرود. واداشتن ذهنی که به استراحت نیاز دارد با مواد کافئینی به بیداری و هوشیاری اجباری، آسیبهای جبرانناپذیری در میانمدت و بلندمدت بر ذهن و روان کودک وارد میکند. بنابراین، انتخاب زمان مناسب، بهویژه در محیطی که از فعالیتهای پرنشاط و محرکِ حواس دور باشد، نقشی کلیدی در موفقیت تحصیلی فرزندان دارد.
نکته سوم: نقشِ انگیزهبخشِ «اخبار خوب» و برنامههای خوشایند در کنار وظایف
یکی دیگر از نکات مهم در همراهی با کودکان، این است که هنگام بازگشت از مدرسه، نباید بلافاصله و تنها با لحنی تکلیفی بگوییم: «برو ببین مدرسه چه تکلیفی داده، بنشین و بنویس!»
در کنار فعالیتهای مدرسه، باید برنامهها و اتفاقات خوشایند را هم چ چاشنی کار کنیم. برای مثال بگوییم: «برنامه امروز ما این است که تکالیفت را بنویسی، شام مختصری بخوریم و سپس با هم برای حضور در تجمعات و مراسمهای خیابانی امشب آماده شویم.» شنیدن این خبرهای خوب، حس بسیار خوبی در کودک ایجاد میکند.
قدرتِ انگیزشیِ خبرها در بزرگسالان و کودکان
این قاعده حتی برای بزرگسالان نیز صادق است. خبرهای خوب خود یک منبع انرژیبخش و انگیزهسازند؛ مثلاً وقتی به همسرتان از چند روز قبل اعلام میکنید که روز پنجشنبه به بازار خواهید رفت، یا وقتی خانمی به همسرش پیشنهاد دعوت از والدینش را میدهد، این خبر تا چند روز حالِ فرد را خوب میکند.
بنابراین، دادن خبرهای خوب در کنار فعالیتهایی که ممکن است برای کودک کمی ناخوشایند یا دشوار باشد، میتواند سختیِ کار را جبران کرده و انگیزه او را دوچندان کند. کلام امیرالمؤمنین(ع) به مالک اشتر نیز ناظر همین معناست که:
«خوبیها را ببین تا خوبیها گسترش یابد.»
این یک قانون است؛ خبر خوب، دامنه تأثیر خود را بر سایر فعالیتها نیز میگذارد و به انگیزهسازی در کودک کمک میکند.
نکته مهم: پیوند کار با برنامه، نه به عنوان «جایزه»
توجه داشته باشیم که این برنامههای خوشایند را نباید به عنوان «جایزه» (بدهبستانِ شرطی) مطرح کنیم؛ بلکه باید به عنوان بخشی از برنامه روزانه تعریف شوند. مثلاً بگوییم: «برنامه تو این است که ساعت ۶ عصر با دوستانت بازی کنی»؛ این یعنی زندگی جریان دارد و فعالیتهای درسی در کنار تفریح و برنامههای دلنشین به صورت متوازن پیش میرود.
از «جایزه» تا «انگیزه درونی»: هنرِ بازخوردِ مثبت در تربیت فرزند
در ادامه بحث مدیریت فعالیتهای آموزشی فرزندان، دو نکته کلیدی و بسیار ظریف وجود دارد که میتواند مسیر تربیت را از یک تقابلِ طاقتفرسا به یک همکاریِ انگیزشی تبدیل کند.
۱. تفاوت میان «جایزه» و «انگیزه درونی»
یکی از اشتباهات رایج در تربیت، تبدیل کردن فعالیتهای روزمره به «مزد و پاداش» است. اگر بگوییم: «اگر تکالیفت را بهموقع انجام دهی، آخر هفته فلان کار را انجام میدهیم»، در واقع ما داریم فعالیتِ درسی را به یک معامله تبدیل میکنیم. در این حالت، کودک برای انجام کار، پاداش را میخواهد، نه برای خودِ یادگیری یا انجام وظیفه.
در مقابل، ما باید از ظرفیت «برنامه» استفاده کنیم (همانطور که پیشتر گفته شد). هدف این است که از طریق ترکیب فعالیتهای درسی با برنامههای خوشایند، انگیزه درونی کودک را بالا ببریم، نه اینکه با وعده و وعیدِ پاداش، او را به یک معاملهگر تبدیل کنیم.
۲. تمرکز بر «نیمه پر لیوان»؛ قدرتِ دیدنِ کارهای خوب
بسیاری از والدین، ناخواسته با تمرکز بر نواقص و حجم زیاد تکالیف، انرژی مثبت را از فرزندشان میگیرند. جملاتی نظیر «ببین چقدر هنوز تکلیف داری!» یا «چقدر کارت طول میکشد!»، ناخودآگاه حس خستگی و بیانگیزگی را به کودک منتقل میکند.
ما باید یاد بگیریم که بخش مثبت کارِ فرزندمان را ببینیم. این کار شامل دو مرحله است:
تأیید و تمجیدِ واقعی:
وقتی کودک تکلیفی را با نظم یا دقت انجام میدهد، باید از او قدردانی کرد. البته این تمجید باید «واقعگرایانه» باشد؛ نه اینکه با بزرگنماییِ غیرواقعی، او را به مسیر اشتباه بکشانیم، بلکه باید همان تلاشِ واقعی او را دیده و به او بازتاب دهیم.
گسترشِ اعتبار در محیط مدرسه:
این مهارت حتی در تعامل با معلم نیز کاربرد دارد. برای مثال، در جلسات اول با معلم، اگر والد بتواند با صداقت (و نه با چاپلوسی) به معلم بگوید: «من میبینم که محمد در انجام تکالیفش نظم و پشتکار خوبی دارد»، این برخورد دوپهلو عمل میکند؛ از یک سو اعتبارِ کودک را نزد معلم حفظ میکند و از سوی دیگر، با شنیدن این حرف از زبان معلم، یک انگیزه درونی و عمیق در کودک ایجاد میکند که او را برای ادامه مسیر تشویق میکند.
خلاصه کلام:
اگر ما به جای تمرکز بر نیمه خالی (سختیها و حجم کار)، بر نیمه پر (نقاط قوت و پیشرفتهای کوچک) تمرکز کنیم، نه تنها زحمت خودمان را در مدیریت رفتار فرزندمان کم میکنیم، بلکه راه را برای رسیدن به یک شخصیت خودانگیخته و مسئولیتپذیر هموار میکنیم.
