گادی آیزنکوت با ادعای وعده اصلاحات و و استفاده از نارضایتی علیه نتانیاهو، به رقیب او در انتخابات اسرائیل تبدیل شده است. آیزنکوت خواهان تحقیق درباره شکست هفتم اکتبر و اصلاحات است، اما در قبال ایران و غزه مواضعی شبیه نتانیاهو دارد و راهحل دوکشوری را نیز رد کرده است.
یکی از مهمترین برتریهای گادی آیزنکوت، در انتخابات اسرائیل، ساده است: او بنیامین نتانیاهو نیست.
اما نکته دیگر آیزنکوت یعنی پیشینه خانوادگیاش، اخیراً به موضوعی جنجالی تبدیل شد. ینون مگال، مجری تلویزیونی و از چهرههای نزدیک به نتانیاهو در اظهاراتی توهینآمیز آیزنکوت را «میمون» خواند و او را فردی با تبار یهودیان مزراحی و مراکشی معرفی کرد که به دست «نخبگان اشکنازی» هدایت میشود.
این اظهارات شکاف تاریخی میان یهودیان با ریشههای اروپایی و یهودیان برخاسته از خاورمیانه را دوباره به کانون توجه آورد.
آیزنکوت ۶۶ ساله، فرزند مهاجران مراکشی است که در طبریه و ایلات، بزرگ شد. این پیشینه با دوران رشد نتانیاهو در فضای سیاسی اورشلیم تفاوت چشمگیری دارد.
از چهار دهه نظامیگری تا ورود به سیاست
آیزنکوت دومین فرزند از خانوادهای ۹ فرزندی و پدر پنج فرزند است. او در سال ۱۹۷۸ به تیپ گولانی پیوست و طی چهار دهه فعالیت نظامی، تا رئیس ستاد ارتش اسرائیل پیش رفت؛ سمتی که از سال ۲۰۱۵ تا ۲۰۱۹ بر عهده داشت.
یکی از جنجالیترین پروندههای دوران فرماندهی او به سال ۲۰۱۶ بازمیگردد؛ زمانی که الور عزریا، سرباز اسرائیلی یک فلسطینی زخمی را در الخلیل به ضرب گلوله کشت. آیزنکوت، برخلاف فشار سیاستمداران راستگرا از جمله نتانیاهو، از تحقیق و محاکمه نظامی این سرباز حمایت کرد.
او در سال ۲۰۲۲ همراه با بنی گانتز، رئیس پیشین ارتش وارد سیاست شد. پس از حمله حماس در ۷ اکتبر ۲۰۲۳، هر دو به کابینه اضطراری جنگ نتانیاهو پیوستند، اما در ژوئن ۲۰۲۴ از کابینه خارج شدند. جنگ برای خانواده آیزنکوت بهایی سنگین داشت. گال، کوچکترین پسر او، در ۲۵ سالگی و در دسامبر ۲۰۲۳ هنگام جنگ در غزه کشته شد. دو برادرزادهاش نیز در جنگ کشته شدند.
مسیر دشوار رسیدن به نخستوزیری
در آستانه انتخابات، حزب «یاشار» به ریاست آیزنکوت در نظرسنجیهای اخیر حدود ۲۰ تا ۲۳ کرسی از مجموع ۱۲۰ کرسی کنست را به دست میآورد؛ رقمی که در برخی نظرسنجیها از پیشبینیها برای لیکود بیشتر است. آیزنکوت همچنین در برخی سنجشها برای تصدی نخستوزیری از نتانیاهو پیشی گرفته است.
با این حال، در سیستم پارلمانی اسرائیل، پیروزی یک حزب در تعداد کرسیها لزوماً به معنای تشکیل دولت نیست. رئیسجمهور مأموریت تشکیل دولت را به فردی میدهد که بیشترین شانس را برای گردآوری ائتلافی با اکثریت پارلمانی داشته باشد.
در حال حاضر، نه بلوک نتانیاهو متشکل از احزاب راست افراطی و مذهبی و نه اردوگاه مخالفان او، در نظرسنجیها اکثریت ۶۱ کرسی را به دست نمیآورند. بنابراین بنبست همچنان یکی از سناریوهای محتمل است.
آیزنکوت برای رسیدن به قدرت باید احزاب چپ، میانه و راست را با یکدیگر همراه کند و در برخی سناریوها ممکن است به حمایت احزاب عربی نیاز داشته باشد. نتانیاهو سالها تلاش کرده است همکاری با این احزاب را نامشروع جلوه دهد و برخی رهبران مخالفان نیز از پیش اعلام کردهاند که حاضر به همکاری با آنها نیستند.
آیزنکوت گفته است حتی بدون دستیابی مستقیم به ۶۱ کرسی نیز برای تشکیل دولت تلاش خواهد کرد؛ موضعی که احتمال تشکیل دولت اقلیت با حمایت بیرونی احزاب عربی را مطرح میکند. با این حال، احزاب راستگرایی که ممکن است برای ائتلاف او ضروری باشند، میتوانند با چنین ترتیبی مخالفت کنند.
تفاوت آیزنکوت با نتانیاهو چیست؟
آیزنکوت در کارزار انتخاباتی خود مدعی سه ویژگی است: «جنگجو، رهبر و وحدتآفرین». نام حزب او، «یاشار»، در زبان عبری به معنای «مستقیم» یا «درست» است. محور اصلی برنامهاش را پاسخگویی و اصلاحات میخواند. آیزنکوت وعده داده کمیسیون رسمی تحقیق درباره شکستهای ۷ اکتبر تشکیل دهد؛ اقدامی که نتانیاهو از آغاز جنگ در برابر آن مقاومت کرده است.
او خواستار اجرای سربازی یا خدمات ملی اجباری برای همه اسرائیلیها است. این وعده مستقیماً با موضع احزاب مذهبی افراطی در تضاد قرار دارد؛ احزابی که خواهان ادامه معافیت فراگیر یهودیان فوقارتدوکس از خدمت نظامی هستند.
آیزنکوت چهرهای تندرو و نزدیک به دیدگاههای سنتی دستگاه نظامی اسرائیل محسوب میشود. او مانند بسیاری از رقبای نتانیاهو، بهطور کلی از عملیات نظامی اسرائیل در غزه، لبنان و ایران حمایت کرده است. نام او با «دکترین ضاحیه» پیوند خورده است؛ رویکردی که بر استفاده از نیروی ویرانگر علیه زیرساختهای غیرنظامی تأکید دارد. او همچنین از راهبرد موسوم به «کارزار بین جنگها» حمایت کرده؛ مجموعهای از عملیاتهای مخفی و محدود برای تضعیف توان مخالفان، بدون ورود به جنگی تمامعیار.
در قبال ایران، آیزنکوت با نتانیاهو اشتراک نظر دارد. اختلاف اصلی او نه لزوماً در اهداف، بلکه در شیوه دستیابی به آنهاست. آیزنکوت نتانیاهو را به نداشتن راهبرد روشن در جنگ اخیر متهم کرده و معتقد است دستاوردهای نظامی باید با دیپلماسی همراه شوند. او همچنین نخستوزیر را متهم کرده است که برای حفظ قدرت سیاسی خود، جنگ غزه را طولانی کرده و جان گروگانهای اسرائیلی را به خطر انداخته است؛ انتقادهایی که سرانجام به خروج او از کابینه جنگ انجامید.
فلسطینیها؛ تغییر راهبرد یا ادامه سیاستهای گذشته؟
پیشینه امنیتی آیزنکوت و احتمال حضور احزاب راستگرا در ائتلاف آیندهاش، چشمانداز تغییرات بنیادین در سیاست اسرائیل را محدود میکند. او مدعی شده ظرف ۱۸ ماه به حکومت حماس در غزه پایان دهد؛ هدفی که به ادعای او میتواند از طریق اجرای طرح آتشبس دونالد ترامپ یا عملیاتهای نظامی بهاصطلاح «خلاقانه» محقق شود. نتانیاهو نیز اهدافی مشابه اعلام کرده است.
مواضع او درباره آینده سیاسی فلسطینیها نیز تغییر کرده است. آیزنکوت پیش از ورود به سیاست هشدار داده بود که ادامه کنترل اسرائیل بر فلسطینیهای کرانه باختری اشغالی میتواند به شکلگیری یک دولت دوجانبه منجر شود؛ وضعیتی که آن را «پایان چشمانداز صهیونیستی» میدانست. با این حال، او پس از ۷ اکتبر راهحل دوکشوری را رد کرده و در مصاحبهای اخیر، طرفداران این راهحل را «دچار توهم» خوانده است، بیآنکه جایگزین روشنی برای آن ارائه کند.
در عین حال، آیزنکوت با الحاق رسمی کرانه باختری و ایجاد شهرکهای غیرقانونی مخالف است. او طرح ساختوساز اسرائیل در منطقه حساس E1 را به دلیل هزینههای بینالمللی آن «اشتباه» خوانده و وعده داده با خشونت شهرکنشینان و آنچه صریحاً «تروریسم یهودی» نامیده، برخورد کند.
رابطه با ترامپ؛ فرصت تازه برای دیپلماسی منطقهای؟
دونالد ترامپ آشکارا حمایت خود را از نتانیاهو اعلام کرده است. او روز یکشنبه از نخستوزیر اسرائیل با عنوان «نخستوزیری جنگجوی بزرگ» تمجید کرد و هشدار داد که هر فرد دیگری انتخاب اشتباهی خواهد بود؛ اظهاراتی که نشان میدهد واشنگتن ترجیح میدهد نتانیاهو در قدرت بماند.
آیزنکوت و دیگر رهبران مخالف، بنا بر گزارش منابع اسرائیلی، از طریق واسطههایی از جمله میریام ادلسون، حامی مالی جمهوریخواه، از کاخ سفید خواسته بودند در انتخابات مداخله نکند؛ تلاشی که ظاهراً نتیجهای نداشت.
با این حال، روابط نتانیاهو و ترامپ نیز بدون تنش نبوده است. حملات اسرائیل در لبنان و غزه در سال گذشته، تلاشهای دولت آمریکا برای پیشبرد صلح منطقهای را با مشکل مواجه کرده است.
پیروزی انتخاباتی آیزنکوت نیز به معنای تغییر فوری سیاستهای اسرائیل نخواهد بود.
