محمد ساوجی، متولد ۱۳۲۶ تهران، دانش‌آموخته علوم سیاسی در دانشگاه‌ تهران و انگلستان بود. وی از استادان محبوب علوم سیاسی بود. از آثاری که ساوجی ترجمه کرده می‌توان به کتاب «ذهن بی‌خانمان: نوسازی و آگاهی» نوشته پیتر برگر، بریجیت برگر و هانسفرید کلنر (نشر نی) و کتاب « فلسفه سیاسی قرن بیستم» نوشته دونالد اتول زول (نشر آگه) اشاره کرد.

به گزارش خبرگزاری کتاب ایران(ایبنا)؛ محمد ساوجی، استاد بازنشسته علوم سیاسی دانشگاه آزاد کرج و مترجم آثاری در حوزه اندیشه سیاسی درگذشت.

به گفته کاوه حسین‌زاده راد،‌پژوهشگر علوم سیاسی،‌ دکتر ساوجی، متولد ۱۳۲۶ تهران، دانش‌آموخته علوم سیاسی در دانشگاه‌ تهران و انگلستان بود. وی از استادان محبوب علوم سیاسی بود. از آثاری که ساوجی ترجمه کرده می‌توان به کتاب «ذهن بی‌خانمان: نوسازی و آگاهی» نوشته پیتر برگر، بریجیت برگر و هانسفرید کلنر (نشر نی) و کتاب « فلسفه سیاسی قرن بیستم» نوشته دونالد اتول زول (نشر آگه) اشاره کرد.

پیکر محمد ساوجی روز یکشنبه ۲۶ مهرماه در بهشت زهرای تهران به خاک سپرده شد.

به مناسبت درگذشت او عصر جمعه ۱ آبانماه ساعت ۱۵ تا ۱۷ مراسمی در منزل او به نشانی تهران،‌پارک وی،‌ خیابان ولیعصر، خیابان خالقی،‌ کوچه آریا،‌ پلاک ۲، مجتمع آریا، پارک رزیدنس برگزار خواهد شد.

همچنین به مناسبت درگذشت محمد ساوجی، حسینعلی نوذری، استاد و پژوهشگر علوم سیاسی یادداشتی نگاشته که متن آن از نظر می‌گذرد:

محمد ساوجی، مترجم «ذهن بی‌خانمان» درگذشت

بگذار تا بگریم چون ابر در بهاران

کز سنگ ناله خیزد روز وداع یاران ...

*

خبر بسیار تلخ و دُژخیم و دُژخوار و دُژوار و جان‌گداز و جان‌کاه و سَتیهَنده بود:

دوست مهربان و صمیمی و وارسته، استاد فرزانه و فرهیخته‌مان جناب آقای دکتر محمد ساوجی،

این جانِ شیفته،

عزیزِ گران‌مایه،

جانِ جهان و جلوه جانان،

که همه امیدمان

و خان و مان‌مان بود،

که تلألؤی وجود نازنین‌اش

توتیای چشمان‌مان،

و کلام و سخن و ظهور و حضورش، تجلی‌بخش و شور فرین و حیات‌افزای وجدان بیدارمان بود،

و لحظه لحظه و هر نفس‌اش فروغ جاودان‌مان بود ...

چه بی‌گاه و ناهنگام،

در بُهت و ناباوری و تردید،

تنهایمان گذاشت ...

و

حِرمان و حسرت

شرر و شرنگِ

بی‌یاری و بی‌یاوری

و بی‌کسی و بی‌پناهی و

بی‌گریزی و بی‌گزیری را

به تلخیِ شوکرانِ جان

به شوریِ خونابه دل

بر جان و دل و روح و روان و ذهن و زبان و حضور و ضمیرمان

فشاند و نشاند

رفت و

به ستاره‌ها پیوست ...

به افق‌های دوردست همه آرمان‌ها و آمال و امیدها و نویدها و اسحار و سپیده‌دمان‌ها و طلوع فروغ تابان آزادی و برابری و عدالت

که خود تبلور و تجسم و تحقق بارز همه این‌ها بود.

** *

دریغا و فسوسا !

* ***

دکتر حسینعلی نوذری،

تهران، شنبه بیست‌وپنجم مهرماه جلالی، سال یک‌هزار و چهارصدوپنج خورشیدی.