عمارت تاریخی ناصرالدین میرزا، بنایی ارزشمند از میراث قاجار که روزگاری با هزینه صندوق بازنشستگی کشوری مرمت و به موزه بازنشستگی تبدیل شده بود، حالا در میانه مکاتبات جنجالی و مذاکرات واگذاری توسط همین صندوق قرار گرفته است.
رویداد۲۴ | رحیم محمدزاده- نام صندوق بازنشستگی و زیرمجموعههای آن در چند وقت اخیر بیشتر با کلید واژههایی مانند بیکفایتی، ناکارآمدی، فساد و هدررفت سرمایه و بحران ملی گره خورده است. بیمسئولیتی و اهمال مدیریتی در بدنه صندوق بازنشستگی کشوری، حالا دیگر از مرزهای اداری و مالی گذشته و به حوزههایی نفوذ کرده است که هرگونه خطایی در آنها، جبرانناپذیر است.
حوزههایی، چون میراث ملی و هویت تاریخی کشور که انتظار میرفت با دقت بیشتری با آنها برخورد شود. وقتی سازمانی که متولی تامین رفاه بازنشستگان است، حتی در حفظ و صیانت از یک عمارت تاریخی نیز دچار لغزش شود، باید پرسید که چه مقدار از داراییهای این صندوق در معرض خطر بیتدبیری یا تصمیمات پشتپرده قرار دارد؟ رسیدن دست بیمسئولیتی به میراث فرهنگی، نشان از فقدان یک استراتژی حفاظتی و نظارتی در مدیریت این صندوق دارد.
ماجرای عمارت ناصرالدین میرزا چیست؟
بر اساس اسناد و نامههای رسمی (از جمله نامه وزارت میراث فرهنگی و دیوان محاسبات کشور)، عمارت تاریخی ناصرالدین میرزا به مساحت تقریبی ۹۱۸ مترمربع در مالکیت صندوق بازنشستگی کشوری قرار دارد. ظاهرا مذاکراتی میان سازمان آموزش فنی و حرفهای کشور و صندوق توسعه صنایع دستی و فرش دستباف برای واگذاری این عمارت شکل گرفته است.
در حالی که وزارت میراث فرهنگی، گردشگری و صنایع دستی در نامهای خواستار واگذاری این عمارت برای تبدیل آن به خانه مرکزی صنایع دستی و احیا و بهرهبرداری از آن در راستای برنامههای توسعه اقتصادی شده بود، واکنش دیوان محاسبات کشور نشاندهنده یک بحران در این پرونده است.
دیوان محاسبات در نامهای که توسط رویداد۲۴ رویت شده، با لحنی تند به مدیرعامل و اعضا هیئت مدیره صندوق بازنشستگی کشوری اخطار داده است که هرگونه اقدام برای واگذاری این ملک بدون مجوز قانونی، غیرقانونی است. در واقع، صندوق بازنشستگی در موقعیتی قرار گرفته که از یک سو فشار برای واگذاری ملک جهت احیای میراثی را دارد و از سوی دیگر، متهم به عدم رعایت تشریفات قانونی، فقدان مستندات و احتمال تضییع حقوق مالی صندوق است.
توافقات پشت پرده بر سر میراث فرهنگی
نکته تکاندهنده در نامه دیوان محاسبات، دستور استعلام تمامی صورتجلسات و پیشنویس قراردادها ظرف ۷۲ ساعت است. این یعنی احتمالاً توافقاتی در پشت پرده، بدون طی کردن مراحل قانونی صورت گرفته که حالا مورد تردید قرار گرفته است. دیوان محاسبات صریحاً هشدار داده است که هرگونه تعلل یا پنهانکاری، مستقیماً به دادسرای دیوان محاسبات ارجاع خواهد شد.
همچنین، اشاره به ترک فعل مدیران فعلی و سابق شرکتهای متبوع در بخش رونوشتهای نامه، نشان میدهد که مدیریت اموال صندوق بازنشستگی کشوری دچار نوعی هرجومرج است. دیوان محاسبات از مدیرعامل این هلدینگ خواسته است تا دلایل ترک فعل مدیران فعلی و سابق را در خصوص مدیریت اموال صندوق ارائه دهد.
این بخش از گزارش ما را با حقیقتی تلخ روبهرو میکند. مدیریت اموال صندوق بازنشستگی کشوری دچار یک گسست شدید است. از یک سو هیئت مدیره تصمیم میگیرد، از سوی دیگر هلدینگی مسئول اجراست و از سوی دیگر سازمانهای دولتی برای تصاحب یا بهرهبرداری از املاک فشار میآورند. وقتی در یک سازمان، عبارت ترک فعل مدیران در نامههای رسمی دیوان محاسبات جاری شود، یعنی سیستم نظارت داخلی به طور کامل فلج شده است.
شرکتهای که قرار بودن بازوی اجرایی و مدیریتی املاک صندوق باشد، حالا متهم به ترک فعل است. این یعنی املاکی با ارزشهای میلیاردی و تاریخی، بدون نظارت دقیق، بدون ثبت صحیح در دفاتر مالی و بدون استراتژی حفاظتی رها شدهاند. وقتی شرکتی که مسئول مدیریت اموال است، در اجرای مصوبات هیئت مدیره کوتاهی میکند، نتیجه آن یا تخریب بناهای تاریخی است و یا واگذاریهای مشکوکی که در نهایت منجر به ضرر مالی دولت و نابودی میراث ملی میشود.
عمارت سلطان میرزا کجاست؟
این عمارت صرفاً یک ساختمان قدیمی یا یک دارایی ملک در ترازنامه صندوق بازنشستگی نیست؛ بلکه یک سند زنده تاریخی است. اهمیت این بنا در چند محور خلاصه میشود. اول ارزش معماری و تاریخی است. این بنا متعلق به دوران ناصرالدین میرزا است و فصل مهمی از تاریخ شهری تهران را تشکیل میدهد. هرگونه تغییر غیرکارشناسی یا واگذاری به سازمانهایی که تخصص میراثی ندارند، میتواند منجر به تخریب هویت بنا شود.
دوم پتانسیل اقتصادی و فرهنگی آن است. همانطور که در نامه وزارت میراث فرهنگی اشاره شده، تبدیل این بنا به مرکز صنایع دستی میتواند منجر به اشتغالزایی، احیای هنرهای دستی و تبدیل این مکان به یک قطب گردشگری شود.
سوم نماد صیانت از میراث ملی است.
حفظ این عمارت، آزمونی برای سازمانهای دولتی است تا نشان دهند آیا نگاهی فراتر از نگاه سود و ضرر کوتاه مدت به میراث ملی دارند یا خیر.
اگر نگاهی دقیق به مکاتبات اندازیم، متوجه تضاد عجیبی میشویم. از یک طرف، وزارت میراث فرهنگی با نگاهی توسعهمحور به دنبال استخراج ارزشهای فرهنگی بناست و از طرف دیگر، دیوان محاسبات کشور با نگاهی نظارتی، یک تخلف واضح را تشخیص داده است.
اما در پایان این نکته مهم است که چرا صندوق بازنشستگی کشوری در حالی که سالهای قبل این امارت را به عنوان موزه بازنشستگی کشوری افتتاح و مرمت کرده بود و حتی مراسمهایی با حضور بازنشستگان در آن برگزار شده بود، بهره برداری از آن را رها کرده است و حالا به راحتی در حال واگذاری این اثر ارزشمند به سازمانی دیگر است؟
