جهان در آستانه شوک تازه انرژی
افزایش احتمال ازسرگیری جنگ آمریکا و اسرائیل علیه ایران، نگرانیها درباره جهش قیمت انرژی، گسترش درگیریهای منطقهای و اختلال تجارت جهانی را تشدید کرده است. حملات نظامی نه توانمندیهای هستهای ایران را نابود میکنند و نه به تغییر در حاکمیت میانجامند، اما هزینههای انسانی و اقتصادی دارند. احیای مذاکرات، پیمان عدم تجاوز منطقهای و فشار هماهنگ اروپا و متحدان آمریکا برای جلوگیری از جنگی گسترده ضروری دانسته میشود.
فرارو– سیمون تیسدال، تحلیلگر ارشد مسائل بین الملل و ستون نویس روزنامه گاردین
به گزارش فرارو به نقل از روزنامه گاردین، با افزایش احتمال ازسرگیری جنگ آمریکا و اسرائیل علیه ایران، نگرانیها درباره جهش قیمت انرژی، گسترش درگیریهای منطقهای و تضعیف مناسبات غرب با متحدانش افزایش یافته است. راه جلوگیری از این بحران، احیای دیپلماسی و شکلگیری فشاری بینالمللی برای مهار تنشها است.
در آستانه وقوع فاجعهای دیگر درباره ایران، یک پرسش بیش از هر چیز اهمیت دارد: چگونه میتوان پیش از آنکه دیر شود، جلوی آن را گرفت؟ فارغ از نتیجه انتخابات اسرائیل و انتخابات میاندورهای آمریکا، به نظر میرسد دونالد ترامپ و بنیامین نتانیاهو به ازسرگیری جنگی تمایل دارند که از نگاه منتقدان، بدون توجیه قانونی و با محاسباتی پرخطر آغاز شد و سپس گسترش یافت.
بااینحال، سه نتیجه محتمل به نظر میرسد: آمریکا و اسرائیل بار دیگر در نابودی توانمندیهای هستهای ایران ناکام خواهند ماند؛ حکومت ایران دوام خواهد آورد؛ و میلیونها شهروند در سراسر جهان هزینه این تجاوز نظامی را خواهند پرداخت.
جنگی که ممکن است از کنترل خارج شود
ترامپ در تلاش است مسئولیت شکست احتمالی جمهوریخواهان در انتخابات میاندورهای را از دوش خود بردارد؛ شکستی که افزایش قیمت سوخت و کالاهای مصرفی در پی جنگ، به تشدید آن کمک کرده است. او ابتدا حملات اوکراین به پالایشگاههای روسیه را عامل افزایش قیمتها معرفی کرد، اما این توضیح نتوانست نگرانیها را برطرف کند. سپس به توافقی برای خرید گازوئیل از روسیه روی آورد؛ اقدامی که منتقدان آن را امتیازی به ولادیمیر پوتین میدانند.
ترامپ همچنین از متحدان آمریکا خواست ذخایر راهبردی خود را وارد بازار کنند، اما همزمان رهبران اروپایی را که جنگ را فاجعهبار میدانند، به حاشیه راند. گزارشها حاکی است که او در برابر فشارهای لحظه آخری نتانیاهو برای حمله به ایران در ماه جاری نیز مقاومت کرده؛ زیرا نگران بوده است که چنین اقدامی موجی گسترده از حمایت انتخاباتی از دموکراتها ایجاد کند.
اما با پایان انتخابات میاندورهای، این ملاحظات سیاسی ممکن است اهمیت خود را از دست بدهند. ترامپ در دو سال پایانی ریاستجمهوریاش آزادی عمل بیشتری در سیاست خارجی خواهد داشت. انگیزههای او بیش از آنکه به برنامه هستهای ایران یا ادعاهایش درباره ایران مربوط باشد، ریشه در سیاست انتقامجویانه و تمایل به تحمیل اراده خود دارد.
از این منظر، ایران به این دلیل هدف قرار گرفته که در برابر خواستههای واشنگتن مقاومت کرده است. ترامپ ظاهراً انتظار داشت پیروزیای سریع و آسان، مشابه آنچه در ونزوئلا تصور میکرد، به دست آورد؛ اما نتیجه، بهجای تسلیم ایران، افزایش هزینهها و ورود به جنگی فرسایشی بود.
پیامدهایی فراتر از مرزهای ایران
ازسرگیری حملات آمریکا و اسرائیل پس از سوم نوامبر میتواند پیامدهایی گسترده داشته باشد. نخستین پیامد محتمل، افزایش دوباره قیمت نفت است؛ افزایشی که ممکن است به سطوح بیسابقه برسد و هزینه زندگی را در کشورهای مختلف بالا ببرد.
برخی مقامهای پنتاگون هشدار دادهاند که ایران ممکن است با حملات موشکی و پهپادی به عربستان سعودی و دیگر کشورهای خلیج فارس پاسخ دهد. احتمال هدفگرفتن کابلهای زیردریایی اینترنت و تشدید محدودیتها در تنگه هرمز و بابالمندب نیز مطرح شده است. تحقق چنین سناریویی میتواند عرضه جهانی انرژی، حملونقل و تجارت بینالمللی را بهشدت مختل کند.
گزارشها حاکی است ترامپ حملهای محدود و غافلگیرکننده را در نظر دارد که عمدتاً تأسیسات کوهستانی محل نگهداری ذخایر اورانیوم غنیشده ادعایی، پایگاههای موشکی و شبکه برق را هدف قرار دهد. اما مقامهای نظامی آمریکا پیشتر نیز مدعی انهدام بسیاری از همین اهداف شده بودند؛ بنابراین، دستیابی به موفقیتی تضمینشده نیست.
آیا آمریکا حق دارد منطقه را به جنگ بکشاند؟
دو پرسش اساسی مطرح است. نخست اینکه آمریکا بر چه اساسی خود را محق میداند با چنین شیوهای رفتار کند؟ پس از دههها مداخله نظامی پرهزینه و شکستخورده، آیا سیاستمداران و رأیدهندگان آمریکایی به این نتیجه نرسیدهاند که جهان نه خواهان نجات اجباری از سوی واشنگتن است و نه به آن نیاز دارد؟ پرسش دوم مهمتر است: چگونه میتوان از وقوع فاجعه جلوگیری کرد؟ ازسرگیری جنگ و تبدیل آن به بحرانی گسترده با پیامدهای جهانی اجتنابناپذیر نیست، اما برای جلوگیری از آن باید فوراً اقدام کرد.
روند مذاکراتی با میانجیگری قطر، با وجود بیتوجهی و تحریم آن از سوی کاخ سفید، هنوز کاملاً از بین نرفته است. بدر البوسعیدی، وزیر خارجه عمان، اخیراً به روزنامه گاردین گفته است که اگر فرصت کافی به دیپلماسی داده شود، مذاکرات همچنان میتواند به نتایجی عملی منجر شود. او همچنین پیشنهاد کرده است راهحلی بلندمدت از طریق پیمان عدم تجاوز میان شش کشور عربی خلیج فارس، ایران و عراق شکل بگیرد؛ پیمانی که بر این اصل استوار باشد که کشورهای منطقه خود مسئولیت مشترک تأمین امنیت آیندهشان را بر عهده بگیرند، نه اینکه این مسئولیت به آمریکا واگذار شود. همزمان، مقامهای ارشد عربستان سعودی، پاکستان و ترکیه برای جلوگیری از آغاز دوباره جنگ به تهران سفر کردهاند.
بااینحال، امید چندانی وجود ندارد که ترامپ و نتانیاهو صرفاً با توصیههای دیپلماتیک از تصمیم خود منصرف شوند. ازاینرو، اقدامی سریع، قاطع و هماهنگ از سوی بریتانیا، متحدان اروپایی آن و دیگر دولتهای همسو لازم است. این کشورها باید بهطور رسمی به واشنگتن و تلآویو هشدار دهند که نادیدهگرفتن افکار عمومی جهان و آغاز دوباره جنگ میتواند به گسستی پایدار در روابط بینالمللی منجر شود.
