تهران امروز میزبان مقامهای ارشد عربستان، پاکستان و ترکیه است؛ نشستی کمسابقه که از یک سو با حملات حوثیها و پیمان دفاعی مکه گره خورده و از سوی دیگر این پرسش را مطرح کرده که آیا دیپلماسی منطقهای میتواند از گسترش بحران و یک رویارویی بزرگتر جلوگیری کند؟
رویداد۲۴| تهران امروز میزبان نشستی با حضور مقامهای ارشد ایران و نمایندگان سه کشور عربستان سعودی، پاکستان و ترکیه است؛ نشستی که اهمیت آن فقط به حضور مقامهای عالیرتبه محدود نمیشود، بلکه زمان برگزاری و شرایط امنیتی منطقه نیز به آن وزن سیاسی و نظامی بیشتری میدهد.
خالد بنسلمان، وزیر دفاع عربستان سعودی، عاصم منیر، فرمانده ارتش پاکستان و ابراهیم کالین، رئیس دستگاه اطلاعاتی ترکیه، قرار است با مقامهای ایرانی درباره هماهنگیهای منطقهای گفتوگو کنند. رویترز این خبر را به نقل از دو منبع آگاه منتشر کرده است. علی باقریکنی، معاون دبیر شورای عالی امنیت ملی ایران نیز برگزاری نشست مشترک این مقامها در تهران را تأیید کرده است.
باقریکنی در توضیح این سفر گفته است که عاصم منیر پیشتر در دیدار با محسن رضایی، دبیر شورای عالی امنیت ملی، از تصمیم مقامهای ارشد عربستان، ترکیه و پاکستان برای سفر به تهران خبر داده بود. به گفته او، محور این نشست، رایزنی درباره «امنیت درونزا» در منطقه است؛ مفهومی که در ادبیات سیاست خارجی ایران به تأمین امنیت منطقه به دست کشورهای منطقه و بدون اتکای تعیینکننده به قدرتهای خارجی اشاره دارد.
با این حال، هنوز نمیتوان صرفاً بر اساس اعلام دستور کار رسمی، درباره نتیجه نشست یا نقش دقیق آن در کاهش تنشهای میان ایران و آمریکا قضاوت کرد. آنچه اهمیت دارد، همزمانی این دیدار با مجموعهای از تحولات امنیتی است که منافع هر چهار کشور را، با وجود اختلافات سیاسی و راهبردی، به یکدیگر گره زده است.
پیمان مکه؛ توافق دفاعی که پای ایران را به محاسبات امنیتی باز میکند
یکی از مهمترین زمینههای این نشست، توافق دفاعی مشترک عربستان، پاکستان و ترکیه است؛ توافقی که در مردادماه امسال امضا شد و بر اساس آن، حمله مسلحانه به یکی از اعضا، حمله به همه اعضا تلقی میشود. اما پرسش اصلی اینجاست که چرا در شرایطی که این سه کشور در حال تقویت همکاریهای دفاعی خود هستند، مقامهای ارشدشان به تهران سفر میکنند؟
پاسخ را باید در تفاوت میان تشکیل یک سازوکار دفاعی و مدیریت روابط با قدرتهای منطقهای جستوجو کرد. عربستان، ترکیه و پاکستان ممکن است به دنبال تقویت توان بازدارندگی و هماهنگی نظامی خود باشند، اما این هدف لزوماً به معنای تمایل به ورود به یک جنگ گسترده با ایران نیست. برعکس، اگر درگیری تازهای آغاز شود، هر سه کشور با پیامدهای امنیتی، اقتصادی و سیاسی آن مواجه خواهند شد.
از این منظر، مذاکره با تهران میتواند بخشی از تلاش برای جلوگیری از گسترش بحران باشد؛ تلاشی که در کنار تقویت توان دفاعی، بر کاهش احتمال برخورد مستقیم یا مهار دامنه درگیری متمرکز میشود.
نگرانی عربستان از یمن؛ چرا ریاض به گفتوگو با تهران نیاز دارد؟
یکی از مهمترین عوامل پشتپرده این تحولات، تشدید حملات حوثیهای یمن به عربستان سعودی است. رویترز در گزارش امروز خود نوشته است که عربستان در روز یکشنبه نیز موج دیگری از موشکها و پهپادها را رهگیری کرده و درگیری با این گروه ادامه داشته است. این خبرگزاری، سفر مقامهای سه کشور به تهران را نخستین تماس در سطح عالی میان ایران و همه اعضای پیمان مکه از زمان تشدید این حملات توصیف کرده است.
این تحول برای ریاض اهمیت ویژهای دارد. عربستان در سالهای گذشته هزینه سنگینی برای جنگ یمن پرداخته و تجربه حملات موشکی و پهپادی به زیرساختهای خود را نیز پشت سر گذاشته است. اکنون، در شرایطی که این کشور در حال تقویت همکاریهای دفاعی با پاکستان و ترکیه است، مهار تهدیدهای امنیتی از جبهه یمن همچنان یکی از اولویتهای آن به شمار میرود.
در همین زمینه، مصطفی نجفی، مشاور محسن رضایی، در ارزیابی خود از سفر مقامهای منطقهای نوشته که این نشست احتمالاً بیش از آنکه با هدف میانجیگری میان تهران و واشنگتن برگزار شده باشد، به تحولات منطقهای از جمله پرونده یمن و مسائل امنیتی و نظامی اختصاص دارد. او البته احتمال طرح پیشنهادهایی برای کاهش تنش را نیز منتفی ندانسته است.
وی همچنین احتمال داده است که ایده برگزاری این نشست در جریان سفر هفته گذشته عاصم منیر به تهران مطرح شده باشد. به گفته او، عربستان و دیگر کشورهای عضو پیمان مکه میکوشند با مدیریت تنشها و فاصله گرفتن از رویارویی احتمالی میان ایران، آمریکا و اسرائیل، هزینههای یک درگیری تازه را کاهش دهند.
نقش پیچیده پاکستان
در میان سه کشور حاضر در پیمان مکه، پاکستان موقعیت متفاوتی دارد. اسلامآباد هم با عربستان روابط دفاعی نزدیکی دارد و هم در ماههای گذشته در تماسهای میان تهران و واشنگتن نقش واسطه را ایفا کرده است.
رویترز در گزارش خود درباره نشست تهران به همین نقش پاکستان اشاره کرده، اما همزمان یادآور شده است که تلاشهای پیشین برای میانجیگری میان ایران و آمریکا پس از ازسرگیری درگیریها به نتیجه نرسیده بود. این سابقه نشان میدهد که حضور عاصم منیر در تهران میتواند دو سطح از گفتوگو را به هم پیوند دهد: نخست، رایزنی درباره امنیت منطقهای و روابط میان کشورهای همسایه؛ دوم، بررسی امکان جلوگیری از تشدید تقابل ایران و آمریکا.
پاکستان در عین حال باید ملاحظات خود را در روابط با عربستان، ترکیه، ایران و آمریکا حفظ کند. اگر تنشها به یک جنگ منطقهای گسترده تبدیل شود، اسلامآباد نیز ممکن است با فشارهای سیاسی و امنیتی بیشتری روبهرو شود. بنابراین، کاهش خطر جنگ میتواند با منافع پاکستان همسو باشد، حتی اگر این کشور نتواند بهتنهایی میان تهران و واشنگتن توافقی ایجاد کند.
پیشنهاد ظریف؛ امنیت منطقهای بدون اتکای خارجی
همزمان با این تحولات، محمدجواد ظریف، وزیر خارجه پیشین ایران، نیز بر ضرورت استفاده از فرصت نشست تهران برای ایجاد یک سازوکار امنیتی فراگیر در غرب آسیا تأکید کرده است.
او نوشته است: «پیشنهاد میکنم از دیدار امروز برای پایه گذاری شبکه امنیتی آیای غربی بهره بگیریم. وصل یک شبکه منطقهای فراگیر بر پایه عدم تجاوز، اعتماد سازی متقابل و رفاه مشترک است. امنیت منطقه وارداتی نیست؛ باید به دست مردمان همین منطقه و با هم ساخته شود.»
پیشنهاد ظریف از این جهت اهمیت دارد که بحث امنیت منطقهای را از سطح رایزنیهای موردی فراتر میبرد و به ضرورت ایجاد قواعد پایدار برای جلوگیری از درگیری میرساند. در چنین چارچوبی، اصل عدم تجاوز، اعتمادسازی متقابل، سازوکارهای ارتباطی در شرایط بحران و همکاری اقتصادی میتوانند از تبدیل اختلافات سیاسی به رویارویی نظامی جلوگیری کنند.
البته میان طرح چنین ایدهای و امکان اجرای آن فاصله زیادی وجود دارد. کشورهای منطقه در موضوعاتی مانند یمن، نقش آمریکا در خلیج فارس، روابط با اسرائیل، رقابتهای نظامی و نفوذ منطقهای اختلافات جدی دارند. حتی اعضای پیمان مکه نیز با وجود توافق دفاعی مشترک، الزاماً در تمام پروندههای منطقهای مواضع یکسانی ندارند.
به همین دلیل، آزمون واقعی چنین ابتکاری نه در بیانیههای سیاسی، بلکه در توانایی کشورها برای توافق بر سر قواعد عملی، جلوگیری از حملات فرامرزی و ایجاد کانالهای پایدار ارتباطی خواهد بود.
آیا نشست تهران میتواند مانع جنگ تازه شود؟
اهمیت نشست امروز را باید در همین نقطه جستوجو کرد. منطقه با مجموعهای از بحرانهای درهمتنیده روبهروست؛ از جنگ و تهدیدهای نظامی علیه ایران گرفته تا حملات حوثیها به عربستان و تلاش کشورهای منطقه برای بازتعریف ترتیبات دفاعی خود.
در چنین شرایطی، سفر مقامهای ارشد عربستان، پاکستان و ترکیه به تهران میتواند نشانهای از تلاش برای مدیریت بحران باشد؛ اما هنوز شواهد کافی برای نتیجهگیری درباره موفقیت این تلاش وجود ندارد. اعلام هدف «امنیت درونزا» از سوی مقامهای ایرانی نیز بیانگر چارچوب مطلوب تهران است، نه لزوماً توافق مشترک چهار کشور بر سر همه ابعاد آن.
از سوی دیگر، پیمان دفاعی مکه دو وجه متفاوت دارد. از یک طرف، میتواند با افزایش هماهنگی دفاعی اعضا به تقویت بازدارندگی کمک کند؛ از طرف دیگر، در صورت تشدید رقابتهای نظامی و گسترش بیاعتمادی، ممکن است به پیچیدهتر شدن محاسبات امنیتی منطقه بینجامد. تأثیر نهایی این توافق به نحوه اجرای آن و نوع رابطه اعضایش با سایر کشورهای منطقه بستگی دارد.
در نهایت، معیار موفقیت نشست تهران این نیست که مقامها صرفاً بر ضرورت امنیت منطقهای تأکید کنند؛ معیار اصلی آن است که آیا این گفتوگوها میتواند خطر برخورد نظامی را کاهش دهد و به سازوکاری قابل اتکا برای حل اختلافات منجر شود یا نه. تا روشن شدن نتیجه مذاکرات، هم احتمال طرح ابتکارهایی برای کاهش تنش وجود دارد و هم باید از تعبیر این سفر بهعنوان نشانه قطعی توافق یا توقف جنگ پرهیز کرد.
