کرمان- پته کرمان یکی از زیباترین دست دوزهای زنان به دلیل عدم برنامه ریزی مناسب مسئولان و عدم بازاریابی آن مغفول مانده است.
خبرگزاری مهر- گروه استان ها: پتهدوزی، هنر دستدوزی که با نخهای رنگی بر زمینهای از پارچه پشمی ضخیم نقش میبندد، یکی از کهنترین و اصیلترین صنایع دستی استان کرمان محسوب میشود که قرنهاست با هویت فرهنگی و اقتصاد خانوار مردم این دیار گره خورده است.
این هنر که در گذشته نه فقط برای زیبایی، بلکه به عنوان زبانی بصری برای بازتاب باورها، خاطرات و نمادهای زندگی مردم به کار میرفت، امروز با چالشهای جدی دستوپنجه نرم میکند.
روپوش مقبره شاه نعمتالله ولی منحصر به فرد ترین پته کرمان
این هنر در دوران صفویه در کرمان رایج بوده و به اوج خود رسیده است و قدیمیترین نمونههای به جامانده از پته کرمان مربوط به عصر صفوی می باشد و در کتب این دوره نیز به آن اشاره شده است.
یکی از قدیمیترین پتههای بهجامانده، روپوش مقبره شاه نعمتالله ولی در ماهان کرمان است که به تاریخ ۱۲۸۵ هجری قمری دوخته شده و حاصل دو سال کار مداوم ۱۶ بانوی پتهدوز کرمانی است که با نخهای ابریشمی الوان بر روی پارچه پشمی کرمرنگ دوخته شده است. این اثر نفیس امروزه به دلیل ارزش هنری بالای خود در موزه نگهداری میشود.
پته بر روی پارچهای پشمی و دستباف به نام عریض یا شال دوخته میشود و نخهای مورد استفاده، نوعی نخ پشمی به نام ریس هستند که در گذشته به شکل دستی و امروزه به وسیله ماشین ریسیده میشوند.
پتههای دوران صفویه و زندیه به قدری ظرافت داشتند که با نگاه کردن به آنها، انسان حیرتزده میشود که چگونه این نقوش ریز با نخهای ظریف دوخته شدهاند.
نقشهایی چون بته جقه و درخت زندگی که از اصیلترین نگارههای ایرانی محسوب میشوند، در پته کرمان جلوهای خاص دارند.
هر پته یک اثر هنری یکتا محسوب میشود که بدون استفاده از هیچگونه دوخت ماشینی و با دقت بالا دوخته میشود.
با وجود جایگاه مهمی که پته کرمان در میان صنایع دستی ایران دارد، این هنر در سالهای اخیر با چالشهای متعددی روبهرو شده است.
پته کرمان با مشکلاتی همچون کاهش نیروی ماهر، تغییر ذائقه بازار، گسترش تولیدات غیراصیل و کمرنگ شدن آموزش سنتی مواجه است که تداوم این هنر اصیل را با تهدید روبهرو کرده است.
نبود موزه تخصصی و مرکز جامع آموزش نیز مانع از معرفی و توسعه این رشته هنری بود که البته طی روزهای اخیر موزه راه اندازی شد و در حال حاضر حدود ۲۰ هزار هنرمند پتهدوز در استان کرمان مشغول به فعالیت هستند.
پتهدوزان کرمان با مشکلات متعددی دستوپنجه نرم میکنند
یکی از مشکلات پته دوزی ناشناخته بودن این هنر در سطح ملی و بینالمللی است.
بسیاری از افراد حتی در ایران، پته را با سایر سوزن دوزیها اشتباه میگیرند و این ناشناخته بودن، بازار فروش را محدود کرده است. مشکل تأمین مواد اولیه از دیگر مشکلات این بخش است.
مواد اولیه خاص موردنیاز برای پتهدوزی، از جمله رنگهای گیاهی و شال مناسب، حتی در کرمان تولید نمیشود و بیشتر وارداتی است و این واردات با نوسانات قیمت ارز همراه است و کار را برای تولیدکنندگان بسیار دشوار کرده است.
نبود بازار پایدار داخلی و صادراتی، دلالی زیاد و سود کم برای هنرمندان، نبود بستهبندی استاندارد برای صادرات و گرانی مواد اولیه از دیگر چالشهای اساسی این هنر محسوب میشود. همچنین تغییر ذائقه بازار و روی آوردن مصرفکنندگان به محصولات ارزانتر و ماشینی است که رقابت را برای پتههای دستدوز دشوارتر کرده است.
پته بخشی از هویت زنان کرمان است
پته کرمان، این هنر کهن که ریشه در تاریخ و فرهنگ این دیار دارد، امروز نیازمند حمایت جدی است.
حفظ اصالت و کیفیت این هنر باید همزمان با ایجاد زمینههای مناسب برای حضور آن در بازارهای جدید دنبال شود.
تجاریسازی اصولی، طراحی متناسب با نیاز بازار، بستهبندی حرفهای، بازاریابی و ایجاد شبکههای فروش میتواند به افزایش ارزش افزوده محصولات پته و تقویت اقتصاد هنرمندان کمک کند و بدون این اقدامات، خطر آن وجود دارد که این میراث فرهنگی ارزشمند، که سالها بخشی از اقتصاد خانوار و هویت فرهنگی مردم کرمان بوده است، به فراموشی سپرده شود.
پتهدوزی، هنر دستدوزی که با نخهای رنگین بر زمینه پارچههای پشمی گره میخورد، قرنهاست با زندگی مردم کرمان عجین شده است.
این هنر که روزگاری نه فقط برای تزئین، بلکه بهعنوان زبانی برای بازتاب باورها و روایت زندگی مردم این دیار به کار میرفت، این روزها با چالشهایی روبهروست که نفس آن را به شماره انداخته است.
در اینجا پای درد دل سه زن پسته دوز که در میدان گنجعلیخان کرمان حجره دارند می نشینیم.
مشکل تأمین مواد اولیه؛ گرانی و وابستگی به واردات
مرضیه، پتهدوزی که بیش از دو دهه در این حرفه فعالیت دارد، عمدهترین مشکل خود را تأمین مواد اولیه میداند.
وی به خبرنگار مهر میگوید: مواد اولیه خاص موردنیاز برای این کار حتی در کرمان تولید نمیشود و بیشتر وارداتی است. رنگهای گیاهی و شال مناسب برای دوخت پته از خارج تأمین میشود و این واردات با نوسانات قیمت ارز همراه است که کار را برای تولیدکنندگان بسیار دشوار کرده است.
وی با اشاره به اینکه قیمت مواد اولیه هر چند وقت یکبار بهطور غیرمنتظره تغییر میکند، افزود: گاهی قیمتی که برای یک کیلو از این مواد پرداخت میکنم، به یکباره چند برابر میشود و این موضوع برنامهریزی برای تولید را غیرممکن میکند.
به گفته او، استفاده از مواد اولیه درجه یک برای حفظ کیفیت پته ضروری است، اما گرانی این مواد و عدم صرفه اقتصادی، بسیاری از پتهدوزان را به سمت استفاده از مواد بیکیفیت سوق داده است.
ناشناخته بودن هنر پته و گسترش تولیدات غیراصیل
مهدیه، پتهدوز کرمانی که سالهاست در تهران به معرفی این هنر مشغول است و در بازار کرمان حجره دارد در گفتگو با خبرنگار مهر با گلایه از ناشناخته بودن پته در سطح ملی می گوید: پتهدوزی برای من یک هنر خانوادگی است و از آنجا که خانوادهام در این حوزه فعالیت داشتند، تصمیم گرفتم به این مسیر وارد شوم.
وی می افزاید: مادربزرگم از گذشته در این کار بود، اما به نظر میرسد هنر پتهدوزی دیگر در حال منسوخ شدن است.
وی با اشاره به اینکه بسیاری از افراد حتی در استان های مجاور این هنر را نمیشناسند ادامه می دهد: وقتی به تهران آمدم، متوجه شدم بسیاری هنر سوزندوزی زاهدان را بیشتر میشناختند و حتی برخی کارهای پته را با آن اشتباه میگرفتند.
وی یکی از اصلیترین مشکلات را ناشناخته بودن این هنر می داند و می گوید: به نظر میرسد یکی از اصلیترین مشکلات ما ناشناخته بودن این هنر است.
وی همچنین به مسئله گسترش تولیدات غیراصیل اشاره و می افزاید: تغییر سلیقه بازار و حضور نمونههای تقلیدی، زنگ خطر فراموشی پته را بلندتر از گذشته به صدا درآورده است.
بازار فروش؛ دلالی و سود کم برای هنرمندان
پروین، پتهدوز دیگری که سالها در این حوزه فعالیت داشته، مشکل اصلی خود را بازار فروش و دلالی میداند.
او به خبرنگار مهر میگوید: نبود بازار پایدار داخلی و صادراتی، نبود شبکه فروش مناسب، دلالی زیاد و سود کم برای هنرمندان، نبود بستهبندی استاندارد برای صادرات و گرانی مواد اولیه، همگی دستبهدست هم دادهاند تا امرار معاش از این هنر برای ما دشوار شود.
وی با اشاره به اینکه بخش عمدهای از تولیدات پته به دلیل نبود شبکههای توزیع متمرکز با قیمتهای بسیار پایینی از تولیدکننده اصلی خریداری میشود، می افزاید: ما با عشق و علاقه این هنر را ادامه میدهیم، اما وقتی سود اصلی نصیب واسطهها میشود، انگیزهای برای ادامه کار باقی نمیماند.
پروین همچنین به مشکل حفظ نیروی ماهر جوان اشاره می کند و می گوید: کاهش نیروی ماهر، تغییر ذائقه بازار، گسترش تولیدات غیراصیل و کمرنگ شدن آموزش سنتی، تداوم این هنر اصیل را با تهدید روبهرو کرده است.
در این میان امیدهایی هم در حال زنده شدن است؛ افتتاح موزه پته در کرمان بعد از وعده های مکرر طی روزهای گذشته نقطه امیدی برای هنرمندان پته دوز کرمانی بوده است، در حالی که بسیاری از مردم حتی در ایران پته را به خوبی نمی شناسند در استان های دیگر صنایع دستی مشابه به خوبی در بازار شناسانده شده اند و این نشان می دهد مسئولان صنایع دستی استان کرمان در این زمینه به خوب عمل نکرده اند.
بازاریابی صنایع دستی به خوبی انجام نشده است
استاندار کرمان نیز در حاشیه افتتاح موزه پته کرمان در گفتگو با خبرنگار مهر بیان می کند: باید مردم باور کنند که می توانند از گردشگری و صنایع دستی منحصر به فرد استان کرمان ثروت خلق کنند.
محمدعلی طالبی، می افزاید: پته یکی از صنایع دستی مشهور استان برای مردم کرمان است، اما این هنر زیبا در کشور به خوبی نمایان نشده است و باید برای معرفی خوب مکان های گردشگری و صنایع دستی کرمان از همه پتانسیل های موجود بهره ببریم.
وی ادامه می دهد: متاسفانه در گذشته عملکردی مطلوبی در خصوص بازاریابی صنایع دستی استان کرمان انجام نشده است، در حالی که باید گردشگر را به استان کرمان دعوت کنیم و صنایع دستی را از قبل از ورود آنها به کرمان به گردشگران شناسانده باشیم.
معاون صنایعدستی استان کرمان، نیز در گفتگو با مهر، از لایههای پنهان و آشکار این هنر پرده برداشت و تأکید می کند: پته کرمان فراتر از یک محصول، یک شناسنامه بصری برای این سرزمین است. هر گره آن، راوی داستانی است و هر نقشش، پژواک صدای نسلی که در سکوت، معنا میآفرید.
ریشههایی در خاک، شاخههایی در زمان
غلامرضا فرخی، می گوید: آنچه پته را از بسیاری از صنایعدستی متمایز میکند، شیوه انتقال آن است و این هنر، هرگز در کارگاههای رسمی آموزش داده نشد؛ بلکه در کنج خانهها، در حلقه گرم مادران و مادربزرگها، از دستی به دست دیگر و از دلی به دل دیگر سپرده شد.
وی ادامه می دهد: پته، دانش ضمنی زنان کرمانی است؛ دانشی که نه در کتابها، که در حرکت انگشتها ثبت شده و این انتقال سینهبهسینه، نهتنها تکنیک، که روح این هنر را نیز منتقل کرده است.
فرخی، می گوید: از منظر مردمشناسی فرهنگی، این شیوه انتقال، پته را به یک میراث ناملموس تبدیل میکند؛ میراثی که در آن حافظه جمعی یک جامعه در هر کوک، بازتولید میشود؛ به همین دلیل، هر اثر پته، بیش از آنکه یک شیء باشد، یک روایت است؛ روایتی از صبر، از زیباییشناسی بومی، و از جهانبینی زنانی که هنر را با زندگی یکی کردند.
زنان؛ معماران خاموش هنر
معاون صنایعدستی استان کرمان می افزاید: یکی از ابعاد کمتر دیدهشده پته، نقش آن در توانمندسازی اقتصادی زنان است و این هنر که عمدتاً توسط بانوان کرمانی و در خانه خلق میشود، نمونه بارزی از اقتصاد خانگی خلاق است؛ اقتصادی که بدون نیاز به سرمایه کلان و زیرساختهای پیچیده، میتواند جریان درآمدی پایدار برای هزاران خانواده ایجاد کند.
فرخی، در این زمینه تأکید میکند: حمایت از پتهدوزی، تنها حمایت از یک رشتهی هنری نیست؛ بلکه سرمایهگذاری بر روی توانمندی زنانی است که در سکوت، چرخ اقتصاد خانواده را میچرخانند. هر اثر پته، داستانی از استقلال اقتصادی، خودباوری و کارآفرینی زنانه را در خود دارد.
وی با اشاره به این واقعیت، از ضرورت گذار پته از هنر بومی به برند جهانی سخن میگوید و معتقد است: پته کرمان همه مؤلفههای یک برند جهانی را دارد: اصالت، داستان، کیفیت و تمایز بصری. آنچه کم دارد، روایتگری حرفهای، بستهبندی هوشمند و حضور راهبردی در بازارهای هدف است.
وی می گوید: برندسازی پته، نیازمند یک اکوسیستم خلاق است؛ اکوسیستمی که در آن طراح، بازاریاب، بستهبند، روایتگر و صادرکننده، در یک زنجیره ارزش هماهنگ قرار میگیرند.
فرخی، میافزاید: ما نباید پته را فقط بفروشیم؛ باید اصالت آن را منتقل کنیم، زیرا خریدار امروز، بهدنبال کالا نیست؛ بهدنبال تجربه، اصالت و داستانی است که بتواند با آن همذاتپنداری کند.
باید گفت در جهانی که همگنسازی فرهنگی، هویتهای بومی را تهدید میکند، پته کرمان یادآوری میکند که زیبایی، معنا و اصالت، هنوز هم میتوانند در دستان یک هنرمند، در یک اتاق کوچک، در یک شهر کویری، متولد شوند و به جهان بتابند.
اگر امروز از پته سخن میگوییم، فردا باید از آن بهعنوان یک نشان جهانی یاد کنیم؛ نشانی که نه فقط بر پارچه، که بر پیشانی هنر ایران میدرخشد.
