معاون پزشکیان در یادداشتی نوشت: در ادبیات توسعه منطقهای و اقتصاد سیاسی نوین، روستاها و کانونهای عشایری دیگر صرفاً مناطقی محروم، آسیبپذیر و چشمانتظار یارانههای جبرانی تعریف نمیشوند؛ بلکه به مثابه ارکان بازتولید ارزش افزوده، حاملان هویت اصیل ایرانی و پیشرانهای واقعی تابآوری و پایداری اقتصادی در پهنه سرزمینی شناخته میشوند.
به گزارش اقتصادنیوز، «عبدالکریم حسینزاده» معاون رئیس جمهور در امور روستایی و مناطق محروم کشور در یادداشتی در روزنامه سازندگی نوشت:
عبور از «روز ملی روستا و عشایر» و ارزیابی ششمین نمایشگاه بینالمللی توانمندیهای روستایی و عشایری، مجالی راهبردی برای بازتعریف نسبت نظام برنامهریزی کشور با زیستبومهای مولد سرزمینی پدید آورده است. در ادبیات توسعه منطقهای و اقتصاد سیاسی نوین، روستاها و کانونهای عشایری دیگر صرفاً مناطقی محروم، آسیبپذیر و چشمانتظار یارانههای جبرانی تعریف نمیشوند؛ بلکه به مثابه ارکان بازتولید ارزش افزوده، حاملان هویت اصیل ایرانی و پیشرانهای واقعی تابآوری و پایداری اقتصادی در پهنه سرزمینی شناخته میشوند.
۱. چرخش گفتمانی: از یارانه جبرانی تا عاملیت ثروتآفرینی
رویداد اخیر با حضور گسترده کنشگران روستایی و عشایری و مشارکت سطوح ارشد مدیریت دولتی حامل یک پیام و چرخش گفتمانی کلیدی در ساختار تصمیمگیری کشور بود: «گذار قطعی از نگاه انفعالی و صدقهای به رویکرد توانمندسازی ساختاری، مشارکتمحور و کرامتبنیان». این گذار معرفتی دقیقاً نقطه تلاقی بازسازی اقتصاد ملی با اصول آمایش بنیادین قلمداد میشود.
اگر هدفگذاری غایی کشور دستیابی به استقلال راهبردی و عدالت منطقهای است، این آرمان بدون اتصال واقعی ظرفیتهای بومی به زنجیره ارزش ملی محقق نخواهد شد. حضور توأمان ۲۵۰ غرفه معرف ظرفیتهای بومی، ۱۵۰ غرفه زنجیره فروش، برپایی دهکده نمونه با ساخت ۲۰ واحد مسکونی با هویت ایرانی روستایی، برپایی ۳۰ چادر عشایری بهویژه ۵۰ شرکت دانشبنیان همچنین ۱۲ زنجیره ارزش، موید یک استراتژی روشن است: پیوند میان «اقتصاد بومی» و «دانشبنیانسازی تولید».
عبور از کشاورزی و دامداری سنتی و حرکت بهسوی زنجیرههای تکمیلی نیازمند تزریق فناوری و اتصال کانونهای تولید به بازارهای رسمی و صادراتی است. در این فرآیند، نقش دولت از یک «توزیعکننده رانت و اعانه» به «تسهیلگر نهادی، ارتقادهنده زیرساختهای لجستیکی و پیونددهنده بازار» بازتعریف میشود. توسعه پایدار تنها زمانی محقق میشود که جامعه روستایی و عشایری، خود عاملیتِ ثروتآفرینی را برعهده بگیرد و بر مدار عزت و استقلال اقتصادی حرکت کند.
۲. عاملیت و نقش بیبدیل زنان در زیستبوم تولید
یکی از برجستهترین و متمایزترین مشخصههای این دوره از نمایشگاه، حضور پرقدرت و پررنگ زنان و دختران روستایی و عشایری در تمامی سطوح اجرایی، مدیریتی و فرهنگی بود؛ تحولی که تجلی عینی واقعیتی بنیادین در جامعه روستایی ایران است؛ زندگی و اقتصاد در زیستگاههای روستایی و عشایری که ماهیتی عمیقاً مشارکتی دارد. حضور فعال زنان در سمتهای مدیران کل روستایی استانها، راهبری اصلی چادرها و سیاهچادرها، مدیریت غرفههای تولید و عرضه محصولات و نیز نقشآفرینی کلیدی آنان در گروههای آئینهای بومی و همآفرینی نشاط جمعی- که پیش از این کمتر در چنین ابعادی دیده شده بود- نشان داد که زنان نهتنها پشتیبان بلکه کارفرمایان، تولیدکنندگان و حفظکنندگان اصلی هویت بومی و زنجیره ارزش روستایی و عشایری هستند.
۳. همبستگی ملی و ترمیم سرمایه اجتماعی
از منظر مدیریت سیاسی و روانشناسی اجتماعی نیز این رویداد در یک بستر زمانی ویژه شکل گرفت. عبور جامعه از تکانهها و فشارهای مختلف، ضرورت بازسازی سرمایه اجتماعی، ترمیم پیوندهای میانفرهنگی و ارتقای نشاط جمعی را به یک الزام حکمرانی بدل ساخته است.
به بیان دیگر، این چهار روز شادی ایجادی بسیار پررنگ بود و در بازآفرینی نشاط اجتماعی تأثیر بسزا داشت. تنوع رنگینکمانی فرهنگها، اقوام و سبکهای زندگی روستایی و عشایری در قلب پایتخت، نشان داد که توسعه اقتصادی و همبستگی ملی اموری تفکیکناپذیرند. وحدت اقوام، صیانت از پیوندهای هویتی و احترام به کثرتهای فرهنگی، پادزهر هرگونه واگرایی سرزمینی و زیربنای ثبات اجتماعی برای هر برنامه توسعهای بهشمار میرود.
۴. الزام خروج از تشریفات به نقشه عملیاتی
موفقیت این نمایشگاه و گرامیداشت روز ملی روستا و عشایر نباید در قاب تشریفات، اختتامیهها یا بازارهای ادواری متوقف بماند. همافزایی ایجاد شده باید بلافاصله به یک «بسته سیاستی و اجرایی جامع» تبدیل شود که محورهای سهگانه زیر را دنبال کند: ۱. بازتعریف منابع و تسهیلات بهسمت توانمندسازی مهارتی، کارآفرینی و تعاونیهای مدرن، ۲. پایدارسازی زنجیره تأمین و حذف واسطههای غیرمولد میان تولیدکننده روستایی و بازار مصرف، ۳. تثبیت پیوند شبکهای میان فناوران دانشبنیان و بومزیستهای کشاورزی و صنایعدستی. اگر توسعه را در بنیادیترین تعریف آن «فرآیند گسترش انتخابها، فرصتها، کرامت و عاملیت انسانی» بدانیم، کانونهای روستایی و عشایری نه حاشیه توسعه بلکه ثقل اصلی تابآوری، خوداتکایی و هویت ایران فردا هستند.
این باوری است که ما در معاونت توسعه روستایی و مناطق محروم، تمام توان و ظرفیت نهادی خودمان را برای تحقق کامل آن به کار خواهیم بست تا امید، اقتصاد و همبستگی ملی در سراسر پهنه سرزمینی ایران جاری و پایدار بماند.
