تهران- ایرنا- دو نسخه نفیس خطی قرآن کریم، از سوی «امین متولیان» به سازمان اسناد و کتابخانه ملی ایران اهدا شد؛ دبیرکل نهاد کتابخانه‌های عمومی کشور، دبیر، اعضای شورای سیاست‌گذاری و مدیران کمیته‌های تخصصی هفته کتاب نهاد را منصوب کرد.

به گزارش ایرنا از روابط‌عمومی سازمان اسناد و کتابخانه ملی ایران، دو نسخه نفیس خطی قرآن کریم اهدایی از سوی «امین متولیان» که با فاصله هفتادوشش سال در دوره‌های سلطنت فتحعلی‌شاه و ناصرالدین‌شاه قاجار کتابت شده‌اند، به‌دلیل ویژگی‌های کتابت، تزیینات و کتاب‌آرایی، از نظر تاریخی، هنری و نسخه‌شناختی اهمیت دارند.

نسخه قدیمی‌تر، مورخ ۱۲۱۸ هجری قمری، با خط ممتاز کتابت شده و در تزیینات، جداول و نشانه‌های آن طلا به کار رفته است. این نسخه مجدول و رکابه‌دار است و جلد مرقش دارد. با وجود پیش‌بینی محلی برای نوشتن ترجمه آیات، ترجمه‌ای در آن نوشته نشده و نام کاتب نیز در نسخه ذکر نشده است.

نسخه دوم، مورخ ۱۲۹۴ هجری قمری، در دوره ناصرالدین‌شاه به دست «میرزا مهدی بن قربانعلی طالقانی کرکبودی» کتابت شده است. این مصحف، جلد تیماج مشکی، جداول سرخ، آبی و مشکی و رکابه دارد. ترجمه آیات در ذیل آن‌ها و شأن نزول و تفسیر برخی آیات نیز در حواشی صفحات نوشته شده است.

نسخه‌های خطی قرآن کریم، افزون بر جایگاه معنوی و دینی، بخشی از میراث مکتوب تمدن اسلامی به شمار می‌روند و بررسی آن‌ها زمینه شناخت دقیق‌تر ادوار کتابت، شیوه‌های تزیین و تحولات هنر کتاب‌آرایی را فراهم می‌کند.

سازمان اسناد و کتابخانه ملی ایران با گردآوری، حفاظت، سازمان‌دهی و فراهم‌کردن زمینه بهره‌برداری پژوهشی از این آثار، حفظ و انتقال میراث مکتوب به نسل‌های آینده را دنبال می‌کند. اهدای این دو مصحف نیز به تقویت مجموعه‌های قرآنی سازمان و پاسداشت میراث دینی و فرهنگی کشور کمک می‌کند.

انتصاب دبیر و اعضای شورای سیاست‌گذاری هفته کتاب سال ۱۴۰۵ نهاد کتابخانه‌های عمومی کشور

به گزارش ایرنا از اداره‌کل روابط‌عمومی و امور بین‌الملل نهاد کتابخانه‌های عمومی کشور، در آستانه برگزاری سی‌وچهارمین دوره هفته کتاب جمهوری اسلامی ایران، آزاده نظربلند؛ دبیرکل نهاد کتابخانه‌های عمومی کشور، در احکام جداگانه‌ای دبیر، اعضای شورای سیاست‌گذاری و مدیران کمیته‌های تخصصی هفته کتاب نهاد را منصوب کرد.

بر اساس این احکام، اعضای شورای سیاست‌گذاری هفته کتاب سال ۱۴۰۵ نهاد کتابخانه‌های عمومی کشور به شرح زیر منصوب شدند:

سیامک محبوب، دبیر هفته کتاب سال ۱۴۰۵ نهاد کتابخانه‌های عمومی کشور

محمد خلج، مدیر کمیته اجرایی و عضو شورای سیاست‌گذاری

سجاد عمرانی، مدیر کمیته حراست و عضو شورای سیاست‌گذاری

سیمین محمدپور، مدیر کمیته مالی و عضو شورای سیاست‌گذاری

احسان تدین، مدیر کمیته اطلاع‌رسانی و تبلیغات و عضو شورای سیاست‌گذاری

یاسر تقوی، مدیر کمیته امور استان‌ها و عضو شورای سیاست‌گذاری

احسان مولایی، مدیر کمیته پشتیبانی و عضو شورای سیاست‌گذاری

هدی رضایی بدر، عضو شورای سیاست‌گذاری

مجید خدابخش، عضو شورای سیاست‌گذاری

روح‌الله منوچهری، عضو شورای سیاست‌گذاری

رحمان ابراهیمی، عضو شورای سیاست‌گذاری

محمد نصیری، عضو شورای سیاست‌گذاری

در بخشی از حکم دبیرکل نهاد خطاب به دبیر هفته کتاب آمده است: «انتظار می‌رود با استعانت از خداوند متعال و بهره‌گیری از ظرفیت تمامی ارکان نهاد، با در نظر داشتن اقتضائات ایران عزیز، برنامه‌ریزی لازم را به منظور اجرای برنامه‌های خلاقانه، خدمت‌محور و اثربخش، متناسب با تقویت جایگاه «کتابخانه عمومی» به‌عنوان نهادی اجتماعی و تحول‌محور به‌عمل آورید. برنامه‌ریزی دقیق و خلاقانه برنامه‌های هفته‌های کتاب در کتابخانه‌های عمومی کشور و اجرای وزین آیین گرامی‌داشت «روز کتاب، کتابخوانی و کتابدار» در سطح ملی و استان‌ها و همراهی در راستای برگزاری هرچه باشکوه‌تر هفته کتاب جمهوری اسلامی ایران مورد انتظار است.»

خبر ذخیره‌سازی شده توسط در تاریخ ۱۴۰۵۰۸۰۵-۱۲:۲۱

ظالم بخش عمده قدرت خود را از انفعال و پذیرش مظلوم می‌گیرد

به گزارش ایرنا از روابط عمومی و امور بین‌الملل خانه کتاب و ادبیات ایران، نشست رونمایی و نقد و بررسی کتاب «مردی که می‌خواست سلطان باشد» نوشته نصرالله قادری، چهارم آبان ۱۴۰۵ در سرای اهل قلم برگزار شد. در این نشست عزیزالله حاجی‌مشهدی؛ مدرس و منتقد سینما و نصرالله قادری؛ نویسنده اثر سخن گفتند. فرزاد فره‌وشی؛ مدیر انتشارات وزان، دبیری این نشست را بر عهده داشت.

حاجی‌مشهدی در این نشست با اشاره به ویژگی‌های کتاب «مردی که می‌خواست سلطان باشد» گفت: این کتاب یک واگویه مجدد اما نو با نگاهی تازه به کل بیان و زبان مورد علاقه حکیم فردوسی است؛ اما هرگز یک‌به‌یک یا نمابه‌نما با داستان‌های شاهنامه انطباق ندارد. در جاهایی حتی فراتر از آن حرکت می‌کند و ذهن خواننده را به وجد و شوری وا می‌دارد.

وی افزود: من عنوان فرا واقع‌گرایی را در مورد کتاب قادری به کار می‌برم؛ کتابی که ضمن وفاداری به بن‌مایه واقعیت، آن را دگرگون می‌کند و در لباس نو و با بیان نو و مناسبات نو به خواننده عرضه می‌کند.

این منتقد ادبی درباره نکته روانشناختی این اثر توضیح داد: چرا ما همیشه فکر می‌کنیم ظالم موجودی است که در برابر ما ایستاده و از ازل و ابد به عنوان متجاوز به حریم ما فعال است و کاری نمی‌شود کرد؟ قادری در کتابش می‌گوید این ظالم بخشی از ظلم را شکل می‌دهد و بخش عمده کار را انفعال من و شما، پذیرا بودن آن ظلم و پذیرنده بودن آن ظالم شکل می‌دهد. ما تا روزی که این انعطاف، نرمش و نرم‌خویی ابلهانه را داریم که به صاحبان قدرت توان بیشتر می‌بخشیم، عملاً هر کدام به سهم خود به این خودکامه‌ها جان تازه می‌دهیم.

وی ادامه داد: قادری با طرح همین پرسش، شجاعت ویژه خود را در این کتاب نشان می‌دهد؛ برای رهایی و خلاص شدن آدم‌ها از چنگ خودکامگان و شرایط نابهنجاری که جامعه به آنها تحمیل می‌کند. او آدم را موجودی منفعل و صرفاً پذیرنده نمی‌بیند و او را انسانی کنشگر و فعال معنا می‌کند. این نگاه در کتاب بسیار اهمیت دارد.

درون هر کدام از ما یک ضحاک کوچک وجود دارد

نصرالله قادری، نویسنده کتاب «مردی که می‌خواست سلطان باشد»، در این نشست درباره ساختار روایی کتاب گفت: نوع نوشتن این کتاب با طرح اپیزودی است. نخستین باری که با این نوع طرح آشنا شدم، از آکوتاگاوا بود که کوروساوا از داستان «در بیشه» او فیلم ساخته است. در آنجا روایت از طریق پنج نفر گفته می‌شود. سپس در داستان کوتاه «ژاله و قاتلش» از ابوتراب خسروی نیز این نوع طرح به کار رفته است.

وی افزود: کتاب از چند روایت تشکیل شده است. نخست، روایت سه پریزاد که دو دختر جمشید و فرانک هستند. دوم، روایت خود ضحاک که از زبان خودش می‌گوید چگونه به حاکمیت رسیده و می‌خواهد چه کار کند. سوم، روایت کاوه آهنگر که تمام اتفاق سرنگونی ضحاک و به حاکمیت رسیدن فریدون به دست او رخ می‌دهد.

این نویسنده درباره کاوه آهنگر توضیح داد: از کاوه آنچه گفته می‌شود فقط پسرانش است؛ ۱۷ پسر که آخرینشان را از دست می‌دهد. از دختر کاوه صحبتی نیست، از زن کاوه صحبتی نیست و از محل قبر او هم که در نزدیکی دخترش است، سخنی به میان نمی‌آید. کاوه در تاریخ ایران گم می‌شود. در تاریخ ایران انقلاب شده و انقلاب را حاکمیت قبلی تثبیت کرده و به کسی از تخم شاهان سپرده است. آن‌که این کار را انجام داده، در تاریخ گم شده است.

قادری درباره معضل نزدیک شدن به فردوسی گفت: معضل دوم من در نوشتن این کتاب، نزدیک شدن به فردوسی بود؛ کسی که نزدیک شدن به او بسیار دشوار و وحشتناک است؛ زیرا آدم بسیار قدری است. من باید روایت فردوسی را از آنچه که می‌گوید، از منظر خودم بگویم، نه آنچنان که حکیم بزرگ توس گفته است. نکته بعدی درباره ضحاک است که طبیعتا معضلاتی به وجود می‌آورد؛ اینکه ضحاک اساسا یک عرب است و در عصر حاضر چه معنایی پیدا می‌کند.

این نویسنده ادامه داد: راوی این کتاب کاتبی است که در بیداری خواب می‌بیند. متاسفانه در روزگار ما وقتی از رویا صحبت می‌شود، فورا تصور مخاطب به طرف خیال و وهم و فریب می‌رود و رویا ارزش حقیقی خود را از دست داده است. نویسنده برای نوشتن از طریق رویا و در بیداری خواب دیدن، باید خواب‌گذاری بداند.