عدالت آموزشی و فراهم کردن فرصت‌های برابر آموزشی ابتدایی‌ترین هدف نظام تعلیم‌وتربیت است.
آرمانی که اگر به‌طور کامل تحقق پیدا کند به توسعه پایدار و ارتقای دیگر ارکان و نهادهای جامعه نیز منجر خواهد شد.

چند مدرسه تک دانش‌آموزی داریم؟

دلایل وجود مدرسه تک دانش‌آموزی

کارشناسان دلایل متفاوتی را در پاسخ به چرایی وجود مدارس تک دانش‌آموزی بیان می‌کنند؛ برای مثال کاهش نرخ باروری در چند سال گذشته، کاهش شمار کودکان را در سن ورود به مدرسه در پی داشته است. علاوه بر این مشکلات اقتصادی و مهاجرت جمعیت روستایی به شهرها نیز کاهش دانش‌آموزان مدارس روستایی را رقم زده است.
معلمان این مدارس، سختی‌های راه و ماندن و تدریس در مناطق روستایی و سخت‌گذر را به جان خریده‌اند. بسیاری از آن‌ها به دلیل شرایط سخت آب و هوایی ناگزیرند در روستای محل کارشان بیتوته کنند، برخی هنگام رفت و آمد در جاده‌های روستایی در برف مانده‌ و حتی جانشان را از دست داده‌اند.
بخش زیادی از حقوق این معلمان صرف رفت و آمد به روستا، خرید لوازم مورد نیاز کلاس و حتی کمک به دانش‌آموزان و خانواده‌های آن‌ها می‌شود.
با این‌حال؛ نه سرمای زمستان، نه جاده‌های پر سنگلاخ و نه عبور از کوه‌ها و دره‌های پرخطر و نه دستمزد پایین؛ هیچ‌کدام نتوانسته است چراغ مدارس تک دانش‌آموزی را خاموش کند.معلم مدرسه تک دانش‌آموزی هم تدریس می‌کند، هم ناظم است و هم سرایدار. گاهی نقش پدر را بازی می‌کند و گاهی هم نقش یک برادر و یک دوست صمیمی را.
با همان یک دانش‌آموز، صبحگاه مدرسه را اجرا می‌کند، قرآن و دعای صبحگاه می‌خواند. در زنگ تفریح در حیاط پر از چاله چوله مدرسه بازی می‌کند. معلم و شاگرد روی زمین سفره می‌اندازند و چاشت روزانه می‌خورند و... .

نشانه خوب یا نشانه ضعف؟

برخی کارشناسان ادامه فعالیت مدارس تک‌دانش‌آموزی را گامی مهم در راستای تحقق عدالت آموزشی می‌دانند. به‌ویژه آنکه در بسیاری از کشورها، با تعطیل شدن چنین مدارسی دانش‌آموزان مجبورند مسافت‌های طولانی را برای رسیدن به نزدیک‌ترین مدرسه طی کنند.
اسداللهی، کارشناس تعلیم و تربیت در همین خصوص می‌گوید: وجود مدارس با یک دانش‌آموز، یک معیار مهم برای نشان دادن تأکید مسئولان بر آموزش حضوری و تحقق عدالت آموزشی است. در بسیاری از کشورها کلاس‌های زیر ۲۰ نفر را به‌صورت مجازی برگزار می‌کنند. برای مثال در استرالیا دانش‌آموزان مدارس اینچنینی هنوز با رادیو آموزش می‌بینند. این در شرایطی است که در ایران صدها معلم در شرایط سخت به روستاها می‌روند تا آموزش حضوری تعطیل نشود.
با این حال، منتقدان، حفظ چنین مدارسی را نشانه ضعف‌های اساسی در مدیریت بودجه و اتلاف منابع مالی و انسانی در نظام آموزشی کشور می‌دانند و می‌گویند حفظ مدارس تک‌دانش‌آموزی به دلیل تحمیل هزینه‌های بالای این مدارس، تأمین معلم، تجهیزات، فضا و هزینه‌های جاری برای یک دانش‌آموز در شرایط فعلی مقرون‌به‌صرفه نیست و حتی هزینه آموزش هر دانش‌آموز در این مدارس، بسیار بالاتر از مدارس عادی است که درنهایت می‌تواند به هدر رفتن منابع آموزشی منجر شود.
آن‌ها می‌گویند به جای صرف هزینه‌های هنگفت برای یک دانش‌آموز می‌توان از راه حل‌های بهتری مثل آموزش از راه دور و آموزش مجازی استفاده کرد. علاوه بر این می‌توان با ایجاد مدارس شبانه‌روزی فرصت آموزش را برای این گروه از دانش‌آموزان فراهم کرد.
اما رضوان حکیم‌زاده، معاون ابتدایی وزارت آموزش‌وپرورش ضمن پاسخ به منتقدان و با تأکید بر فراهم کردن فرصت برابر تحصیل برای همه کودکان و اینکه تعداد دانش‌آموزان و هزینه‌های اداره مدارس نباید به عاملی برای محروم ماندن کودکان از آموزش تبدیل شود، می‌گوید: دسترسی به آموزش باید متناسب با شرایط جغرافیایی و جمعیتی مناطق مختلف فراهم شود. بر این اساس، حتی در مناطقی که تنها یک کودک در سن تحصیل زندگی می‌کند، باید امکان آموزش او وجود داشته باشد.
حکیم‌زاده درخصوص راهکار انتقال دانش‌آموزان به مدارس شبانه‌روزی می‌افزاید: شرایط سنی و نیازهای عاطفی و تربیتی کودکان دوره ابتدایی، محدودیت‌هایی برای استفاده از این روش ایجاد می‌کند.
دانش‌آموزان ابتدایی باید در محل زندگی خود از خدمات آموزشی بهره‌مند شوند و امکان اسکان آن‌ها در خوابگاه‌های مدارس شبانه‌روزی وجود ندارد.
در مقاطع بالاتر تحصیلی، مدارس شبانه‌روزی بر اساس ضوابط مربوط فعالیت می‌کنند. با این حال، در دوره ابتدایی، حفظ ارتباط کودک با خانواده و محیط زندگی از ملاحظات مهم در تصمیم‌گیری‌های آموزشی است.

اگر تعطیل شوند

وجود مدارس تک نفره یک ضرورت است. فرصت منحصربه‌فردی که با وجود معلمی دلسوز و در عین حال کارآزموده و توانمند دوچندان می‌شود.
در چنین مدارسی، معلم می‌تواند توجه کامل خود را معطوف به یک دانش‌آموز کند و آموزش را با سرعت و سبک یادگیری او تطبیق دهد. این موضوع می‌تواند به بهبود کیفیت یادگیری و افزایش انگیزه دانش‌آموز منجر شود. حال آنکه تعطیلی این مدارس می‌تواند دلیل محکم و بهانه خوبی برای مهاجرت ناخواسته خانواده‌ها به شهرها شود. خالی شدن روستاها یعنی شکستن کمر شهرها، یعنی اخلال در نظام تولید روستا و اقتصاد وابسته شهری.
از این روی جایگاه معلمان این مدارس را باید بیش از دیگران پاس داشت، تکریمشان کرد و با حمایت‌های بی‌منت مادی و معنوی تلاش بی‌وقفه آن‌ها را قدر دانست.
رضوان حکیم‌زاده با اشاره به دشواری‌های خدمت در برخی مناطق روستایی و عشایری می‌گوید: حضور این معلمان جلوه‌ای از مسئولیت‌پذیری حرفه‌ای و توجه به آینده دانش‌آموزان است و به همین دلیل باید مورد حمایت و قدردانی قرار گیرند.
با توجه به اهمیت فعالیت این گروه از معلمان قرار است در سال تحصیلی جاری، کارانه مشخصی برای معلمان شاغل در مناطق روستایی و عشایری دورافتاده در نظر گرفته و پرداخت شود.
این اقدام گامی برای قدردانی از تلاش معلمان این مناطق است؛ حمایت از معلمانی که در شرایط دشوار جغرافیایی مسئولیت آموزش کودکان را بر عهده دارند.
عدالت آموزشی زمانی محقق می‌شود که هیچ دانش‌آموزی، حتی در دورترین و کم‌جمعیت‌ترین نقاط کشور، از فرصت تحصیل محروم نماند.