سینماپرس: قرار گرفتن «مدیریت فرهنگی کشور» در شیب تند «وِل شدگی» از جمله موضوعاتی بود که دو سال پیش از این و در همان روزهای اخذ رای اعتماد  «مجلس دوازدهم» به «سید عباس صالحی»  مورد پیشبینی دلسوزان فرهنگی و هنری کشور قرار گرفت.

فاطمه سادات ناظمی/ قرار گرفتن «مدیریت فرهنگی کشور» در شیب تند «وِل شدگی» از جمله موضوعاتی بود که دو سال پیش از این و در همان روزهای اخذ رای اعتماد «مجلس دوازدهم» به «سید عباس صالحی» مورد پیشبینی دلسوزان فرهنگی و هنری کشور قرار گرفت و در این میان فضاسازی و اقدامات هوشمندانه «تیم رسانه‌ای دولت چهاردهم» و بالاخص ادعای «رئیس دولت چهاردهم» مبنی بر اینکه «عباس صالحی را شخص رهبری خواست بیایند» عاملی بود که موجب بسته شدن دهان منتقدان گردید و این گزینه ناموفق و امتحان پس‌داده در جایگاه «معاونت ارشاد دولت یازدهم» و «وزارت ارشاد دولت دوازدهم» موفق شد تا بار دیگر در «جایگاه وزارت» قرار گیرد و متولی اصلی فرهنگ و هنر کشور شود. اتفاقی که به‌وضوح عرصه فرهنگ و هنر را با «بحران خلأ حکمرانی» مواجه ساخته و اکنون فرجام نامطلوب آن را می‌توان در بخش‌های مختلف این وزارتخانه، به‌ ویژه در وضعیت نابسامان «سازمان سینمایی کشور» و عملکرد ضعیف زیرمجموعه‌های این ساختار مهم فرهنگی، مشاهده کرد. ساختاری که کارنامه عملکرد «معاونت ارزشیابی و نظارت سینمایی» آن را می‌توان در تولیدات سینمایی عرضه شده به فضای فرهنگی کشور و مشخصا تولیدات حاضر در «چهل و سومین جشنواره بین‌المللی فیلم کوتاه تهران» مشاهده نمود.

م

اگر چه «شهید امام خامنه‌ای» در هفتم تیرماه ۱۳۹۹ هجری‌شمسی و در دوران حضور «سید عباس صالحی» در جایگاه «وزارت ارشاد دولت دوازدهم» با صراحت از عملکرد این وزارتخانه انتقاد فرموده و این انتقاد با بیان صریح ایشان در معرفی «غفلت متولیان فرهنگی» به عنوان «عامل اصلی هجمه به نظام جمهوری اسلامی» همراه بود! اما مع الاسف حضور مجدد و مدیران سایه نیشن در «وزارت ارشاد دولت چهاردهم» بار دیگر شاهد تشدید فضای «هجمه به نظام جمهوری اسلامی» در قالب تولیدات فرهنگی و بالاخص سینمایی می‌باشیم. تولیداتی که حالا بخشی از آن در فرایند «چهل و سومین جشنواره بین‌المللی فیلم کوتاه تهران» به نمایش گذاشته شده و در قالب آثاری همچون فیلم کوتاه «نیویورک» قابل مشاهده می‌باشد. اثری که متاسفانه با برخوردرای از «بیت المال» و حمایت مالی «انجمن سینمای جوانان ایران» تولید و سوای نظر از ایرادات فنی بسیار خود به «بخش مسابقه» این دوره از «جشنواره بین‌المللی فیلم کوتاه تهران» راه یافته است. اثری به شدت هتاک که نه تنها رهگذر دیالوگ‌های خود و با این ادبیات که «وسط این جنگ و تحریم و ... ایده درخشان بچه‌دار شدن را از کجات درآوردی»! به «فرمایشات رهبر شهید» و «ابلاغ سیاست‌های کلی جمعیتی» تعرض می‌کند؛ بلکه در لایه‌های نمادین و دلالت‌های معنایی خود به موضوع «شهادت رهبری» تعرض می‌نماید و این همه را با جامعه متعفن شده از حاکم بر خانه که به صورتی نشسته در وسط جنگ مرده و ... پیوند می‌زند و زن مانده در این خانه را مشتاق آبستن شدن از جوان هشت ماه معطل برای کسب مجوز و مهاجرت به «نیویورک» به تصویر می‌کشد و ...

م

فیلم کوتاه «نیویورک» تنها نمونه از مدل مصرفی «بودجه فرهنگی کشور» نبوده و «چهل و سومین جشنواره بین‌المللی فیلم کوتاه تهران» پُر است از مصادیق آثاری که با حمایت مالی «انجمن سینمای جوانان ایران» تولید شده، اما مع الاسف از کارکرد «هجمه به نظام جمهوری اسلامی» برخوردار گردیده است. تولیداتی که همچون فیلم کوتاه «آدم» سعی دارد تا ناکارآمدی و انحطاط «سبک زندگی اسلامی و ایرانی» برآمده از «حاکمیت نظام جمهوری اسلامی» را در ذهن مخاطبان سینمایی خود قاب بگیرد و در عین حال حلاوت و شیرینی «سبک زندگی آریامهری» را به عنوان یک باور در وجود ایشان حقنه نماید.

م

اگر چه بررسی چرایی و علل چنین سرمایه گذاری‌های «انجمن سینمای جوانان ایران» در تولیداتی نظیر فیلم کوتاه «نیویورک» و فیلم کوتاه «آدم» و فیلم کوتاه «اسب سیاه» و ... که به صورتی فراتر از نمادسازی‌های لایه‌دار و به صورتی صریح و عریان از کارکرد «هجمه به نظام جمهوری اسلامی» برخوردار است را می‌بایست در مجالی مختص به خود مرور و مورد آسیب‌شناسی قرار داد؛ اما مرور مجموع آثار عرضه شده در «جشنواره چهل و سوم» بیش از هر چیز حکایت از تعطیل شدن امر «ارزشیابی و نظارت سینمایی» در «دولت چهاردهم» دارد. حکایتی که می‌بایست ان را به عنوان محصول مدل «وِل شدگی مدیریت فرهنگی کشور» قلمداد نمود. محصولی که موجب شده تا «شورای صدور پروانه ساخت و نمایش آثار غیر سینمایی» کارکرد خود را به طور کلی از دست بدهد و عملا هیچ نقشی در تولید و عرضه «فیلم کوتاه» نداشته باشد و این همه با مرور طیف گشترده‌ای از تولیدات عرضه شده در «چهل و سومین جشنواره بین‌المللی فیلم کوتاه تهران» قابل مشاهده می‌باشد.

م

«بُن» یکی دیگر از مصادیق «وِل شدگی مدیریت فرهنگی کشور» است. فیلم کوتاهی که سوای نظر از محتوای نمادین خود در باره کم و کیف «مرگ مام میهن» و آخرین تلاش این مادر مفلوک به عنوان کارگرِ رختشوی‌خانه بیمارستان که برای تأمین هزینه درمان ناباروری پسر و عروس خود اقدام به فروش جنازه خود پس از مرگ می‌کند و ...؛ اثری است که رسما در تعارض با «احکام اسلام» ساخته شده. پس اگر چه تمامی مراجع به صراحت بیان می‌دارند که «خریدوفروش بدن میّت مسلمان جایز نیست و مال محسوب نمی‌شود؛ و نسبت به بدن غیرمسلمان برای اهداف مشروع مانند تشریح در مواردی که مجاز است نیز خالی از اشکال نیست» اما در فیلم کوتاه «بُن» از این اقدام به عنوان یک امر متداول و حقوقی در «مراکز علوم پزشکی کشور» تصویرسازی شده است. پس اگر چه لازم است تا «وزارت بهداشت، درمان و آموزش پزشکی» به عنوان یکی از حامیان اصلی «چهل و سومین جشنواره بین‌المللی فیلم کوتاه تهران» در باره چگونگی وقوع چنین امری اطلاع رسانی کند و بگوید چگونه «دانشگاه علوم پزشکی تهران» با ساخت چنین اثر مجعولی و با این چنین محتوای خلاف شرعی در محیط «بیمارستان امام خمینی تهران» موافقت کرده! اما بیش از آن لازم است تا «سازمان سینمایی کشور» در باره چگونگی اخذ مجوز تولید و نمایش چنین اثر مجعول و «ضد احکام اسلام» ملزم به ارائه توضیح شود و درباره چگونگی پذیرش و انتخاب این اثر برای حضور در «بخش مسابقه» این دوره از «جشنواره بین‌المللی فیلم کوتاه تهران» پاسخگو باشد.

م

البته فیلم کوتاه «بُن» تنها اثر مجعول و «مغایر احکام اسلام» حاضر در «چهل و سومین جشنواره بین‌المللی فیلم کوتاه تهران» نبود که به قرار گرفتن «بدن میّت مسلمان» برای تشریح توسط در «مراکز علوم پزشکی کشور» مشروعیت می‌بخشید و از آن تصویرسازی می‌نمود. بلکه این اقدام در چندین اثر دیگر نیز تکرار شد که از ان جمله می‌توان از فیلم کوتاه «ملکه» نام برد. اثری که در «بخش مسابقه» این دوره از «جشنواره بین‌المللی فیلم کوتاه تهران» حضور داشت و دخترک مفلوک و معتادی را روایت می‌کرد که در طول زندگی از پدر خود حامله می‌شد و این پدر کثافت پس از تولد فرزندان نامشروع خود را می‌فروخت و حالا چنین دختری به واسطه یک مددکار اجتماعی موفق به پرکردن فرم اهدای جسد خود برای تشریح در یکی از «مراکز علوم پزشکی کشور» شده است. جسدی که حالا به واسطه قتل در وان تشریح قرار می‌گیرد و به کلاس شماره ۸ می‌رود. پس اگر چه فیلم کوتاه «ملکه» از جهت محتوای نمادین خود به عنوان یک اثر «فمینیستی» و تولید شده در راستای «سند ۲۰۳۰ » از قابلیت بررسی ویژه برخوردار است؛ اما فراتر از این، ضروری است تا «مدعی العموم» با اعلام «جرم فرهنگی» وارد عرصه شود و از «وزارت بهداشت، درمان و آموزش پزشکی» و «سازمان سینمایی کشور» بخواهد تا در قبال چگونگی صدور مجوز تولید و همراهی با ساخت و نمایش چنین اثار مجعول و «مغایر فتوای مراجع تقلید شیعه» توضیحات شفاف و مستند خود را به «مراجع قضایی» ارایه دهند!

م