مجموعه ای از غمگین ترین متن های نوحه شام غریبان برای مداحی مراسم روضه ایام محرم، متن نوحه شام غریبان سحر ندارد، متن نوحه شب یازدهم ماه محرم
شب یازدهم ماه محرم یا شام غریبان به نام امام حسین و یاران باوفایش نامگذاری شده است به همین مناسبت مجموعه ای از غمگین ترین متن های نوحه شام غریبان را ارائه کرده ایم که می توانید برای مداحی مراسم روضه ایام محرم به کار ببرید.
***
خیمه ها می سوزد امشب وای وای
روبروی چشم زینب وای وای
دختری آتش گرفته دامنش
خارها گُل کرده در پیراهنش
می زند فریاد عمه معجرم
دست خود بگذار عمه بر سرم
دیگری بر پای دارد خارها
بر زمین افتاده طفلک بارها
گریه برده زان مصیبت کش امان
زیر لب گوید کمک کن عمه جان
تازیانه سوخته بازوی من
گشته چون رخسار زهرا روی من
******
شام غریبان (سحر ندارد)
آه یتیمان (اثر ندارد)
زینب تنها مانده و یاور ندارد
دگر در کربلا یک گل باقی نمانده
همه مستان به خاک اند و ساقی نمانده
عزیز زهرا (از زین نگون شد)
تمام صحرا (دریای خون شد)
جسمش عریان روی خاک و سر ندارد
کشد از خیمه ها امشب آتش زبانه
به گرد کودکان دشمن با تازیانه
هر سو کودکی (افتاده از پا)
با گریه گوید (عمه کو بابا)
به غیر از لب خشک و چشم تر ندارد
یکی از کودکان پیراهنش می سوزد
ز سوز تازیانه ها تنش می سوزد
می لرزد از غم (بس ناله کرده)
پای کوچکش (آبله کرده)
به گوش زخمی اش دیگر زیور ندارد
فقط یک خیمه باقی مانده بهر طفلان
همه زانو بغل کرده غریب و نالان
آن سو روانه (دریای آب است)
آهسته ریزان (اشک رباب است)
که امشب دیگر در بغل اصغر ندارد
شام هجران شاهی غریب است
قتلگاهش پر از بوی سیب است
پیکرش عریان به روی خاک صحرا
می زند صیحه کنان بر سینه زهرا
ای وای… تَر شده از خون پاکش دشت و هامون
ای وای… گشته جسمش زیر تیغ و نیزه مدفون
ای وای… ماه زینب خفته در خون
یاحسین مظلوم ثارالله
آسمان روی خاک زمین است!
وای من ساربان در کمین است
هستی اش را داده در راه نگارش…
ساربان هم دستِ پُر رفت از کنارش!
ای وای… تازیانه بود و جسم دختر او
ای وای… یک بیابان غصه بود و خواهر او
ای وای… مونس نی شد سر او
یاحسین مظلوم ثارالله
بهمن عظیمی
بسوز ای دل، بسوز ای دل، شب شام غریبان است
به صحرا بی کفن امشب تن پاک شهیدان است
ای دل بسوز امشب وای از دل زینب
بسوز ای دل، بسوز ای دل، که زهرا، مو پریشان است
دلش دریای خون است و گلش نقش بیابان است
ای دل بسوز امشب وای از دل زینب
بسوز ای دل، بسوز ای دل، زمین از خون گلستان است
شب است اما، تنور مطبخ خولی، چراغان است
ای دل بسوز امشب وای از دل زینب
بسوز ای دل، بسوز ای دل، به یاد غنچه پرپر
بسوز ای دل، که خوابش برده در صحرا علی اصغر
ای دل بسوز امشب وای از دل زینب
بسوز ای دل، که پرپر لاله های باغ یاس است
فرات و علقمه رنگین ز خون سرخ عباس است
ای دل بسوز امشب وای از دل زینب
بسوز ای دل، بسوز ای دل، ز آه آتشین امشب
که قرآن پاره لیلا، شده نقش زمین امشب
ای دل بسوز امشب وای از دل زینب
بسوز ای دل، بسوز ای دل،که می سوزد رباب امشب
دل دریا، به یاد اشک اصغر، شد کباب امشب
ای دل بسوز امشب وای از دل زینب
چشاتو واکن یه نگاهی به حرم کن
چشاتو واکن غمای دلم رو کم کن
امام زینب بگو امشبو کجایی
کنج تنوری یا که روی نیزه هایی
فکر نمیکردم یروزی تن تو زیر دست و پا باشه
فکر نمیکردی جای خواهرای تو خرابه ها باشه
فکر نمیکردم آخرین دیدار ما باشه سر گودال
فکر نمیکردی که بشه بدور خواهرای توجنجال
حالا نوبت توه
بگو داداش چه خبر
بگو تا داغ دلم بشه مث تو تازه تر
من که بیخوابم حسین
خیلی بیتابم حسین
امابچه ها میذارن روی خار صحرا سر
بگم چرا حسین ، خوابم نمیبره
آخه دورو برم پر از نامحرمه
حسین حسین حسین
وااای
حالا زینبه و ، این همه غم حسین
کاش میشد که بریم هردو باهم حسین
حالا زینبه و ، این همه غم حسین
کاش میشد که بریم هردو باهم حسین
حس میکنم که روی نیزه بیقراری
امام حسین
به بزم گریه همرنگ غروبم
به زیر ابر ستارالعیوبم
منم زینب که معنای وفایم
منم که فانی راه بقایم
منم یک زن ولی در اوج غیرت
امیر فاتح کرب و بلایم
به زهرایی شبیه مادرم من
به مولایی بسان حیدرم من
حسینم رفت اما دین به جا ماند
به تنهایی امیر لشکرم من
کلید گنج اسرار حسینم
چو عباسم علمدار حسینم
حسینم گر به مقتل آرمیده
من امشب چشم بیدار حسینم
اگرچه زیر بار غم خمیدم
وگر جام بلا را سر کشیدم
اگرچه جسم بیسر دیدم اما
به غیر از عشق و زیبایی ندیدم
محمود کریمی
شب غریبان سحر ندارد
سکینه امشب پدر ندارد
غریب حسین جان، غریب حسین جان
بهار زینب خزان ز آه است
گهى دو چشمش به نور ماه است
گهى نگاهش به قتلگاه است
غریب حسین جان، غریب حسین جان
نسیم صحرا شده معطر
ز عطر روى على اکبر
کجاست عمه، کجاست مادر
غریب حسین جان، غریب حسین جان
بگو خلایق ز غم خروشند
بگو به اطفال لبن ننوشند
بگو به سادات کفن نپوشند
غریب حسین جان، غریب حسین جان
کبوتران را ز لانه بردند
زوادى خون نشانه بردند
رباب دلخون پسر ندارد
غریب حسین جان، غریب حسین جان
در میان دشمن
اى خدا شب شده و من چه کنم؟
یکتن و این همه دشمن چه کنم؟
اهل کوفه همه پیمان شکنند
خوب نمک خوار و نمک دان شکنند
صبح با من همگى پیوستند
شب در خانه برویم بستند
صبح من شمع و همه پروانه
شب بیگانه تر از بیگانه
صبح بر دامن من چنگ زدند
شام از بام مرا سنگ زدند
طوعه امشب تو مرا خانه بده
مرغ بر بسته ام و لانه بده
مه محفل زینب، ببین مشکل زینب
محیط غم و اندوه، شده منزل زینب
ز هجر تو به جز غم، نشد حاصل زینب
کنار بدنت شد، زبان دل زینب
حسین جان کفنت کو؟ لباس بدنت کو؟
به سوی تو دویدم، به مقتل چو رسیدم
ز بالای بلندی چه گویم که چه دیدم
خودم ناله زهرا در آن لحظه شنیدم
که می گفت در آنجا: الا نخل امیدم
سراپا همه دردم، نظر کن رخ زردم
ز هجر گل رویت قرین غم و دردم
میان همه گل ها به دنبال تو گردم
تنت را چو بدیدم، چنین زمزمه کردم
ز حالی که تو داری سرشکم شده جاری
ز جا خیز که گشته کنون، گاهِ سواری
پرستوی مهاجر چرا بال نداری؟
نوشته به خط خون به گل های بهاری
به هرجا که برفتم، سراغ تو گرفتم
پس از داغ تو دیگر، من آسوده نخفتم
عجب نیست ز داغت گر از پای بیفتم
عدوی تو مرا زد در آن لحظه که گفتم:
خوشا از دل نم اشکی فشاندن
به آبی آتش دل را نشاندن
خوشا زان عشقبازان یاد کردن
زبان را زخمه فریاد کردن
خوشا از نی خوشا از سر سرودن
خوشا نی نامه ای دیگر سرودن
نوای نی نوایی آتشین است
بگو از سر بگیرد، دلنشین است
نوای نی نوای بی نوایی است
هوای ناله هایش، نینوایی است
نوای نی دوای هر دل تنگ
شفای خواب گُل، بیماری سنگ
قلم،تصویر جانکاهی است از نی
علم،تمثیل کوتاهی است از نی
خدا چون دست بر لوح و قلم زد
سر او را به خط نی رقم زد
دل نی ناله ها دارد از آن روز
از آن روز است نی را ناله پرسوز
چه رفت آن روز در اندیشه نی
که اینسان شد پریشان بیشه نی؟
سری سر مست شور و بی قراری
چو مجنون در هوای نی سواری
پر از عشق نیستان سینه او
غم غربت،غم دیرینه او
غم نی بند بند پیکر اوست
هوای آن نیستان در سر اوست
دلش را با غریبی، آشنایی است
به هم اعضای او وصل از جدایی است
سرش برنی، تنش در قعر گودال
ادب را گه الف گردید، گه دال
ره نی پیچ و خم بسیار دارد
نوایش زیر و بم بسیار دارد
سری برنیزه ای منزل به منزل
به همراهش هزاران کاروان دل
چگونه پا ز گل بردارد اشتر
که با خود باری از سر دارد اشتر؟
گران باری به محمل بود بر نی
نه از سر،باری از دل بود بر نی
چو از جان پیش پای عشق سر داد
سرش بر نی ، نوای عشق سر داد
به روی نیزه و شیرین زبانی
عجب نبود ز نی شکر فشانی
اگر نی پرده ای دیگر بخواند
نیستان را به آتش می کشاند
سزد گر چشمها در خون نشینند
چو دریا را به روی نیزه بینند
شگفتا بی سرو سامانی عشق
به روی نیزه سرگردانی عشق
ز دست عشق در عالم هیاهوست
تمام فتنه ها زیر سر اوست
متن نوحه شب یازدهم محرم
رأس می کشان بر نی جای مه فروزان است
شمع محفل زینب خیمه های سوزان است
فصل سوز و داغ آمد، موسم فراغ آمد
یا حسین گل زهرا
کس نمی کند درمان درد این غریبان را
تازیانه می بوسد پیکر یتیمان را
چهره ها همه نیلی، از اصابت سیلی
یا حسین گل زهرا
تازه گشته یا زهرا داغ کوچه ات امشب
زانکه می زند امشب تازیانه بر زینب
این چه رسم مهمانی است، این چه رو مسلمانی است
یا حسین گل زهرا
آمده شام غریبان، زهرا با دیده گریان
می زند آن بی قرینه، گه به صورت گه به سینه
کنار جسم عریان، بگوید ای حسین جان
چو گل شدی تو پرپر، چه شدت سرت ای مادر
چه شد تو را پیراهن، که داده ام به خواهر
آب آزاد گردیده امشب، تا که سوزد دل زینب
دیده رباب پر آب است، بهر اصغر دل کباب است
کنار جسم بیمار، نشسته یک پرستار
به حال زار و خسته، بخواند او نشسته
نماز شب را همچون، مام پهلو شکسته
امشب گردیده ز سیلی، روی طفلان همه نیلی
گوش طفلی گشته پاره، گوید عمه جان کن چاره
ای امیر قافله، پایم شده پر آبله
چرا عدو شبانه، ببین که ظالمانه
به ما و کشته هامان، می زند تازیانه
امشب به صحرا بی کفن جسم شهیدان است
شام غریبان است
امشب نوای کودکان بر بام کیوان است
شام غریبان است
امشب به دشت کربلا نالان یتیمانند
تا صبح گریانند
امشب به روی کشته ها در ناله مرغانند
چون نی در افغانند
بر خاک بی غسل و کفن رعنا جوانانند
خوابیده عریانند
بر غربت اجسادشان عالم پریشان است
شام غریبان است
امشب عیال مصطفی در گوشهء صحرا
بی منزل و ماوا
اموالشان تاراج کین از فرقهء اعدا
ای آه و واویلا
خون می رود امشب ز چشم دختر زهرا
اف بر تو ای دنیا
آل علی ویران نشین اندر بیابان است
شام غریبان است
امشب یتیمان جهان در گوشهء هامون
غلطان به بحر خون
اندر هوای خاتم او بزدل ملعون
دیوانه و مجنون
سازد جدا انگشت او آن بی حیای دون
ای چرخ شو ویران
کی خاتم محبوب حق در خورد دیران است
شام غریبان است
امشب به بالین حسین زینب عزادار است
بر غم گرفتار است
امشب سکینه بر سر نعش پدر زار است
از دیده گریانست
زهرا به دور کشته ها با خیل حوران است
از دیده خونبار است
امشب فلک گریان به حال آل اطهار اس
شام غریبان است
امشب تن پاک حسین در قتلگاه بی سر
در بحر خون اند
خوابیده بی غسل و کفن با اکبر و اصغر
با یاوران یکسر
آثار ظلم خولی مردود سگ کمتر
در کنج خاکستر
گاهی به حال دختران اندر پرستاری
از راه غمخواری
گاهی کند در مطبخ خولی
آن عصمت باری
از ماتمش خائف نواخوانست و گریان است
شام غریبان است
شب است و صحرا پر آتش و خون به باغ آتش گرفته ماند
به هر کناره یکی نشسته چو بلبلی نغمه خواند
حسین مظلوم (۲)
❈❈❈
شام غریبان رسیده اما شب غریبان سحر ندارد
تمام عالم بگرید امشب به طفلکی که پدر ندارد
حسین مظلوم
یکی به پایش نشسته خار و یکی لباسش شده است پاره
یکی رخش گشته ارغوانی نمانده گوشی و گوشواره
حسین مظلوم
به دشت آتش گرفته بنگر نه ساغری و نه جام و ساقی
نه باغبان مانده است و نه گل نه لاله نه یاس و نه اقاقی
حسین مظلوم







