پنجمین دوره آرتفیر تهران با شعار «هنرمند مستقل» به پایان رسید، اما ماجرا برای برگزارکنندگان آن تمام نشد. دادستانی تهران از اعلام جرم علیه عوامل این نمایشگاه، احضار آنان به دادسرا و مسدودشدن سایت فروش بلیت و حساب کاربری برگزارکننده خبر داده است.
رویداد۲۴| تصاویر منتشر شده از اجرای پرفورمنسهای هنری و حضور زنان بدون حجاب در نمایشگاه «آرت فیر تهران» کار دست برگزارکنندگان داد و دادستانی تهران علیه آنها اعلام جرم کرد. بنا به گزارش رسانه قوه قضاییه، در پی برگزاری این نمایشگاه در مجتمع تجاری ایرانمال، به دلیل «عدم رعایت موازین قانونی و شرعی» علیه عوامل و دستاندرکاران آن اعلام جرم کرده است. در ادامه نیز سایت فروش بلیت و حساب کاربری برگزارکننده مسدود شده و شماری از افراد برای ارائه توضیحات به دادسرا احضار شدهاند.
با این حال، اطلاعیه منتشرشده درباره پرونده، توضیح نمیدهد که دقیقاً کدام رفتار یا بخش از برنامههای نمایشگاه، از نگاه دادستانی مصداق تخلف بوده است. همین مسئله، پرسشهایی درباره مبنای برخورد قضایی، نحوه اطلاعرسانی درباره اتهامات و نسبت میان نظارت فرهنگی و مسئولیت کیفری ایجاد میکند
آرتفیر تهران چه بود و چرا خبرساز شد؟
آرتفیر تهران، رویدادی در حوزه هنرهای تجسمی است که با هدف نمایش و عرضه آثار هنرمندان، ایجاد ارتباط میان هنرمندان و مخاطبان و فراهمکردن فضایی برای معرفی و فروش آثار برگزار میشود. این رویداد با عنوان «اکسپو آرت تهران» نیز شناخته میشود و برگزارکننده آن گروه هنری نگارا معرفی شده است.
پنجمین دوره این نمایشگاه از ۲۸ مهر تا اول آبان ۱۴۰۵ در مرکز نمایشگاهی ایرانمال برگزار شد. بر اساس اطلاعات منتشرشده از سوی مجموعه ایرانمال، برنامه امسال با شعار «هنرمند مستقل» برگزار شد و در کنار نمایش آثار هنری، کارگاههای آموزشی، اجرای موسیقی، تئاتر و پرفورمنس آرت را نیز در بر میگرفت. حدیث فرد، مجری این دوره از نمایشگاه، از حضور هنرمندان جوان و باسابقه و ارائه آثاری از هنرمندان سراسر کشور سخن گفته بود.
این رویداد در چهار روز برگزاری، علاوه بر نمایش آثار، مجموعهای از برنامههای اجرایی و هنری را در خود جای داده بود. بنابراین، آرتفیر صرفاً یک نمایشگاه متعارف نقاشی و آثار تجسمی نبود؛ بلکه ترکیبی از نمایش و عرضه آثار، اجراهای زنده و برنامههای فرهنگی بود. همین تنوع برنامهها نیز اهمیت روشنبودن مقررات و شرایط برگزاری را بیشتر میکند، زیرا الزامات مربوط به نمایش آثار تجسمی لزوماً با ضوابط ناظر بر اجراهای زنده یکسان نیست.
آرتفیر تهران رویدادی تازهتأسیس نبود که برای نخستین بار در فضای عمومی ظاهر شده باشد. برگزارکنندگان آن پیشتر نیز دورههایی از این نمایشگاه را برگزار کرده بودند. به عنوان مثال سومین دوره آرتفیر در مرداد ۱۴۰۳ در باشگاه دیپلماتیک وزارت امور خارجه در تهران برپا شد. این سابقه نشان میدهد که با یک قالب شناختهشده در حوزه برگزاری رویدادهای هنری روبهرو هستیم و از همین رو مسئله اعلام جرم بعد از پایان رویداد بیشتر محل توجه قرار میگیرد. به هر حال وقتی یک رویداد طی چند سال و در مکانهای مختلف برگزار میشود، انتظار میرود نهادهای مسئول درباره چارچوب قانونی آن، مجوزهای موردنیاز و شرایط نظارت، توضیحی روشن و قابل پیگیری داشته باشند.
هنر مستقل، نظارت مبهم
آرتفیر امسال با شعار «هنرمند مستقل» برگزار شد؛ شعاری که در شرایط کنونی فعالیتهای فرهنگی در ایران معنایی فراتر از معرفی یک نمایشگاه پیدا میکند. استقلال هنرمند فقط به امکان خلق اثر محدود نیست؛ امکان عرضه عمومی اثر، ارتباط با مخاطب و فعالیت در چارچوب مقرراتی روشن و قابل پیشبینی نیز بخشی از آن است.
هنرمندان و برگزارکنندگان، بهویژه در شرایط دشوار اقتصادی، برای برپایی یک رویداد عمومی ناچارند هزینههای مکان، تبلیغات، تجهیزات، نیروی انسانی و فروش بلیت را تأمین کنند. مواجهه با پرونده قضایی و مسدودشدن ابزارهای ارتباطی پس از پایان نمایشگاه، بدون توضیح روشن درباره تخلف مورد بحث، میتواند به افزایش نااطمینانی در این حوزه منجر شود.
از سوی دیگر، اگر مقرراتی برای اجرای موسیقی، تئاتر، پرفورمنس یا سایر برنامههای جانبی وجود دارد، لازم است پیش از برگزاری بهصورت دقیق و شفاف اعلام شود. برگزارکننده باید بداند چه مسئولیتی دارد و نهاد ناظر نیز باید بتواند توضیح دهد که تصمیمهایش بر اساس کدام ضابطه اتخاذ شدهاند. در غیر این صورت، مرز میان قانون، سلیقه و برداشتهای متفاوت از «موازین» مبهم میماند.
از تعطیلی هفته مد تا پرونده تئاتر؛ هنر در ایران چطور به مسئله قضایی تبدیل میشود؟
پرونده آرتفیر تهران را باید در کنار مجموعهای از برخوردهای قضایی و محدودیتهای اعمالشده علیه رویدادهای فرهنگی و هنری در سالهای اخیر بررسی کرد؛ برخوردهایی که در برخی موارد با مسئله حجاب اجباری آغاز شدهاند و در موارد دیگر به محتوای اجرا، ارتباط بازیگران روی صحنه یا انتشار تصاویر یک اثر در فضای مجازی مربوط بودهاند. پیام مشترک این پروندهها آن است که برگزاری یک رویداد عمومی یا اجرای یک اثر هنری، حتی اگر در فضای رسمی و شناختهشده فرهنگی انجام شود، لزوماً به معنای پایان مداخله نهادهای نظارتی و قضایی نیست.
در شهریور ۱۴۰۵، نمایش «تهران پاریس تهران/پل» به کارگردانی سعید دشتی نیز با مداخله قضایی روبهرو شد. پس از انتشار ویدیویی کوتاه از صحنهای که در آن فاطمه مسعودیفر سرش را به سینه مهرداد صدیقیان تکیه میدهد، دادستانی تهران برای عوامل نمایش پرونده تشکیل داد. گروه اجرایی در واکنش اعلام کرد که تصاویر منتشرشده به دلیل زاویه فیلمبرداری، فاصله واقعی بازیگران را بهدرستی نشان نمیدهد و توضیح داد که شخصیتهای این صحنه خواهر و برادر هستند. این گروه همچنین از تغییر موقعیت بازیگران روی صحنه برای جلوگیری از سوءبرداشتهای بیشتر خبر داد.
در اسفند ۱۴۰۳ و فروردین ۱۴۰۴ نیز دو رویداد رسمی در حوزه فرهنگ و رسانه با واکنش قضایی مواجه شدند. نخست، مراسم دوازدهمین جایزه معماری و طراحی داخلی ایران بود که با عنوان «شب معماران» شناخته میشود و در دی ۱۴۰۳ در کتابخانه ملی ایران برگزار شد. پس از انتشار تصاویری از حضور برخی زنان بدون حجاب اجباری در این مراسم، مقامهای انتظامی از پیگیری قضایی علیه برگزارکنندگان، مجریان و حاضران خبر دادند. چند هفته بعد، مراسم سومین دوره جایزه روزنامهنگاری «چراغ» انجمن صنفی روزنامهنگاران استان تهران نیز با پرونده قضایی روبهرو شد.
پرونده عمارت روبهرو نیز نمونه دیگری از برخورد شدید با یک اجرای موسیقی است. هیوا سیفیزاده، خواننده موسیقی ایرانی، در اسفند ۱۴۰۳ هنگام اجرای زنده در این مجموعه در تهران بازداشت شد؛ گزارشها از ورود مأموران به محل و بازداشت شماری از عوامل برنامه حکایت داشتند.
این نمونهها از نظر جزئیات حقوقی یکسان نیستند. در برخی، مسئله پوشش زنان و ضوابط مورد استناد حکومت مطرح بوده؛ در برخی دیگر، محتوای یک اجرای نمایشی یا نحوه انتشار یک اثر در فضای مجازی در مرکز اختلاف قرار گرفته است. وجه مشترک آنها، اما جای خالی شفافیت درباره معیارهای نظارت و حدود مسئولیت برگزارکنندگان است. از این منظر، پرونده آرتفیر تهران صرفاً اختلافی بر سر یک نمایشگاه نیست؛ این پرونده بار دیگر پرسش قدیمی درباره نسبت میان مجوز، نظارت و مسئولیت قضایی را مطرح میکند. اگر تخلف مشخصی رخ داده، باید با ذکر مستندات توضیح داده شود؛ اما اگر مسئله بر سر برداشتهای کلی از «موازین قانونی و شرعی» است، ابهام در معیارها میتواند دامنه نااطمینانی را از یک نمایشگاه به کل فضای فعالیت فرهنگی و هنری گسترش دهد.
