بورسیه فیلمی سینمایی به کارگردانی برزو نیک‌نژاد در ژانر کمدی، اکشن از پاییز ۱۴۰۵ به روی پرده رفت و با استقبال خوبی از سمت مردم مواجه شد. فیلمی که با بازی جواد عزتی، امیر جعفری، پانته‌آ پناهی‌ها، عباس جمشیدی‌فر و معرفی پویا لیلایی ساخته شد و توانست در گیشه موفق ظاهر شود. علاوه بر این جواد عزتی نیز به‌عنوان مشاور کارگردان در پروژه حضور داشت. نکات ریز و درشتی برای این مسئله می‌توان لحاظ کرد که در ادامه به آن‌ها اشاره خواهیم کرد.

بورسیه را می‌توان در لیست کمدی‌های موفق سینما جای داد اما این موفقیت نشان از کیفیت آن می‌دهد یا این فیلم نیز به سرنوشت اکثر کمدی‌های اخیر سینما دچار می‌شود؟ آیا بورسیه از آن دسته فیلم‌هایی است که با چند فرمول تکراری و عناصر کلیشه‌ای فقط قصد خنداندن دارد تا در گیشه بفروشد یا حرف برای گفتن دارد؟ این موضوع بحث اصلی این نقد است. در ادامه به بررسی نکات خوب و بد این فیلم کمدی پرفروش سینما می‌پردازیم.

در واقع، برای بررسی بورسیه باید فراتر از میزان فروش و استقبال مخاطبان به سراغ مؤلفه‌های اصلی یک اثر سینمایی برویم. از نحوه شکل‌گیری موقعیت‌های کمدی و کیفیت فیلمنامه گرفته تا ریتم روایت، شخصیت‌پردازی و عملکرد بازیگران؛ همگی عواملی هستند که می‌توانند یک کمدی معمولی را به اثری سرگرم‌کننده و ماندگار تبدیل کنند. از طرفی حضور بازیگران باتجربه‌ای مثل جواد عزتی و امیر جعفری انتظارات را از فیلم بالاتر می‌برد و این سؤال را مطرح می‌کند که آیا بورسیه توانسته از ظرفیت بازیگرانش به‌درستی استفاده کند یا صرفاً به محبوبیت آن‌ها تکیه کرده است؟ در این نقد تلاش می‌کنیم بدون توجه به حواشی فروش فیلم، خود اثر را از جنبه‌های مختلف بررسی کنیم. اثری که شاید در نگاه اول یک سرگرمی ساده و بی‌دردسر به نظر برسد، اما برای قضاوت درباره ارزش سینمایی آن باید کمی دقیق‌تر به جزئیات نگاه کرد.

هشدار اسپویل!

و سرانجام؛ یک کمدی دغدغه‌مند

نقد و بررسی فیلم «بورسیه» | به کمدی امیدوار شدیم! | گیمفا

بورسیه حرف برای گفتن دارد و دغدغه‌ای برای ارائه در قالب یک قصه کمدی! چارچوب قصه تقریباً تکراری است، دو مرد شکست‌خورده که دنبال پول می‌دوند و باید مبلغی را جور کنند تا به خواسته‌شان برسند. اما قواعدی که برای روایت این قصه وجود دارد و لحظاتی که برای موقعیت‌ها خلق می‌شوند فیلم را تبدیل به یک اثر داستان‌محور می‌کند. اغراق نیست اگر بگوییم اکثر کمدی‌های اخیر، فیلمی شخصیت‌محور بوده‌اند که برای خنداندن روی توانایی بازیگر و کمدی‌بودن رفتارهای شخصیت تکیه کرده‌اند. بورسیه اما اینگونه نیست و با اینکه روی شخصیت‌های خود زیاد حساب میکند اما اولویت آن روایت قصه مهمی است که دغدغه دارد. اکبر با بازی جواد عزتی در زندگی خود موفق نبوده و برای برادرزاده خود و موفقیت او احساس مسئولیت میکند. او خودش را کنار گذاشته و تمام تلاش خود را میکند تا برادرزاده‌اش را به جایی که می‌خواهد برساند. این شخصیت برای مخاطب ایرانی بسیار قابل درک است و داستان پیرامون آن، میتواند به خوبی مخاطب را با خود همراه کند. مفهوم فداکاری برای یک مرد شکست‌خورده و کاملاً معمولی همان دغدغه مهم داستان فیلم است.

شاید مهم‌ترین نکته همین باشد. کمدی بی‌محتوا در سال‌های اخیر به وفور مشاهده شده و میتوان گفت اعتماد مردم به آثار طنز سینمایی تا حدودی از بین رفته است و بلیت یک فیلم کمدی را فقط برای حال خوب، چند لحظه خندیدن و یا به واسطه نام بازیگرش خریداری می‌کنند. بورسیه اما با اینکه هم کارگردان نام‌آشنایی دارد هم از تیم بازیگری مورد اعتمادی بهره برده است اما سوار بر محتوا شده و نمی‌خواهد به عناصر تکراری کمدی نوین سینمای ایران تکیه کند. البته برداشت مخاطب از قصه اهمیت بسیار زیادی دارد چراکه فیلم ممکن است آنقدر برای شخصی خنده بسازد که برداشت او را تغییر دهد. نکته‌ای که نه میتواند به‌عنوان یک نقطه قوت عنوان شود نه نقطه ضعف! تمام و کمال برداشت سلیقه‌ای مخاطب را در بر می‌گیرد. مورد اصلی همان دغدغه و محتواست که برای یک کمدی اسلپ‌استیک آن هم با پیروی از قواعد ژانر اکشن کفایت میکند.

میتوانیم تاحدودی خوشحال و البته امیدوار باشیم که یک کمدی دغدغه‌مند تماشا کرده‌ایم. اکبر برای اینکه مردانگی خود را ثابت کند اصول و شرافت خود را زیر سوال می‌برد تا یادگار برادر خود را به جایگاهی که لیاقت آن را دارد برساند. او از خودش می‌گذرد، رفیق خوبی دارد، حتی ازدواج هم نکرده و برای کاری که میکند تاوان آن را نیز به راحتی می‌پذیرد. او فداکاری‌اش را با خلاف اثبات میکند، خلافی که میخواهد در ادامه مجازاتش را هم بکشد. این دغدغه، مفاهیمی چون جوانمردی و فداکاری را به باورهای مردم تزریق میکند. قدم بعدی اما به مراتب مهم‌تر است. حتی تکرار واژه فداکاری شاید شعارگونه به نظر برسد. برزو نیک‌نژاد آنقدر محتاطانه چنین مفهومی را در داستان خود جای میدهد و البته به شکلی هوشمندانه درباره آن موقعیت می‌سازد که حتی یک ثانیه از فیلم به سمت این شعارهای ازمد‌افتاده و دور از باور نمی‌رود و داستان با ریتمی کاملاً درست پیش می‌رود. دغدغه آنقدر عمیق و فلسفی نیست که کمدی فیلم از بین برود و در مقابل، طنز قصه، محتوای فیلم را کمرنگ نمی‌کند. قطعاً انتخاب ژانر کمدی برای چنین داستانی ضروری است چراکه یک درام اجتماعی برای این داستان میتواند ریسک شعارزدگی را بالا ببرد و فیلم را به بیراهه بکشاند.

میتوان بدون لودگی هم کمدی ساخت!

نقد و بررسی فیلم «بورسیه» | به کمدی امیدوار شدیم! | گیمفا

نیک‌نژاد با بورسیه نشان داد میتوان بدون شوخی جنسی پرشمار، بدون لودگی‌های خجالت‌آور و زننده و البته با منطق درست هر لحظه کمدی ساخت. بورسیه با مقدار ناچیزی شوخی جنسی ساخته شده و عملاً لحظاتی که از مخاطب خنده می‌گیرد از این جنس شوخی پیروی نمی‌کند و این موضوع در روزگار آشفته کمدی ایران بعنوان یک نکته مثبت بسیار واضح قلمداد می‌شود. بورسیه نه شوخی جنسی آن‌چنانی دارد که بی‌پروا حرف‌هایی خجالت‌آمیز بزند و نه لحظات خنده‌دارش بی‌دلیل و بی‌منطق خلق می‌شوند. هر لحظه‌ای که می‌تواند بیننده را بخنداند منطق خوبی دارد و از شوخی‌های بیش از حد تکراری بهره نمی‌برد. جنس کمدی با وجود لحظاتی آشنا متفاوت است و این مسئله، بورسیه را به یک اثر خانوادگی تبدیل میکند. این فیلم را به راحتی میتوان با خانواده تماشا کرد بدون اینکه شوخی‌های دوپهلوی بی‌پایان آن توی ذوق بزند یا کمدی آن بیشتر به سمت تمسخر و خودتحقیری برود.

بورسیه به شکلی حرفه‌ای از اصول سبک اسلپ‌استیک استفاده میکند. سبکی که دقیقاً هم‌قواره کمدی، اکشن است و تمامی قوانین آن برای این ژانر مناسب است. کمدی تازه جواد عزتی از قواعد اسلپ‌استیک به خوبی بهره برده است و برخلاف آثار گذشته سینمای کمدی ایران، فقط روی شوخی‌های لحظه‌ای تمرکز نمی‌کند. قطعاً که چنین سکانس‌هایی نیز در فیلم وجود دارد و اتفاقاً همین لحظات می‌توانند مخاطب را بخندانند، اما رعایت اصول و قوانین ژانر و سبک مهم است و بورسیه از این حیث هم نمره قبولی می‌گیرد. قواعدی که هم کارگردانی و قاب‌های مرتبط را در بر می‌گیرد و هم در اوج و فرود سکانس دخالت میکند تا ریتم از بین نرود. اگر لحظه‌ای اضافی فقط برای یک خنده بیشتر در فیلم قرار بگیرد، قصه با توجه به ریتم تندی که دارد میتواند مخاطب را گیج و دلسرد کند. اما همین‌که برزو نیک‌نژاد به قواعد این ژانر آگاه است و می‌داند چه زمانی چه قابی ببندد یا به چه شکلی فیلم را پیش ببرد جای امیدواری و البته تشویق دارد. شاید اخیراً خودمان هم باور کرده بودیم که فیلمسازان از سبک اسلپ‌استیک فقط زمین خوردن، ترسیدن و یا لحظات مشابه را می‌شناسند و با شوخی جنسی و لودگی بی‌نهایت فیلم خود را می‌سازند. نیک‌نژاد این مسئله را نقض کرد.

بورسیه در ژانر کمدی خود قابل قبول است و علاوه بر اینکه مخاطبان را می‌خنداند، میتواند همزمان حرف برای گفتن داشته باشد و داستان خود را لابه‌لای همین شوخی‌ها روایت کند. البته یکی دو لحظه کش‌دار برای طنازی بیشتر کاراکترها در فیلم به چشم می‌خورد که باید گفت یک نقص جزئی و کمرنگ و حتی کم‌اهمیت است. در مجموع با اینکه ژانر کمدی، اکشن فیلم بی‌نقص نیست اما با توجه به اینکه یک سبک نوپاست و در سینمای ایران تازه جان گرفته، می‌شود بورسیه را جذاب و تماشایی خطاب کرد. همین که توانسته برخلاف فرمول‌های کلیشه‌ای کمدی ایران مثل تکه‌پرانی و شوخی‌های بی‌پرده حرکت کند و همزمان به خوبی خنده بگیرد جای توجه دارد. البته اگر می‌خواهید هرطور شده از دل فیلم شوخی جنسی پیدا کنید، سکانس جوراب زنانه تقریباً در راستای همین مدل شوخی است اما آنقدر کش پیدا نمی‌کند و به سمت دوپهلوبودن نمیرود. همین مسئله، جریان مخالف فیلم را اثبات میکند. جریانی که همچنان ادامه دارد و در آثار دیگر مثل نقل و نبات یافت می‌شود و ظاهراً اکثر فیلمسازان قصد توقف آن را ندارند.

کاش از ظرفیت‌های حاضر بیشتر استفاده می‌کردید!

نقد و بررسی فیلم «بورسیه» | به کمدی امیدوار شدیم! | گیمفا

با وجود اینکه بورسیه در کمدی و اکشن خود و سبک اسلپ‌استیکی که دارد نمره قبولی میگیرد اما در روایت از همه ظرفیت‌های خودش استفاده نمی‌کند و دچار یکسان‌بودن روایت میشود. این مسئله را همان کمدی و همان هیجان جذابی که وجود دارد نجات میدهد اما به خودی خود، یک نقص واضح و گل‌درشت است. ظرفیت‌های بورسیه نه در کمدی بلکه در سایر عناصر سینمایی‌اش بسیار بیشتر از چیزی است که در فیلم دیده میشود. از مهم‌ترین ظرفیت‌های هدررفته فیلم، حضور کمرنگ و بی‌اهمیت بازیگر زن یعنی پانته‌آ پناهی‌ها است. حضور او عملاً به جز بهانه‌ای برای خلق دو سه سکانس کمدی در داستان تأثیری ندارد. او در نقش یک زن سنتی با خرافات و عقاید قدیمی ظاهر شده است که حتی می‌گوید ایستاده نباید شلوار پوشید. همان لحظه، یک طنز بسیار استاندارد، بدون دیالوگ و کاملاً خنده‌ساز را در دل خود جای داده است و همین میشود که حضور پانته‌آ پناهی‌ها یک بهانه برای خنداندن است. با وجود چنین شخصیت‌پردازی جالبی قطعاً او می‌توانست حضور پررنگی داشته باشد و در اتفاقات مهم نقش داشته باشد اما این اتفاق رخ نمی‌دهد و بورسیه از ظرفیت بازیگر زن استفاده نمی‌کند.

نه فقط پانته‌آ پناهی‌ها که حضور عباس جمشیدی‌فر با وجود تبلیغات، کمرنگ و بسیار بی‌اهمیت است. عباس جمشیدی‌فر به جز چند دقیقه ابتدایی فیلم و سکانس پایانی که با پشت‌صحنه ترکیب شده در فیلم حضور ندارد و حتی تأثیری هم ندارد. میتوان این انتقاد را وارد کرد که عباس جمشیدی‌فر فقط ویترین فیلم است تا مردم بیشتر ترغیب شده و فیلم را تماشا کنند. قطعاً نام او در کنار جواد عزتی و امیر جعفری نوید یک ترکیب سه‌نفره جالب را میدهد اما او حتی یک لحظه از فیلم، کنار این دو شخصیت نیست. اگر بورسیه از این ظرفیت‌ها هم به درستی و در راستای ماجرای خود استفاده میکرد چه‌بسا هم بیشتر می‌خنداند هم ریتم جذاب‌تری داشت. ریتم بورسیه سرراست و منطقی است اما قطع به یقین می‌توانست بهتر باشد، اگر این نکات رعایت می‌شد و ظرفیت این دو بازیگر به همراه شخصیت‌پردازی‌هایشان هدر نمی‌رفت.

پتانسیل فیلم بالاتر از این‌هاست. اینجا هم باید کمی اسپویل در نقد دخیل باشد تا موشکافی بهتر انجام شود. سکانس پایانی و افتادن ماشین اکبر و زکریا در آب باید بهتر ساخت و پرداخت می‌شد و نتیجه‌گیری برای آن شکل می‌گرفت اما یک کات سریع و یک دیالوگ کار را تمام میکند. یا قسمت دزدی سوسیس در فروشگاه ظرفیت خلق تعلیق و البته کمدی بیشتر را دارد اما احتمالاً با توجه به اینکه قسمت اصلی و نقطه عطف قصه نبوده، کوتاه شده است. مهم اما این است که این خلاصه‌سازی به ضرر کمدی آن سکانس تمام میشود و ریتم روایی آن کمتر از پتانسیلی که دارد، جذاب است. بنابراین یکی از بزرگ‌ترین ایرادات فیلم، هدردادن ظرفیت‌های خوب قصه است. ضمناً، چرا سرنوشت دوست ستار که فکر میکرد دزدی بانک کار اوست بی‌اهمیت بود؟ چرا نباید مشخص می‌شد که ستار در دزدی آنقدر مقصر نیست؟ این هم ظرفیت هدررفته بعدی که جای حسرت برای مخاطب و البته خود تیم فیلمسازی می‌گذارد.

امضای جواد عزتی؛ هم بازیگر هم کارگردان

نقد و بررسی فیلم «بورسیه» | به کمدی امیدوار شدیم! | گیمفا

کارگردان برزو نیک‌نژاد است اما مشاور او بازیگر نقش اصلی جواد عزتی است. همین مشاوره امضای کارگردانی جواد عزتی را به وضوح نمایش میدهد. جواد عزتی برای اولین تجربه کارگردانی‌اش در تمساح خونی سیمرغ گرفت و برزو نیک‌نژاد نیز برای بهبود کیفیت اثر از او یاری جست. چراکه سبک اکشن بورسیه شباهت‌هایی به تمساح خونی دارد بنابراین نگاه جواد عزتی در فیلم کمک کرد تا اثر بهتری را شاهد باشیم. جواد عزتی هم در بازیگری خود متنوع است هم کارگردانی را به خوبی می‌داند. شاید گمان کنید بازی جواد عزتی در فیلم به ورطه تکرار می‌افتد اما این نکته مثبت دیگری برای فیلم است. بازی جواد عزتی متفاوت با کمدی‌های قبلی اوست و تنوع نقش‌های او را گسترده‌تر میکند. علاوه بر آن، امضای جواد عزتی در کارگردانی اکشن بهتری می‌سازد و باری روی دوش اوست که از عهده‌اش به خوبی برمی‌آید.

یکی از بهترین ویژگی‌های بازی جواد عزتی تعامل‌های خوب با دیگر شخصیت‌هاست. همانگونه که در آثار قابل توجهی که دارد در بورسیه هم میتواند با نگاه و رفتارهای ریزبینانه خود با دیگر کاراکترها تعامل خوبی داشته باشد. او به بهترین شکل ممکن این تعامل را آموخته و این ویژگی، نقطه قوت اصلی بازیگری اوست. عزتی روی همکاری با دیگر بازیگران مثل گفتگوها و برخوردها حساب میکند و دقیقاً لحظه مناسب را برای موقعیت‌سازی ترکیبی تشخیص میدهد. البته که امیر جعفری هم در بازی خود خوب عمل میکند اما حتی چنین بازیگر باتجربه و بزرگی زیر سایه توانایی‌های جواد عزتی حرکت میکند. در حقیقت، حضور جواد عزتی فیلم را بهتر میکند، حتی اگر کنار او بازیگر تازه‌واردی مثل پویا لیلایی باشد. جواد عزتی در تعامل‌های خود حتی همراهی این بازیگر نوپا را لحاظ میکند و از او بازی میگیرد. جواد عزتی در بازیگری (نه فقط این فیلم) انصافاً خارق‌العاده است.

عزتی حتی خندیدن و گریه‌کردن متفاوتی برای این فیلم طراحی کرده است؛ او خنده‌های معروفی دارد و گریه او در سکانس تعقیب و گریز تمساح خونی آنقدر وایرال شده که بلافاصله آن را به خاطر بیاورید. اما برای اینکه او از تکرار فاصله بگیرد در این فیلم خنده و گریه متفاوتی هم ساخته و می‌تواند با شکل جدیدی این لحظه را اجرا کند. در مجموع باید به عملکرد جواد عزتی آفرین گفت، او هم امضای کارگردانی خود را پای فیلم گذاشته است و همکاری درخشانی با برزو نیک‌نژاد داشته، هم در بازیگری خود تنوع خلق کرده و با تکیه بر قواعد آشنا و مطمئن، سبک تازه‌ای اجرا میکند. این نکته جای تحسین دارد و جواد عزتی را بیش از پیش تبدیل به یک بازیگر مورداعتماد میکند. جواد عزتی بدون شک عضوی از برترین بازیگران سینماست و روزبه‌روز بهتر میشود.

بورسیه در دام پایان‌بندی اشتباه

نقد و بررسی فیلم «بورسیه» | به کمدی امیدوار شدیم! | گیمفا

بورسیه همانند اکثر کمدی‌های سینما در پایان‌بندی خود اشتباه عمل میکند و در دام این نقطه ضعف می‌افتد. پایان فیلم قابل پیش‌بینی است و چیز جدیدی برای ارائه ندارد. پایان‌بندی نه لحظه‌ای مهم برای فیلم، بلکه یک نقطه پایانی برای تمام‌شدن ماجراهاست و این نکته منفی مهمی است که هنوز در آثار کمدی رعایت نمیشود. همانگونه که در بورسیه بالاخره فاصله‌گرفتن یک کمدی از شوخی‌های دوپهلوی جنسی را شاهد بودیم امیدواریم روزی در پایان‌بندی کمدی‌ها هم عملکرد بهتری ببینیم. داستان، دزدی را تبلیغ نمی‌کند و بالعکس عواقب آن را هر لحظه نشان میدهد، درنهایت اینکه شخصیت‌ها به سزای اعمال خود می‌رسند هم نکته محتوایی آن است اما هم عجولانه این سرنوشت را به نمایش میگذارد و هم گیرافتادن شخصیت‌ها را سریع خلق میکند. نتیجه یک پایان‌بندی قابل پیش‌بینی و کلیشه‌ای است که نمی‌تواند چندان رضایت‌بخش باشد.

بخواهیم ریزبینانه‌تر و با نگاه به هر لحظه پایانی بررسی کنیم می‌توانیم بگوییم سکانس کلانتری و معرفی شخصیت‌ها به پلیس باید کش پیدا می‌کرد و در لحظه درست تمام می‌شد اما این نیز ظرفیت هدررفته بعدی است. ما فقط می‌فهمیم که دو شخصیت شش ماه به زندان افتاده‌اند در حالی که سکانس کلانتری می‌توانست با تردید شخصیت‌ها، دودستگی یا رفتارهای مشابه شکل بهتر و جذاب‌تری داشته باشد اما سریع سروته آن را جمع میکند و چیز تازه‌ای نشان نمی‌دهد.

سوای این مسئله همانگونه چند خط قبل نوشتیم، سکانس تعقیب و گریز که در پایان است هم نه خوب شروع میشود و نه خوب نتیجه‌اش مشخص میشود. اگر ماشین داخل دریا سقوط می‌کند چرا نتیجه ندارد و بلافاصله دو شخصیت را در یک وانت پر از گوسفند نشان میدهد؟ مشکل پایان‌بندی همان‌طور که گفته شد مانند اکثر کمدی‌های پرفروش به وضوح حس میشود و کمبودی قابل عرض دارد. این مشکلات فیلم را از کیفیت خوب نهایی‌اش جدا میکند و به دام ایرادات جزئی می‌افتد. نکته‌ای که به‌طور جدی کمدی‌سازان باید به آن توجه کنند و در آثار آینده پایان بهتری برای فیلم خود بسازند. شاید اغراق‌آمیز باشد اما در سال‌های اخیر هیچ کمدی موفقی، پایان‌بندی خوبی نداشته است. از فسیل و هتل و هفتادسی بگیر تا خانوم والده و مرد عینکی و صددام!

شخصیت‌پردازی یک‌جانبه ؛ هم خوب هم بد

نقد و بررسی فیلم «بورسیه» | به کمدی امیدوار شدیم! | گیمفا

در امر شخصیت‌پردازی و خلق کاراکتر که از اصول اولیه فیلمنامه‌نویسی و فیلمسازی است و اهمیت فراوان دارد بورسیه هم خوب عمل میکند هم بد! خوب، شخصیت اکبر با بازی جواد عزتی است که مفاهیم مهمی را در آن گنجانده است که قبلاً به آن اشاره کردیم. درواقع شخصیت اصلی فقط در عناصر شخصیت‌پردازی قابل قبول و خوب است اما دیگر کاراکترها چندان راضی‌کننده نیستند. تمام اتفاقات پیرامون ستار و مهاجرت او می‌چرخد اما چرا پیش‌زمینه خوبی برای دلایل بدهکاری، ممنوع‌الکاری و البته قصد مهاجرت او ارائه نمی‌شود؟ این ضعف مهمی است که بورسیه گرفتار آن است. در چنین قصه‌ای باید مشخص باشد که شخصیت محوری داستان چرا به چنین روزگاری افتاده است، نه اینکه صرفاً بهانه‌ای برای شکل‌گیری موقعیت‌های مختلف باشد. چنین شخصیتی باید با داستان رابطه علت و معلولی داشته باشد نه یک موتور محرک برای ادامه داستان!

حتی شخصیت‌پردازی نقش مکمل داستان یعنی امیر جعفری با نام زکریا هم چندان قابل قبول نیست. از گذشته او خبر داریم و از اینکه حالا ظاهراً یا واقعاً پاک است. اما به عمق او نمی‌رویم و همراهی همیشگی‌اش را زیاد درک نمی‌کنیم. او یک رفیق خوب برای اکبر است اما چرا و چگونه برای اکبر و زندگی برادرزاده اکبر از خودش میگذرد. صرفاً مفهوم رفاقت؟ تاحدی قابل دفاع و جالب است اما اگر خود فیلم را تماشا کنید متوجه خواهید شد که برای درک بهتر زکریا، پیش‌زمینه و شخصیت‌پردازی بهتری نیاز داریم تا کمک‌های او را بیشتر درک کنیم. همان لفظ هم خوب و هم بد اینجا صدق میکند. همراهی او با رفیق قدیمی و صمیمی‌اش قابل درک است، اما به جز تکمیل لحظات با اکبر، انگیزه مشخص و واضحی ندارد. اگر در میانه راه او با رفتاری تازه مخاطب را غافلگیر می‌کرد یا نشانه‌هایی از تحول شخصیتی بروز می‌داد، فیلم در امر شخصیت‌سازی هم عملکرد خوبی داشت. اما جز اکبر، بقیه آنطور که باید و شاید شکل نمی‌گیرند و صرفاً یک مکمل یا یک بهانه برای خلق موقعیت‌ها هستند.

برای شخصیت پوران خانم با بازی پانته‌آ پناهی‌ها هم نوشتیم، او شخصیت جالبی دارد اما جان نمی‌گیرد و بی‌اهمیت‌تر از آن است که بتوان حتی آن را در این امر مورد نقد قرار داد. قطعاً برای این کاراکتر، چندین شگفتی و موقعیت می‌توانست ساخته شود اما در حاشیه کنار می‌رود و در نوعی ضعیف و بی‌مایه فقط در فیلم حضور دارد. عدم حضور مهم بازیگر زن در فیلم نقطه ضعف بزرگی برای بورسیه است و این نقطه ضعف در کنار شخصیت‌پردازی نسبتاً ضعیف بیشتر به چشم میخورد. نیک‌نژاد اگر بخواهد در ادامه بازهم کمدی بسازد باید این قواعد را هم رعایت کند تا فیلم به مراتب بهتری داشته باشد. آنگونه مخاطب بیش از پیش لذت خواهد برد.

یک فیلم خانوادگی

در نهایت به منظور جمع‌بندی باید گفت بورسیه یک فیلم خانوادگی با عناصر متنوع و متفاوت در کمدی است که می‌تواند به مدت دو ساعت شما را بخنداند و دغدغه‌ای را هم روایت کند. دغدغه‌ای که اصلاً شعارزده و مصنوعی نمی‌شود، طنزی که اصلاً به شوخی جنسی و تکه‌پرانی‌های خودتحقیر رجوع نمی‌کند و سبکی که کاملاً به اصول و قواعد مهمش (اسلپ‌استیک) پایبند و دقیق است. این نکات در کنار هم یک فیلم خانوادگی می‌سازد تا هم بخنداند، هم روایت درستی داشته باشد. نکته‌ای که کمتر در کمدی‌های اخیر دیده‌ایم. ظاهراً به شوخی‌های دوپهلو و بی‌پروا عادت کرده‌ایم و در این فیلم کمبودش را حس می‌کنیم. کمبودی که ضعف نیست بلکه یک نقطه قوت بسیار مهم به شمار می‌رود. بنابراین با خیال راحت همراه با خانواده به تماشای این فیلم بنشینید و از تماشای آن لذت ببرید.

امتیاز نویسنده به فیلم: ۶ از ۱۰