عربستان در بن‌بست راهبردی؛ از «آبرو» تا «التماس»

«حوثی‌ها [انصارالله] اجازه می‌دهند بیشتر کشتی‌ها عبور کنند. فقط یک کشور است که آن‌ها از آن راضی نیستند، و ما آن موضوع را حل خواهیم کرد.» پاسخ ترامپ، آب سردی بر پیکره ولی‌عهد سعودی است. بزرگ‌ترین صادرکننده نفت جهان، بزرگ‌ترین خریدار سلاح در منطقه، میزبان پایگاه‌های آمریکایی و مدعی رهبری جهان عرب، اکنون برای جلوگیری از بسته شدن یک تنگه، به واشنگتن، لندن و تل‌آویو متوسل شده است. یک جمله کوتاه، کل سیاست آویزان بودن را افشا می‌کند: ریاض دیگر بازیگر نیست، گروگان امنیتی است. نقد این سیاست، نقد یک اشتباه تاکتیکی نیست؛ نقد یک بن‌بست راهبردی است.
پس از ناامیدی از پیمان مکه و ائتلاف دریایی متشکل از کشورهای ناهمگون، ریاض حالا به سراغ دولت‌های دیگری رفته است. پاسخ ویران‌کننده دیگری از ترامپ برای ولی‌عهد سعودی، بعد از دو بار تماس و درخواست برای مشارکت در حمله ارتش آمریکا به انصارالله، صادر شده است. صرف‌نظر از صحت ادعاهای ترامپ، گفته‌های او کاملاً مواضع آمریکا در درگیری بین انصارالله و عربستان را مشخص کرد.
۱. شکست میدانی و التماس به واشنگتن
ارتش سعودی پس از بیش از یک دهه جنگ فرسایشی، با وجود تشکیل ائتلاف‌های گوناگون و برخورداری از تجهیزات گران‌قیمت، از پس انصارالله برنیامد و در حال از دست دادن مواضع مزدوران خود است. حالا از آمریکا درخواست دخالت مستقیم کرده و ترامپ با این پاسخ موضع خود را روشن کرد: فقط کشتی‌های سعودی در عبور مشکل دارند و این مشکل خود عربستان است. گویی ترامپ قصد ندارد دست از تحقیر عربستان بردارد.
۲. چرخش به سمت تل‌آویو
پس از این تحقیر، بن‌سلمان ظاهراً به سراغ اسرائیل رفته است. رسانه‌های صهیونیستی نظیر اسرائیل هیوم و جروزالم پست فاش کرده‌اند که ریاض به‌طور غیرمستقیم و از طریق سنتکام، از اسرائیل درخواست کمک اطلاعاتی کرده است تا از بستن باب‌المندب جلوگیری کند — در حالی که عربستان هنوز اسرائیل را به رسمیت نمی‌شناسد. این تناقض، خود گویای عمق بن‌بست است.

۳. لندن؛ امید آخر
پس از آمریکا و اسرائیل، بلومبرگ گزارش کرده که ریاض به سراغ لندن رفته و از اندی برنهام، نخست‌وزیر بریتانیا، درخواست حمله هوایی و اعزام مشاور نظامی کرده است نخست‌وزیر بریتانیا پس از تردید در تصمیم گیریظاهرا با این درخواست موافقت کرده است.
۴. پیمان مکه؛ چتری که کار نمی‌کند
یکی از تلخ‌ترین فصل‌های این بن‌بست، ماجرای «پیمان دفاعی مکه» است. این پیمان که عربستان، پاکستان و ترکیه را زیر یک دفاعی مشترک قرار داده است، اکنون با اولین آزمون جدی خود در بحران یمن روبه‌رو شده است. طبق این توافق، حمله مسلحانه به هر یک از سه کشور، حمله به هر سه تلقی می‌شود؛ اما مقام‌های پاکستانی از ورود نظامی به درگیری یمن سخن نگفته‌اند. وزارت امور خارجه نیز اخیراً اعلام کرد که در حال حاضر واکنشی به این پیمان در دستور کار و «زمان اقدام» هنوز فرا نرسیده است. وزیر دفاع پاکستان هم کرد که در صورت سرایت درگیری‌های یمن به خاک عربستان، پیمان می‌تواند عملیاتی شود. به بیان ساده، اسلام‌آباد میان جنگ داخل یمن و حمله مستقیم به خاک عربستان تفاوت گذاشته است. همین موضوع اکنون به مهم ترین آزمون عملی پیمان مکه تبدیل شده است. پیمانی که قرار بود امنیت جمعی بیشتر برای ریاض ایجاد کند، اما در آزمون خود هنوز نمی تواند پاسخ مشترکی ایجاد کند

5. تفاوت تاکتیک و استراتژی
در حالت خوش‌بینانه، «آویزان شدن» می‌تواند یک تاکتیک موقت باشد. اما مشکل سعودی این است که این امر به‌جای تاکتیک، تبدیل به استراتژی همیشگی ریاض شده است. شرایط به حدی وخیم شده که عربستان حتی نگران آبرو و حفظ وجهه خود نیز نیست و در واقع از ناحیه انصارالله یک تهدید وجودی احساس کرده که از رویارویی با آن عاجز است و دست به دامن پایتخت‌های مختلف شده است. به‌عبارت دیگر، ریاض «آبرو» را فدای «بقای رژیم» کرده، اما این انتخاب خودش در بلندمدت یک باخت راهبردی به حساب می‌آید: دولتی که برای بقای خودش به دوست و دشمن التماس می‌کند، در بلندمدت مشروعیت و اقتدار خودش را از دست می‌دهد — همان بلایی که اکنون بر سر سعودی آمده است.

جمع‌بندی
ریاض در بن‌بستی گرفتار شده که هیچ‌گاه تصور آن را نمی‌کرد. سیاست آویزان بودن، نه نشانه زیرکی، که نشانه بن‌بست است. عربستان تا وقتی به جای مذاکره با همسایگان و پایان دادن به جنگ، به دنبال چتر دیگران باشد، هر بحران بعدی، التماس بعدی را می‌سازد. پیمان مکه، ائتلاف دریایی، سنتکام و حالا لندن — هیچ‌کدام نتوانستند امنیتی را که ریاض خودش باید می‌ساخت، تأمین کنند. و این بزرگ‌ترین شکست یک قدرت منطقه‌ای است؛ اینکه امنیتش را نتواند از خودش بگیرد.