ترامپ در برابر کنگره جدید
این گزارش میگوید ترامپ با وجود پذیرش نقش جنگ ایران در شکست انتخاباتی جمهوریخواهان، از تصمیم خود دفاع کرده و با انتشار تصویر کلاه «وتو»، آمادگیاش را برای مقابله با کنگره دموکراتها نشان داده است. در مقابل، دموکراتها با چالش تبدیل پیروزی انتخاباتی به برنامهای اجرایی در حوزه اقتصاد، درمان و هزینههای زندگی روبهرو هستند و همچنان با اختلافات داخلی و کمبود چهرههای اجماعساز مواجهاند. تغییر نتیجه کارولینای جنوبی نیز از تحولات قابل توجه انتخابات توصیف شده است.
فرارو- نتایج انتخابات میاندورهای آمریکا، علاوه بر تغییر موازنه قدرت در کنگره، پرسشهای تازهای درباره آینده دولت دونالد ترامپ و توانایی دموکراتها برای ارائه جایگزینی عملی در برابر سیاستهای او مطرح کرده است. ترامپ پذیرفته که جنگ با ایران یکی از عوامل مؤثر در شکست انتخاباتی جمهوریخواهان بوده، اما همزمان تأکید کرده است که از تصمیم خود برای آغاز این جنگ پشیمان نیست و قصد ندارد تغییری در ترکیب مقامهای دولت ایجاد کند.
به گزارش فرارو، رئیسجمهور آمریکا همچنین با انتشار تصویری از یک کلاه قرمز با واژه سفیدرنگ «وتو» در شبکه اجتماعی تروث سوشال، بار دیگر تهدید خود درباره استفاده گسترده از حق وتو در برابر مصوبات دموکراتها را تکرار کرده است. طراحی این کلاه به نمونههای شناختهشده در جنبش «ماگا» شباهت دارد و میتوان آن را نمادی از آمادگی ترامپ برای رویارویی با کنگره تحت کنترل دموکراتها دانست.
ترامپ: از جنگ با ایران پشیمان نیستم
بر اساس گزارشی که والاستریت ژورنال منتشر کرده، ترامپ پذیرفته است که جنگ با ایران تا اندازهای در شکست جمهوریخواهان در انتخابات میاندورهای نقش داشته است. با این حال، او گفته از تصمیم خود برای آغاز این جنگ پشیمان نیست. ترامپ همچنین اعلام کرده که قصد ندارد تغییراتی در میان مقامهای دولت ایجاد کند و حمایت خود را از پیت هگست، وزیر دفاع ابراز کرده است.
این موضعگیری در شرایطی مطرح میشود که رئیسجمهور پیشتر از آمادگی خود برای پذیرش نتایج انتخابات و همکاری با دموکراتها سخن گفته بود. او حتی احتمال دستیابی به توافقهای مشترک را مطرح کرده، اما همزمان مدعی شده است که اگر نام خودش در برگههای رأی قرار داشت، جمهوریخواهان با اختلاف زیادی پیروز میشدند.
کلاه «وتو»؛ پیام ترامپ به کنگره جدید
ترامپ با انتشار تصویری از کلاهی قرمز با نوشته سفید «VETO» در شبکه اجتماعی تروث سوشال، بار دیگر به تهدیدهای قبلی خود درباره استفاده از حق وتو اشاره کرده است. او پیشتر گفته بود اگر دموکراتها کنترل کنگره را در دست بگیرند، در برابر طرحهای قانونی آنها بهطور مکرر از حق وتو استفاده خواهد کرد. به گفته ترامپ، چنین اقدامی میتواند مخالفان را به مذاکره و دستیابی به توافق وادار کند. این موضع نشان میدهد که ترامپ قصد ندارد تغییر ترکیب کنگره را بهمنزله عقبنشینی از برنامههای خود تلقی کند.
برخی گزارشهای رسانهای از عملکرد بهتر دموکراتها در رقابتهای مجلس سنا نسبت به پیشبینیهای اولیه حکایت دارد. بر اساس اطلاعات مطرحشده در جریان پوشش انتخاباتی، از میان هفت کرسی رقابتی که انتظار میرفت سرنوشت آنها تعیینکننده باشد، دموکراتها در شش کرسی پیروز شده بودند و شمارش آرا در برخی حوزهها همچنان ادامه داشت.
فضای انتخاباتی میشیگان نیز از جمله موارد مورد توجه ناظران بود. در این ایالت، حمایت و همدلی قابل توجهی با عبد الرحمن السید، نامزد دموکرات مشاهده شده بود؛ فضایی که به باور برخی ناظران در نتایج اولیه انتخابات نیز بازتاب داشت. با وجود این، پیشبینی نحوه تعامل ترامپ با کنگره جدید همچنان دشوار است. برخی ارزیابیها نشان میدهد که رئیسجمهور آمریکا در شیوه اداره دولت به تمرکز قدرت در کاخ سفید تمایل دارد؛ رویکردی که ممکن است همکاری با کنگرهای با اکثریت دموکرات را دشوارتر کند.
دموکراتها در برابر آزمون برنامهریزی و حکمرانی
پیروزی دموکراتها لزوماً به معنای برخورداری این حزب از برنامهای جامع و آماده برای اداره کشور نیست. برخی تحلیلگران معتقدند که در جریان کارزار انتخاباتی، نوعی توافق کلی میان دموکراتها درباره موضوعاتی مانند هزینههای زندگی، خدمات درمانی و نگرانی از نفوذ ثروتمندان بر اقتصاد و سیاست آمریکا شکل گرفته بود، اما این توافق هنوز به برنامهای منسجم و کامل برای اداره کشور تبدیل نشده است.
در دو سال گذشته، دموکراتها عملکرد دولت ترامپ را زیر ذرهبین قرار داده و از سیاستهای آن انتقاد کردهاند. اکنون که این حزب ممکن است در موقعیت نظارت و اثرگذاری بیشتر بر کنگره قرار بگیرد، باید به پرسشهایی پاسخ دهد که پیشتر از دولت مطرح میکرد: چه برنامهای برای اقتصاد دارد؟ چگونه میخواهد هزینههای زندگی را کاهش دهد؟ و برای مسائل داخلی و امنیتی چه راهکارهایی در نظر گرفته است؟
از این منظر، پیروزی در انتخابات بهتنهایی مشکلات دموکراتها را برطرف نمیکند. عملکرد این حزب نیز از این پس در معرض ارزیابی عمومی قرار خواهد گرفت و رأیدهندگان انتظار خواهند داشت که انتقادهای مطرحشده در دوران رقابت انتخاباتی به پیشنهادهای اجرایی تبدیل شود.
برخی ارزیابیها نتیجه انتخابات را بیش از آنکه نشانه حمایت گسترده از برنامه دموکراتها بدانند، نوعی مجازات سیاسی برای ترامپ و جمهوریخواهان توصیف میکنند. بر اساس این دیدگاه، بخشی از رأیدهندگان ممکن است نه به دلیل اعتقاد کامل به برنامههای دموکراتها، بلکه در اعتراض به سیاستهای داخلی دولت ترامپ به نامزدهای رقیب رأی داده باشند. در مقابل، گروهی دیگر نیز ممکن است به دلیل نارضایتی از شرایط سیاسی و اقتصادی، از مشارکت در انتخابات خودداری کرده باشند.
در این چارچوب، کارزار انتخاباتی دموکراتها تا حد زیادی بر انتقاد از عملکرد دولت و وعده اصلاح سیاستهای آن متمرکز بود، اما هنوز روشن نیست این حزب چگونه میخواهد مشکلاتی را که مطرح کرده، در عمل حل کند. مسئله دیگری که در ارزیابی وضعیت دموکراتها مطرح میشود، کمبود رهبران سیاسی جدید و اثرگذار است. این حزب پس از دوران باراک اوباما هنوز نتوانسته چهرهای را معرفی کند که از نفوذ و توانایی لازم برای ایجاد اجماع گسترده میان جناحهای مختلف برخوردار باشد. اختلاف میان جریان چپ پیشرو، میانهروها و چهرههای سنتی حزب نیز همچنان پابرجاست. بنابراین، پیروزی در انتخابات میاندورهای لزوماً به معنای پایان اختلافات داخلی یا شکلگیری یک راهبرد مشترک برای آینده نیست.
مشکلات زندگی روزمره؛ مسئلهای فراتر از رقابت دو حزب
بخش مهمی از نارضایتی عمومی در آمریکا به مشکلات روزمره شهروندان بازمیگردد؛ مسائلی که به باور برخی تحلیلگران، هیچیک از دو حزب نتوانستهاند برای آنها راهحلهایی کاملاً عملی و قابل اجرا ارائه کنند. هزینه بالای خدمات درمانی، دشواری دسترسی برخی شهروندان به بیمارستانها، وضعیت افراد بیخانمان و فشارهای معیشتی از جمله مشکلاتی هستند که زندگی روزمره بخشهایی از جامعه آمریکا را تحت تأثیر قرار دادهاند.
مناقشات فرهنگی و اجتماعی از جمله بحث درباره حقوق افراد تراجنسیتی و حضور آنان در رقابتهای ورزشی، به یکی از محورهای اصلی اختلاف سیاسی تبدیل شده است. این در حالی است که از نگاه برخی ناظران، موضوعاتی مانند درمان، آموزش و هزینههای زندگی برای بخش بزرگی از شهروندان اولویت مستقیمتری دارند. در عین حال، نارضایتی عمومی را نمیتوان صرفاً به عملکرد یک حزب نسبت داد. سیاستهای دولتهای متوالی جمهوریخواه و دموکرات در شکلگیری شرایط کنونی نقش داشتهاند و مشکلات موجود در بسیاری از حوزهها ریشههایی فراتر از یک دوره ریاستجمهوری دارند.
ترامپ چگونه با کنگره دموکرات کنار خواهد آمد؟
ترامپ برای مواجهه با کنگره جدید ابزارهای مختلفی در اختیار دارد و حق وتو تنها یکی از آنهاست. در ارزیابی برخی کارشناسان، دولت او دستکم سه مسیر اصلی برای مدیریت اختلاف با کنگره پیش رو خواهد داشت:
الف - حق وتو: رئیسجمهور میتواند مصوبات کنگره را رد کند و مانع تبدیل آنها به قانون شود؛ مگر اینکه کنگره بتواند با رأی دو سوم اعضای هر دو مجلس، وتوی رئیسجمهور را بیاثر کند.
ب - فرمانهای اجرایی؛ ترامپ میتواند در محدوده اختیارات قانونی ریاستجمهوری، از دستورهای اجرایی برای پیشبرد سیاستهای دولت استفاده کند. البته این دستورها جایگزین قانونگذاری کنگره نیستند و ممکن است با محدودیتهای حقوقی و نظارتی روبهرو شوند.
ج - مذاکره و توافق؛ دولت میتواند برای عبور از اختلافات با نمایندگان دموکرات و حتی جمهوریخواهان منتقد، به توافقهای موردی و مصالحههای سیاسی روی بیاورد.
برخی تحلیلگران معتقدند ترامپ به تمرکز تصمیمگیری در کاخ سفید تمایل دارد و ممکن است حتی در شرایطی که دموکراتها اکثریت کنگره را در اختیار دارند، تلاش کند همان الگوی مدیریتی را ادامه دهد. در مقابل، دموکراتها میتوانند با استفاده از ابزارهای نظارتی و قانونگذاری، مسیر اجرای برخی تصمیمهای رئیسجمهور را دشوارتر کنند. به این ترتیب، رابطه کاخ سفید و کنگره در دوره جدید میتواند به یکی از مهمترین میدانهای تقابل سیاسی در آمریکا تبدیل شود.
کارولینای جنوبی؛ شکستن انحصار انتخاباتی جمهوریخواهان
یکی از تحولات مهم انتخاباتی در کارولینای جنوبی مورد توجه قرار گرفته است؛ ایالتی که از دهههای پایانی قرن بیستم به یکی از پایگاههای اصلی جمهوریخواهان تبدیل شده بود. دموکراتها توانستند کرسی مجلس سنا را که لینزی گراهام به مدت ۲۳ سال در اختیار داشت، به دست آورند. پس از درگذشت او، خواهرش دارلین گراهام برای مدتی کوتاه جانشین وی در این کرسی شده بود، اما در رقابت انتخاباتی نتوانست در برابر نامزد دموکرات یعنی آنی اندروز، موقعیت جمهوریخواهان را حفظ کند.
گزارش همچنین به تغییر گرایش انتخاباتی برخی مناطق کارولینای جنوبی از جمله گرینوود، اندرسون و آبویل، اشاره کرده است؛ مناطقی که در نتایج اولیه به سود دموکراتها تغییر جهت داده بودند. یکی از استدلال های مطرحشده برای این نتیجه، خلأ ناشی از درگذشت لینزی گراهام و کاهش نفوذ انتخاباتی جمهوریخواهان در این رقابت بوده است. همچنین گفته شده که اندروز در جذب کمکهای مالی و تأمین هزینههای کارزار انتخاباتی عملکرد بهتری داشته، در حالی که دارلین گراهام ناچار شده بود فعالیت انتخاباتی خود را در میانه رقابتها و از موقعیتی دشوار آغاز کند.
اهمیت این تحول با توجه به سابقه سیاسی ایالت روشنتر میشود. کارولینای جنوبی از سال ۱۹۰۰ تا ۱۹۶۰ عمدتاً در اختیار دموکراتها بود، اما در دهههای بعد بهتدریج به یکی از پایگاههای جمهوریخواهان تبدیل شد. از این رو، تغییر نتیجه در این ایالت میتواند نشانهای از دگرگونی در الگوی رقابت سیاسی آن باشد؛ هرچند یک نتیجه انتخاباتی بهتنهایی برای اثبات تغییر دائمی گرایش سیاسی کارولینای جنوبی کافی نیست.
