البرز - پشت چهره امروز کرج، تاریخی از باغ‌ها، محله‌ها، نهادهای علمی، روستاها و زندگی مردمانی قرار دارد که در شکل‌گیری هویت این شهر نقش داشته‌اند. در روز کرج، ضرورت ثبت و بازشناسی این میراث، بار دیگر اهمیت کتاب و پژوهش را در شناخت گذشته و پیوند نسل‌های امروز با آن یادآوری می‌کند.

سرویس استان‌های خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا): بیستم مهر، روز کرج، بهانه‌ای است برای ورق زدن گذشته شهری که رشد و گسترش آن، بخش‌هایی از خاطرات و نشانه‌های هویتی‌اش را زیر سایه تغییرات برده است. اما کرج را نمی‌توان تنها در خیابان‌ها و ساختمان‌های امروزش شناخت؛ بخشی از هویت این شهر در خاطرات مردم، مکان‌های قدیمی و روایت‌هایی نهفته است که اگر ثبت نشوند، به‌تدریج از یاد می‌روند. کتاب‌ها می‌توانند حافظ این روایت‌ها باشند؛ موضوعی که علیرضا عیاری، نویسنده کتاب مسیر سبز و ساناز اسفندیاری، نویسنده و مدیر مؤسسه فرهنگی بخوان با ما، از زاویه آن به کرج و ضرورت شناخت گذشته‌اش می‌پردازند.

روزگاری که کرج تنها ۴ خیابان داشت

علیرضا عیًاری با اشاره به تحولات کرج و نقش نهادهای علمی در توسعه این شهر، به نقشه کرج در حدود ۸۰ سال پیش اشاره می‌کند؛ زمانی که شهر تنها چهار خیابان به نام‌های تهران، چالوس، قزوین و دانشکده داشت.

او در این‌باره گفت: بسیاری از استادان و فارغ‌التحصیلان دانشکده کشاورزی که از بین آنها تعدادی نیز دارای شهرت جهانی هستند به تدریج عهده‌دار تاسیس و مدیریت سازمان‌ها و نهادهای مختلف نه‌تنها در حوزه کشاورزی بلکه در سایر بخش‌ها شدند. به عنوان مثال شادروان مصطفی‌قلی بیات و مرتضی کاوه از بنیانگذاران اصلی سرم‌سازی رازی بودند. مرحوم سیدحسین میرشمسی، پایه‌گذار ساخت و تولید واکسن‌های فلج اطفال، اوریون و سرخجه و مرحوم کریم ساعی، بنیانگذار علوم نوین منابع طبیعی و تشکیلات جنگل‌بانی در ایران بودند. با گذشت زمانی نه‌چندان دور، بخش‌های دولتی و خصوصی از راه رسیدند و هر کدام آغازگر ایجاد تحولات شگرف در امر گسترش و توسعه این شهر شدند.

در جست‌وجوی هویت فراموش شده‌ کرج

عیًاری با تأکید بر ضرورت رعایت اصول پژوهش و استفاده از منابع معتبر، تجربه نگارش کتاب مسیر سبز را نمونه‌ای از اهمیت بررسی هم‌زمان تاریخ یک نهاد و ارتباط آن با جامعه پیرامونی دانست.

او توضیح داد: آگاهی و رعایت انصاف و بی‌طرفی و پرهیز از جانبداری، شرط انجام تحقیقات است. توجه به اسناد معتبر و مشورت و مصاحبه با افراد مطلع موجب غنی‌شدن و اعتبار بیشتر موضوع مطروحه خواهد شد. اماکن تاریخی و موضوعات مختلف هر کدام باید به دو صورت مجزا و کلی و در کنار مورد رسیدگی و بررسی واقع شوند. تأثیرگذاری و تأثیرپذیری دانشکده کشاورزی بر مردم کرج و بالعکس، در زمان بررسی و تدوین کتاب مسیر سبز مورد توجه بود.

نشانه‌هایی از تاریخ کرج در اسناد مربوط به مادها تا پهلوی دوم

او با اشاره به گستردگی پیشینه تاریخی منطقه افزود: برای بررسی شکوه و عظمت کرج در ادوار مختلف تاریخ باید سراغ منابع بسیاری رفت. از مروری بر سرگذشت و اسناد مربوط به مادها گرفته تا هخامنشیان و اشکانیان، صفویه، قاجار و پهلوی اول و دوم تا جمهوری اسلامی که هر کدام در این شهر و اطراف آن دارای آثار و نشانه‌هایی هستند.

این نویسنده همچنین ثبت خاطرات افراد مطلع و بررسی منابع مکتوب را ضروری دانست و گفت: فرصت‌ها در حال گذر هستند و متأسفانه افراد کهنسال و مطلع نیز کم‌حوصله‌تر، باید زمان را غنیمت دانسته و برای کسب اطلاعات دقیق هرچه سریع‌تر سراغ بزرگان رفت. از مطالعه و بررسی کتاب‌ها و اسناد نیز نباید غفلت کرد. آنان منبع اطلاعات بسیاری هستند که باید با احترام و ادب برای کسب اخبار دقیق سراغ این عزیزان رفت.

لزوم پرداخت بیشتر به دانشکدگان کشاورزی کرج در پژوهش‌ها

عیًاری با تأکید بر اینکه تاریخ کرج تنها به یک مجموعه یا نهاد محدود نمی‌شود، بیان کرد: دانشکدگان کشاورزی و منابع طبیعی دانشگاه تهران دارای صفات برجسته و قابلی است که باید بیشتر به آنها پرداخته شود، اما در عین حال نهادها، اماکن قدیمی و تاریخی و مراکز آموزشی و معتبر بسیار دیگری هستند که باید به صورت جداگانه مورد رسیدگی و بررسی قرار گیرند.

او درباره ضرورت ثبت تحولات شهر نیز گفت: کتاب در طول تاریخ همواره یکی از راه‌های معتبر برای دریافت اطلاعات صحیح بوده است. بر اساس اطلاعات موجود استان البرز به علت همجواری با استان تهران، در ردیف مهاجرپذیرترین استان‌های کشور است. پدیده‌های نو، جای خود را با تجربه‌های قدیمی عوض می‌کنند. بنابراین باید هرچه زودتر برای ثبت و ضبط وقایع قدیمی اقدام کرد.

عیًاری، تدوین فرهنگ جامع استان البرز را نیز ضروری دانست و تأکید کرد: به نظر اینجانب نوشتن و تدوین فرهنگ جامع برای استان بسیار ضروری است و باید هرچه زودتر برای رسیدن به این هدف اقدام کرد.

او یادآور شد: کرج و موضوعات مرتبط با آن از دیرباز مورد توجه بوده است. از طرفی متأسفانه مطالب نوشته‌نشده بسیاری نیز وجود دارد که باید نسبت به نوشتن و تدوین آنها اقدام کرد.

در جست‌وجوی هویت فراموش شده‌ کرج

ساناز اسفندیاری نیز معتقد است: کرج‌پژوهی نباید تنها به اسناد و تاریخ‌نگاری محدود بماند، بلکه باید خاطرات مردم، فرهنگ شفاهی، آیین‌ها و شیوه زندگی را نیز در بر بگیرد. او در این‌باره گفت: کرج‌پژوهی تخصصی و علمی، نقطه آغاز این مسیر است. اسناد تاریخی و مطالعات دقیق، پایه و اساس هر پژوهشی هستند و نباید نادیده گرفته شوند؛ اما اگر پژوهش تنها در همین سطح باقی بماند، ممکن است برای شهروندی که امروز در این جغرافیا زندگی می‌کند، دور از دسترس و بیگانه به نظر برسد.

کرج‌پژوهی باید به میراث ناملموس شهر بپردازد

مدیر مؤسسه فرهنگی «بخوان با ما» با تأکید بر اهمیت میراث ناملموس افزود: شهر، موجودی زنده است و تاریخ آن را نباید فقط در بناها و اسناد جست‌وجو کرد؛ بخشی از این تاریخ در زندگی روزمره مردم جریان دارد. بنابراین، کرج‌پژوهی باید در کنار بررسی داده‌های تاریخی، به میراث ناملموس شهر نیز بپردازد؛ میراثی که در منابع رسمی کمتر بازتاب یافته است، از جمله آداب‌ورسوم روستاهای البرز، شیوه معیشت مردم در گذشته و خاطرات مهاجران.

اسفندیاری، کتاب را ابزاری برای ثبت و انتقال این تجربه‌ها دانست و گفت: اگر روایت‌های شفاهی را بر پایه پژوهش‌های دقیق ثبت و مکتوب نکنیم، با درگذشت نسل‌های قدیمی‌تر، بخش مهمی از حافظه جمعی و هویت فرهنگی شهر نیز در معرض فراموشی قرار می‌گیرد.

جای خالی یک جریان ادبی جدی در کرج

او با اشاره به جای خالی یک جریان ادبی جدی درباره کرج اظهار کرد: صادقانه بگویم، جای خالی یک جریان جدی ادبی که به‌صورت نظام‌مند کرج را موضوع اصلی خود قرار دهد، کاملاً احساس می‌شود. بسیاری از اهالی قلم در این شهر زندگی کرده‌اند، اما کرج کمتر در آثارشان بازتاب یافته است.

اسفندیاری تجربه تبدیل مکان‌های تاریخی و بافت‌های روستایی به داستان را راهی برای ایجاد ارتباط عاطفی مخاطبان با گذشته دانست و افزود: در تجربه‌های میدانی‌مان متوجه شده‌ایم که وقتی یک مکان تاریخی یا یک بافت روستایی را بر پایه پژوهش به داستان تبدیل می‌کنیم، نگاه مردم به آن مکان تغییر می‌کند. مردم ممکن است با اسناد تاریخی ارتباط عاطفی پایداری برقرار نکنند، اما داستان می‌تواند این ارتباط را شکل دهد.

او همچنین گفت: ما نویسندگان خوبی داریم، اما لازم است از ظرفیت‌های پژوهشی بومی البرز برای خلق روایت‌های داستانی بهره بگیریم؛ روایت‌هایی که هویت این شهر را برای مخاطب زنده و ملموس کنند.

تنوع فرهنگی کرج؛ فرصتی برای غنای هویت شهری

این نویسنده تنوع فرهنگی کرج را فرصتی برای غنای هویت شهری دانست و تأکید کرد: به‌عنوان کسی که در این حوزه فعالیت کرده‌ام، معتقدم تنوع فرهنگی نه‌تنها تهدید نیست، بلکه می‌تواند به غنای فرهنگی کرج کمک کند؛ مگر اینکه در معرفی ریشه‌ها و هویت بومی شهر کوتاهی کنیم.

اسفندیاری با اشاره به نقش شناخت تاریخ محلی در تقویت احساس تعلق ساکنان گفت: مهاجرانی که به کرج می‌آیند، اگر با تاریخ و پیشینه فرهنگی این شهر آشنا نشوند، ممکن است احساس تعلق کمتری به آن داشته باشند. اما اگر بتوانیم میراث بومی کرج را که حاصل سال‌ها پژوهش است، در قالب‌های متنوع و جذاب فرهنگی، مانند داستان‌های محلی و روایت‌های روستایی، معرفی کنیم، زمینه شکل‌گیری این پیوند فراهم می‌شود.

او افزود: به باور من، اگر تنوع فرهنگی با شناخت ریشه‌های تاریخی و روایت‌های مشترک همراه شود، حضور اقوام مختلف نه یک تهدید، بلکه فرصتی برای غنای بیشتر فرهنگ شهر خواهد بود.

گسست میان نسلی در باغ‌شهر

اسفندیاری با اشاره به سرعت تغییرات شهری و فاصله گرفتن نسل جدید از تجربه‌های گذشته بیان کرد: سرعت تغییرات در کرج به‌اندازه‌ای زیاد بوده که نسل جدید شاید تصور روشنی از باغ‌های گذشته یا سبک زندگی پیشینیان این شهر نداشته باشد. این مسئله نشان‌دهنده نوعی گسست میان نسل‌هاست.

این نویسنده نقش ادبیات را در پیوند دادن نسل‌ها مهم دانست و افزود: به نظرم، نویسندگی در اینجا نقش پیونددهنده دارد؛ یعنی می‌تواند تجربه‌های یک باغدار سالخورده یا یکی از کسبه قدیمی بازار را به متنی تبدیل کند که ضمن وفاداری به واقعیت، برای مخاطب امروز نیز خواندنی و جذاب باشد.

کتاب‌های منتشر شده درباره کرج به پژوهش‌های تخصصی محدود مانده‌اند

اسفندیاری مشکل اصلی در کم‌رنگ بودن آثار مرتبط با کرج را کمبود نویسنده ندانست و گفت: به نظرم مشکل از کمبود نویسنده نیست، بلکه بیشتر به یک‌سویه‌نگری در حوزه نشر و بی‌توجهی به تولید محتوای عمومی و قابل‌فهم از دل پژوهش‌ها برمی‌گردد. سال‌هاست که بخش قابل‌توجهی از کتاب‌های منتشرشده درباره کرج به پژوهش‌های تخصصی محدود مانده‌اند؛ آثاری که اگرچه ارزش علمی دارند، نتوانسته‌اند به جریان اصلی کتاب‌خوانی مردم راه پیدا کنند.

او با اشاره به تجربه انتشار کتاب قصه‌های کاخ سلیمانیه توضیح داد: در واقع، به نظر می‌رسد حلقه ارتباط میان پژوهش و مخاطب عمومی کمرنگ شده است. در تجربه شخصی‌ام دیده‌ام که وقتی به‌جای تمرکز صرف بر انتشار کتاب‌های پژوهشی، به تبدیل ظرفیت‌های تاریخی و فرهنگی شهر به روایت‌های داستانی توجه می‌کنیم، امکان ارتباط مخاطبان با این آثار بیشتر می‌شود. برای نمونه، کتاب قصه‌های کاخ سلیمانیه که از سوی انتشارات آنیک منتشر شده، حاصل تجربه‌ای ادبی در فضای تاریخی این کاخ است. این مجموعه شامل ۱۷ داستان از ۱۷ نویسنده در ژانرهای مختلف است که با الهام از فضای کاخ و نشانه‌های باقی‌مانده از گذشته، بخشی از تاریخ و هویت فرهنگی البرز را در قالب داستان روایت می‌کند.

اسفندیاری بر لزوم حمایت از آثار خلاقانه و متناسب با نیاز مخاطبان تأکید کرد و افزود: به باور من، اگر حمایت‌ها به سمتی برود که یافته‌های پژوهشی و ظرفیت‌های تاریخی شهر در قالب‌های خلاقانه و متناسب با نیاز مخاطبان ارائه شوند، می‌توان امیدوار بود که تصویر کرج در ذهن مردم نیز پررنگ‌تر و ماندگارتر شود.

باید به سمت روایتگری پژوهش‌محور حرکت کنیم

او استفاده از قالب‌های متنوع برای معرفی تاریخ شهر به نسل جوان را ضروری دانست و گفت: دقیقاً. به نظرم باید از ادبیات پژوهشی صرف فراتر برویم و به سمت روایت‌گری پژوهش‌محور حرکت کنیم. نسل جدید معمولاً ارتباط کمتری با کتاب‌های قطور و همایش‌های رسمی برقرار می‌کند؛ اما تجربه‌های ما نشان داده است که وقتی یک مکان تاریخی یا آیین محلی را که ریشه در گذشته دارد، در قالب داستان یا مجموعه‌های تصویری به مخاطب معرفی می‌کنیم، امکان برقراری ارتباط با آن بیشتر می‌شود.

اسفندیاری همچنین افزود: روایت‌های چندرسانه‌ای و ترکیب داستان با تصویر می‌توانند راهی مؤثر برای ارتباط با نسل امروز باشند. به باور من، باید تاریخ را از قفسه‌های کتابخانه بیرون بیاوریم و آن را با زبانی جذاب و قابل‌فهم، به زندگی روزمره مردم نزدیک کنیم.

او درباره نقش مؤسسات فرهنگی در تبدیل پژوهش به آثار خواندنی گفت: مؤسسات فرهنگی باید نقش تسهیل‌گر داشته باشند، نه اینکه فعالیتشان صرفاً به برگزاری همایش محدود شود. ما در تجربه‌های میدانی‌مان تلاش کرده‌ایم چنین زنجیره‌ای را شکل دهیم؛ به این صورت که ابتدا اطلاعات و میراث ناملموس را بر پایه پژوهش گردآوری کنیم و سپس این داده‌ها را در اختیار نویسندگان خلاق قرار دهیم تا آنها را به روایت‌های داستانی تبدیل کنند.

کرج‌پژوهی چگونه از فعالیت‌های مقطعی و اداری فاصله می‌گیرد؟

مدیر مؤسسه فرهنگی بخوان با ما ادامه داد: به باور من، اگر تشکل‌های مردم‌نهاد و مجموعه‌های فرهنگی این چرخه، یعنی حرکت از پژوهش میدانی به روایت داستانی، را جدی بگیرند، کرج‌پژوهی می‌تواند از فعالیت‌های مقطعی و صرفاً اداری فاصله بگیرد و به جریانی مستمر، زنده و تأثیرگذار تبدیل شود.

اسفندیاری ثبت تجربه‌های انسانی و هویت در حال تحول شهر را از مهم‌ترین اولویت‌های کرج‌پژوهی دانست و گفت: به نظرم آنچه باید از کرج امروز ثبت شود، حس مکان و تجربه‌های انسانی است. لازم است تلاش مردم برای همزیستی اقوام مختلف و هویت در حال تحول این شهر نیز بر پایه مستندات ثبت و حفظ شود.

او در پایان به پروژه روایت کرج اشاره کرد و افزود: اگر بخواهم پروژه‌ای عملی برای معرفی هویت کرج پیشنهاد دهم، تمرکزم بر روایت کرج است؛ مسیری که اکنون با مجموعه داستان‌هایی درباره اماکن تاریخی و روستاهای البرز آغاز کرده‌ایم. تاکنون دو کتاب با عنوان‌های قصه‌های کاخ سلیمانیه و آن سوی آب با محوریت مجموعه داستان‌های واریان منتشر شده‌اند و کتاب سوم با موضوع روستای برغان در دست تهیه است.

اسفندیاری هدف این پروژه را حفظ و انتقال هویت فرهنگی البرز به نسل‌های آینده دانست و گفت: این پروژه تلاشی است برای حفظ روح البرز در قالب روایت و داستان و انتقال آن به نسل‌های آینده؛ تا نسل‌های بعد، با خواندن این کتاب‌ها دریابند که کرج صرفاً فضایی شهری یا گذرگاهی میان شهرهای دیگر نیست، بلکه هویتی غنی دارد و در پس چهره مدرن آن، داستان‌ها و روایت‌های بسیاری نهفته است.