در این کتاب، نوریان فقط در جایگاه یک فرمانده تخریب معرفی نمی‌شود. فضای جبهه و فعالیت او در میان نیروهای تخریب، بخشی از روایت است، اما شناخت شخصیت اصلی از مسیر رابطه او با دیگران و واکنش‌هایش در موقعیت‌های مختلف شکل می‌گیرد. از این منظر، «مین‌های بازی‌دراز» صرفاً روایتی درباره یک فرمانده در میدان جنگ نیست؛ بلکه تلاش می‌کند تصویری انسانی‌تر از او ارائه دهد.

به گزارش خبرنگار خبرگزاری کتاب ایران(ایبنا): مهدیس میرزائی اعتمادی؛ «مین‌های بازی‌دراز» نوشته مصطفی محمدی، روایتی داستانی از زندگی سردار شهید محمود (عبدالله) نوریان است؛ کتابی که به‌جای آنکه زندگی فرمانده را در قالب یک زندگی‌نامه خطی و رسمی دنبال کند، شخصیت او را از میان مجموعه‌ای از خرده‌روایت‌ها، گفت‌وگوها و موقعیت‌های گاه ساده و روزمره بازسازی می‌کند.

این کتاب از آن دسته آثاری است که برای شناخت شخصیت اصلی، الزاماً از مهم‌ترین و بزرگ‌ترین حادثه‌ها شروع نمی‌کند. حتی عنوان فصل‌ها نشان می‌دهد که نویسنده علاقه دارد محمود نوریان را در موقعیت‌هایی به مخاطب معرفی کند که در نگاه اول ممکن است ارتباط مستقیمی با تصویر متعارف یک فرمانده نظامی نداشته باشند؛ از «آقای یاماک و خروس محمود» و «جوجه کبک‌ها» گرفته تا «پسر مریم خانم»، «جنازه‌ای که شنا بلد بود»، «غار و عبدالقادر» و «بیا به خدا قول بدهیم ».

این انتخاب، یکی از ویژگی‌های مهم روایت محمدی است؛ شخصیت پیش از آنکه در مقام یک فرمانده توضیح داده شود، در رفتارهایش دیده می‌شود. نویسنده در فصل‌هایی مانند «پسر مریم خانم» به گذشته و ریشه‌های شخصیتی نوریان نزدیک می‌شود و در بخش‌هایی مانند «یکی این را بگیرد»، روابط میان آدم‌ها و موقعیت‌های جبهه را پیش می‌کشد. در ادامه، روایت به فضای تخریب و تجربه‌های جنگی نزدیک‌تر می‌شود؛ اما حتی در این بخش‌ها نیز کتاب فقط به گزارش عملیات اکتفا نمی‌کند و بیشتر به دنبال آن است که رفتار آدم‌ها در موقعیت‌های دشوار را نشان دهد.

از همین منظر، «مین‌های بازی‌دراز» را می‌توان روایتی درباره یک فرمانده دانست که بخش مهمی از شخصیتش از خلال رابطه او با دیگران ساخته می‌شود؛ نیروهایش، دوستانش و آدم‌هایی که در موقعیت‌های مختلف با او روبه‌رو می‌شوند.

نوریان، فقط یک فرمانده تخریب نیست؛ روایتی که شخصیت را در موقعیت‌ها می‌سازد

روایت به جای توضیح

یکی از نکاتی که در متن کتاب جلب توجه می‌کند، داستانی‌بودن زبان روایت است. مصطفی محمدی تلاش نمی‌کند ویژگی‌های اخلاقی شخصیت اصلی را به شکل مستقیم و پشت سر هم برای مخاطب توضیح دهد؛ بلکه او را در موقعیت قرار و از دل رفتار و گفت‌وگو، شخصیت را پیش چشم خواننده شکل می‌دهد.

در بخش‌هایی مانند «بخوابان توی گوشم»، گفت‌وگو نقش مهمی در پیشبرد روایت دارد و همین گفت‌وگوها باعث می‌شوند فضای میان رزمندگان، روابط آنها و نوع برخوردشان با یکدیگر، به‌صورت مستقیم‌تر به خواننده منتقل شود. در این شیوه، صمیمیت و شوخی میان شخصیت‌ها نه با یک توضیح کلی، بلکه از خلال خود موقعیت و دیالوگ‌ها دریافت می‌شود.

زبان روایت نیز در مجموع ساده و روان است و هرجا گفت‌وگوها پررنگ می‌شوند، لحن به زبان شفاهی و خاطره نزدیک می‌شود. این ویژگی به متن کمک می‌کند که در عین روایت داستانی، حال‌وهوای خاطرات رزمندگان را حفظ کند.

عنوان فصل‌ها؛ روایت‌هایی که از دل خاطره بیرون آمده‌اند

فهرست کتاب خود یکی از نشانه‌های شیوه روایت نویسنده است:«آقای یاماک و خروس محمود»، «جوجه کبک‌ها»، «پسر مریم خانم»، «یکی این را بگیرد»، «جنازه‌ای که شنا بلد بود»،«غار و عبدالقادر»،«مین قمقمه‌ای دیدم، تشنه‌ام شد»، «بخوابان توی گوشم»، «آخرش فهمیدم چه‌کاره‌ای»، «بیا به خدا قول بدهیم»،«همین یک بار». این عنوان‌ها شبیه عنوان‌های رسمی و توضیحی یک زندگی‌نامه معمول نیستند؛ بیشتر به جمله، خاطره یا اتفاقی از دل روایت شباهت دارند. همین انتخاب باعث می‌شود هر فصل پیش از آنکه آغاز شود، یک سؤال یا کنجکاوی برای خواننده ایجاد کند؛ خروس محمود چه نقشی در روایت دارد؟ «جنازه‌ای که شنا بلد بود» به چه ماجرایی اشاره می‌کند؟ و در فصل «مین قمقمه‌ای دیدم، تشنم شد» چه اتفاقی افتاده است؟

به این ترتیب، کتاب به‌جای حرکت کاملاً خطی از تولد تا شهادت، شخصیت نوریان را در مجموعه‌ای از صحنه‌ها و خاطره‌ها پیش روی مخاطب قرار می‌دهد. هر روایت، بخشی از این تصویر را کامل می‌کند.

محمود نوریان؛ فرماندهی در میان آدم‌ها

در این کتاب، نوریان فقط در جایگاه یک فرمانده تخریب معرفی نمی‌شود. فضای جبهه و فعالیت او در میان نیروهای تخریب، بخشی از روایت است، اما شناخت شخصیت اصلی از مسیر رابطه او با دیگران و واکنش‌هایش در موقعیت‌های مختلف شکل می‌گیرد. از این منظر، «مین‌های بازی‌دراز» صرفاً روایتی درباره یک فرمانده در میدان جنگ نیست؛ بلکه تلاش می‌کند تصویری انسانی‌تر از او ارائه دهد؛ تصویری که در آن رفتارهای روزمره، گفت‌وگوها، خاطرات و موقعیت‌های غیررسمی در کنار تجربه‌های جنگی قرار می‌گیرند. همین شیوه باعث می‌شود جزئیاتی که در نگاه نخست کوچک به نظر می‌رسند، در ساختن شخصیت نوریان اهمیت پیدا کنند. خروس، جوجه‌کبک‌ها، یک گفت‌وگوی کوتاه یا ماجرایی در فضای تخریب، هرکدام می‌توانند بخشی از شناخت مخاطب از این فرمانده را کامل کنند.

در نهایت، نقطه قوت روایت محمدی را می‌توان در همین انتخاب دید؛ او به جای آنکه فقط درباره محمود نوریان توضیح بدهد، او را در موقعیت‌های مختلف قرار می‌دهد تا خواننده از کنار هم گذاشتن این موقعیت‌ها، تصویری از شخصیت او به دست آورد.