هر روز اخبار فراوانی در رسانهها منتشر میشود که دنبالکردن آنها ـ حتی برای آنانی که اهل مطالعه اخبار هستند ـ کار دشواری است. بسته خبری ـ تحلیلی «الف» با رصد اخبار، رویدادهای مهم و همچنین تحلیلهای صورتگرفته، مخاطبان خود را از مهمترین وقایع روز آگاه میکند.
این اگر «نفوذ» نیست پس چیست؟!
روزنامه جمهوری اسلامی نوشت:
امام رضا علیهالسلام، غریب است. از قدیم به همین صفت، متمایز بودهاند حضرتِ رئوف علیهالسلام. امروز هم غریب است. اگر دیروز غربت در دوری از وطن تعبیر میشد در خوانش امروزی غربت را در انفجار بیاخلاقی یک جمع معدود و محدود باید دید. حرمت حریم واجبالحرمه حضرت رضا(ع) و معنویت مزار رهبر شهید، به تاراج کلمات خطا و رفتارهای پر گناه، شکسته میشود.ما از کلام و در منطق و مکتب امام خمینی آموختهایم که «هرچه فریاد دارید بر سر آمریکا بکشید.» امام تعلیم مان کرد که دشمن اصلی آمریکاست حتی در جنایتهایی که دیگران مرتکب میشدند. حتی در جنایتهای صدامیان و بعثیان و منافقان. اما متأسفانه رسیدهایم به جماعت اندک اما پر هیاهویی که جنایتِ عریانِ آمریکا را هم به حسابِ دیگرانی مینویسند که مانند آنان گرفتار توهم نیستند. عملا هدفها عوض شدهاند برای اینان تا جایی که حرمت حرم را هم محترم نمیدارند.
این اگر نتیجه«نفوذ» نیست پس چیست؟ چیز پنهانی نیست. همه چیز آشکار است اما میماند این پرسش که اگر به جای این جماعت اندک، گروهی دیگر در حرم، صدا به شعار بلند میکردند باز هم رفتار مسئولان و متولیان، همین بود؟ اگر به جای مقامات سابق و فعلی دولتهای آفتابی، کسی سراغِ ابروی بالای چشمِ« اصحاب سایه» میرفت باز به همین راحتی برمی گشت؟ پشتِ اینان به کجا گرم است که چنین تندباد میشوند در انسجام ملی؟
****
مردم حق دارند بدانند تصمیمهای سرنوشتساز کشور چگونه اتخاذ میشود
جواد امام ، مدیرعامل بنیاد باران به خبرآنلاین گفته است:
وضعیت روابط ایران و آمریکا حساس و سرنوشتساز و بسیار نگران کننده شده است و خطر تشدید تنشها را نمیتوان نادیده گرفت. متأسفانه، ما در استفاده بهموقع و مؤثر از فرصتهای دیپلماسی، بارها فرصتسوزی کردهایم. در چنین شرایطی، هر تصمیم شتابزده یا هر فرصت ازدسترفته میتواند هزینههای سنگینی برای کشور به همراه داشته باشد. باید توجه داشت که قدرت ملی صرفاً در توان نظامی خلاصه نمیشود؛ انسجام ملی، رضایت عمومی، اقتدار اقتصادی و دیپلماسی مؤثر نیز از مؤلفههای اساسی قدرت کشورند. حفظ امنیت و منافع ملی مستلزم آن است که از همه این ظرفیتها بهصورت همزمان و هوشمندانه استفاده کنیم. در شرایط کنونی نمیتوان بدون اطلاعات معتبر، احتمال وقوع جنگ را بهصورت عددی تعیین کرد؛ اما خطر را باید جدی گرفت. نه تهدیدها را باید دستکم گرفت و نه اجازه داد فشارهای زمانی، ما را به تصمیمهای شتابزده و پرهزینه سوق دهد. البته باید واقعبین بود؛ فرصتهای دیپلماتیک همیشگی نیستند و زمان نیز به اراده ما متوقف نمیماند. آمادگی دفاعی برای هر کشوری ضروری است، اما آمادگی دفاعی نباید جایگزین دیپلماسی فعال و مؤثر شود. هنر حکمرانی آن است که پیش از تحمیل هزینههای سنگین به مردم، از همه راههای ممکن برای جلوگیری از جنگ استفاده کند.... یکی از نگرانیهای جدی، ابهام در سازوکار تصمیمگیریهای کلان و کمتوجهی احتمالی به خرد جمعی است. مردم حق دارند بدانند تصمیمهای سرنوشتساز کشور چگونه اتخاذ میشوند و مسئولیت پیامدهای آن بر عهده چه کسانی است؛اختیار بدون مسئولیتپذیری، زمینهساز تصمیمهای پرهزینه است....
موضع ما روشن است: نه به جنگ؛ آری به صلحی عزتمندانه و توافقی مبتنی بر احترام متقابل که منافع ملت ایران را تأمین کند. حفظ ایران، امنیت مردم و آینده کشور باید بر هر ملاحظه جناحی و گروهی مقدم باشد.
****
جنگ سه روزه!
جماران، گزارش روزنامه آمریکایی نیویورک تایمز را بازتاب داده است:
واشنگتن و تلآویو در حال تدوین طرحهایی برای ازسرگیری حملات گسترده به ایران پس از انتخابات میاندورهای آمریکا هستند؛ عملیاتی که احتمال دارد تأسیسات هستهای، زیرساختهای انرژی و توان موشکی و پهپادی ایران را هدف قرار دهد. در حالی که برخی برنامهریزان نظامی آمریکا امیدوارند با یک کارزار فشرده سهروزه، تهران را به عقبنشینی در مذاکرات وادار کنند، مقامهای ایرانی هشدار دادهاند که درگیری جدید نه کوتاه خواهد بود و نه محدود؛ بلکه با حملات گستردهتر به زیرساختهای منطقه، از جمله تأسیسات نفتی، مراکز داده و کابلهای اینترنتی زیردریایی همراه خواهد شد. با این حال، تصمیم نهایی دونالد ترامپ برای صدور فرمان حمله همچنان نامشخص است.
به گفته مقامهای آمریکایی و افراد دیگری که در جریان مذاکرات و رایزنیهای مربوطه قرار گرفتهاند، نیروهای نظامی آمریکا و اسرائیل برنامههای مشخصی برای ازسرگیری حملات علیه ایران پس از انتخابات میاندورهای آمریکا تدوین کردهاند. همزمان با پیشرفت برنامهریزیها برای اجرای عملیاتی کوتاه اما فشرده، ارتشهای آمریکا و اسرائیل دامنه رزمایشهای خود را گسترش دادهاند و با به پرواز درآوردن هواپیماها بر فراز عراق، مانورهای حمله را تمرین میکنند. مقامهای آمریکایی گفتند پیت هگست، وزیر جنگ آمریکا، در جریان سفر این هفته خود به اسرائیل با بنیامین نتانیاهو، نخستوزیر این رژیم، دیدار کرد تا درباره حملات جدید گفتوگو کند.
احتمال میرود زیرساختهای انرژی ایران، تأسیسات هستهای و زرادخانه موشکی و پهپادی این کشور از جمله اهداف حملات باشند. برخی مقامها مدعیاند یک دور بزرگ دیگر از حملات میتواند اقتصاد ایران را به آستانه فروپاشی بکشاند و این کشور را وادار کند پس از نزدیک به هشت ماه درگیری، در مذاکرات دیپلماتیک امتیازهایی بدهد.
با این حال، دلایلی وجود دارد که نسبت به موفقیت بیشتر جنگی تازه در مقایسه با مرحله نخست حملات گسترده آمریکا و اسرائیل، از فوریه تا آوریل، تردید ایجاد میکند. آن دور از درگیریها موجب افزایش قیمت انرژی و تورم در سراسر جهان شد، امنیت خاورمیانه را تضعیف کرد و فشار شدیدی بر ذخایر پدافند موشکی پنتاگون وارد آورد.
همچنین بههیچوجه مشخص نیست که دونالد ترامپ با حملات تازه موافقت کند. او در طول سال جاری بارها برنامههای بازگشت به عملیات نظامی گسترده را وتو کرده است؛ از جمله همین ماه، زمانی که نیروهای نظامی آمریکا و اسرائیل تقریباً آماده حمله بودند.
****
سکوت الاغها در دعوای فیلها!
وطن امروز نوشت:
حزب جمهوریخواه آمریکا این روزها آبستن بحرانهای عمیق، چندلایه و سرنوشتسازی است که گسلهای درونی آن را بیش از هر زمان دیگری عریان کرده است. در حالی که تحولات منطقه بهویژه شکستهای راهبردی واشنگتن و تلآویو در جنگ اخیر علیه ایران، هزینههای سنگینی را بر پیکره حاکمیت آمریکا تحمیل کرده، ابرهای تیره شکست در انتخابات میاندورهای کنگره نیز آسمان اردوگاه فیلها را فراگرفته است. در این میان، واکنش رئیسجمهور تروریست آمریکا به این چشمانداز تاریک و تلاشش برای فرار از مسؤولیت، پرده از سناریویی خطرناک برداشته که میتواند آینده سیاسی آن حزب را به مخاطره بیندازد؛ سناریویی که از یک سو با «بازی مقصرسازی» ترامپ و از سوی دیگر با «غیریتسازی» چهرههایی چون جیدی ونس و بدنه حزب از او معنا مییابد....
حزب دموکرات در این میانه پرآشوب و بحرانزده، بدون آنکه از توانمندی، ابتکار عمل یا برنامه مدونی برای گذراندن ایالات متحده از بحرانهای عدیده داخلی و خارجی برخوردار باشد، صرفا در جایگاه یک «تماشاگر بیعمل» نشسته است. دموکراتها نظارهگر اختلافات حاد، فرساینده و عمیق اردوگاه جمهوریخواهان هستند تا شاید بتوانند با استفاده صرف از نقاط ضعف و شکافهای عمیق رقیب و نه به پشتوانه نقاط قوت یا کارنامه مثبت خود، به یک پیروزی بادآورده و تصادفی دیگر در سپهر سیاسی آمریکا دست پیدا کنند. در این فضای پر از تنش، نماد فیل (نشان نمادین حزب جمهوریخواه) درگیر جنگی فرسایشی و خونین در درون خود شده؛ جنگی که در سایه سکوت و تماشای الاغهای دموکرات (الاغ نشان نمادین حزب دموکرات است)، پایههای اقتدار سنتی محافظهکاران را از درون میپوساند. اگر ترامپ و همپیمانانش نتوانند واقعیتهای میدانی و خستگی افکار عمومی آمریکا از سیاستهای تهاجمی را درک کنند، شکاف میان غیریتسازی ونس و مقصرسازی ترامپ، تومار حزب جمهوریخواه را پیش از رسیدن به افق ۲۰۲۸ درهم خواهد پیچید و آمریکا را وارد دورهای جدید از بیثباتی ساختاری خواهد کرد.
****
ایران شیخنشینها را به عصر حجر بر می گرداند؟
فرهیختگان نوشت:
در روزهای اخیر تهدیدهای دو جنایتکار بینالمللی، ترامپ و نتانیاهو علیه مردم ایران به اوج خود رسیده است. این تهدیدها علاوه بر زیرساختهای نظامی، ممکن است همچون دو جنگ قبلی به سطح زیرساختهای اقتصادی نیز برسد؛ اما در سوی دیگر، ایران نیز در دو جنگ تحمیلی قبلی ثابت کرد دستش خالی نیست و در صورت عملیشدن تهدیدهای آمریکا و اسرائیل، در اقدامی متقابل میتواند علاوه بر منطقه، اهداف خود در مناطق اشغالی را نیز مورد هدف قرار دهد. در ادامه به لیستی از اهدافی اشاره میشود که در بخشهای حساس و حیاتی کشورهای متخاصم میتواند در اقدام متقابل ایران، مورد هدف نیروهای مسلح کشورمان قرار گیرد.
آبشیرینکنهای اسرائیل: شرکت IDE Technologies (تأسیسات آبشیرینکن سورک 1Sorek A). شرکت IDE Technologies (تأسیسات آبشیرینکن سورک 2 Sorek B) . شرکت H2ID (تأسیسات آبشیرینکن هدرا Hadera) . شرکتVID (تأسیسات آبشیرینکن اشکلون Ashkelon)
آبشیرینکنهای امارات : شرکت Dubai Electricity and Water Authority (DEWA). شرکت Taweelah RO Desalination Company. شرکت Fujairah F1
آبشیرینکنهای عربستان: شرکت ACWA Power . شرکت Jazlah Water Desalination Company. شرکت Yanbu International Water Company . شرکت Rabigh Three Company
آبشیرینکنهای قطر: شرکتQatar Electricity & Water Company (QEWC) . شرکت Umm Al Houl Power Company.شرکت Ras Laffan Power Company . شرکت Qatar Power Company (Q Power)
آبشیرینکنهای کویت: شرکت Shamal Az- Zour Al- Oula Power and Water Company . نیروگاه و آبشیرینکن Doha West . نیروگاه و آبشیرینکن Az- Zour South . نیروگاه و آبشیرینکن Subiya (Sabiya)
****
نزولخواری نوین ؟
روزنامه جوان نوشت:
خیابانها، کوچهها و بیلبوردهای بزرگ اتوبانها مدتی است بازتابدهنده یک اتفاق تلخ در اقتصاد جامعه است؛ پدیدهای به نام زندگی قسطی که حالا به یک سبک رایج و اجباری تبدیل شدهاست. این روزها هر کالا یا خدماتی از خودرو و لوازم خانگی گرفته تا هزینههای درمان، ایمپلنت دندان و حتی سفر و گردشگری، دیگر با پول نقد معنا و مفهومی ندارد. شرکتهای واردکننده، خودروسازان و نمایندگیهای فروش از همان گام نخست به صراحت اعلام میکنند که فروش نقدی جایی در برنامههای تجاریشان ندارد و مشتری ناچار است با پرداخت بخشی از مبلغ بهعنوان پیشپرداخت، مابقی را در قالب اقساط بلندمدت تسویه کند؛ اقساطی که سودهای گزاف، نامتعارف و وحشتناکی را روی دست خریدار میگذارد و او را در چرخهای فرساینده گرفتار میکند.
برای آشنایی بیشتر با این زنجیره پرهزینه و نفسگیر، باید چند دهه قبلتر بازگردیم؛ جایی که سیستم بانکی کشور با تحمیل سودهای سنگین و ترکیبی به نام تسهیلات، بسیاری از تولیدکنندگان، صنعتگران و فعالان واقعی اقتصادی را به ورطه ورشکستگی کشاند. تورم ساختاری جامعه از یکسو و تعهدات سنگین و غیرقابل پرداخت بانکی از سوی دیگر، کارخانهها و کارگاههای زیادی را زمینگیر کرد تا جایی که صنعتگران برای جبران عقبافتادگیهای مالی خود، ناچار شدند هستی، کارگاه و اموال خود را به بانکها ببازند. فراموش نباید کرد که بانکها و مؤسسات مالی، منبع لایزال ثروت دولت نیستند و هر چه در چنته دارند سرمایه همین مردم است که بهجای تزریق به بخشهای مولد اقتصاد، چرخهای سوداگری و دلالی را روغن میزند و نابرابریها را عمیقتر میکند. ..
وقتی پدیدههای امروزی بازار و سودهای کلان این شرکتها و مؤسسات را زیر ذرهبین دقیق فقهی، اخلاقی و اقتصادی میبریم، پرسشهای زیادی به وجود میآید که ذهن هر ناظر منصفی را درگیر میکند.
آیا شرایط سخت قسطبندی کنونی و سودهای نجومی که بنگاهها، شرکتهای تجاری و بانکها تحت عناوین مختلف حقوقی دریافت میکنند، واژه سنگین نزول و ربا را تداعی نمیکند؟
*****
شریان حیات فیلها در هفت ایالت کلیدی
روزنامه قدس نوشت:
انتخابات میاندورهای آمریکا کمتر از دوهفته دیگر برگزار میشود و از مدتها پیش به مهمترین آزمون ترامپ تبدیل شده است؛ انتخاباتی که نتیجه آن میتواند توازن قدرت در کنگره را تغییر دهد؛ اما در این میان، رقابت برای تصاحب اکثریت مجلس سنا از اهمیت ویژهای برخوردار است؛ زیرا دموکراتها برای بازپسگیری کنترل این مجلس باید همه کرسیهای تحت کنترل خود را حفظ کنند و چهار کرسی دیگر هم بدست آورند.
به گزارش روزنامه گاردین، رقابت در ایالتهای آلاسکا، آیووا، کانزاس، مین، میشیگان، اوهایو و تگزاس از نزدیکترین و تعیینکنندهترین رقابتهای سنا به شمار میرود. در این ایالتها فاصله نامزدهای دو حزب به اندازهای محدود است که تغییرات در میزان مشارکت، وضعیت اقتصادی و تصمیم رأیدهندگان مردد میتواند نتیجه نهایی را تغییر دهد. نیوهمپشایر و کارولینای جنوبی نیز از دیگر ایالتهایی هستند که وضعیت آنها در ارزیابی توازن قوا اهمیت دارد، هرچند در این دو ایالت کفه ترازو به ترتیب به سود دموکراتها و جمهوریخواهان ارزیابی شده است.
در تکزاس جیمز تالاریکو، نامزد دموکراتها و نماینده مجلس ایالتی تگزاس، در برابر کن پاکستون، دادستان کل جمهوریخواه این ایالت قرار گرفته استدر میشیگان رقابت میان عبدالسید، نامزد دموکرات و مایک راجرز، نامزد جمهوریخواه، از دیگر میدانهای مهم انتخابات است. در آیووا نیز رقابت میان اشلی هینسون، نامزد جمهوریخواه، و جاش تورک، نامزد دموکرات بسیار نزدیک دنبال میشود. در آلاسکا مری پلتولا، نماینده پیشین دموکرات در تلاش است کرسی سنا را از دن سالیوان، سناتور جمهوریخواه بگیرد. در مین، تروی جکسون، رئیس پیشین مجلس سنای ایالتی و نامزد دموکرات، با سوزان کالینز، سناتور جمهوریخواه رقابت میکند.
یکی از محورهای اصلی تحلیل گاردین از انتخابات امسال، تأثیر شرایط اقتصادی بر تغییر موازنه رقابتهاست. در ماههای گذشته، نارضایتی از وضعیت اقتصادی، افزایش هزینههای زندگی و بالا رفتن قیمت سوخت، به موضوعاتی محوری در کارزارهای انتخاباتی تبدیل شدهاند. گاردین این تحولات را در کنار پیامدهای جنگ ایران از عوامل مؤثر در تغییر فضای سیاسی آمریکا به سود دموکراتها معرفی میکند.
در جنگ شناختی موفق بوده ایم؟
روزنامه خراسان نوشت:
عقلانیت حکمرانی ایجاب میکند که برای مقابله با این وضعیت، از همه ظرفیتهای انسانی، فنی و اجتماعی در راستای امیدآفرینی بهعنوان یک «امر ملی» بهره بگیریم. باید باور داشته باشیم که ما ایران مقتدری هستیم؛ ایرانِ انقلاب اسلامی و ایستاده در برابر قدرتهای بزرگ جهانی.دشمن در این جنگ سه هدف کلان را دنبال میکند. هدف نخست، بیمعنا کردن ایستادگی و مقاومت از طریق القای این تصور است که مقاومت هزینهبر، بیثمر و فاقد آینده است. این رویکرد در برخی مواضع و اصطلاحات جریانهای داخلی، با پشتوانه طراحیهای خارجی، مشاهده میشود؛ از جمله طرح ضرورت صرفنظر کردن از مواضع هستهای و موشکی و کنار گذاشتن تولید ملی، با این استدلال که این اقدامات فایدهای ندارند و صرفاً هزینه ایجاد میکنند و اصطلاحا این دستاوردها را باید بدهیم برود! مواضع آقایان مرعشی، ظریف و آخوندی نیز در همین چارچوب، ضرورت ادامه مقاومت پس از ۴۷ سال را زیر سؤال میبرد.
هدف دوم دشمن، تحقیر توان داخلی و ایجاد احساس ناتوانی مزمن در جامعه است؛ احساسی که در عباراتی مانند «نمیتوانیم»، «نمیشود»، «چیزی نداریم»، «بدبختیم»، «بیچارهایم» و «گرسنهایم» بروز پیدا کرده است. این مسئله در دو سال گذشته پررنگتر شده و حتی در سطوح عالی کارگزاری کشور نیز دیده میشود. به اعتقاد من، بخشی از ضرباتی که در این مدت متحمل شدهایم، ناشی از همین ضعیفنمایی و نادیده گرفتن توانمندیها و ظرفیتهای داخلی بوده است.
هدف سوم دشمن، تغییر محاسبات رفتاری مردم و مسئولان و سوق دادن جامعه به انتخابهای انفعالی و کوتاهمدت است. رسانهها و ظرفیتهای رسانهای داخلی، با پشتیبانی رسانههای بیگانه، در پیگیری این اهداف نقش دارند. دشمن در جنگ شناختی از الگوریتمهای هوشمند، پلتفرمهای اجتماعی، تولید انبوه محتوای کوتاه، احساسی و مقطعی و شبکهسازی میان کنشگران رسانهای وابسته استفاده میکند. هدف، غلبه از طریق استدلال نیست، بلکه اشباع ذهنی و ایجاد خستگی شناختی برای فراهم کردن زمینه پذیرش روایت مطلوب دشمن است.
همچنین، دشمن با انگارهسازی از نارساییها و ایجاد قالبهای ذهنی و تصویری، میکوشد امید مردم را به یأس، مقاومت ملی را به تسلیم و پایداری را به وادادگی تبدیل کند. ما نباید اسیر بنبستها شویم یا باور کنیم که با بنبست مواجه هستیم.
