راهبرد «فراتهران» در حوزه هنری با هدف عبور از تمرکز تولیدات فرهنگی در پایتخت، به دنبال تقویت ظرفیت‌های بومی استان‌ها و تبدیل آن‌ها به بازیگران اصلی هنر انقلاب اسلامی است.

به گزارش خبرنگار مهر، اگرچه سال‌ها بخش مهمی از تولیدات فرهنگی و هنری کشور در تهران متمرکز بود، اما تجربه سال‌های اخیر نشان داده است که استان‌ها ظرفیت‌های گسترده‌ای برای جریان‌سازی در حوزه هنر انقلاب دارند؛ ظرفیت‌هایی که از هنرمندان و استعدادهای بومی تا سوژه‌ها، مضامین و زیست‌بوم‌های متنوع فرهنگی را دربرمی‌گیرد. در این راستا، حوزه هنری با اجرای راهبرد «فراتهران» تلاش کرده است نگاه به استان‌ها را از یک نقش حاشیه‌ای به جایگاهی اثرگذار و تعیین‌کننده ارتقا دهد. موضوعی که نه‌تنها در ساختار و برنامه‌ریزی مراکز استانی جای خود را باز کرده، بلکه در بزنگاه‌های مهمی چون جنگ اخیر هم، خود را در قالب حضور گسترده هنرمندان، تولید صدها اثر و نقش‌آفرینی مؤثر حوزه‌های هنری استان‌ها نشان داده است. در گفت‌وگو با «سعید لشگری»، معاون راهبری استان های حوزه هنری انقلاب اسلامی، روند این تحول، دستاوردهای آن و چشم‌انداز آینده فعالیت‌های استانی حوزه هنری مورد بررسی قرار گرفته است.

مراکز استانی حوزه هنری چه مسئولیت‌ها و وظایفی را عهده‌دار هستند؟

مسئولیت‌هایی که بر عهده مراکز استانی حوزه هنری قرار می‌گیرد، سطح‌بندی می‌شوند. حوزه هنری استان‌ باید بستر رشد و کنش موجودیت‌های هنری انقلابی استان باشد؛ به این معنی که ما توقع نداریم مراکز استانی مانند یک نهاد اداری و با روحیه کارمندی با یک ساختار متعین و متصلب اداری، اداره شود بلکه تمام دغدغه ما این است که مانند حوزه هنری که از کنار هم قرار گرفتن هسته‌های هنری ایجاد شده، مدل اداره حوزه هنری در استان هم باید طوری باشد که هسته‌های هنری که همسو و هم جهت با گفتمان حوزه هنری هستند، بتوانند در بستر حوزه هنری حضور داشته باشند و حوزه استان بتواند بستری برای رشد این موجودیت و کنش درست و موثر آن موجودیت باشد.

به عبارتی، حوزه هنری در استان‌ها باید بستری برای این اتفاق باشد، البته نه صرفا خدمات‌دهنده صرف برای موجودیت‌ها، بلکه باید به گونه‌ای باشد که در تعاملی رفت و برگشتی بین حوزه و این موجودیت‌ها، اتفاقات خوبی از دل آنها رقم بخورد و خود این موجودیت‌ها هم زمیه رشد پیدا کنند.

حالا درون این موجودیت‌های هنری یا باید تولید موثر اتفاق بیافتد یا محلی باشند برای تربیت هنرمند متعهد انقلابی. یعنی یکی از این دو مورد باید رخ دهد. در این میان، ممکن است موجودیت توزیعی و ترویجی هم وجود داشته باشد اما این اتفاق تولیدی، تربیتی، توزیعی و ترویجی باید از طریق این موجودیت‌ها اتفاق بیافتد.

اساسا چه مدل تولیداتی در سطح استان‌ها صورت می‌گیرد و تاکنون چه تولیداتی در استان‌ها تولید شده‌؟

تولیدات مراکز استانی گسترده است اما به صورت کلی، تمرکز روی زیست‌بوم است. به عنوان مثال، اگر انتشار کتابی در حوزه ادبیات پایداری در یک استان اتفاق می‌افتد، تلاش بر آن است که محور اصلی داستان آن کتاب، یکی از قهرمانان همان استان، یکی از مفاخر یا شهدای استان باشد؛ یا اگر فیلم یا مستندی حتی غیر مرتبط با موضوع زیست‌بوم تهیه می‌شود، باید یک هنرمند بومی که در داخل همان استان حضور دارد، اثری را با مضمون ملی تولید کرده باشد.

معنای بوم‌گرایی برای ما به صورت کلی به سه دسته تقسیم می‌شود: یا مضمون و سوژه متعلق به زیست‌بوم است، یا هنرمند در یک نقطه بومی زندگی می‌کند اما ممکن است سوژه و موضوع و مضمونی که روی آن کار شده غیر بومی و ملی باشد، یا این‌که به لحاظ فرمی و قالبی ما یک موضوع بومی طرف هستیم به این معنی که به عنوان مثال، سبک خاصی از موسیقی کار می‌شود که مربوط به آن زیست‌بوم خاص استان است.

این‌ موارد همان معانی متفاوتی است که مفهوم ما را از بوم‌گرایی شکل می‌دهد. درواقع، تولیداتی که در سطح استان‌ها تولید می‌شوند یا تولیداتی با مضمون بومی هستند یا تولیدات غیر بومی که بستگی به تمرکز موضوعی استان دارد.

راهبری حوزه هنری در استان ها به چه سبک و سیاقی انجام می شود؟

راهبری حوزه هنری در استان‌ها مبتنی بر زیست‌بوم و چشم‌اندازی است که هر استان برای خود تعریف می‌کند، و نیز مبتنی بر مزیت‌های استان است. نقطه تمایز رویکرد تحولی «فراتهران» نیز دقیقا در همین موضوع نهفته است؛ اینکه از شیوه‌های ابلاغی و دستوری فاصله گرفته و به سمت برنامه‌ریزی راهبردی حرکت کنیم؛ برنامه‌ریزی‌ باید از دل خود استان‌ها بجوشد و متناسب با اقتضائات، ظرفیت‌ها و ویژگی‌های بومی هر منطقه شکل بگیرد. براین‌اساس، راهبری در معاونت استان‌ها به معنای صدور دستور از مرکز نیست، بلکه تلاشی است برای آنکه هر استان بر ظرفیت‌ها و دارایی‌های خود متمرکز شود. در همین راستا، تدوین سند زیست‌بوم، نقشه تحول استان و سایر سازوکارهای طراحی‌شده با هدف شناسایی و فعال‌سازی همین ظرفیت‌ها دنبال می‌شود.

منظور از این ظرفیت‌ها تنها موضوعات و مضامین فرهنگی نیست، بلکه مجموعه‌ای از داشته‌های هر استان را دربرمی‌گیرد؛ از ظرفیت‌های هنری و قالب‌های بیانی گرفته تا هنرمندان، جریان‌های فرهنگی و استعدادهای بالقوه‌ای که در هر منطقه وجود دارد و می‌توانند منشأ کنش‌های مؤثر فرهنگی و هنری باشند. بنابراین، اصل اساسی در راهبری معاونت استان‌ها این است که استان‌ها بر توانمندی‌های بالقوه و بالفعل خود متمرکز مانده و بر پایه همین ظرفیت‌ها، زمینه گسترش و تعمیق هنر انقلاب اسلامی را در زیست‌بوم خود فراهم کنند.

تاکنون چه اندازه از اهدافی که داشتید، محقق شده است؟

دوران تحول حوزه هنری را می‌توان از سال‌های ۱۳۹۹ و ۱۴۰۰ و همزمان با آغاز مدیریت محمدمهدی دادمان در نظر گرفت. در آن مقطع، یکی از تغییرات مهمی که در ساختار حوزه هنری ایجاد شد، تحول در بخش استان‌ها بود؛ به‌گونه‌ای که «اداره کل امور استان‌ها» به «معاونت استان‌ها» تبدیل شد و مدیریت جدیدی نیز در این حوزه مسئولیت را بر عهده گرفت. این تغییرات در راستای تحقق رویکردهای تحولی حوزه هنری صورت گرفت.

یکی از ۶ راهبرد اصلی که در آن دوره برای حوزه هنری تعریف شد، راهبرد «فراتهران» بود. البته مقصود از فراتهران صرفا تمرکززدایی مدیریتی یا انتقال اختیارات از تهران به استان‌ها نبود، بلکه هدف اصلی این بود که ظرفیت‌های متنوع استان‌های کشور در خدمت رشد و شکوفایی هنر انقلاب اسلامی قرار گیرد. این ظرفیت‌ها، ابعاد مختلفی را در بر می‌گرفت؛ از ظرفیت‌های مضمونی و محتوایی گرفته تا ظرفیت‌های فرمی و هنری، نیروی انسانی، هنرمندان و استعدادهای خلاق، همچنین امکانات و زیرساخت‌های فرهنگی و هنری موجود در استان‌ها. در واقع، راهبرد فراتهران تلاش داشت زمینه بهره‌گیری از تمام این ظرفیت‌ها را برای تحقق مأموریت اصلی حوزه هنری فراهم کند.

از این منظر، قرار نبود تهران کنار گذاشته یا حتی نقش آن کمرنگ شود؛ بلکه هدف این بود که در کنار ظرفیت‌های موجود در پایتخت، توجه جدی به توانمندی‌های استان‌ها نیز صورت گیرد و هنر انقلاب اسلامی از تمامی ظرفیت‌های ملی خود بهره‌مند شود. پس از شکل‌گیری کارگروه تحول در معاونت استان‌ها، نخستین سندی که تدوین شد «سند تحول معاونت استان‌ها» بود. این سند به‌عنوان نقشه راه معاونت و همچنین استان‌ها، چارچوب‌ها، اهداف و مسیر حرکت در دوره تحول را مشخص کرد و مبنای برنامه‌ریزی‌های بعدی قرار گرفت.

مراکز استانی حوزه هنری در مقایسه با گذشته تحولات قابل‌توجهی را پشت سر گذاشته‌اند. پیش از آغاز دوره تحول، نگاه غالب این بود که تولیدات شاخص و فاخر در تهران شکل می‌گیرد و استان‌ها بیشتر نقش‌های حاشیه‌ای و تربیتی را بر عهده دارند. این نگاه باعث شده بود نوعی جایگاه درجه دوم برای مراکز استانی شکل گیرد. اما در سال‌های اخیر این رویکرد تغییر کرده و استان‌ها به عنوان بخش مهمی از منظومه هنر انقلاب مورد توجه هستند.

این تحول را می‌توان در حوزه‌های مختلف مشاهده کرد؛ از افزایش منابع مالی و توسعه زیرساخت‌های فرهنگی و هنری گرفته تا شکل‌گیری تیم‌های تخصصی و جوان در مراکز استانی. امروز بسیاری از استان‌ها از امکاناتی مانند گالری، استودیو، پلاتو، سینما و فضاهای تخصصی هنری مجهز بوده و از نظر نیروی انسانی نیز وضعیت آن‌ها با سال‌های گذشته قابل مقایسه نیست.

از سوی دیگر، حضور هنرمندان شاخص در مراکز استانی نیز افزایش پیدا کرده است. هنرمندانی که پیش‌تر ارتباط محدودی با حوزه هنری استان‌ها داشتند، امروز در فعالیت‌ها و برنامه‌های این مراکز مشارکت فعال دارند و این موضوع به ارتقای جایگاه فرهنگی و هنری استان‌ها کمک کرده است.

یکی دیگر از دستاوردهای مهم این دوره، شکل‌گیری یک نظام فکری و برنامه‌ریزی مبتنی بر زیست‌بوم در استان‌هاست. پیش از این، در بسیاری از مراکز استانی چشم‌انداز، نقشه‌راه و اولویت‌های مشخصی برای فعالیت‌های هنری وجود نداشت، اما با تدوین اسناد زیست‌بومی و نقشه‌های تحول، مدیران استانی به چارچوبی روشن برای تصمیم‌گیری و برنامه‌ریزی دست یافته‌اند. این رویکرد موجب شده است فعالیت‌ها هدفمندتر، منسجم‌تر و دور از پراکنده‌کاری دنبال شوند.

در نتیجه این تحولات، حوزه هنری در بسیاری از استان‌ها به یکی از مراجع اصلی و اثرگذار عرصه هنر و فرهنگ تبدیل شده است. امروز در بسیاری از استان‌ها، نهادهایی مانند شهرداری‌ها، صداوسیما و سایر دستگاه‌های فرهنگی برای اجرای برنامه‌ها و رویدادهای مهم به ظرفیت‌های حوزه هنری استان مراجعه می‌کنند. این جایگاه مرجعیت فرهنگی و هنری، یکی از مهم‌ترین دستاوردهای رویکرد تحولی در سال‌های اخیر محسوب می‌شود.

در راهبری استان‌ها به دنبال چه هستید و چه هدف گذاری‌هایی دارید؟

در سند تحول معاونت استان‌ها، ابتدا چشم‌انداز، راهبردها و مقصد نهایی حرکت مشخص می‌شود. اگر رسالت حوزه هنری در سطح کلان «پرچمداری هنر انقلاب» تعریف می‌شود، رسالت مراکز استانی نیز «پرچمداری هنر انقلاب در زیست‌بوم خود» است. به همین نسبت، مأموریت معاونت استان‌ها نیز راهبری این جریان در سراسر کشور تعریف شد. براساس این چارچوب، نیز تدوین راهبردها و رویکردهای اجرایی صورت گرفت.

در گام اول، هر استان موظف شد «سند زیست‌بوم» خود را تهیه کند. این سند حاصل پژوهش و شناخت دقیق هر استان از ظرفیت‌ها، مزیت‌ها، ضعف‌ها، چالش‌ها، فرصت‌ها، مضامین فرهنگی، سوژه‌های بومی، هنرمندان و استعدادهای موجود بود. در واقع سند زیست‌بوم، یک سند پایه و شناختی محسوب می‌شد که تصویر جامعی از وضعیت هر استان ارائه می‌داد.

پس از آن، استان‌ها به تدوین «نقشه تحول» پرداختند. نقشه تحول یک برنامه عملیاتی بود که در آن هر استان چشم‌انداز خود را مشخص می‌کرد؛ اینکه می‌خواهد در چه حوزه‌ای به جایگاه مرجع دست یابد و در افق چندساله به چه اهدافی برسد. به عنوان مثال، برخی استان‌ها بر هنر حماسی، برخی بر هنر دینی و برخی دیگر بر ظرفیت‌های بومی و تاریخی خود متمرکز شدند. در این نقشه، مزیت‌ها، راهبردها و اهداف عملیاتی استان به‌صورت مشخص تعریف می‌شد.

در سطح معاونت استان‌ها نیز چشم‌انداز راهبرد «فراتهران» این‌گونه تعریف شد که تا سال ۱۴۰۳، برای هنر انقلاب «تداعی بومی» ایجاد شود. معنای این چشم‌انداز آن بود که وقتی از مصادیق هنر انقلاب سخن به میان می‌آید، آثار، تولیدات و جریان‌های شکل‌گرفته در استان‌ها نیز سهمی جدی، اثرگذار و غیرقابل چشم‌پوشی در این فهرست داشته باشند. به عبارت دیگر، هنر انقلاب تنها به تولیدات تهران محدود نباشد و استان‌ها نیز به بازیگران اصلی این عرصه تبدیل شوند.

برنامه های حوزه هنری استان‌ها برای آینده چیست؟

درباره برنامه‌های آینده حوزه هنری استان‌ها، باید توجه داشت که در حال حاضر، پس از حدود چهار سال که از آغاز دوره تحولی «فراتهران» می‌گذرد، بسیاری از زیرساخت‌ها و مقدمات لازم در استان‌ها شکل گرفته است. تیم‌های اجرایی و تخصصی مستقر شده‌اند، ظرفیت‌های استانی تا حد زیادی شناسایی شده و مراکز استانی به مرحله‌ای رسیده‌اند که می‌توانند تولیدات مؤثر و باکیفیتی را ارائه کنند. از این رو، امروز بیش از هر زمان دیگری امکان تمرکز بر محتوا و داشته‌های واقعی استان‌ها فراهم شده است.

برنامه آینده حوزه هنری استان‌ها نیز بر همین مبنا و براساس تمرکز بر موجودیت‌ها و ظرفیت‌های بالفعل هر استان طراحی شده است. در سال‌های گذشته بخش قابل توجهی از انرژی صرف شناسایی ظرفیت‌ها، ایجاد ساختارها و شکل‌دهی تیم‌ها می‌شد، اما حالا زمان آن رسیده است که بر داشته‌هایی که قابلیت سرمایه‌گذاری و اثرگذاری دارند، تمرکز بیشتری صورت گیرد.

مراکز استان‌ها برای موفقیت در این مسیر چه کار باید انجام دهند؟

در این مسیر، مراکز استانی باید بستر مناسبی برای رشد و تقویت این ظرفیت‌ها فراهم کنند. به همین دلیل، رشته‌ها و قالب‌هایی که در برخی استان‌ها امکان رشد و اثربخشی جدی ندارند، به تدریج از اولویت خارج خواهند شد و در مقابل، حوزه‌هایی که ظرفیت موفقیت و جریان‌سازی بیشتری دارند، مورد توجه ویژه قرار می‌گیرند و برای آن‌ها برنامه‌ریزی هدفمند انجام می‌شود.

درواقع، برنامه آینده حوزه هنری استان‌ها «تمرکز بر موجودیت‌ها برای دستیابی به تولید و تربیت مؤثر» است؛ یعنی شناسایی و تقویت ظرفیت‌های واقعی هر استان با هدف تربیت نیروهای توانمند و تولید آثار اثرگذار در حوزه هنر انقلاب اسلامی.

از فعالیت‌های استانی حوزه هنری در ایام جنگ بفرمائید و این که بیشتر تولیدات در چه حوزه‌هایی متمرکز بوده است؟

در جریان جنگ اخیر، حوزه‌های هنری استان‌ها را می‌توان از فعال‌ترین نهادهای فرهنگی و هنری کشور دانست. از همان روزهای ابتدایی، با توجه به پیش‌بینی‌ها و آمادگی‌های ذهنی که از قبل وجود داشت، قرارگاه‌های هنری با محوریت حوزه هنری در بسیاری از استان‌ها شکل گرفت. این قرارگاه‌ها به محلی برای گردهم آمدن هنرمندان، هم‌فکری، تولید محتوا و برنامه‌ریزی عملیاتی تبدیل شدند و فعالیت آن‌ها تا پایان جنگ ادامه یافت.

یکی از مهم‌ترین اقدامات در این دوره، برپایی موکب‌های فرهنگی و هنری در سطح شهرها بود. این موکب‌ها علاوه بر ایفای نقش اجتماعی، بستری برای اجرای برنامه‌های هنری مختلف از جمله خوشنویسی، پارچه‌نویسی، کارتون، کاریکاتور، طراحی و سایر فعالیت‌های تجسمی فراهم کردند. همزمان، حوزه هنری به پایگاه اصلی هنرمندان در استان‌ها تبدیل شد و بسیاری از هنرمندانی که پیش از جنگ ارتباط مستمری با حوزه هنری نداشتند، برای ایفای نقش فرهنگی و هنری خود به این مجموعه پیوستند.

یکی از ویژگی‌های مهم این دوره، نزدیک‌تر شدن هنر به مردم بود. حضور هنرمندان در موکب‌ها، مشارکت شاعران در تجمعات مردمی، انتشار و اجرای اشعار در رسانه‌ها و هیأت‌ها، حضور روایت‌نویسان در مناطق حادثه‌دیده و بازتاب روایت‌های آنان در برنامه‌های رادیویی و تلویزیونی، نمونه‌هایی از پیوند مستقیم میان هنر و جامعه بود. همچنین محافل شعر «امین» در بیشتر استان‌ها برگزار شد؛ برنامه‌ای که با حضور شاعران و با هدف پاسداشت یاد و اندیشه رهبر شهید شکل گرفت.

در حوزه هنرهای نمایشی نیز فعالیت‌های گسترده‌ای صورت گرفت. بیش از ۲۰۰ تئاتر خیابانی در استان‌های مختلف تولید و اجرا شد که بخش قابل توجهی از آن‌ها چند نوبت در نقاط مختلف اجرا شدند. در برخی استان‌ها مانند هرمزگان نیز واکنش سریع هنرمندان به حوادث و رویدادها، به تولید آثار متعددی در حوزه‌های پوستر، کارتون، کاریکاتور، خوشنویسی، پارچه‌نویسی و سایر شاخه‌های هنرهای تجسمی منجر شد. گروه‌های فعال در حوزه بچه‌های مسجد نیز اجراهای متعددی را در سراسر کشور روی صحنه بردند.

در بخش رسانه نیز حوزه‌های هنری استان‌ها نقش پررنگی ایفا کردند. بیش از ۱۲ برنامه تلویزیونی در استان‌های مختلف با مشارکت مستقیم حوزه هنری تولید یا اجرا شد و در بسیاری از موارد، از مرحله طراحی تا تولید و پخش، مسئولیت اصلی بر عهده حوزه هنری بود. علاوه‌براین، تولیدات تصویری متعددی در قالب مستند، گزارش، کلیپ، عکس و آیتم‌های رسانه‌ای از طریق شبکه‌های استانی و ملی، از جمله شبکه‌های افق و خبر، منتشر شد و برخی از آن‌ها بازتاب گسترده‌ای در سطح کشور پیدا کردند.

حجم تولیدات هنری و رسانه‌ای استان‌ها در این دوره چشمگیر بود. براساس آمارهای جمع‌آوری‌شده، تنها در بازه زمانی ۹ اسفند تا ۱۵ فروردین، بیش از ۱۳۰۰ عنوان تولید در استان‌ها ثبت شده است. بخشی از این عناوین نیز شامل مجموعه آثار و تولیدات چندبخشی بوده‌اند که گستره فعالیت‌ها را بیش از این ارقام نشان می‌دهد.

آیا تولیدات استانی در دوران جنگ دسته‌بندی خاصی داشت؟

بله. از نظر محتوایی، تولیدات استان‌ها در چند محور اصلی قابل دسته‌بندی هستند. بخش مهمی از آثار به موضوع شهدا اختصاص داشت؛ از شهدای حوادث مختلف و شهدای کودک گرفته تا آیین‌های تشییع و روایت زندگی شهدا. محور دیگر، مردم و نقش‌آفرینی آنان بود که موضوعاتی چون همدلی اجتماعی، حضور زنان، کودکان، نوجوانان، هنرمندان و گروه‌های مردمی را در برمی‌گرفت. همچنین موضوع رهبری، ابعاد مختلف شخصیت و جایگاه رهبران انقلاب، بیعت با رهبری و انتظارات جامعه را شامل می‌شد.

محورهای دیگری چون تبیین ماهیت دشمن، نقد ادعاهای حقوق بشری، بررسی جنگ رسانه‌ای و روایت ابعاد مختلف دشمنی‌ها نیز سهم قابل توجهی در تولیدات استانی داشتند. همچنین، موضوعاتی مانند قدرت و اقتدار ایران، ظرفیت‌های ملی، ایستادگی و مقاومت، وطن‌دوستی، ماهیت الهی جنگ، جنگ ترکیبی، ضعف دشمن و پایان جنگ نیز از مهم‌ترین مضامین مورد توجه هنرمندان استان‌ها بودند. این تنوع موضوعی نشان می‌دهد که حوزه‌های هنری استان‌ها در کنار تولید آثار هنری، نقش مهمی در روایت‌گری، تبیین و بازنمایی ابعاد مختلف جنگ و تحولات اجتماعی ایفا کرده‌اند.