اسرائیل در بن‌بست ائتلاف‌ها

در انتخابات اخیر کنست رژیم صهیونیستی تعداد شرکت کنندگان به طرز قابل توجهی افزایش یافته؛ اما پایگاه اجتماعی حزب نتانیاهو (لیکود) به نسبت دوره‌های قبل به طرز چشمگیری کاهش یافته است.

در سرزمین‌های اشغالی میزان بالای مشارکت در این شرایط احتمالاً به معنای مخالفت با نتانیاهو شکل گرفته است. در واقع این میزان مشارکت می‌تواند در چنین جامعه‌ای، اعتراض غیرمستقیم به نخست‌وزیری باشد که طی عمر سیاسی‌اش از جنگ‌افروزترین انسان‌هایی است که تاریخ به خودش دیده است. اگرچه در نگاه صهیونیست‌ها، این جنایت‌پیشگی امری مذموم به حساب نمی‌آید؛ اما جنایت‌های نتانیاهو تا به امروز نتوانسته امنیت آنها را تأمین کند و این موضوعی است که احتمالاً منجر به اعتراض به نخست‌وزیر و حزبش شده است. افزون بر این نکته از منظر ایران اگر قرار باشد به انتخابات اسرائیل نگاه کنیم، باید به سوابق نامزدهای اصلی این انتخابات نگاهی بیندازیم.

اصلی‌ترین رقیب نتانیاهو در این انتخابات، گادی آیزنکوت، رئیس پیشین ستاد کل ارتش اسرائیل و مؤسس حزب یاشار است. البته او به واسطه دو دکترین نظامی‌اش در ارتش رژیم، در جنایت دست‌کمی از رقیبش نتانیاهو ندارد. او تئورسین «دکترین ضاحیه» است. نام این دکترین از محلّه ضاحیه بیروت، در طول جنگ ۳۳ روزه اسرائیل و لبنان، گرفته شده است. در آن جنگ این منطقه زیر حملات سنگین هوایی و توپخانه‌ای ارتش صهیونیستی قرار گرفت و تقریباً به‌طور کامل ویران شد. دکترین ضاحیه مبتنی بر تخریب وسیع زیرساخت‌های عمومی و غیرنظامی یا به تعبیر دیگر کشتار جمعی از طریق تخریب خانه‌ها، به عنوان ابزاری برای اعمال فشار بر دولت‌های در جنگ با تل‌آویو و وادار ساختن آن‌ها به پذیرش شرایط رژیم‌صهیونیستی است. همین دکترین به‌روشنی نشان می‌دهد تقریباً تفاوتی در نخست‌وزیری نتانیاهو و آیزنکوت وجود ندارد.

ریزش لیکود

نتایج اولیه انتخابات پنجم آبان ۱۴۰۵ (۲۷ اکتبر) اسرائیل، تصویری متفاوت از آنچه سال‌های پیش اتفاق می‌افتاد، رقم زده است. اگرچه نتانیاهو توانسته حزب لیکود را در جایگاه نخست نگه دارد؛ اما با این وجود بررسی دقیق‌تر آرا نشان می‌دهد این پیشتازی به نسبت انتخابات‌های قبلی با فرسایش سرمایه اجتماعی او همراه بوده است. بر اساس آمار رسمی انتخابات سال۲۰۲۲، حزب لیکود با کسب ۳۲ کرسی، از ۶۴ کرسی ستون اصلی ائتلاف نتانیاهو بود، اما در انتخابات کنونی، برآوردهای اولیه از کاهش کرسی‌های این حزب به حدود ۲۷ کرسی حکایت دارند. خبرگزاری آسوشیتدپرس نیز گزارش داده با شمارش ۷۷ درصد آرا، سهم لیکود به حدود ۲۰ درصد کاهش یافته است، نشانه‌ای از اینکه باقی‌ماندن نتانیاهو در صدر رقابت در این شرایط الزاماً به معنای بازسازی جایگاه سیاسی گذشته او نیست و او دیگر در جامعه رژیم جایگاه سابق را ندارد. از طرفی یکی از مهم‌ترین تحولات انتخابات، افزایش چشمگیر مشارکت و قدرت پارلمانی شهروندان عرب است که در انتخابات‌های پیشین برایشان چندان تفاوتی نداشت که در انتخابات شرکت کنند، اما جنگ‌افروزی و کارنامه سیاه نتانیاهو این بدنه از سرزمین‌های اشغالی را علیه نتانیاهو به پای صندوق رأی کشاند.

در انتخابات پیشین، دو فهرست عربی «رعام» و «حداش ـ تعال» هرکدام پنج کرسی و مجموعاً ۱۰ کرسی به دست آوردند، اما نتایج اولیه انتخابات جدید از افزایش این تعداد به ۱۷ کرسی حکایت دارد و نظرسنجی‌های پس از خروج رأی‌دهندگان از شعب نیز حتی ۱۸ کرسی را برآورد کرده‌اند. میزان مشارکت عرب‌ها که در انتخابات گذشته حدود ۵۳ درصد بود، بر اساس گزارش‌های اولیه این دوره به حدود ۸۰ درصد رسیده است. از نگاهی دیگر شاید بتوان این افزایش مشارکت را نشانه پررنگ‌ترشدن حضور سیاسی جامعه عرب در معادلات داخلی اسرائیل دانست.

بر اساس گزارش تایمز آو اسرائیل، با شمارش حدود ۸۴ درصد صندوق‌ها، ائتلاف نتانیاهو ۵۴ کرسی و اردوگاه آیزنکوت ۴۹ کرسی در اختیار دارند؛ آرایشی که هیچ‌یک را به اکثریت ۶۱ کرسی نمی‌رساند. در چنین وضعیتی احزاب عربی از حاشیه رقابت به یکی از عوامل تعیین‌کننده مذاکرات تشکیل دولت تبدیل شده‌اند؛ هرچند مخالفت جریان‌های اصلی با مشارکت آنان، همچنان مانعی جدی است. برسر ائتلاف آیزنکوت با اعراب هم حواشی بسیاری جریان دارد، چون این اعراب مسلمان هستند، حزب نتانیاهو این مسئله را بزرگ‌نمایی و به نقطه منفی تبدیل می‌کند تا از آن علیه حزب یاشار استفاده کنند، در نتیجه ملاحظات پیچیده‌ای بر این فضا حاکم است.

اسرائیل در بن‌بست ائتلاف‌ها

نتایج اولیه انتخابات اسرائیل، باوجود پیشتازی نسبی ائتلاف بنیامین نتانیاهو، هنوز گره اصلی صندلی قدرت در تل‌آویو را نگشوده است. آرایش نتایج حاکی است هیچ‌یک از دو اردوگاه اصلی به اکثریت ۶۱ کرسی نمی‌رسند و البته تا اعلام نتایج نهایی ممکن است تغییراتی به وجد آید. انتخابات اسرائیل به مرحله‌ای رسیده که سرنوشت آن بیش از صندوق‌های رأی، در راهروهای مذاکرات سیاسی درون خود رژیم تعیین خواهد شد. نخستین سناریوی قابل‌بررسی، مأمورشدن نتانیاهو به تشکیل دولت است. مطابق قانون اسرائیل، رئیس‌جمهور پس از مشورت با احزاب، فردی را انتخاب می‌کند که امکان بیشتری برای تشکیل کابینه داشته باشد. پیشتازی لیکود به‌تنهایی تضمین‌کننده دریافت این مأموریت نیست، هرچند موقعیت نتانیاهو را تقویت می‌کند. او در صورت دریافت مأموریت، ناگزیر خواهد بود برای جبران کمبود کرسی‌ها سراغ چهره‌هایی مانند نفتالی بنت یا آویگدور لیبرمن برود و با اعطای امتیازات سیاسی، شکاف‌های موجود را ترمیم کند؛ مسیری که با توجه به اختلافات پیشین، چندان هموار نیست.

سناریوی دوم با ناکامی نتانیاهو آغاز می‌شود؛ وضعیتی که می‌تواند فرصت تشکیل کابینه را در اختیار آیزنکوت قرار دهد. در این شرایط، احزاب عربی، به‌ویژه جریان منصور عباس، اهمیتی تعیین‌کننده پیدا می‌کنند. مخالفت بخش‌هایی از اردوگاه آیزنکوت با مشارکت احزاب عربی، تشکیل چنین دولتی را در جامعه رژیم سخت و دشوار می‌کند. گزینه حمایت بیرونی احزاب عربی از دولت اقلیت نیز قابل‌بررسی است، راهکاری که بدون مشارکت رسمی آنان در کابینه، امکان حمایت پارلمانی را فراهم می‌کند، اما اگر چنین شود ثبات دولت رژیم را در معرض اختلافات بعدی قرار می‌گیرد که در جای خود قابل‌بررسی است.

سومین سناریو، شکست مذاکرات و بازگشت اسرائیل به انتخابات مجدد است. مطابق قانون رژیم، پس از طی‌کردن مراحل قانونی و ناکامی نامزدهای تشکیل کابینه، کنست منحل می‌شود و انتخابات تازه‌ای ظرف 90 روز برگزار خواهد شد. در این فاصله دولت مستقر، یعنی همان دولت نتانیاهو به فعالیت خود ادامه می‌دهد.

امنیت ایران معطل کنست نیست

این محاسبات در داخل ایران طور دیگری تفسیر و تحلیل می‌‌شوند، واقعیت آن است که در تهران، سیاست امنیتی کشور به سرنوشت سیاسی بنیامین نتانیاهو و نتیجه رقابت‌های انتخاباتی اسرائیل گره نخورده است. دستگاه تصمیم‌گیری ایران با شناختی که از ساختار قدرت در اسرائیل و تجربه رویارویی‌های گذشته به دست آورده، مبنای ارزیابی تهدید را نخست‌وزیر اسرائیل نمی‌بیند، بلکه ماهیت سیاست‌های امنیتی و نظامی رژیم صهیونیستی را مبنای ارزیابی قرار می‌دهد. اسماعیل بقایی، سخنگوی وزارت امور خارجه نیز چهارم آبان ۱۴۰۵ صراحتاً اعلام کرد: «فکر نمی‌کنم در آنجا انتخاباتی باشد. در آنجا رقابت است بین باند‌های مختلف برای اینکه شرارت بیشتری را مرتکب شوند. این مسابقه‌ای است بین افراد مختلف و مهم‌ترین شعارشان این است که چه کسی می‌تواند بیشتر از دیگری مرتکب جنایت و آدم‌کشی شود. نتیجه انتخابات اسرائیل برای ایران تفاوتی ایجاد نمی‌کند.» موضعی که خبرگزاری فرانسه نیز آن را بازتاب داد. نکته مهم‌تر آنکه حتی در صورت شکست نتانیاهو و واگذاری مأموریت تشکیل دولت به گادی آیزنکوت یا دیگر رقبای او، انتقال قدرت بلافاصله و درجا اتفاق نمی‌افتد. شکست انتخاباتی نتانیاهو، لزوماً به معنای خروج فوری او از ساختار تصمیم‌گیری نیست. مسئله جنگ پیش‌رو در کوتاه مدت تعیین و تکلیف می‌شود. این فاصله زمانی می‌تواند به میدان تازه‌ای برای استمرار سیاست‌های امنیتی دولت مستقر تبدیل شود؛ به‌ویژه آنکه نخست‌وزیر اسرائیل در جریان رقابت‌های انتخاباتی نیز بارها بر ادامه مواجهه با ایران تأکید کرده است. رویترز در ششم آبان ۱۴۰۵ (۲۸ اکتبر) گزارش داد نتانیاهو حتی پس از انتخابات، احتمال اقدامات نظامی مشترک تازه با آمریکا علیه ایران را مطرح کرده است. تداوم اختیارات دولت انتقالی نشان می‌دهد صندوق رأی‌های رژیم از ابتدا هم قرار نبود مانعی در برابر تشدید جنگ و تنش ایجاد کنند.

تغییر احتمالی نخست‌وزیر رژیم صهیونیستی الزاماً به معنای دگرگونی سیاست اسرائیل در قبال ایران نیست. رویترز در گزارشی تحلیلی، پیش از برگزاری انتخابات، بر استمرار اشتراکات امنیتی جریان‌های اصلی اسرائیل در مواجهه با تهران تأکید کرده بود. مقامات داخلی ایران هرگز مبنا و محاسبات و پیش‌بینی‌های خودشان را در صندوق‌های رأی در اسرائیل و آمریکا جست‌وجو نمی‌کنند. بازدارندگی امنیتی نیز چنین تزی را تأیید نمی‌کند. امنیت ما در سرزمینمان و میان مردم و ملتمان تعیین می‌شود نه در صندوق‌های رأی در اسرائیل.