تهران- ایرنا- ناآرامیهای اخیر فرانسه و به ویژه اعتراضات موسوم به ۱۷ اکتبر (شنبه ۲۵ مهر) که جمعیتی بین ۵۰۰ تا ۸۰۰ هزار نفر را در سراسر فرانسه به خیابانها کشاند، سوالاتی را در مورد بستر تاریخی چنین اعتراضاتی و مقایسه آنها با توجه به موارد متعدد آن در تاریخ معاصر فرانسه مطرح کرد.
به گزارش روز چهارشنبه ایرنا، اعتراضات شنبه گذشته در شهرهای بزرگ فرانسه که در مناطقی به خشونت و درگیری با پلیس کشیده شد و در مناطقی نیز صحنههایی از آشوب، تخریب اموال عمومی و غارت فروشگاهها خلق کرد، این سوال را مطرح کرد که اعتراضات ۱۷ اکتبر به وقایع مه ۱۹۶۸(اردیبهشت ۱۳۴۷) شباهت دارد یا به شورشهای اکتبر ۲۰۰۵ (آبان ۱۳۸۴) فرانسه؟ شبکه خبری «فرانس ۲۴» در گزارشی از مورخان خواست تا این وقایع را در بستر تاریخیشان بررسی کرده و ابه این پرسش پاسخ دهند.
ناآرامیهای اجتماعی در ۱۷ اکتبر ۲۰۲۶، تا مدتها در یادها خواهد ماند. برگزارکنندگان میگویند ۸۰۰ هزار نفر در تظاهرات سراسر فرانسه شرکت کردند، در حالی که لوران نونز (Laurent Nuñez)، وزیر کشور، شمار معترضان را ۵۵۰ هزار نفر اعلام کرد. استفان سیرو (Stéphane Sirot) مورخ و کارشناس تاریخ اعتصابات و اتحادیههای کارگری، توضیح میدهد: این رقم بالایی است. گستردگی این بسیج مردمی، آن را جایی میان جنبش «جلیقهزردها» که در اوج خود ۳۰۰ هزار شرکتکننده داشت و اعتراضات سال ۲۰۲۳ علیه اصلاحات نظام بازنشستگی که بیش از یک میلیون نفر را به خیابانها کشاند، قرار میدهد.

به گزارش خبرگزاری فرانسه (AFP)، پیش از برگزاری روزِ بسیج گسترده علیه گرانی و هزینههای بالای زندگی، سرویسهای اطلاعاتی فرانسه فکر میکردند که ۱۷ اکتبر آن «شب بزرگ» نباشد؛ اشارهای به یک خیزش عظیم و دگرگونکننده.
سیرو میگوید: سرویسهای اطلاعاتی منطقهای، حضور ۱۱۰ تا ۱۲۰ هزار نفر را برآورد کرده بودند. به نظر من این رقم بسیار پایین بود، بهویژه با توجه به اینکه ویژگی منحصربهفرد تظاهرات روز شنبه، همگرایی نارضایتیهای گوناگون بود که با نیروی جنبش دانشآموزان دبیرستانی که در یک ماه گذشته بسیار قدرتمند ظاهر شده تقویت میشد. انتظار میرفت که ابعاد این رویداد، فراتر از آن برآوردها باشد.
شدت خشونتهای سال ۲۰۰۵
فراخوان برای برگزاری تظاهرات در روز ۱۷ اکتبر، نخست در شبکههای اجتماعی مطرح شد و سپس مورد استقبال اتحادیههای دانشآموزی قرار گرفت؛ اتحادیههایی که از اواسط سپتامبر(اواخر شهریور) برای مطالبهی شرایط آموزشی بهتر، سازماندهی و بسیج شده بودند.
فرانس ۲۴ در گزارش خود آورد: اعتراضات روز شنبه که در جریان آن «جلیقهزردها»، دانشآموزان دبیرستانی، دانشجویان دانشگاهها، اتحادیههای کارگری و احزاب سیاسی چپگرا حضور داشتند عمدتا از جمله در پاریس، بدون بروز حادثه خاصی پیش رفت. با این حال، انتشار ویدیوهایی از غارت و درگیری با نیروهای انتظامی، و همچنین تصاویری از ساختمان شهرداری «لیموژ» که در میان شعلههای آتش میسوخت، تصویری از هرجومرجی تمامعیار از این اعتراضات به نمایش گذاشت.

در بسیاری از شهرها، آشوبگران دست به اقداماتی زدند که نیروهای پلیس را غافلگیر کرد و آنها را در کنترل اوضاع ناتوان ساخت. به گفته استفان سیرو، استاد دانشگاه «سرژی-پونتوآز»، چنین خشونتی «بهخودیخود پدیدهای استثنایی نیست.»
وی خاطرنشان میکند: بیش از ۲۰ سال است بهکرات شاهدیم برخی موراد تظاهرات با درگیریهای پراکنده همراه میشوند یا به آن ختم میگردند. آنچه تعجبآورتر است، ابعاد و شکل و شمایل این خشونتهاست.
این مورخ، ۱۷ اکتبر را با شورشهای سال ۲۰۰۵ در حومه شهرهای بزرگ فرانسه قابل قیاس دانست و افزود: این رویدادها، هم از نظر شدت خشونت و هم احتمالاً از نظر ترکیب جمعیتیِ شرکتکنندگان، مرا به یاد آن وقایع میاندازند. منظورم این نیست که همان افرادِ آن زمان هستند چرا که آنها امروز باید ۴۰ ساله باشند. اما ممکن است از همان مناطق حاشیهنشین و نادیده گرفتهشده آمده باشند.

سیرو معتقد است که در آن زمان، تنها واکنش به آن شورشها، رویکردی امنیتی یعنی اعمال مقررات منع آمدوشد، بود.
وی توضیح میدهد: آنچه در ۱۷ اکتبر تا حدی مشاهده کردیم، پیامد فقدانِ یک واکنشِ مناسب در آن دوران است.
وی اشاره میکند که این آشوبگران در کنار «فعالانِ سیاسیِ کارکشتهتری قرار گرفتند که از جریان موسوم به «چپ افراطی» (اولترا-چپ) میآیند. بنابراین، در نهایت با ترکیبی از دو گروهِ بسیار متفاوت مواجه شدیم.
خاطره زنده از مبارزات
دانیل تارتاکوفسکی (Danielle Tartakowsky)، مورخ، نیز میان این وقایع و «شورشهای حومهشهرها» (ناآرامیها در مناطق حاشیهای) شباهتی میبیند. او به یاد میآورد که در آن زمان «حملاتی به ساختمانهای مدارس و کتابخانهها صورت گرفت» با این حال، به باور این متخصص جنبشهای اجتماعی و تاریخ سیاسی فرانسه، هنوز برای تحلیل وقایع ۱۷ اکتبر آنهم در حالی که این وقایع همچنان در جریان هستند، بسیار زود است.
این مورخ میافزاید: من از برچسبزنی شتابزده به این رویدادها خودداری میکنم. آنچه روشن است، ضرورت انجام یک تحقیق پارلمانی است؛ مسائلی وجود دارد که باید شفافسازی شوند.
توسط مأموران پلیس با کلاهخود از میان آوارها عبور داده شده و بازداشت میشوند. آسوشیتدپرس
اگرچه برخی وضعیت کنونی را با وقایع مه ۱۹۶۸ مقایسه میکنند - بهویژه به دلیل بسیج دانشآموزان و دانشجویان - اما این استاد بازنشسته دانشگاه «پاریس ۸ ونسان-سندنی» این مقایسه را نیز رد کرده و توضیح میدهد: به دلایل متعددی، این دو اصلاً شبیه هم نیستند. در مه ۱۹۶۸، این پدیده کاملاً محدود به یک مکان خاص بود. دانشجویان احساس میکردند که دارند از قلمرو خود - یعنی «کارتیه لاتن» (محله لاتین) بیرون رانده میشوند؛ بنابراین، ایجاد سنگربندیها راهی برای بازپسگیری آن فضا بود. اما در اینجا، پویاییِ حاکم کاملاً عکس است.»
تارتاکوفسکی در عین حال خاطرنشان میکند که ارجاعات تاریخیِ متعدد در تظاهرات شنبه گذشته، توجهش را جلب کرده است: البته اشاراتی به سال ۱۷۸۹، کمون پاریس و همچنین ۱۷ اکتبر ۱۹۶۱ وجود دارد. نوعی خاطره زنده از مبارزات گذشته در کار است؛ تاریخی طولانی پیرامون رابطه میان عموم مردم، خیابانها و کنشِ تظاهرات که یک ویژگی کاملاً منحصر به فرانسه محسوب میشود.
کمون پاریس به حکومت پاریس در طول انقلاب فرانسه گفته میشود. اما بیشتر از این عبارت برای اشاره به حکومت سوسیالیستی که در دورهای بسیار کوتاه از ۱۸ مارس تا ۲۸ مه ۱۸۷۱ (۲۸ اردیبهش تا ۷ خرداد ۱۲۵۰) بر پاریس حکم راند، استفاده شود. در ۸ مارس، سربازان گارد ملی کمون دو ژنرال ارتش فرانسوی را کشتند و کمون از پذیرش اقتدار دولت فرانسه خودداری کرد. کمون به مدت دو ماه پاریس را اداره کرد، تا اینکه در ۲۱ مارس ۱۸۷۱ در هفته خونین (La semaine sanglante) توسط ارتش منظم فرانسه سرکوب شد.
همکار او، ژان-نوما دوکانژ (Jean-Numa Ducange) استاد تاریخ سیاسی و اجتماعی اروپا در سدههای نوزدهم و بیستم در دانشگاه روآن — نیز اشاره به وقایع مه ۱۹۶۸ را نامربوط میداند: تفاوت اصلی اینجاست که در مقطع کنونی، هیچگونه جنبش اعتصابی سراسری در کار نیست. در سال ۱۹۶۸ و یا حتی در سال ۱۹۳۶، در دوران «جبهه مردمی» شاهد اعتصابی بودیم که میلیونها کارگر در آن مشارکت داشتند.
از سوی دیگر، این مورخ بر «ماهیت خاصِ غارت فروشگاهها» تأکید میکند و میگوید: اگرچه ممکن است در مه ۱۹۶۸ نیز موارد پراکندهای از این دست رخ داده باشد، اما آن رویدادها حاشیهای بودند. در وضعیت کنونی، ابعاد این ماجرا بسیار قابلتوجه است. البته این موضوع بههیچوجه مطالبات مطرحشده را بیاعتبار نمیکند، اما تأثیری ماندگار بر جای خواهد گذاشت.
گام بعدی این جنبش چیست؟
اتحادیههای کارگری برای اطمینان از اینکه مطالباتشان که در هیاهوی ۱۷ اکتبر گم شد همچنان شنیده شود، خواستار برگزاری یک روز بسیج عمومی دیگر در ۵ نوامبر (۱۴ آبان) شدهاند؛ روزی که بر مسائلی همچون دستمزدها، خدمات عمومی، اشتغال و صنعت متمرکز خواهد بود. گروه هماهنگی «جلیقهزردها» که سازماندهنده اعتراضات شنبه گذشته در سراسر فرانسه علیه هزینههای زندگی بود نیز از آغاز «پرده دوم» ماجرا خبر داده و برنامههایی برای اقدامات بیشتر در تاریخ ۲۴ اکتبر (۲ آبان) تدارک دیده است.
به گفته دوکانژ، وقایع اخیر و همچنین همزمانی تاریخ جدید با تعطیلات مدارس احتمال «فروکش کردن شوق و اشتیاق» بسیاری را در پی دارد. وی توضیح میدهد: ۵ نوامبر بهراستی نشان خواهد داد که آیا این جنبش ظرفیت تداوم در درازمدت را دارد یا خیر. بخش بزرگی از جامعه همچنان بر این باورند که چنین مباحثی باید از طریق صندوقهای رأی حلوفصل شوند.
استفان سیرو با تاکید بر اینکه «این جنبش به پایان نرسیده است»، میافزاید: ۵ نوامبر باید به تاریخی مهم تبدیل شود. تظاهرات روز شنبه که با حضور پرشور دانشآموزان دبیرستانی و دانشجویان دانشگاه همراه بود نشان داد که دولت با تصور اینکه این جنبش با آغاز تعطیلات (All Saints' Day) فروکش خواهد کرد، دست به قماری نادرست زده است.
این کارشناس جنبشهای اجتماعی این فوران خشم را که تنها شش ماه پیش از انتخابات ریاستجمهوری رخ میدهد، بیسابقه خوانده و معتد است: معمولاً این دوره، دورهای برای انتظار است. در تمام تاریخ «جمهوری پنجم»، هرگز پیش از انتخابات ریاستجمهوری، شاهد یک جنبش اجتماعی بزرگ نبودهایم. کسانی که خواهان تغییر هستند، معمولاً تا زمان برگزاری انتخابات صبر میکنند. اما امروز، گاهشمار «اجتماعی» دیگر با تقویم سیاسی همسو نیست. همین عدم انطباق، گویای عمق ناآرامیهاست.
