دنیس سیترونوویچ، عضو اندیشکده شورای آتلانتیک نوشت: باید این موضوع را بهروشنی بیان کرد: در حال حاضر، هیچ منطق راهبردیای وجود ندارد که توجیهکننده معرفی یک حمله مجدد اسرائیل به ایران بهعنوان حملهای پیشدستانه، پیش از برگزاری انتخابات باشد.
به گزارش «انتخاب»؛ در ادامه این مطلب آمده است: درست است که ایران برای بازسازی توانمندیهای نظامی متعارف خود که در جنگ آسیب دیدهاند، تلاش میکند. با این حال، صرف بازسازی این توانمندیها، دلیل کافی برای آغاز دور دیگری از درگیریها نیست؛ بهویژه زمانی که پیامد احتمالی آن میتواند به تعویق افتادن انتخابات در اسرائیل، وارد آمدن خسارتهای اقتصادی بیشتر و تشدید بار امنیتی، اقتصادی و روانی تحمیلشده بر جامعه اسرائیل باشد.
در حوزه هستهای نیز مهم است که میان توانمندیها، نیتها و تهدید فوری تمایز قائل شویم. بر اساس گزارشها، ایران برای بازسازی توانمندیهای خود در منطقه کوه «مخچوش» تلاش میکند، اما این موضوع بهخودیخود نشاندهنده ازسرگیری غنیسازی اورانیوم یا تصمیم به حرکت در مسیر تولید سلاح هستهای نیست. در نبود شواهد معتبر دال بر وجود تهدیدی فوری، توجیه این ادعا دشوار است که فوریت عملیاتیای وجود دارد که حمله را دقیقاً در مقطع کنونی و پیش از انتخابات اسرائیل ضروری میکند.
افزون بر این، نباید ایران را بدون وجود شواهد و مدارک مؤید، کشوری معرفی کرد که در آستانه دستیابی به سلاح هستهای قرار دارد. هر کسی که خواهان کشاندن اسرائیل به دور دیگری از جنگ است، باید توضیح دهد که تهدید فوری چیست، هدف راهبردی حمله کدام است، چگونه میتوان به آن دست یافت و هزینه احتمالی جنگ چه خواهد بود.
با تمام احترامی که برای دوستانمان در واشنگتن قائلیم، اگر دولت آمریکا قصد حمله به ایران را دارد، این تصمیمی است که باید بر اساس منافع آمریکا اتخاذ کند. اسرائیل نمیتواند مجری سیاستهای آمریکا باشد، در حالی که این اسرائیل است که ممکن است بار پیامدهای امنیتی، اقتصادی و بهویژه سیاسی یک دور دیگر از جنگ را بر دوش بکشد.
قابل قبول نیست که تصمیمی با چنین پیامدهای عمیقی برای آینده کشور اسرائیل، بدون بحثی راهبردی و همهجانبه اتخاذ شود. بهویژه نباید پذیرفت که جنگی دیگر به تعویق انتخابات و تغییر تقویم دموکراتیک کشور منجر شود، بیآنکه توجیهی امنیتی و استثنایی برای چنین اقدامی وجود داشته باشد.
بنابراین، بهتر است به دولت آینده فرصت داده شود تا راهبرد اسرائیل در قبال ایران، اهداف آن، محدودیتهای استفاده از زور و گزینههای سیاسی پیش روی اسرائیل را از نو بررسی کند.
در شرایط کنونی، هیچ توجیه قانعکنندهای برای فوریت آغاز دور دیگری از جنگ ارائه نشده است. نباید اجازه داد بازسازی توانمندیهای ایران، صرفاً بهخودیخود، به بهانهای برای آغاز جنگی جدید تبدیل شود؛ فارغ از اینکه چه عنوانی برای توجیه آن به کار گرفته شود. وجود یک تهدید، بهخودیخود ثابت نمیکند که برای ورود به جنگی دیگر فوریت وجود دارد.
حفظ هماهنگی راهبردی و امنیتی نزدیک با دولت آمریکا در هر شرایطی بسیار مهم است؛ اما در عین حال، باید استقلال تصمیمگیری اسرائیل در خصوص ورود به دور دیگری از درگیری با ایران تضمین شود، بهویژه در آستانه انتخابات اسرائیل.
همکاری با واشنگتن یک سرمایه راهبردی درجهیک است، اما به معنای تعهد خودکار به پیوستن به هر اقدام نظامی آمریکا نیست. تصمیم برای ورود به جنگ باید پیش از هر چیز بر اساس منافع امنیتی و راهبردی اسرائیل اتخاذ شود و در این مسیر، اهداف، هزینهها و پیامدهای احتمالی آن برای اقتصاد، جامعه اسرائیل و روند دموکراتیک کشور، با نگاهی واقعبینانه و سنجیده مورد ارزیابی قرار گیرد.
