کارشناس تعلیم و تربیت در گفت‌و‌گو با «جوان»: تقریباً هر هفته یک بخشنامه جدید می‌آید و این تعدد زیاد بخشنامه‌ها هم بچه‌ها را سردرگم می‌کند، هم مدیر مدرسه و معلمان را‌

جوان آنلاین: بچه‌ها در کلاس درس فقط به یادگیری ضرب و تقسیم نیاز ندارند؛ آنها پیش از هر چیز نیاز به حضور در محیطی شاد و امن دارند، جایی که ورود به آن برایشان حس خوشایندی به همراه داشته باشد، یادگیری با ترس و اجبار گره نخورد. کم نیستند تصاویر و فیلم‌های زیادی از لحظات شاد دانش‌آموزان که در کلاس‌های درس یا حیاط مدرسه منتشر می‌شود، اما آیا واقعیت زندگی روزمره دانش‌آموزان در مدارس نیز به همان اندازه دلنشین است؟! پاسخ این سؤال را باید در روایت بچه‌ها و خانواده‌هایشان پیدا کرد، روایت‌هایی که گاهی از مدرسه‌ای حکایت دارند که به‌جای محیطی برای رشد و شکوفایی، به فضایی محدودکننده و حتی ترسناک تبدیل شده است!

«تکان نخور»، «با بغل‌دستی‌ات حرف نزن»، «تمیز بنویس»، «درست بنشین» و «دستت را روی میز نکش»، اینها بخشی از عباراتی هستند که در بسیاری از کلاس‌های درس به گوش می‌خورد. گاهی نیز تذکر‌ها از این فراتر می‌روند و جای خود را به جملات تحقیرآمیز و برچسب‌زنی به دانش‌آموزان می‌دهند، برخورد‌هایی که در لحظه وقوع، کمتر کسی برای دفاع از حقوق کودک در برابرشان می‌ایستد.

کودکانی که سرشار از انرژی و کنجکاویند، به‌جای آنکه نیاز‌های متناسب با سنشان دیده شود، در معرض تلاش برای تبدیل شدن به دانش‌آموزانی کاملاً منضبط قرار می‌گیرند. اما مگر مدرسه کارخانه مجسمه‌سازی است که تفاوت‌های فردی دانش‌آموزان نادیده گرفته شود و همه قرار باشد به یک شکل آموزش ببینند و تربیت شوند؟!

چندی پیش یکی از معلمان باتجربه که در یکی از شهر‌های مرزی کشور به دانش‌آموزان روستایی درس می‌دهد و در جایزه معلم نیز به مقام دست یافته است، در گفت‌و‌گو با «جوان» از رویکردی انتقاد می‌کرد که به جای پرورش خلاقیت و استعداد‌های دانش‌آموزان، آنها را در چارچوب‌هایی از پیش تعیین‌شده قرار می‌دهد. به گفته او، در بسیاری از مدارس، به دانش‌آموزان این پیام منتقل می‌شود که آنچه معلم می‌گوید درست است و آنچه خودشان می‌گویند، نادرست؛ رویکردی که می‌تواند به تضعیف و از بین رفتن استعداد‌های آنها بینجامد.

این معلم، دستاورد ۱۲ سال تحصیل دانش‌آموزان را نیز مطلوب و قابل قبول نمی‌داند. اصلاً چند درصد از دانش‌آموزانی که امروز در کلاس‌های درس حضور دارند، از محیط آموزشی خود رضایت دارند و چه تعدادشان احساس می‌کنند نیازهایشان دیده می‌شود؟ نیاز به تفریح و آزادی متناسب با سن، فرصت یادگیری در آرامش و برخورداری از محیطی شاد که زمینه رشد و پرورش آنها را فراهم کند.

لزوم ایجاد محیطی شاد در کلاس درس

رضوان حکیم‌زاده، معاون آموزش ابتدایی وزارت آموزش و پرورش، پیش‌تر درباره ضرورت ایجاد محیطی پویا در مدارس گفته بود: «مدرسه نباید فقط محل درس خواندن باشد، بلکه باید امکانات ورزشی، آزمایشگاهی و کارگاهی داشته باشد تا دانش‌آموزان با انگیزه، نشاط و اعتماد به نفس به یادگیری ادامه دهند.»

با وجود این توصیه‌ها، همچنان این سؤال مطرح است که چه میزان از چنین رویکرد‌هایی در کلاس‌های درس به اجرا درمی‌آید و چند مدرسه واقعاً ایجاد محیطی بانشاط را در اولویت قرار داده‌اند؛ محیطی که بتواند سرمایه‌های آینده کشور را جذب کند و زمینه رشد و پرورش آنها را فراهم آورد؟

وقتی مدرسه برای کودک ترسناک می‌شود

«هفته اول مهرماه، پسرم با ذوق و شوق به مدرسه می‌رفت، اما مدتی است که می‌گوید دیگر مدرسه رفتن را دوست ندارد. وقتی از او می‌پرسم مشکلش با مدرسه چیست، می‌گوید خانم معلم مدام داد می‌زند و روی میز می‌کوبد. به گمانم تحمل چنین برخوردی برای یک دانش‌آموز کلاس‌اولی سخت است، به‌خصوص وقتی قرار است به مدرسه علاقه‌مند شود و ۱۲ سال از عمرش را در محیط آموزشی بگذراند.»

این بخشی از روایت یکی از والدین درباره تجربه فرزندش از روز‌های ابتدایی مدرسه است، روایتی که با نگرانی دیگری ادامه پیدا می‌کند: «کلاس‌های درس خشک است. پسرم مدرسه را دوست ندارد. می‌گوید مدام مشق می‌نویسیم و هیچ بازی یا تفریحی نداریم. چند روز پیش هم می‌گفت از خانم معلم می‌ترسم. معلم به ما می‌گوید اگر نظم کلاس را رعایت نکنیم، ما را به دفتر ناظم می‌فرستد و اخراجمان می‌کند.»

این روایت، تصویری از فاصله میان انتظارات خانواده‌ها از محیط مدرسه و تجربه‌ای است که برخی دانش‌آموزان از روز‌های حضور در کلاس درس دارند؛ فاصله‌ای که در سال‌های نخست تحصیل، می‌تواند بر علاقه کودک به یادگیری و نگاه او به مدرسه اثر بگذارد.

فاصله توصیه‌ها تا واقعیت کلاس درس

درباره ضرورت ایجاد نشاط در مدارس، به‌ویژه در دوره ابتدایی، بار‌ها سخن گفته شده است. قرار است آموزش برای کودکان جذاب و اثربخش باشد و مدرسه علاوه بر انتقال دانش، زمینه رشد عاطفی و اجتماعی آنها را نیز فراهم کند. با این حال، آنچه در بسیاری از کلاس‌های درس می‌گذرد، فاصله قابل توجهی با این توصیه‌ها دارد، موضوعی که محمد اسلام‌پور، کارشناس تعلیم و تربیت، نیز در گفت‌و‌گو با «جوان» به آن اشاره می‌کند.

او درباره یکی از مشکلات ساختاری نظام آموزشی کشور می‌گوید: «در سیستم آموزشی کشور یکی از مشکلاتی که داشتیم این بود که خروجی نیروی معلمی از دانشگاه فرهنگیان به شدت کم بود و از طریق ماده ۲۸ جذب اتفاق افتاد. در این بین یک سری افراد سربازمعلم بودند یا غیره. با توجه به نیاز‌های عاطفی نسل جدید، استفاده کردن از نیرو‌هایی که تجربه کافی در زمینه تعلیم و تربیت ندارند باعث شده که خیلی نتوانند آن فضای مناسب اعلامی (اینکه دانش‌آموزان در محیط شاد تحصیل کنند) را برای دانش‌آموز مهیا کنند. پرواضح است که یک بخش مهم و تأثیرگذار سیستم آموزشی، معلمانی هستند که سر کلاس درس می‌روند و این معلمان قاعدتاً باید به‌روز باشند. اما عمدتاً با ورود معلم به کلاس درس، ساختار آموزش و پرورش کار چندانی با معلمان ندارد و همه چیز به حال خودش رها می‌شود. این یکی از بزرگ‌ترین ایراد‌ها در بحث آموزش است که نتایج سویی دارد.»

بخشنامه‌های دست و پاگیر

این کارشناس تعلیم و تربیت، مشارکت خانواده‌ها را نیز یکی از ظرفیت‌های مغفول برای پویاتر و شادتر شدن محیط‌های آموزشی می‌داند: «حضور مستمر والدین و استفاده از توانایی‌های آنها می‌تواند به بهبود فضای مدرسه کمک کند، اما در عمل برخی مدارس اجازه حضور و مشارکت مؤثر خانواده‌ها را نمی‌دهند و آنها را از فرایند کمک‌رسانی به آموزش و پرورش کنار می‌گذارند، زیرا حضور والدین را با دخالت در امور معلمان یکسان می‌دانند.»

از سوی دیگر، به اعتقاد اسلام‌پور، از مدارس و معلمان انتظاراتی مطرح می‌شود که زیرساخت و امکانات لازم برای تحقق آنها در بسیاری از موارد فراهم نیست. او در این باره می‌گوید، پیش از مطالبه اجرای ضوابط و برنامه‌ها باید روشن شود که مدارس از ظرفیت کافی برای عملی کردن آنها برخوردارند یا خیر؛ آیا تراکم کلاس‌ها متناسب است؟ نیروی انسانی مورد نیاز در اختیار مدرسه قرار دارد؟ و آیا محتوای کتاب‌های درسی، امکان شکل‌گیری کلاسی شاد و پویا را فراهم می‌کند؟

در این میان، تعدد بخشنامه‌ها نیز به یکی دیگر از مشکلات مدارس تبدیل شده است. اسلام‌پور با اشاره به ابلاغ مکرر دستورالعمل‌ها و طرح‌های مختلف می‌گوید، تقریباً هر هفته بخشنامه تازه‌ای به مدارس می‌رسد؛ وضعیتی که می‌تواند دانش‌آموزان، مدیران و معلمان را سردرگم کند و فرصت تمرکز بر اجرای برنامه‌های آموزشی و تربیتی را از آنها بگیرد.

پرواضح است که ایجاد مدرسه‌ای بانشاط را نمی‌توان صرفاً با صدور بخشنامه یا تکرار توصیه‌های آموزشی محقق کرد. تحقق چنین هدفی به معلمان توانمند و به‌روز، امکانات متناسب با نیاز دانش‌آموزان، نظارت واقع‌بینانه بر عملکرد مدارس و مشارکت مؤثر خانواده‌ها نیاز دارد، مؤلفه‌هایی که نبود هر یک از آنها می‌تواند فاصله میان مدرسه مطلوب و تجربه روزمره کودکان را عمیق‌تر کند.