جنگها سرانجام به پایان میرسند، اما روایت آنها با خاموش شدن صدای گلولهها متوقف نمیشود. آنچه از دل جنگها باقی میماند فقط ویرانهها و آمار تلفات نیست خاطره آدمهایی است که ایستادند، زیستند، رنج کشیدند و امید را در دشوارترین لحظات از دست ندادند. سینما در این میان، یکی از مهمترین ابزارهای ثبت حافظه تاریخی ملتهاست. ابزاری که میتواند تجربههای پراکنده یک ملت را به روایتی ماندگار برای نسلهای آینده تبدیل کند.از همین منظر، جشنواره فیلم مقاومت را نمیتوان صرفاً رویدادی برای نمایش فیلمهایی با موضوع جنگ و دفاع مقدس دانست. اهمیت چنین جشنوارهای در این است که بتواند مفهوم مقاومت را از محدوده میدان نبرد فراتر ببرد و به ابعاد انسانی، اجتماعی و فرهنگی آن بپردازد؛ از ایستادگی در برابر اشغال و تجاوز تا روایت زندگی مردمی که زیر سایه جنگ، همچنان برای بقا و ساختن فردا تلاش میکنند. چنین رویدادی میتواند فرصتی برای شکلگیری یک جریان سینمایی مستمر باشد؛ جریانی که علاوه بر بازخوانی گذشته، به تجربههای امروز جامعه نیز توجه کند و با کشف استعدادهای تازه، زمینه تولید آثاری متفاوت و اثرگذار را فراهم آورد.
نوزدهمین دوره جشنواره فیلم مقاومت در شرایطی برگزار میشود که تجربه جنگهای اخیر، ضرورت ثبت و بازخوانی این روایتها را بیش از گذشته برجسته کرده است. محمدعلی شجاعیفرد، دبیر اجرایی نوزدهمین جشنواره بینالمللی فیلم مقاومت از ثبت و تأیید بیش از هزار و ۹۰۰ اثر بینالمللی و بیش از هزار و ۲۰۰ اثر داخلی در دبیرخانه این دوره خبر داده و گفته است آثار رسیده از بیش از ۱۰۹ کشور جهان بودهاند. همچنین به گفته او، تولید پنج فیلم با اتکا به سرمایه شخصی و دغدغه مردمی در ایام جنگ تحمیلی سوم از نکات قابل توجه این دوره است.
این آمار در نگاه نخست از گستره جغرافیایی و موضوعی جشنواره حکایت دارد اما اهمیت یک رویداد سینمایی را نمیتوان تنها با تعداد آثار رسیده یا کشورهای شرکتکننده سنجید. پرسش مهمتر این است که این آثار تا چه اندازه امکان دیده شدن پیدا میکنند، چه نسبتی با مخاطب برقرار میکنند و در نهایت چه تأثیری بر جریان تولید سینمای ایران میگذارند زیرا سینمای مقاومت برای آنکه به یک جریان اثرگذار تبدیل شود، بیش از هر چیز به روایتهای تازه، نگاه مستقل فیلمسازان و آثاری نیاز دارد که بتوانند از کلیشههای آشنای قهرمانسازی و شعارزدگی فاصله بگیرند.
ضرورت عبور از کلیشهها
یکی از چالشهای مهم سینمای مقاومت، رسیدن به زبان و بیان تازه برای روایت تجربههای تاریخی و اجتماعی است. اظهارات برخی داوران این دوره نیز بر همین ضرورت تأکید دارد. کمال تبریزی، کارگردان سینما و از داوران جشنواره با انتقاد از تقلید و کپیبرداری در میان فیلمسازان جوان، بر ضرورت نوآوری و استقلال نگاه در تولید آثار سینمایی، بهویژه در حوزه دفاع مقدس و مقاومت تأکید کرده است.او با اشاره به اینکه ورود به این عرصه کار سادهای نیست، معتقد است: فیلمسازان جوان باید تواناییها و استعدادهای خود را بشناسند و متناسب با آن مسیر حرفهایشان را انتخاب کنند. به اعتقاد تبریزی، یکی از معضلات سینمای جوان کشور، تقلید از فیلمسازان پیشین و آثار موفق بینالمللی است. اتفاقی که بهتدریج به عادت تبدیل میشود و نتیجه آن شباهت آثار به یکدیگر در ساخت و پرداخت است. او تأکید میکند: اگر فیلمسازان جوان به دنبال ایدههای تازه خود بروند و مسیر مختص خودشان را پیدا کنند، اتفاق مهمی در سینمای ایران رخ خواهد داد.وحید پناهلو دیگر داور این دوره و مدیر مرکز سریال سوره نیز با اشاره به تجربه جنگهای ۱۲ و ۴۰روزه بر ضرورت نزدیک شدن فیلمنامهنویسان به زندگی و تجربههای مردم تأکید کرده است. از نگاه او، تحولات اخیر سرشار از سوژههای تازه برای فیلمسازی است و نویسندگان باید با شنیدن قصههای مردم از الگوهای تکراری سالهای گذشته فاصله بگیرند.
پناهلو معتقد است برای پیدا کردن سوژههای تازه، کافی است فیلمسازان به میان مردم بروند، با آنها گفتوگو کنند و تجربههایشان را بشنوند. این توصیه از آن جهت اهمیت دارد که سینمای مقاومت نباید صرفاً بازتابدهنده روایتهای رسمی و از پیش شناختهشده باشد بلکه باید بتواند تجربه زیسته مردم را نیز ثبت کند. به تعبیر او، دوره و زمانه تغییر کرده و ورق تازهای از تاریخ پیش روی سینماگران قرار گرفته است که میتوان در آن حرفهای تازه و متفاوتی برای گفتن پیدا کرد.
این دیدگاهها نشان از ضرورت تحول در روایت سینمای مقاومت دارد. جریانی که اگر قرار است در سینمای ایران استمرار پیدا کند باید علاوه بر حمایت از تولیدات مرتبط با این حوزه، زمینه تجربهگرایی، نوآوری و ورود نسل تازهای از فیلمسازان را فراهم کند.
فاصله آمارها تا واقعیت سالنها
با وجود اهمیت این دوره و انتظاراتی که از آن میرفت آنچه در جریان برگزاری نوزدهمین جشنواره فیلم مقاومت توجهها را به خود جلب کرد، فاصله میان گستره اعلامشده آثار و میزان استقبال از اکرانها بود. جشنوارهای که از حضور آثار بیش از ۱۰۹کشور جهان خبر میدهد و آمار قابل توجهی از تولیدات داخلی و خارجی را بهعنوان دستاورد خود مطرح میکند، در زمان نمایش فیلمها با سالنهایی روبهرو شد که در برخی سانسها از حضور مخاطب چندانی برخوردار نبودند.
محمود گبرلو، منتقد سینما با انتشار تصویری از یکی از سالنهای بدون تماشاگر جشنواره در صفحه شخصی خود نوشت: این تصویر واقعی است! من در سالن بدون تماشاگر جشنواره فیلم مقاومت!
البته نمیتوان با استناد به یک تصویر درباره میزان استقبال از تمام بخشهای یک جشنواره قضاوت کرد و طبیعتاً میزان مخاطبان سانسها و برنامههای مختلف نیز یکسان نیست اما وقتی گزارشهایی از خلوتی سالنها و ضعف ارتباط جشنواره با مخاطب منتشر میشود نمیتوان بهسادگی از کنار این مسئله عبور کرد. برخی رسانهها هم در گزارشهایی نسبت به خالی بودن سالنهای نمایش و تعداد کم مخاطبان این دوره با وجود تماشای رایگان فیلمها، تشکیک در تعداد آثار خارجی راهیافته و نیز پخش آثار تکراری که در دوره قبلی هم حضور داشتهاند، انتقاد کردهاند.
فارغ از لحن انتقادی این گزارشها، پرسش درباره نسبت آمار اعلامشده و خروجی واقعی جشنواره، پرسشی قابل تأمل است. وقتی از حضور آثار بیش از ۱۰۹کشور سخن گفته میشود لازم است مشخص باشد چه تعداد از این آثار به بخش مسابقه راه یافتهاند، چند اثر امکان نمایش پیدا کردهاند و چه تعداد از فیلمسازان خارجی در جشنواره حضور داشتهاند. ارسال اثر از یک کشور لزوماً به معنای حضور فعال فیلمسازان آن کشور یا استقبال مخاطبان از آثارشان نیست. همچنین باید میان تعداد آثار دریافتشده، آثار تأییدشده و فیلمهای راهیافته به بخشهای مختلف جشنواره تفاوت قائل شد. بنابراین، شفافیت در ارائه آمار و تفکیک مراحل دریافت، بررسی، انتخاب و نمایش آثار، ضرورتی است که میتواند از شکلگیری ابهام درباره عملکرد جشنواره جلوگیری کند.
وقتی بینظمی به حاشیه اصلی تبدیل میشود
مسئله اما تنها به استقبال مخاطبان محدود نمیشود. در کنار خلوتی برخی سالنها، گزارشهایی از بینظمی در برنامهریزی و اجرای جشنواره نیز منتشر شده که ضرورت پاسخگویی برگزارکنندگان را بیشتر میکند. محمد اسفندیاری، کارگردان فیلم «کوچ» در گفتوگو با صبا ضمن انتقاد از روند اجرایی این دوره، مسئولیت بخش مهمی از مشکلات را متوجه دبیر جشنواره دانسته است. او از مواردی مانند مشکلات مربوط به داوری و دریافت آثار، بینظمی در اطلاعرسانی و برنامهریزی و قرار نگرفتن برخی فیلمهای پذیرفتهشده در جدول اکران سخن گفته است.
به گفته اسفندیاری، برخی داوران از نرسیدن نسخه آثار برای تماشا گلایه داشتهاند و بعضی فیلمسازان نیز با وجود دریافت خبر پذیرش آثارشان، پس از انتشار جدول متوجه شدهاند نام فیلم آنها در برنامه اکران وجود ندارد. او همچنین به طرح موضوعاتی درباره گم شدن برخی آثار و فیلمنامههای ارسالی اشاره کرده است. مواردی که در صورت صحت، میتواند اعتماد فیلمسازان به سازوکار اجرایی جشنواره را تحت تأثیر قرار دهد.
بدیهی است که درباره برخی از این موارد، ادعاهای مطرحشده باید از سوی دبیرخانه جشنواره بررسی و پاسخ داده شوند اما اصل مسئله بینظمی در اطلاعرسانی و ناهماهنگی میان برگزارکنندگان و صاحبان آثار، موضوعی نیست که بتوان بهسادگی از کنار آن گذشت.
جشنوارهای برای ساختن یک جریان
شاید مهمترین پرسش درباره نوزدهمین جشنواره فیلم مقاومت، نسبت آن با آینده سینمای ایران باشد. جشنوارهای با چنین پیشینه و موضوعیتی بهویژه در شرایطی که کشور تجربه جنگهای اخیر را پشت سر گذاشته است باید بتواند به محلی برای گردهم آمدن سینماگران، صاحبان آثار، منتقدان و مخاطبان تبدیل شود. صرف برگزاری افتتاحیه و اختتامیه، اعلام آمارهای بزرگ و نمایش تعدادی فیلم، نمیتواند بهتنهایی ضامن اعتبار و اثرگذاری یک رویداد سینمایی باشد.اگر قرار است جشنواره مقاومت در سینمای ایران جریانساز باشد باید نسبت خود را با تولیدات سالانه این حوزه روشن کند. سینمای مقاومت نباید فقط در روزهای برگزاری جشنواره به یاد آورده شود بلکه بایستی در طول سال امکان تولید، حمایت، عرضه و دیده شدن داشته باشد. فیلمسازان جوان و مستقل باید بدانند برای ارائه ایدهها و ساخت آثارشان به چه نهادی مراجعه کنند و چه سازوکاری برای حمایت از آنها وجود دارد. جشنواره نیز باید بتواند از دل این ارتباط مستمر، آثار تازه و جریانهای خلاقانهای را به سینمای ایران معرفی کند.
اهمیت نوزدهمین جشنواره فیلم مقاومت، بیش از هر چیز در مقطعی است که برگزار میشود. مقطعی که تجربه جنگ و ایستادگی، سوژههای فراوانی را پیش روی سینماگران قرار داده و ثبت این تجربهها به بخشی از حافظه تاریخی و فرهنگی جامعه تبدیل شده است اما همین اهمیت، مسئولیت برگزارکنندگان را نیز سنگینتر میکند. نمیتوان از یک سو بر ضرورت روایت سینمایی مقاومت و ثبت تجربههای مردم تأکید کرد و از سوی دیگر، نسبت به کیفیت برگزاری رویدادی که قرار است متولی این جریان باشد، بیتفاوت ماند.
جشنواره فیلم مقاومت برای ماندگاری به چیزی بیش از آمار آثار رسیده از کشورهای مختلف نیاز دارد؛ به اعتماد سینماگران، حضور مخاطبان و تولید آثاری که بتوانند با زبان سینما از تجربههای واقعی جامعه سخن بگویند. خلوتی سالنها و بینظمیهای اجرایی را نمیتوان با اهمیت موضوع جشنواره توجیه کرد، همان طور که نقد عملکرد برگزارکنندگان نیز به معنای زیر سؤال بردن اصل سینمای مقاومت نیست. اتفاقاً اگر قرار است این جشنواره به جریانی زنده و اثرگذار در سینمای ایران تبدیل شود باید نقدها را جدی بگیرد و از دل آنها برای دورههای آینده برنامهای روشنتر و حرفهایتر طراحی کند.
