یک طرف تصویر، غزه‌ای ویران پس از ۷ اکتبر است و طرف دیگر، تصاویری از زندگی پیش از آن؛ اما این دو قاب، تمام داستان را روایت نمی‌کنند. پشت تصویر «غزه قبل از جنگ»، سال‌ها محاصره، بحران و ناامنی پنهان مانده است.

حتماً شما هم در فضای مجازی تصاویری را دیده‌اید که غزه «پیش و پس از ۷ اکتبر» را با هم مقایسه می‌کنند. تصاویری که گویی می‌خواهند یک روایت ساده را به مخاطب القا کنند: غزه پیش از ۷ اکتبر سرزمینی آرام و آباد بود و طوفان‌الاقصی باعث شد که اسرائیل آن را به ویرانه تبدیل کند. اما یک پرسش اساسی باقی می‌ماند: آیا غزه واقعاً پیش از ۷ اکتبر چنین وضعیتی داشت؟

برای پاسخ، باید یک قدم به عقب برگشت. ویرانی غزه و رنج و درد مردم این سرزمین، از ۷ اکتبر ۲۰۲۳ شروع نشد، بلکه از ۷۰ سال پیش (اعلام رسمی تشکیل اسرائیل) یا حتی سال‌ها پیش از آن، زمانی که انگلستان قیومیت فلسطین را پذیرفت، شروع شد.

غزه پیش از طوفان‌الاقصی نیز تحت محاصره بود؛ با محدودیت‌های شدید در رفت‌وآمد، دسترسی به کالا و خدمات، زیرساخت‌های فرسوده و دوره‌های مکرر حملات نظامی. مسئله فقط این بود که این وضعیت، کمتر دیده می‌شد.

شدت بحران پیش از ۷ اکتبر به اندازه‌ای بود که سازمان ملل در سال‌های ۲۰۱۲ و ۲۰۱۵ درباره آینده غزه هشدار داد و اعلام کرد که در صورت تداوم روند موجود، این منطقه تا سال ۲۰۲۰ با وضعیت «غیرقابل‌زیست» مواجه خواهد شد.

در ادامه بخشی از درد و رنجی را که مردم غزه طی سالها با آن مواجه بودند، با هم مرور می‌کنیم.

تراکم جمعیتی بالا و زندگی در اردوگاه‌های پناهجویان

نوار غزه در بخش جنوبی نوار ساحلی فلسطین در دریای مدیترانه واقع شده است. نوار غزه مساحتی بالغ بر ۳۶۰ کیلومتر مربع (با طول ۴۱ کیلومتر و عرضی متغیر بین ۵ تا ۱۵ کیلومتر) دارد. این منطقه سکونتگاه حدود دو میلیون نفر است و به همین دلیل، یکی از پرتراکم‌ترین مناطق جهان از نظر جمعیت محسوب می‌شود.

بر اساس آمارها، تراکم جمعیت در این منطقه از ۲۷ هزار نفر در هر کیلومتر مربع فراتر می‌رفت. نکته دردناک‌تر این بود که این رقم در اردوگاه‌های پناهندگان به حدود ۵۶ هزار نفر در هر کیلومتر مربع می‌رسید.

۷۰ درصد ساکنان غزه را شمار زیادی از پناهجویانِ ثبت‌نام‌شده در سازمان ملل تشکیل می‌داد. پناهجویانی اکثریت آن‌ها در هشت اردوگاه پناهجویان با شرایطی اسفبار و ازدحامی شدید زندگی می‌کردند.

بیکاری و نابودی صنایع

نرخ بالای بیکاری، به‌ویژه در میان جوانان (۶۰ درصد) و زنان (۶۴ درصد)، فقر گسترده (۶۴ درصد) و ناامنی شدید غذایی (۴۱ درصد)، شرایط معیشتی بسیار وخیمی را پدید آورده بود. به همین دلیل، ۸۰ درصد ساکنان غزه برای بقا به کمک‌های بشردوستانه وابسته بودند.

نزدیک به ۵۰ درصد جمعیت غزه را افراد زیر ۱۸ سال تشکیل می‌دادند ولی برای آن‌ها آینده‌ی شغلی‌ای وجود نداشت. به‌طوری که تازه‌واردان به بازار کار به صف‌های طولانی بیکاران در اقتصادی کوچک و عملاً ازکارافتاده می‌پیوستند.

پس از تشدید محاصره اسرائیل از ۲۰۰۵ به بعد، بخش خصوصی غزه عملا نابود شد. کسب‌وکارهای صنعتی با فقدان مواد اولیه یا انرژی کافی برای تولید مواجه شدند. از همه مهم‌تر، آن‌ها دسترسی به بازارهای سنتی خود را از دست داده بودند، زیرا محاصره مانع از صادرات کالا به کرانه باختری و اسرائیل می‌شد. در نتیجه، صنایع نساجی و مبلمان فروپاشیدند و کشاورزانی که توت‌فرنگی، گل و گوجه‌فرنگی پرورش می‌دادند، دیگر قادر به صادرات محصولات خود نبودند.

ممنوعیت ورود سیمان و مصالح مرتبط، همراه با فقدان کمک‌ها و بودجه‌های بلاعوض بین‌المللی، ضربه‌ای ویرانگر به صنعت ساخت‌وساز غزه وارد کرد؛ بخشی که معمولاً سهم قابل‌توجهی از نیروی کار را به خود جذب می‌کرد.

وضعیت کشاورزی هم چندان مناسب نبود. طی سال‌ها تسلیحات اسرائیلی عمداً بخش‌های وسیعی از اراضی کشاورزی از جمله خاک حاصلخیز، دام‌ها و تأسیسات مزرعه‌ای را نابود کرده بودند و همچنین قطعات دیگری از زمین‌ها را به عنوان «مناطق امنیتی ممنوعه» تصرف کرده بودند.

به گزارش خبرگزاری آناتولی، بر اساس آمارهای رسمی فلسطینی، مجموع خسارات وارده به کشاورزان ناشی از اقدامات اسرائیل بین سال‌های ۲۰۰۶ تا ۲۰۲۲ بالغ بر حدود ۱.۳ میلیارد دلار بوده است.

اسرائیل همچنین ظرفیت ماهیگیری ساکنان غزه را محدود کرده بود. این رژیم جعلی که در ابتدا با محدوده ماهیگیری ۲۰ مایل دریایی برای فلسطینیان موافقت کرده بود، این مسافت را در سال ۲۰۱۲ به شش مایل دریایی و سپس در سال ۲۰۱۳ به سه مایل کاهش داد.

حتی در همان محدوده نیز، نیروهای اسرائیلی با قایق‌های جنگی مرتباً به ماهیگیران غزه حمله می‌کردند و صید ماهی را تقریباً غیرممکن می‌ساختند. بر اساس داده‌های وزارت کشاورزی فلسطین، نیروی دریایی اسرائیل به‌طور میانگین ماهانه ۳۰ مورد تیراندازی به سمت قایق‌های ماهیگیری انجام می‌داد.

زندگی در شرایط غیرانسانی

فرسودگی زیرساخت‌ها، تخریب محیط زیست، فروپاشی نهادی و کمبود مزمن برق و آب آشامیدنی نیز از مشکلات دیگر غزه بود. مثلا اسرائیل در سال ۲۰۰۶ شش ترانسفورماتور اصلی تنها نیروگاه برق غزه را بمباران کرد که منجر به بحران فلج‌کننده برق شد.

با وجود تعمیر نسبی این نیروگاه، به علت کمبود مداوم سوخت مورد نیاز برای فعالیت آن، قطعی برق به ۱۲ ساعت در روز رسیده بود. در نتیجه، به دلیل کمبود انرژی، روزانه ۱۰۸ میلیون لیتر فاضلاب تصفیه‌نشده (آلوده) به دریای مدیترانه پمپاژ می‌شد که آلودگی سواحل را به دنبال داشت.

همچنین بر اساس داده‌های وزارت بهداشت فلسطین، بحران برق بیمارستان‌ها را ناچار به تعویق عمل‌های جراحی غیراورژانسی کرده بود. پیش از ۷ اکتبر، مدت زمان انتظار برای عمل‌های جراحی غیراورژانسی را به ۱۶ ماه افزایش یافته بود؛ این عدد در سال ۲۰۰۵ سه ماه بود.

هم‌چنین اسرائیل واردات اقلامی را که هیچ‌گونه تهدید قابل‌تصوری برای امنیت اسرائیل نداشتند، ممنوع یا محدود می‌کرد؛ از جمله چای، مربا، عدس و سایر کالاهایی که «اقلام لوکس» تلقی می‌شدند؛ گاز پخت‌وپز و تجهیزات پرتودرمانی و داروهای مورد استفاده در درمان سرطان.

پیش از طوفان‌الاقصی نیز مردم این سرزمین به صورت صلح‌آمیز بارها به این اقدامات اسرائیل اعتراض می‌کردند ولی جواب آن‌ها با خشونت داده می‌شد. در سال‌های ۲۰۱۸ و ۲۰۱۹، هزاران فلسطینی در «راهپیمایی بزرگ بازگشت» در نزدیکی حصار مرزی تجمع کردند تا به شرایط زندگی خود اعتراض کنند.

در جریان این اعتراضات، نیروهای اسرائیلی ۲۲۳ نفر، از جمله ۴۶ کودک، را کشتند و ۹۲۰۴ نفر را مجروح کردند. بیش از ۹۰۰ تن از مجروحان کودک بودند و بسیاری نیز با شلیک تک‌تیراندازان به پاهایشان هدف قرار گرفتند.

مطالعه‌ای که در سال ۲۰۲۰ در نشریه «لنست» منتشر شد، نشان داد که بیش از ۵۳ درصد از کودکان غزه، حتی پیش از آغاز درگیری‌های هفتم اکتبر ۲۰۲۳، دچار اختلال استرس پس از سانحه (PTSD) بوده‌اند.

محاصره فلج‌کننده

بیش از ۱۹ سال (از ۲۰۰۷) است که اسرائیل محاصره‌ای خفقان‌آور را بر فلسطینیان ساکن نوار غزه تحمیل کرده است. محاصره اسرائیل تمامی بخش‌های اقتصاد فلسطین در غزه را فلج کرده بود. این محاصره حتی بر تأمین مواد غذایی اساسی نیز تأثیر می‌گذاشت؛ به طوری که بازارها با کمبود کالاهای متعدد مواجه شده بودند. بحران انرژی شامل برق، گاز پخت‌وپز و سایر سوخت‌ها نیز زندگی مردم عادی را هدف گرفته بود.

البته بعد از حملات خونین اسرائیل به غزه در ۲۰۰۸، تونل‌های تجاری که شهرهای رفح در مصر و فلسطین را به هم متصل می‌کردند، رونق گرفتند. این تونل‌ها در دهه ۱۹۹۰ و دوران انتفاضه دوم، عمدتاً به عنوان مسیرهایی حاشیه‌ای برای قاچاق یا انتقال سلاح به گروه‌های مقاومت فلسطین استفاده می‌شدند. با این‌حال در پاسخ به محاصره فلج‌کننده، شمار این تونل‌های تجاری به‌سرعت افزایش یافت و آن‌ها به شریان اصلی اقتصاد غزه که به‌شدت با کمبود انواع کالاها و مصالح مواجه بود، تبدیل شدند.

با این حال، این شریان زیرزمینی نیز نتوانست برای مدت طولانی خلأ ناشی از محاصره را جبران کند. اسرائیل از یک سو گذرگاه‌های رسمی را تحت کنترل داشت و از سوی دیگر، مصر نیز در مقاطع مختلف برای بستن یا تخریب تونل‌ها اقدام کرد. در نتیجه، اقتصاد غزه بیش از پیش به مسیری غیررسمی و شکننده وابسته شد.

هم‌چنین برای خرید کالا به پول نیاز هست و در سرزمینی که به خاطر حملات و محاصره اسرائیل، نرخ بیکاری به شدت بالاست، هزینه‌های زندگی چگونه باید تامین می‌شد؟

زندگی پشت حصارهای اسرائیلی

به گزارش خبرگزاری آناتولی، اسرائیل طی سال‌های گذشته (از ۲۰۰۵ به بعد) تدابیر امنیتی متعددی را در این نوار اعمال کرده است. این تدابیر شامل ساخت سه مانع امنیتی در امتداد نوار مرزی با غزه که یکی از آن‌ها تا عمق چند متری زیر زمین امتداد دارد و برپایی برج‌های دیده‌بانی در نقاط مختلف مرزی بوده است. همچنین، یک منطقه حائل امنیتی ایجاد شد که ورود به آن یا نزدیک شدن به آن، خطر تیراندازی یا بازداشت را برای افراد به همراه داشت.

مردم غزه نیز عملا در این نوار کوچک گیر افتاده بودند و عملا در بزرگ‌ترین زندان روباز جهان زندگی می‌کردند.

بر اساس داده‌های «دیدبان حقوق بشر یورو-مدیترانه» (مستقر در ژنو)، در سال ۲۰۲۲، این رژیم تنها با ۳۶ درصد از درخواست‌های مجوز سفر بیماران فلسطینی برای عبور از گذرگاه بیت‌حانون (یکی از دو گذرگاه باز نوار غزه برای عبور افراد) موافقت کرد. این در حالی است که نرخ موافقت با این درخواست‌ها در سال ۲۰۰۵ برابر با ۹۷ درصد بود.

هم‌چنین اسرائیل تنها اجازه می‌داد که کالاها از طربق گذرگاه کرم شالوم عبور کنند، آن‌ هم با محدودیت‌های فراوان. در سال ۲۰۲۲ به‌طور میانگین ماهانه ۶۴۹۴ کامیون حامل کالا وارد غزه شدند که بهترین عملکرد عملیاتی گذرگاه کرم شالوم در ۱۷ سال گذشته محسوب می‌شد. در حالی که این رقم در سال ۲۰۰۵ (پیش از اعمال محاصره) حدود ۱۱ هزار کامیون بود.

در زمینه صادرات، به‌طور میانگین ماهانه ۴۲۸ کامیون از طریق گذرگاه «کرم شالوم» از غزه خارج می‌شدند، در حالی که این رقم در سال ۲۰۰۵ برابر با ۸۳۵ کامیون بود.

زندگی زیر سایه جنگ

مردم غزه پیش از ۷ اکتبر نیز در زیر سایه جنگ‌های رژیم صهیونیستی زندگی می‌کردند. جنگ‌هایی که قابل پیش‌بینی نبودند و با هر بار حملات اسرائیل، بخشی از مردم داغدار عزیزان خود می‌شدند. از سال ۲۰۰۷ تا پیش از ۷ اکتبر ۲۰۲۳، اسرائیل هفت بار غزه را بمباران یا به آن حمله زمینی کرده بود. پیش از طوفان‌الاقصی، مردم غزه بارها برای بازسازی سرزمینشان تلاش کردند اما هر بار با ویرانی‌های بیشتری در نتیجه حملات اسرائیل مواجه می‌شدند.

در ادامه تنها تعدادی از حملات اسرائیل را بر علیه مردم نوار غزه بررسی می‌کنیم.

در ۲۰۰۸ بر اثر حملات هوایی و تهاجم زمینی اسرائیل به غزه (عملیات «سرب گداخته») که ۲۱ روز طول کشید، حدود ۱۴۰۰ نفر شهید و ۵۵۰۰ مجروح شدند و بیش از ۴۰۰۰ خانه در غزه ویران شد. در ۲۰۱۲ نیز اسرائیل با حملات هوایی ۱۷۴ فلسطینی را شهید و حدود ۱۴۰۰ نفر دیگر را مجروح کرد.

در ۲۰۱۴ نیز اسرائیل «عملیات لبه محافظ» را در غزه شروع کرد. عملیاتی که ۵۱ روز به طول انجامید و منجر به کشته شدن بیش از ۱۵۰۰ فلسطینی، مجروح شدن ده‌ها هزار نفر و ویرانی‌های گسترده شد. در جریان این جنگ، اسرائیل بیش از ۶۰ هزار حمله هوایی به نوار غزه انجام داد و ۳۳ تونل حماس را منهدم کرد.

در ۲۰۲۱ نیز دوباره نوار غزه روزهای خونینی را به خود دید. این درگیری پس از یورش نیروهای اسرائیلی به مسجدالاقصی و سپس سازماندهی «راهپیمایی پرچم» به سمت بخش قدیمی شهر (بیت‌المقدس)، شعله‌ور شد. حماس هشدار داده بود که در صورت برگزاری این راهپیمایی، قدس را هدف حملات راکتی قرار خواهد داد؛ تهدیدی که در ۱۰ می ۲۰۲۱ آن را عملی کرد. اسرائیل نیز حملات گسترده‌ای را علیه غزه آغاز کرد که طی ۱۱ روز منجر به کشته شدن حدود ۲۵۰ فلسطینی شد.

در ۵ آگوست ۲۰۲۲، اسرائیل حمله‌ای یک‌جانبه را علیه جنبش جهاد اسلامی فلسطین (PIJ) آغاز کرد و فرمانده منطقه شمالی سرایا القدس (شاخه نظامی جهاد اسلامی) در غزه را ترور کرد. بر اثر حملات اسرائیل، ۲۴ فلسطینی از جمله شش کودک کشته شدند.

حتی پیش از ۷ اکتبر هم اسرائیل جنگی غافلگیرکننده در ۹ می ۲۰۲۳ آغاز کرد. بخشی از این عملیات شامل ترور سه تن از فرماندهان ارشد «گردان‌های القدس» (شاخه نظامی جنبش جهاد اسلامی فلسطین در نوار غزه) بود: جهاد غنام (۶۲ ساله)، دبیر شورای نظامی گردان‌های القدس؛ خلیل البهتینی (۴۴ ساله)، فرمانده منطقه شمالی این گردان‌ها و طارق عزالدین (۴۸ ساله)، عضو دفتر سیاسی و مسئول عملیات نظامی در کرانه باختری که به غزه تبعید شده بود.

مهاجرت اجباری

در سال ۱۹۸۷، اسحاق رابین، نخست‌وزیر وقت اسرائیل، گفته بود که ای کاش روزی از خواب بیدار می‌شد و می‌دید که غزه در دریا غرق شده است. در واقع، همه به خوبی می‌دانند که هدف نهایی اسرائیل، خالی کردن کلیه سرزمین‌های فلسطین از ساکنان بومی و اصیل آن است. برای اسرائیل هم مهم نیست که به این هدف با مهاجرت اجباری مردم (با محاصره و دشوار کردن شرایط زندگی) برسد یا با نسل‌کشی مردم.

نخستین موج‌های مهاجرت گسترده از این نوار به‌ویژه در میان قشر تحصیل‌کرده، در دهه ۱۹۵۰ آغاز شده بود و افراد برای یافتن شغل راهی کشورهای حوزه خلیج فارس می‌شدند. روندی که اگرچه شدت آن در طول زمان نوسان داشت اما همچنان ادامه یافت.

تا سال ۲۰۱۶ و در پی بازگشایی منظم گذرگاه رفح، این روند به پدیده‌ای اجتماعی و گسترده‌تر بدل شد که مشخصه آن خروج ده‌ها هزار جوان بود. جوانانی که از مسیرهای گوناگون برای رسیدن به کشورهای اروپای غربی تلاش می‌کردند. و این مسیر، مسیر آسانی هم نبود: دشواری‌های طاقت‌فرسای سفرِ مهاجرت، جان باختن ده‌ها تن از اهالی غزه در طول مسیر و واقعیتِ ناگزیر بودنِ ترک وطن برای جوانان همه و همه باعث رنج و درد اهالی غزه شده بود.

در واقع تا پایان سال ۲۰۲۴، جمعیت فلسطینیان تقریباً ۱۴.۹ میلیون نفر تخمین زده می‌شود که ۷.۶ میلیون نفر آنان در خارج از سرزمین اصلی فلسطین زندگی می‌کردند.

بازداشت و شکنجه‌های غیرانسانی مردم فلسطین

به گزارش الجزیره در سال ۲۰۲۱، ۴۸۵۰ فلسطینی در زندان‌های اسرائیل محبوس بودند؛ از جمله ۴۳ زن و ۲۲۵ کودک. «هیئت امور اسرا و آزادگان» وابسته به سازمان آزادی‌بخش فلسطین نیز اعلام کرده بود که بیش از ۵۰۰ زندانی از بیماری‌های مختلف رنج می‌برند و ده‌ها نفر به سرطان مبتلا یا دارای معلولیت بودند.

این زندانیان در ۲۳ زندان، بازداشتگاه و مرکز نگهداری پراکنده بودند. مکان‌هایی که سازمان‌های حقوق بشری آن‌ها را در زمره بدترین زندان‌های جهان توصیف می‌کردند. در همان سال، «باشگاه اسیران فلسطینی» اعلام کرد که ۳۴ زندانی بیش از ۲۵ سال و حدود ۱۳ نفر بیش از ۳۰ سال به‌طور مداوم در زندان‌های اسرائیل بوده‌اند.

بر اساس داده‌های «کمیسیون امور اسرا و آزادگان»، از سال ۱۹۶۷ تا ۲۰۲۲، ۲۳۱ زندانی امنیتی در زندان‌های رژیم اشغالگر جان باخته‌اند که مرگ ده‌ها تن از آنان ناشی از سیاست اهمال پزشکی بود. افرادی که بسیاری از آن‌ها جرم جدی‌ای نیز مرتکب نشده بودند.

محدودیت‌ها تنها به شرایط زندان محدود نمی‌شد. خانواده‌های فلسطینی نیز برای ملاقات با زندانیان با محدودیت‌های شدیدی روبه‌رو بودند: خانواده‌های زندانیان کرانه باختری و قدس تنها ماهی یک‌بار و خانواده‌های زندانیان غزه هر دو ماه یک‌بار امکان ملاقات داشتند. تماس تلفنی نیز به یک‌بار در هفته محدود می‌شد.

با شیوع کرونا، همین ملاقات‌ها نیز به‌ویژه برای زندانیان غزه به حالت تعلیق درآمد. البته این نخستین بار نبود؛ اسرائیل پیش‌تر در سال‌های ۲۰۰۶، ۲۰۱۴ و ۲۰۱۹ نیز در مقاطعی خانواده‌های زندانیان غزه را از ملاقات با آنان محروم کرده بود.

در واقع اسرائیل ممنوعیت ملاقات و ارتباط برای زندانیان غزه را به عنوان نوعی مجازات دسته‌جمعی علیه افراد تحت بازداشت خود یا به عنوان ابزاری برای اعمال فشار سیاسی بر گروه‌های مستقر در نوار غزه به کار می‌گرفت.

و در پایان

حامیان اسرائیل همواره می‌گویند که همه این ماجراها از ۷ اکتبر ۲۰۲۳ شروع شد. آن‌ها مدعی هستند که تا قبل از آن مشکل خاصی وجود نداشت و اگر حماس زیاده‌طلبی نمی‌کرد، مردم غزه هم‌چنان به زندگی خود ادامه می‌دادند!

اما اگر تاریخ را از ۷ اکتبر آغاز کنیم، بخش بزرگی از داستان حذف می‌شود. فلسطینیان در غزه، کرانه باختری و بیت‌المقدس شرقی، سال‌ها پیش از ۷ اکتبر نیز با اشغال، محاصره، محدودیت‌های گسترده و دوره‌های مکرر خشونت مواجه بودند. شرایطی که تجربه و زندگی در آن سزاوار هیچ انسانی نیست.

پس اگر شما هم درباره حقانیت طوفان‌الاقصی شک کردید، شاید باید این سوال را از خود بپرسید: اگر شما جای مردم غزه بودید، می‌توانستید سال‌ها در چنین شرایطی زندگی کنید؟