سرمایه رهبری یکی از دارایی‌های نامرئی سازمان‌هاست که می‌تواند بر بهره‌وری، سودآوری و توان عبور از بحران اثر بگذارد. کیفیت مدیران، تناسب آن‌ها با موقعیت سازمان و توانایی همکاری تیم رهبری، عواملی هستند که نحوه استفاده از سایر منابع بنگاه را تعیین می‌کنند.

عصر ایران؛ اکبر ابراهیمی* - در ادبیات مدیریت، وقتی از سرمایه‌های یک بنگاه صحبت می‌کنیم، معمولاً ذهن ما به سمت سرمایه مالی، سرمایه انسانی، فناوری، دارایی‌های فیزیکی و سرمایه اجتماعی می‌رود. اما یک دارایی کمتر دیده‌شده وجود دارد که می‌تواند بر عملکرد همه این سرمایه‌ها اثر بگذارد:

سرمایه رهبری مجموعه‌ای از ظرفیت، کیفیت و قابلیت‌های رهبری موجود در یک سازمان است؛ ظرفیتی که تعیین می‌کند یک بنگاه چگونه تصمیم می‌گیرد، چگونه با تغییر مواجه می‌شود، چگونه استعدادهای خود را به حرکت درمی‌آورد و در نهایت چگونه ارزش خلق می‌کند.

به بیان ساده‌ترسرمایه رهبری، ظرفیت یک سازمان برای تبدیل منابع و فرصت‌ها به عملکرد و ارزش است.

دو بنگاه را تصور کنید که از نظر سرمایه، تجهیزات، فناوری، نیروی انسانی و حتی بازار تقریباً شرایط مشابهی دارند.حالا یکی رشد می‌کند، حاشیه سود خود را افزایش می‌دهد، در بحران‌ها دوام می‌آورد و فرصت‌های جدید خلق می‌کند؛ اما دیگری به تدریج فرسوده می‌شود؟

بخشی از پاسخ را باید در کیفیت رهبری جست‌وجو کرد.سرمایه، بدون تصمیم‌گیری درست ممکن است هدر برود.نیروی انسانی، بدون رهبری مناسب ممکن است به ظرفیت واقعی خود نرسد.استراتژی، بدون رهبرانی که بتوانند آن را به تصمیم و اقدام تبدیل کنند، روی کاغذ باقی می‌ماند و حتی فناوری و تجهیزات پیشرفته نیز بدون رهبران توانمند الزاماً به عملکرد بهتر منجر نمی‌شوند.

بنابراین می‌توان گفترهبری یکی از مکانیسم‌های تبدیل سایر سرمایه‌های سازمان به نتیجه است.

Leadership Capital را نباید صرفاً تعداد مدیران ارشد یا سابقه مدیریتی آنها دانست.

این سرمایه حداقل از چند مؤلفه مهم تشکیل می‌شود:

آیا سازمان افرادی را در موقعیت‌های کلیدی دارد که واقعاً توانایی هدایت آن موقعیت را داشته باشند؟

یک مدیر ممکن است در یک شرکت بسیار موفق باشد، اما الزاماً برای هر سازمان، صنعت یا مرحله‌ای از رشد مناسب نیست.بنابراین سؤال مهم فقط این نیست که آیا این مدیر خوب است؟ بلکه باید پرسیدآیا این مدیر برای این بنگاه، در این مرحله و برای این مسئله، مدیر مناسبی است؟

یک سازمان سالم نباید همه قابلیت‌های رهبری خود را در یک یا دو نفر خلاصه کند.

باید در تیم رهبری خود ترکیبی از قابلیت‌هایی مانند:

را در اختیار داشته باشد.

سرمایه رهبری فقط به مدیران فعلی محدود نیست.

سؤال مهم‌تر این است:

اگر فردا یکی از مدیران کلیدی سازمان از مجموعه خارج شود، آیا فرد مناسبی برای جایگزینی او وجود دارد؟هرچه سازمان بتواند رهبران آینده را از درون خود شناسایی و پرورش دهد، سرمایه رهبری آن پایدارتر است.

مجموعه‌ای از مدیران قوی لزوماً یک تیم رهبری قوی ایجاد نمی‌کند.گاهی مسئله اصلی سازمان نه ضعف یک مدیر، بلکه عدم هماهنگی میان مدیران ارشد است.

سرمایه رهبری زمانی ارزشمند می‌شود که اعضای تیم بتوانند در عین داشتن مسئولیت‌های مستقل، حول اهداف مشترک تصمیم بگیرند و عمل کنند.

این دو مفهوم به هم مرتبط‌اند اما یکسان نیستند.سرمایه انسانی بیشتر به دانش، مهارت، تجربه و قابلیت‌های افراد اشاره دارد اما سرمایه رهبری به ظرفیت سازمان برای هدایت، تصمیم‌گیری، بسیج منابع و خلق نتیجه از طریق رهبران مربوط است.

ممکن است سازمانی سرمایه انسانی بسیار ارزشمندی داشته باشد اما سرمایه رهبری ضعیفی داشته باشد در این حالتافراد خوب وجود دارند، اما کسی نیست که این ظرفیت را به عملکرد تبدیل کند.

یکی از مشکلات Leadership Capital این است که کاهش آن معمولاً در صورت‌های مالی با عنوان مشخصی دیده نمی‌شود.اما آثار آن در نقاط مختلف سازمان ظاهر می‌شود:

به همین دلیل است که ریسک رهبری می‌تواند یکی از پرهزینه‌ترین ریسک‌های پنهان یک بنگاه باشد.

در بسیاری از سازمان‌ها، انتخاب مدیرعامل یا یک مدیر ارشد به‌عنوان یک مسئله منابع انسانی دیده می‌شود.در حالی که انتصاب یک مدیر C-Level در بسیاری از مواقع یک تصمیم استراتژیک و اقتصادی است.اگر یک مدیرعامل اشتباه انتخاب شود، هزینه فقط حقوق و مزایای او نیست.هزینه واقعی می‌تواند شامل این موارد باشد:

زمان از دست‌رفته + فرصت‌های از دست‌رفته + تصمیم‌های اشتباه + فرسایش تیم + کاهش اعتماد + هزینه جایگزینی

بنابراینانتخاب مدیر ارشد را باید یک تصمیم سرمایه‌گذاری دانست، نه صرفاً یک فرآیند استخدام.

ساخت سرمایه رهبری یک پروژه کوتاه‌مدت نیست؛ یک فرآیند مستمر است.

می‌توان آن را در یک چرخه چهارمرحله‌ای دید:

چه قابلیت‌های رهبری برای آینده سازمان نیاز داریم؟

آیا رهبران فعلی و کاندیداهای آینده این قابلیت‌ها را دارند؟

کجا باید از بازار برای تکمیل ظرفیت رهبری سازمان استفاده کنیم؟

چگونه رهبران آینده را از درون سازمان بسازیم؟و سپس این چرخه دوباره تکرار می‌شود.

سرمایه رهبری چیزی نیست که در ترازنامه شرکت ثبت شود؛ اما می‌تواند بر نحوه استفاده از تقریباً تمام دارایی‌های دیگر سازمان اثر بگذارد.

یک سازمان ممکن است:

سرمایه داشته باشد، اما رهبر مناسب نداشته باشد.

استراتژی داشته باشد، اما توان اجرای آن را نداشته باشد.

استعداد داشته باشد، اما نتواند آن را به عملکرد تبدیل کند.

و درست در همین نقطه است که اهمیت Leadership Capital آشکار می‌شود.

سازمان‌ها فقط با سرمایه مالی، فناوری و نیروی انسانی ساخته نمی‌شوند؛ با کیفیت تصمیم‌ها و رهبرانی که این سرمایه‌ها را در مسیر خلق ارزش به حرکت درمی‌آورند نیز ساخته می‌شوند.

*اکبر ابراهیمی
مشاور سیستم سازی و توسعه کسب وکار