هفتم آبان به نام کوروش بزرگ گره خورده است؛ پادشاهی که بیش از ۲۵۰۰ سال پس از دوران خود، همچنان در کانون بحث‌های تاریخی و فرهنگی ایرانیان قرار دارد.

به گزارش خبرنگار فرهنگی تابناک، بسیاری تصور می‌کنند هفتم آبان سالروز تولد کوروش بزرگ یا روز کشف استوانه مشهور او در بابل است؛ درحالی‌که این برداشت‌ها مستند نیست. این مناسبت در دوره معاصر شکل گرفته و با تاریخ ورود کوروش به بابل در سال ۵۳۹ پیش از میلاد ارتباط داده می‌شود.

مبنای این تطبیق، سالنامه بابلی یا گاه‌نگار نبونعید است؛ سندی باستانی که رویدادهای مهم دوران پایانی پادشاهی بابل و فتح این سرزمین به دست ایرانیان را ثبت کرده است. بر اساس این گاه‌نگار، ورود کوروش به بابل در ۲۹ اکتبر سال ۵۳۹ پیش از میلاد رخ داده؛ تاریخی که با هفتم آبان تطبیق داده می‌شود.

بااین‌حال، باید میان اهمیت تاریخی فتح بابل و جایگاه امروزی هفتم آبان تفاوت قائل شد. این روز مناسبت رسمی ثبت‌شده‌ای در تقویم ملی ایران نیست، بلکه در گذر زمان و با توجه به علاقه عمومی به تاریخ ایران باستان، به روزی برای بزرگداشت کوروش تبدیل شده است.

کوروش بزرگ؛ فرمانروایی که مسیر تاریخ ایران را تغییر داد

کوروش دوم، مشهور به کوروش بزرگ، در سده ششم پیش از میلاد با شکست آستیاگ، پادشاه ماد، توازن قدرت را در فلات ایران تغییر داد. او سپس قلمرو خود را گسترش داد و با فتح لیدی در آسیای صغیر و بابل در سال ۵۳۹ پیش از میلاد، قدرتی را پایه‌گذاری کرد که به یکی از مهم‌ترین شاهنشاهی‌های جهان باستان تبدیل شد.

اهمیت کوروش تنها در گستره سرزمین‌هایی که فتح کرد خلاصه نمی‌شود. او توانست جوامعی با زبان‌ها، آیین‌ها و سنت‌های متفاوت را در چارچوب یک قدرت سیاسی گرد آورد؛ تجربه‌ای که در دوره جانشینانش گسترش یافت و ساختار شاهنشاهی هخامنشی را شکل داد.

البته نباید همه دستاوردهای اداری و سیاسی هخامنشیان را تنها به شخص کوروش نسبت داد. این ساختار در دوره پادشاهان بعدی، به‌ویژه داریوش یکم، تحول پیدا کرد و انسجام بیشتری یافت.

چرا فتح بابل اهمیت ویژه‌ای دارد؟

بابل یکی از مراکز مهم تمدن و قدرت در میان‌رودان بود. فتح این شهر، جایگاه کوروش را از فرمانروایی منطقه‌ای فراتر برد و او را به یکی از چهره‌های تعیین‌کننده سیاست در جهان باستان تبدیل کرد.

روایت‌های بابلی از ورود کوروش و نحوه بازنمایی حکومت تازه، تصویری از تلاش او برای برقراری نظم سیاسی و جلب همراهی جامعه مغلوب ارائه می‌کنند. البته این گزارش‌ها نیز باید در چارچوب سنت‌های کتیبه‌نویسی سلطنتی و ملاحظات سیاسی آن زمان بررسی شوند.

0

استوانه کوروش؛ سندی تاریخی که هنوز محل بحث است

استوانه کوروش از مهم‌ترین اسناد باقی‌مانده مرتبط با دوران حکومت این پادشاه است. این کتیبه گِلی به زبان اکدی و در چارچوب سنت کتیبه‌نویسی سلطنتی بین‌النهرین نوشته شده و امروزه در موزه بریتانیا نگهداری می‌شود.

در متن استوانه، کوروش در پیوند با مردوک، خدای بزرگ بابل، معرفی می‌شود و از بازگرداندن پیکره‌های خدایان به پرستشگاه‌هایشان، سامان‌دادن به مراکز دینی و بازگشت گروه‌هایی از مردم به سرزمین‌های خود سخن به میان می‌آید.

این موارد از جنبه شناخت شیوه حکمرانی و تلاش برای تثبیت قدرت سیاسی اهمیت دارند. فرمانروایی بر سرزمین‌های گوناگون تنها با پیروزی نظامی امکان‌پذیر نبود؛ حفظ نهادهای محلی، توجه به سنت‌های دینی و جلب همراهی گروه‌های مختلف نیز می‌توانست در پایداری حکومت نقش داشته باشد.

آیا استوانه کوروش نخستین منشور حقوق بشر جهان است؟

استوانه کوروش در دوران معاصر به نمادی از رواداری و رفتار انسانی شهرت یافته و گاه از آن با عنوان نخستین منشور حقوق بشر جهان یاد می‌شود. بااین‌حال، از نظر تاریخی باید میان ارزش فرهنگی و نمادین این اثر و تعریف امروزی حقوق بشر تفاوت گذاشت.

این کتیبه در چارچوب باورهای دینی و سنت‌های سیاسی بابل نوشته شده و بخشی از شیوه مشروعیت‌بخشی به فرمانروایی تازه را بازتاب می‌دهد. بنابراین، معرفی آن به‌عنوان سندی همسان با اعلامیه‌های حقوق بشری مدرن، با زمینه تاریخی و ماهیت متن سازگار نیست.

این نکته از اهمیت استوانه کم نمی‌کند؛ برعکس، خواندن دقیق آن کمک می‌کند تصویری مستندتر از سیاست کوروش و شیوه اداره سرزمین‌های فتح‌شده به دست آوریم.

کوروش؛ نه صلح‌طلب مطلق، نه فاتحی صرفاً ویرانگر

یکی از پرسش‌های همیشگی درباره کوروش این است که آیا او فرمانروایی صلح‌طلب بود یا پادشاهی جنگ‌جو و کشورگشا؟

پاسخ تاریخی به این پرسش، نیازمند پرهیز از دو تصویر افراطی است. کوروش با لشکرکشی و شکست رقیبان، قلمرو خود را گسترش داد و از منطق قدرت نظامی جهان باستان بیرون نبود. در عین حال، شواهد تاریخی مرتبط با حکومت او بر اهمیت حفظ نظم، توجه به سنت‌های دینی و بازسازی برخی مراکز اجتماعی و مذهبی تأکید دارند.

از این منظر، می‌توان کوروش را فرمانروایی دانست که قدرت نظامی را با تدبیر سیاسی درآمیخت. فتح سرزمین‌ها مرحله نخست بود؛ تثبیت حکومت بر جوامعی با پیشینه‌های متفاوت، مسئله‌ای جداگانه و پیچیده‌تر به شمار می‌رفت.

البته منابع تاریخی درباره جزئیات برخی فتوحات و رفتار کوروش یکسان نیستند و هر یک باید با توجه به زمان نگارش، هدف نویسنده و زمینه سیاسی خود بررسی شوند. بزرگداشت کوروش زمانی معنای بیشتری پیدا می‌کند که به شناخت مستند تاریخ بینجامد، نه اینکه گذشته را به روایتی بی‌نقص و دور از واقعیت تبدیل کند.

21

کوروش و ذوالقرنین؛ از روایت‌های دینی تا دیدگاه‌های تاریخی

چرا برخی کوروش را با ذوالقرنین مرتبط می‌دانند؟

در آیات ۸۳ تا ۹۸ سوره کهف، از فرمانروایی با عنوان ذوالقرنین سخن گفته می‌شود که از قدرت و امکانات برخوردار است، به سرزمین‌های گوناگون سفر می‌کند و در برابر تهدید گروهی از مردم، سدی بنا می‌کند.

در طول تاریخ تفسیر قرآن، دیدگاه‌های مختلفی درباره هویت ذوالقرنین مطرح شده است. یکی از دیدگاه‌های شناخته‌شده، تطبیق او با کوروش بزرگ است؛ نظریه‌ای که برخی نویسندگان و پژوهشگران با توجه به ویژگی‌های فرمانروایی، جایگاه تاریخی و روایت‌های مربوط به رفتار او با مردمان سرزمین‌های فتح‌شده مطرح کرده‌اند.

بااین‌حال، این تطبیق یک واقعیت قطعی و مورد توافق همه پژوهشگران نیست. هویت ذوالقرنین همچنان موضوع بحث و تفسیر است و نمی‌توان صرفاً بر پایه شباهت‌های کلی، این مسئله را اثبات‌شده دانست.

جایگاه کوروش در سنت یهودی و مسیحی

نام کوروش در متون دینی یهودیان نیز جایگاهی برجسته دارد. در کتاب‌های اشعیا و عزرا، از او در ارتباط با پایان تبعید بابلی و فراهم‌شدن زمینه بازگشت گروهی از یهودیان به اورشلیم یاد شده است.

در این روایت‌ها، کوروش فرمانروایی بیگانه با سنت قومی بنی‌اسرائیل است که نقشی مهم در بازگشت تبعیدیان و بازسازی معبد اورشلیم ایفا می‌کند. همین حضور در منابع دینی، به ماندگاری نام او در حافظه تاریخی ملت‌هایی فراتر از ایران کمک کرده است.

البته برای شناخت تاریخی کوروش، باید میان اسناد هم‌زمان با دوران او و برداشت‌های دینی و تفسیری دوره‌های بعد تفاوت گذاشت. این تمایز، امکان شناخت دقیق‌تر جایگاه او در تاریخ ایران و جهان را فراهم می‌کند.

62413688

نقش‌برجسته بالدار پاسارگاد؛ کوروش است یا نمادی روحانی؟

یکی از آثار بحث‌برانگیز مجموعه پاسارگاد، نقش‌برجسته انسان بالدار است؛ اثری که درباره هویت و معنای آن طی دو قرن گذشته دیدگاه‌های مختلفی مطرح شده است.

برخی پژوهشگران آن را با شخص کوروش مرتبط دانسته‌اند و برخی دیگر، با توجه به ویژگی‌های هنری و نمادین اثر، آن را تصویری روحانی یا نمادی از سنت‌های اعتقادی جهان باستان تفسیر کرده‌اند.

علیرضا عسکری چاوردی، استاد باستان‌شناسی دانشگاه شیراز، در تفسیری پژوهشی، این نقش را بازتابی آرمانی از فَرَوهر کوروش و تجسمی روحانی دانسته است. در این دیدگاه، نقش بالدار پاسارگاد را باید در پیوند با سنت‌های اعتقادی و هنری دوره هخامنشی بررسی کرد.

بااین‌حال، این تفسیر در کنار دیدگاه‌های دیگر قرار می‌گیرد و نباید آن را نظر قطعی و مورد توافق همه متخصصان معرفی کرد. پیچیدگی نقش‌برجسته و ترکیب عناصر هنری متعلق به سنت‌های گوناگون شرق باستان، همچنان زمینه بحث‌های علمی را فراهم می‌کند.

هفتم آبان چگونه به روز بزرگداشت کوروش تبدیل شد؟

نام‌گذاری هفتم آبان به‌عنوان روز کوروش، برخلاف برخی مناسبت‌های تاریخی، ریشه در یک تصمیم رسمی و باستانی ندارد و در دوره معاصر شکل گرفته است.

در سال ۱۳۸۴، کمیته بین‌المللی نجات پاسارگاد پیشنهاد کرد ۲۹ اکتبر به‌عنوان روز بزرگداشت کوروش در نظر گرفته شود؛ پیشنهادی که در سال‌های بعد بازتاب گسترده‌تری یافت و با توجه به تطبیق این تاریخ با هفتم آبان، در میان علاقه‌مندان به تاریخ ایران رواج پیدا کرد.

این مناسبت هنوز در تقویم رسمی کشور ثبت نشده است. بااین‌حال، در سال‌های گذشته به فرصتی برای طرح موضوعاتی مانند میراث هخامنشی، جایگاه کوروش در تاریخ جهان و ضرورت حفاظت از محوطه‌های باستانی تبدیل شده است.

چرا کارشناسان بر معرفی مستند میراث کوروش تأکید دارند؟

بزرگداشت کوروش تنها به یک روز در تقویم محدود نمی‌شود. تخت جمشید، پاسارگاد، نقش رستم و دیگر آثار مرتبط با دوره هخامنشی، ظرفیت‌هایی گسترده برای آموزش تاریخ و توسعه گردشگری فرهنگی دارند.

هزاران لوح گلی کشف‌شده از تخت جمشید نیز اطلاعاتی درباره ساختار اداری، وضعیت اقتصادی و اجتماعی و زندگی کارکنان و کارگران آن دوران در اختیار پژوهشگران قرار می‌دهد؛ اسنادی که می‌توانند تصویری دقیق‌تر و انسانی‌تر از جامعه هخامنشی ارائه کنند.

کارشناسان همچنین تأکید دارند که معرفی تاریخ ایران باستان نباید به مناسبت‌هایی مانند هفتم آبان محدود بماند. برگزاری نشست‌های علمی، نمایشگاه‌های تاریخی، تولید محتوای مستند و طراحی برنامه‌های آموزشی برای نسل جوان و گردشگران خارجی، می‌تواند به شناخت بهتر این میراث کمک کند.

76777

ثبت رسمی روز کوروش؛ مطالبه‌ای فرهنگی یا موضوعی سیاسی؟

بحث ثبت رسمی هفتم آبان در تقویم ملی، در سال‌های گذشته بارها مطرح شده است. موافقان این پیشنهاد معتقدند چنین روزی می‌تواند فرصتی برای معرفی علمی تاریخ ایران، آشنایی نسل جوان با میراث هخامنشی و تقویت پیوند جامعه با گذشته تاریخی خود باشد.

در مقابل، بهره‌برداری سیاسی از چهره‌های تاریخی می‌تواند زمینه شکل‌گیری روایت‌های گزینشی و گاه غیرمستند را فراهم کند. کوروش نیز از این قاعده مستثنا نیست؛ نام او گاهی در منازعات سیاسی امروز به کار گرفته می‌شود، درحالی‌که شناخت جایگاه واقعی او نیازمند بررسی اسناد و پرهیز از قضاوت‌های شتاب‌زده است.

میراث کوروش نه به یک جریان سیاسی تعلق دارد و نه باید در رقابت‌های روزمره خلاصه شود. او بخشی از تاریخ ایران و جهان باستان است و بررسی دقیق کارنامه‌اش می‌تواند به شناخت بهتر تجربه‌های سیاسی، نظامی و فرهنگی آن دوران کمک کند.

ثبت یک روز در تقویم، به‌تنهایی ضامن شناخت تاریخ نیست؛ اما اگر با برنامه‌های علمی، آموزشی و فرهنگی همراه شود، می‌تواند فرصتی برای گفت‌وگوی عمومی درباره گذشته ایران فراهم کند.

کوروش بزرگ؛ میراثی که باید شناخت، نه اسطوره‌سازی کرد

کوروش بزرگ بیش از ۲۵۰۰ سال پس از دوران حکومتش همچنان در حافظه ایرانیان و منابع تاریخی ملت‌های دیگر حضور دارد. فتوحات او، بنیان‌گذاری شاهنشاهی هخامنشی، شیوه بازنمایی قدرت در استوانه بابلی و بازتاب نامش در سنت‌های دینی، همگی از جایگاه مهم او در تاریخ جهان باستان حکایت می‌کنند.

بااین‌حال، ارزش این میراث در گرو شناختی دقیق و واقع‌بینانه است؛ شناختی که نه دستاوردهای کوروش را نادیده بگیرد و نه او را از زمینه تاریخی زمانه‌اش جدا کند. هفتم آبان می‌تواند فرصتی برای چنین بازخوانی‌ای باشد؛ فرصتی برای طرح پرسش‌های تازه، معرفی پژوهش‌های معتبر و توجه بیشتر به پاسارگاد و دیگر آثار ارزشمند ایران.

در نهایت، بزرگداشت کوروش زمانی از یک مناسبت نمادین فراتر می‌رود که به شناخت تاریخ، حفاظت از میراث فرهنگی و انتقال آگاهانه این سرمایه به نسل‌های آینده کمک کند. گذشته ایران تنها مجموعه‌ای از نام‌ها و افتخارات نیست؛ میراثی زنده است که شناخت درست آن می‌تواند فهم ما از هویت تاریخی و مسئولیت امروزمان را عمیق‌تر کند.