شاید مشکل شما این نیست که زندگی بدی دارید؛ شاید مدتهاست دارید زندگیای را ادامه میدهید که دیگر انتخابش نمیکنید
همشهری آنلاین - مریم شیرافکن: گاهی یک روز از خواب بیدار میشویم و میبینیم زندگیمان ظاهراً مشکلی ندارد؛ کار میکنیم، خرید میکنیم، با آدمها حرف میزنیم، برنامههای روزانهمان را انجام میدهیم و حتی گاهی خوشحال هم هستیم. اما یک سؤال آزاردهنده ته ذهنمان میچرخد:
«واقعاً این همان زندگیای است که میخواستم؟»
سؤال سادهای است، اما پاسخ دادن به آن میتواند سخت باشد. چون ممکن است بفهمیم سالهاست نه بر اساس خواستههای واقعی خودمان، بلکه بر اساس عادت، ترس، توقع دیگران و تصمیمهای قدیمی زندگی کردهایم.
شاید وقت آن رسیده باشد بعضی قسمتهای این زندگی را مثل یک برنامه قدیمی از روی ذهن و روزمرگیمان «حذف» کنیم.
زندگی راحت، همیشه زندگی خوب نیست
ما معمولاً راحتی را با رضایت اشتباه میگیریم.
وقتی شرایطی برایمان آشناست، حتی اگر دوستش نداشته باشیم، مغز تمایل دارد همان وضعیت را حفظ کند. چون ناشناختهها میتوانند ترسناک باشند.
به همین دلیل ممکن است فرد سالها در شغلی بماند که دوستش ندارد، در رابطهای ادامه دهد که دیگر برایش مناسب نیست یا هر روز همان سبک زندگی خستهکننده را تکرار کند؛ فقط چون تغییر کردن سختتر از ادامه دادن است.
اما آشنا بودن یک وضعیت، لزوماً به معنی درست بودن آن نیست.
از خودتان بپرسید: من انتخاب میکنم یا فقط واکنش نشان میدهم؟
یکی از نشانههای مهم این است که ببینید چند درصد از روزتان واقعاً حاصل انتخاب خودتان است.
آیا برای چیزهایی که برایتان مهم هستند وقت دارید؟
یا تمام روز صرف پاسخ دادن به خواستههای دیگران، پیامها، کارها، مشکلات و اتفاقات پیشبینینشده میشود؟
گاهی آنقدر درگیر «بایدها» میشویم که فراموش میکنیم خودمان چه میخواهیم.
صبح بیدار میشویم، کار میکنیم، خسته میشویم، میخوابیم و دوباره همان چرخه تکرار میشود.
ماهها و حتی سالها بعد، ناگهان متوجه میشویم زندگیمان جلو رفته، اما خودمان نه.
۵ چیزی که شاید باید از زندگیتان حذف کنید
۱. نیاز دائمی به تأیید دیگران
اگر قرار باشد برای هر تصمیم منتظر تأیید دیگران بمانید، ممکن است هیچوقت زندگی موردنظر خودتان را نسازید.
نظر دیگران مهم است، اما قرار نیست همه آنها مسئول زندگی شما باشند.
۲. مقایسه دائمی
شاید یکی از خستهکنندهترین عادتهای ذهنی این باشد که زندگی خودمان را با ویترین زندگی دیگران مقایسه کنیم.
شما پشت صحنه زندگی خودتان را با بهترین لحظات زندگی دیگران مقایسه میکنید.
نتیجه هم تقریباً همیشه ناعادلانه است.
۳. عادتهایی که انرژی شما را میخورند
هر چیزی که هر روز تکرار میکنید، به مرور بخشی از زندگی شما میشود.
اگر ساعتها بیهدف در شبکههای اجتماعی میچرخید، دائماً کارها را عقب میاندازید یا شبها آنقدر دیر میخوابید که روز بعد خستهاید، مسئله فقط یک عادت کوچک نیست.
این رفتارها به مرور کیفیت زندگی شما را شکل میدهند.
۴. ترس از شروع
خیلیها منتظرند ابتدا کاملاً آماده شوند و بعد شروع کنند.
اما واقعیت این است که برای بسیاری از تغییرات مهم زندگی، آمادگی کامل هیچوقت از راه نمیرسد.
باید شروع کنید و در مسیر یاد بگیرید.
۵. نسخه قدیمی خودتان
شاید مهمترین چیزی که باید کنار گذاشته شود، تصویری باشد که سالها از خودتان ساختهاید.
اینکه «من آدم این کار نیستم.»
«من هیچوقت نمیتوانم.»
«دیگر برای من دیر شده.»
«من همینم.»
گاهی این جملات واقعیت نیستند؛ فقط داستانهایی هستند که آنقدر تکرارشان کردهایم که باورشان کردهایم.
آینده شما از شما یک سؤال دارد
فرض کنید ۵ سال دیگر به امروز نگاه کنید.
چه چیزی بیشتر پشیمانتان میکند؟
کاری که انجام دادید و نتیجه نگرفتید؟
یا کاری که هیچوقت جرئت نکردید انجام دهید؟
هیچکس نمیتواند آینده را دقیق پیشبینی کند. اما میتوانیم ببینیم انتخابهای امروزمان چه مسیری را تقویت میکنند.
هر روز که همان رفتارها را تکرار میکنیم، احتمالاً همان الگو را هم ادامه میدهیم.
برای تغییر آینده، لازم نیست همه زندگی را یکباره زیرورو کنید.
گاهی کافی است یک انتخاب متفاوت داشته باشید.
برای تغییر، لازم نیست همه چیز را خراب کنید
«شروع دوباره» لزوماً به معنی ترک همه چیز نیست.
قرار نیست برای تغییر، ناگهان شغل، خانه، رابطه یا شهر خود را عوض کنید.
گاهی تغییر واقعی بسیار کوچکتر است.
یک مرز سالم.
یک ساعت خواب بهتر.
یک تصمیم عقبافتاده.
یک گفتوگوی صادقانه.
شروع یک مهارت جدید.
خاموش کردن تلفن برای یک ساعت.
یا حتی گفتن یک «نه» که مدتهاست از گفتنش میترسید.
تغییرهای کوچک اگر تکرار شوند، میتوانند مسیر زندگی را عوض کنند.
یک تمرین ۱۰ دقیقهای
امشب سه فهرست بنویسید.
در فهرست اول بنویسید:
چه چیزهایی را در زندگیام دیگر نمیخواهم؟
در فهرست دوم:
چه چیزهایی را واقعاً میخواهم؟
و در فهرست سوم:
برای نزدیک شدن به آنها، این هفته چه کاری از دست من برمیآید؟
فهرست سوم باید کاملاً عملی باشد.
نه «میخواهم شادتر باشم».
بلکه مثلاً:
«سه روز در هفته ۳۰ دقیقه پیادهروی میکنم.»
نه «میخواهم رابطه بهتری داشته باشم».
بلکه:
«درباره چیزی که مدتهاست آزارم میدهد، گفتوگویی صادقانه انجام میدهم.»
نه «میخواهم موفق شوم».
«هر روز یک ساعت روی مهارتی که برای آیندهام لازم دارم کار میکنم.»
شاید زندگی شما به یک «حذف» نیاز دارد، نه یک انقلاب
ما گاهی تصور میکنیم خوشبختی یعنی چیزهای بیشتری داشته باشیم؛ پول بیشتر، موفقیت بیشتر، سفر بیشتر، دوستان بیشتر و امکانات بیشتر.
اما گاهی نقطه شروع دقیقاً برعکس است.
کمتر مقایسه کنیم.
کمتر توضیح بدهیم.
کمتر از دیگران تأیید بگیریم.
کمتر از ترس تصمیم بگیریم.
کمتر در گذشته زندگی کنیم.
و بیشتر به انتخابهای واقعی خودمان توجه کنیم.
زندگی جدید همیشه با اضافه کردن چیزی به زندگی قبلی شروع نمیشود؛ گاهی با حذف چیزی آغاز میشود که دیگر به درد امروز ما نمیخورد.
شاید قرار نیست یک آدم کاملاً جدید شوید.
شاید فقط باید آن بخشهایی از زندگی را که دیگر شبیه خود واقعیتان نیستند، کمکم کنار بگذارید.
چون آینده شما همین امروز ساخته میشود؛ با انتخابهایی که شاید کوچک به نظر برسند، اما هر روز تکرار میشوند.
منبع : https://medium.com/
