۱۹ مهرماه، سالروز تأسیس مجمع جهانی تقریب مذاهب اسلامی به فرمان رهبر شهید، یادآور نگاهی راهبردی است که می‌خواست آرمان‌های بزرگ را از عرصه نظر به میدان عمل و نهادسازی پایدار منتقل کند.

در سیره و مناظرات امام رضا(ع) نیز گفت‌وگوی علمی و احترام به مخاطب، نه یک رفتار تشریفاتی، بلکه الگویی ماندگار برای کشف حقیقت و هم‌زیستی مسالمت‌آمیز بوده است. به همین مناسبت، در گفت‌وگو با حجت‌الاسلام والمسلمین دکتر محمدمهدی تسخیری، معاون بین‌الملل و عضو هیئت علمی دانشگاه ادیان و مذاهب؛ دستاوردهای این مسیر، خاطراتی شنیدنی از الگوی عملی تقریب و راهکارهای اثرگذاری نسل جوان در جهان اسلام را بازخوانی کرده‌ایم.

بزرگ‌ترین دستاورد مجمع جهانی تقریب مذاهب را در این سال‌ها چه می‌دانید و این جریان چگونه توانسته اندیشه وحدت را از یک آرمان نظری به یک واقعیت ملموس تبدیل کند؟

به باور من، مهم‌ترین دستاورد مجمع جهانی تقریب، آگاه‌سازی امت اسلامی نسبت به خطر بنیادین تفرقه و تبدیل اندیشه وحدت از یک آرمان نظری به یک جریان زنده، علمی و نهادی است. تفرقه در طول تاریخ همواره بزرگ‌ترین عامل تضعیف توان معنوی، علمی و تمدنی مسلمانان بوده است. قرآن کریم با صراحت ما را از این خطر بازمی‌دارد و می‌فرماید: «وَاعْتَصِمُوا بِحَبْلِ اللَّهِ جَمِیعًا وَلَا تَفَرَّقُوا» (همگی به ریسمان خدا چنگ زنید و پراکنده نشوید). این آیه به‌روشنی نشان می‌دهد که وحدت، صرفاً یک توصیه عاطفی نیست، بلکه ضرورتی راهبردی برای صیانت از عزت و انسجام جامعه اسلامی است.

بزرگ‌ترین خدمت مجمع در این سال‌ها، پر کردن خلأ تاریخی شناخت متقابل میان پیروان مذاهب بوده است. پیش از این، شناخت مذاهب از یکدیگر غالباً از دریچه روایت‌های یک‌سویه، بدبینی‌ها یا شایعات صورت می‌گرفت؛ اما نهادینه‌کردن فرهنگ گفت‌وگوی مستقیم، چهره‌به‌چهره و علمی میان عالمان و نخبگان، این فضای سوءظن را شکست و همنشینی علمی را به یک سنت حسنه تبدیل کرد. در کنار این نشست‌ها، تولید و گسترش ادبیات علمی تقریب، پلی استوار ساخت تا مبانی فقهی و اعتقادی یکدیگر را دقیق‌تر و بی‌واسطه بشناسیم.

نکته مهم این است که تقریب هرگز به معنای یکسان‌سازی مذاهب یا چشم‌پوشی از باورها نیست؛ بلکه به معنای مدیریت علمی تفاوت‌ها و تکیه بر مشترکات فراوانی چون خدای واحد، پیامبر اعظم(ص)، قرآن کریم و قبله مشترک است. قرآن کریم هدف از تنوع و تفاوت‌ها را شناخت متقابل معرفی می‌کند: «یَا أَیُّهَا النَّاسُ إِنَّا خَلَقْنَاکُمْ مِنْ ذَکَرٍ وَأُنْثَی وَجَعَلْنَاکُمْ شُعُوبًا وَقَبَائِلَ لِتَعَارَفُوا...». اگر اصل تعارف و شناخت، پایه روابط انسانی است، در جامعه اسلامی نیز آشنایی منصفانه با اندیشه دیگری، مانع از تبدیل اختلافات علمی به دشمنی‌های فرساینده اجتماعی می‌شود.

علاوه بر این، ترویج اخلاق گفت‌وگو و تقویت مرجعیت علمای متعهد برای مقابله با افراط‌گرایی و اهانت به مقدسات، از دیگر برکات این مسیر بوده است. با پیروی از منطق قرآن که حتی اهانت به باورهای دیگران را نفی می‌کند، مواضع روشن مراجع و دانشمندان شیعه و اهل‌سنت در تحریم توهین به مقدسات، چرخه شوم کینه‌توزی را مهار کرده است. در نهایت، هنر اصلی این جریان در «نهادسازی» بود؛ اینکه وحدت از رفتارهای مقطعی اشخاص خارج شود و در قالب شبکه‌ای پایدار، ماندگار و آینده‌ساز برای نسل‌های بعدی تداوم یابد.

امروز بزرگ‌ترین موانع و چالش‌های پیش‌روی تقریب و همبستگی در جهان اسلام چیست و برای عبور از این موانع چه مسیری را باید پی گرفت؟

چالش‌های پیش‌روی تقریب مذاهب اسلامی را می‌توان در دو عرصه درونی و بیرونی بررسی کرد که همپوشانی آن‌ها، مانع تحقق کامل همدلی می‌شود. در عرصه درونی؛ نخستین مانع، ناآشنایی پیروان مذاهب با باورها و معارف یکدیگر است. وقتی شناخت واقعی جای خود را به گمان، بی‌اطلاعی و سوءظن می‌دهد، زمینه برای گفت‌وگوی منصفانه از بین می‌رود. مانع دیگر، میراث تاریخی دست‌کاری‌شده‌ای است که در بستر مناسبات قدرت و توسط تاریخ‌نگاران درباری شکل گرفته و روایت‌های تحریف‌شده را به جای حقیقت جا زده است. علاوه بر این، حاکمان منفعت‌طلب و جریان‌های افراطی همواره کوشیده‌اند با برجسته‌سازی مسائل فرعی و جابه‌جایی اولویت‌ها، افکار عمومی را از مسائل اصلی امت اسلامی منحرف سازند.

در عرصه خارجی نیز چالش اصلی، سیاستِ کهنِ تفرقه‌افکنی قدرت‌های فرامنطقه‌ای و جریان صهیونیسم است. آنان با دامن زدن به اختلافات قومی، مذهبی و سیاسی، می‌کوشند توان جمعی مسلمانان را در منازعات فرساینده داخلی مستهلک کنند تا دوست را دشمن و دشمن را دوست جلوه دهند. تلخ‌ترین جلوه این وضعیت آن است که گاه درگیری‌های درونی جهان اسلام سال‌ها ادامه می‌یابد و سرمایه‌های فراوانی را می‌سوزاند، اما اقدام عملی و یکپارچه در برابر تجاوزات رژیم صهیونیستی با کندی و محدودیت روبه‌رو می‌شود. اینجاست که مشخص می‌شود تفرقه، چگونه قدرت بازدارندگی امت اسلامی را تضعیف می‌کند.

برای عبور از این چالش‌ها، نیازمند تغییر رویکرد جدی هستیم. نهادهای وحدت‌آفرین نباید به برگزاری همایش‌های تشریفاتی و صدور بیانیه‌ها بسنده کنند، بلکه باید ظرفیت‌های عظیم علمی، فرهنگی، اقتصادی و جغرافیایی جهان اسلام را شناسایی کرده و آن‌ها را در قالب یک منظومه منسجم و هم‌افزا سامان دهند. وحدت اسلامی صرفاً یک شعار یا تلاشی برای کاهش اختلافات فقهی نیست، بلکه راهبردی حیاتی برای احیای هویت، استقلال و اقتدار تمدنی مسلمانان است.

تقریب هنگامی به ثمر می‌نشیند که شناخت منصفانه جایگزین سوءظن، گفت‌وگوی حکیمانه جایگزین اتهام، و همکاری عملی جایگزین رفتارهای شعاری شود. قرآن کریم افق پایانی این حرکت را وعده الهی به مستضعفان می‌داند و می‌فرماید: «وَنُرِیدُ أَنْ نَمُنَّ عَلَی الَّذِینَ اسْتُضْعِفُوا فِی الْأَرْضِ وَنَجْعَلَهُمْ أَئِمَّةً وَنَجْعَلَهُمُ الْوَارِثِینَ» (ما اراده کرده‌ایم بر مستضعفان زمین منت نهیم و آنان را پیشوایان و وارثان زمین گردانیم). تحقق این وعده، نیازمند هوشمندی، بصیرت و تلاشی مستمر برای تبدیل ظرفیت‌های پراکنده جهان اسلام به قدرتی عدالت‌خواه، مستقل و تمدن‌ساز است.

از سلوک علمی و اخلاقی مرحوم آیت‌الله تسخیری در مسیر گفت‌وگو و تقریب، چه خاطرات ماندگاری در ذهن دارید که نشان‌دهنده الگوی عملی ایشان در دفاع از معارف اسلامی باشد؟

در قریب به نیم‌قرن همراهی با مرحوم آیت‌الله تسخیری، سلوک علمی و اخلاقی ایشان همواره الگویی درخشان از گفت‌وگوی حکیمانه را پیش‌روی ما می‌گذارد. دو خاطره از میان فرازهای متعدد زندگی ایشان، به‌خوبی نشان‌دهنده منطق استوار و مسئولیت‌پذیری کم‌نظیرشان در عرصه تقریب است.

خاطره نخست به اجلاسی در بیروت بازمی‌گردد. پیش از آغاز نشست، مدیر جلسه هشدار داد که فضای نخبگانی حاضر ممکن است جلسه را به سمت نقد خصمانه ببرد و پیشنهاد لغو آن را داد. اما آیت‌الله تسخیری با تبسمی آرام فرمودند هدف ایشان در بیش از چهارصد نشست بین‌المللی، دستیابی به حقیقت بوده است، نه پیروزی در جدل‌های متعارف. ایشان در آن جلسه با سخنانی استوار، تصویری جامع و احترام‌آمیز از روابط اسلام و مسیحیت ارائه کردند؛ چنان‌که رئیس وقت دانشگاه کاتولیک لبنان صراحتاً اقرار کرد پس از ۳۰ سال تدریس، با طرحی چنین جامع، محترمانه و در عین حال پایبند به مبانی اعتقادی مواجه نشده بود. این رویکرد دقیقاً تجلی آیه شریف قرآن است که می‌فرماید: «ادْعُ إِلَی سَبِیلِ رَبِّکَ بِالْحِکْمَةِ وَالْمَوْعِظَةِ الْحَسَنَةِ وَجَادِلْهُمْ بِالَّتِی هِیَ أَحْسَنُ» (با حکمت، اندرز نیکو و شیوه‌ای که نیکوتر است، به راه پروردگارت دعوت کن).

خاطره دوم نیز جلوه‌ای از تعهد عمیق ایشان را نشان می‌دهد. در ایامی که تازه عمل جراحی انجام داده و بستری بودند، با وجود شرایط دشوار جسمانی و نیاز به مراقبت‌های ویژه، عازم اجلاس بانک توسعه اسلامی در جاکارتا شدند. دلیل این سفر پر زحمت، احساس مسئولیت برای تبیین درست دیدگاه‌های فقهی مکتب اهل‌بیت(ع) در شورای فقهی آن بانک بود. ایشان حتی پس از سکته مغزی و تحمل سال‌ها محدودیت حرکتی، هرگز اجازه ندادند رنج جسمانی مانع حضور مؤثرشان در عرصه‌های بین‌المللی شود. از نگاه آیت‌الله تسخیری، تقریب مذاهب مجاهدتی علمی و تمدنی به شمار می‌رفت. ایشان اثبات کردند که می‌توان بر اصول اعتقادی خویش استوار ماند و در عین حال، کرامت دیگری را پاس داشت. یاد این بزرگوار و دیگر پیشگامان این مسیر، همچون مرحوم آیت‌الله واعظ‌زاده خراسانی، چراغ راهی برای پاسداری از عزت امت اسلامی خواهد بود.

سیره و منش امام رضا(ع) در گفت‌وگو با پیروان دیگر مذاهب و ادیان، چه درس‌هایی برای تقریب و هم‌زیستی امروز ما دارد؟

عصر امام رضا(ع)، به‌ویژه دوران حضور ایشان در مرو، یکی از پیچیده‌ترین برهه‌های فکری و فرهنگی تاریخ اسلام بود. در آن روزگار، سیاست‌های مأمون عباسی در برگزاری مجالس مناظره از یک‌سو، و گسترش نحله‌های کلامی و ترجمه آثار فلسفی از سوی دیگر، فضای جامعه را به عرصه رویارویی اندیشه‌ها تبدیل کرده بود. در چنین فضایی، امام رضا(ع) الگویی ممتاز از گفت‌وگوی علمی و مواجهه حکیمانه با مخالفان فکری ارائه دادند؛ الگویی که نه بر تحقیر دیگری استوار بود و نه بر چشم‌پوشی از حقیقت، بلکه بر استدلال، انصاف و احترام متقابل تکیه داشت و مصداق کامل این آیه شریف بود که می‌فرماید: «وَلَا تُجَادِلُوا أَهْلَ الْکِتَابِ إِلَّا بِالَّتِی هِیَ أَحْسَنُ» (با اهل کتاب جز به شیوه‌ای که نیکوتر است، مجادله نکنید).

در میراث مناظرات رضوی، دو نمونه برجسته راهنمای مسیر امروز ماست؛ نخست، گفت‌وگو با جاثلیق مسیحی که در آن، حضرت به‌جای ادعاهای یک‌سویه، با هوشمندی از مبانی مورد قبول خود مخاطب برای اثبات حقیقت استفاده کردند. این شیوه نشان می‌دهد گفت‌وگوی اثرگذار، پیش از سخن گفتن، به شناخت دقیق دستگاه فکری مخاطب نیاز دارد. نمونه دوم، مناظره با «عمران صابی» است که در آن، امام(ع) با روی گشاده و سعه‌صدری کم‌نظیر به پرسش‌های بنیادین او پاسخ دادند و مجال طرح اندیشه را تا پایان بحث برایش فراهم ساختند؛ مواجهه‌ای که جلوه‌ای درخشان از پیوند دانش، بردباری و احترام به پرسشگر بود.

این دو الگوی تاریخی درسی بنیادین برای امروز جهان اسلام دارند: تقریب، نه نادیده‌گرفتن تفاوت‌هاست و نه تحمیل عقیده، بلکه هنرِ تبدیل منازعه به گفت‌وگوی علمی و عرضه حکیمانه حقیقت است. سیره رضوی به ما می‌آموزد که می‌توان بر باورهای خویش استوار ماند و در عین حال، با مخالف فکری چنان کریمانه و منصفانه سخن گفت که گفت‌وگو، به‌جای میدان غلبه‌جویی، به فرصتی برای کشف حقیقت، تعالی اندیشه و هم‌زیستی مسالمت‌آمیز تبدیل شود.

برای نسل جوانی که دغدغه وحدت و انسجام اسلامی دارد، چه توصیه‌ها و راهکارهای عملی جهت اثرگذاری در جهان امروز دارید؟

نسل جوان، سازنده امروز و زمینه‌ساز فرداست؛ ازاین‌رو اگر دغدغه وحدت اسلامی دارد، باید این باور را از سطح شعار و احساسات، به عرصه آگاهی، شناخت عمیق و اقدام عملی ارتقا دهد. نخستین گام در این مسیر، خودآگاهی و شناخت بی‌واسطه دیگری است. جوانان باید مذاهب اسلامی را از طریق منابع معتبر خودِ آن مذاهب بشناسند، نه از دریچه شایعات، قضاوت‌های شتاب‌زده یا روایت‌های تفرقه‌افکنانه دشمنان.

ارتباط مستقیم و هوشمندانه در عرصه‌های ملی و بین‌المللی، گام مهم دیگری است. امروز در عصر فناوری‌های نوین و رسانه، جوان متعهد باید به ابزار دانش، یادگیری زبان‌های زنده دنیا و بصیرت رسانه‌ای مجهز شود تا بتواند حقیقت اسلام را با منطق روز بیان کند. در این میان، بهره‌گیری از تجربه گران‌بهای پیشگامان تقریب؛ همچون امام خمینی(ره)، امام شهیدمان آیت الله خامنه‌ای، امام موسی صدر و آیت‌الله محمدعلی تسخیری چراغ راهی بس استوار است؛ چراکه اندیشه این بزرگان، عصاره سال‌ها دانش، گفت‌وگو و مواجهه هوشمندانه با چالش‌هاست.

با این حال، وحدت صرفاً با مطالعه به دست نمی‌آید؛ بلکه نیازمند اقدام عملی است. تشکیل حلقه‌های علمی و مطالعاتی بین‌مذهبی، تولید محتوای فاخر و مستدل در فضای مجازی برای پاسخ به شبهات، و مشارکت در فعالیت‌های مشترک اجتماعی و فرهنگی، از مصادیق عینی این حرکت است. قرآن کریم همه مؤمنان را برادر یکدیگر می‌خواند و می‌فرماید: «إِنَّمَا الْمُؤْمِنُونَ إِخْوَةٌ فَأَصْلِحُوا بَیْنَ أَخَوَیْکُمْ» (در حقیقت مؤمنان با هم برادرند، پس میان برادرانتان صلح و صفا برقرار سازید). تقریب، هرگز به معنای چشم‌پوشی از مبانی اعتقادی یا نادیده گرفتن اختلافات نیست؛ بلکه هنرِ شناخت متقابل، مدیریت خردمندانه تفاوت‌ها و یافتن زمینه‌های هم‌افزایی برای تحقق مصالح عالی امت اسلامی است. اگر نسل جوان ما علم را با بصیرت و آرمان وحدت را با عمل همگام سازد، می‌تواند از میراث گذشتگان پاسداری کرده و افق‌های تازه‌ای پیش روی آینده جهان اسلام بگشاید.