رفت‌وآمد فشرده میانجی‌های قطری میان تهران و واشنگتن، احتمال آغاز مذاکرات مستقیم ایران و آمریکا را تقویت کرده است. هرچند گزارش‌ها از پیشرفت گفت‌و‌گو‌ها حکایت دارند، اما اختلاف بر سر پرونده هسته‌ای، تنگه هرمز و تضمین اجرای تعهدات همچنان می‌تواند دوحه را به نقطه توافق یا آخرین ایستگاه پیش از جنگ دوباره تبدیل کند.

رویداد۲۴| بازگشت میانجی‌های قطری به تهران و گزارش‌ها از پیشرفت مذاکرات غیرمستقیم ایران و آمریکا، بار دیگر احتمال آغاز گفت‌و‌گو‌های مستقیم دو طرف در دوحه را مطرح کرده است؛ مسیری که قرار است با تفاهم‌های اولیه درباره پرونده هسته‌ای، تنگه هرمز و مشوق‌های اقتصادی همراه شود. با این حال، اختلاف بر سر ترتیب اجرای تعهدات، محاصره دریایی ایران و سرنوشت ذخایر اورانیوم غنی‌شده همچنان پابرجاست و هم‌زمان، واشنگتن گزینه نظامی را از روی میز کنار نگذاشته است.

دوحه در آستانه میزبانی مذاکرات مستقیم

روزنامه «العربی الجدید» در گزارش امروز خود از احتمال پیوستن هیئت آمریکایی به مذاکره‌کنندگان ایرانی در دوحه خبر داده است. این گزارش در حالی منتشر شده که تلاش‌های قطر برای جلوگیری از بازگشت جنگ به مرحله‌ای گسترده‌تر شدت گرفته است. این رسانه به نقل از منابع نزدیک به روند میانجی‌گری قطر و پاکستان نوشته است که مذاکرات غیرمستقیم میان تهران و واشنگتن به مرحله‌ای تازه رسیده و احتمال دارد دو طرف پس از توافق بر سر اقدامات اولیه، وارد گفت‌و‌گو‌های مستقیم شوند.

بر اساس این گزارش، تفاهم‌های اولیه قرار است پرونده هسته‌ای ایران، وضعیت کشتیرانی در تنگه هرمز و مشوق‌های مالی برای تهران را دربر بگیرد. همچنین از چین و روسیه به‌عنوان کشور‌های احتمالی ضامن توافق نام برده شده است؛ موضوعی که در صورت تحقق، می‌تواند به یکی از مهم‌ترین تفاوت‌های این روند با مذاکرات پیشین تبدیل شود.

آکسیوس نیز گزارش داده که میانجی‌های قطری در جریان گفت‌و‌گو‌های روز جمعه با کاخ سفید در تماس مستمر بوده‌اند و یک منبع دیپلماتیک از «پیشرفت مثبت» در تلاش برای دستیابی به توافق خبر داده است. تیم مذاکره‌کننده ایرانی نیز بنا بر این گزارش، همراه هیئت قطری به دوحه بازگشته است.

اختلاف اصلی تهران و واشنگتن؛ چه کسی باید قدم اول را بردارد؟

مهم‌ترین مانع در مسیر توافق، اختلاف بر سر ترتیب اجرای تعهدات است. واشنگتن می‌خواهد پرونده هسته‌ای ایران از همان ابتدای مذاکرات در مرکز گفت‌و‌گو‌ها قرار بگیرد و تهران پیش از هرگونه توافق، درباره ذخایر اورانیوم غنی‌شده و دسترسی بازرسان آژانس بین‌المللی انرژی اتمی امتیاز‌هایی بدهد.

در مقابل، جمهوری اسلامی خواهان پایان محاصره دریایی بنادر ایران، رفع محدودیت‌های صادرات نفت و آزادسازی بخشی از دارایی‌های مسدودشده خود است. مقام‌های ایرانی تأکید کرده‌اند که بدون تغییر در سیاست آمریکا، مذاکره درباره پرونده هسته‌ای نمی‌تواند به نتیجه برسد.

رویترز در روز‌های اخیر گزارش داده بود که قطر پیش‌نویس تازه‌ای برای پایان جنگ به تهران ارائه کرده است؛ اما یک مقام ارشد ایرانی آن را مجموعه‌ای از پیشنهاد‌های غیرقابل‌قبول توصیف کرده و گفته بود تهران در موضع هسته‌ای خود انعطاف نشان نخواهد داد.

این اختلاف نشان می‌دهد که مسئله صرفاً بر سر محتوای توافق نیست، بلکه بر سر اعتماد و تضمین اجرای آن نیز هست. ایران پس از تجربه توافق‌های پیشین و بازگشت تحریم‌ها، حاضر نیست بدون دریافت امتیاز‌های ملموس، تعهدات هسته‌ای تازه‌ای بپذیرد. در سوی مقابل، دولت دونالد ترامپ نیز می‌خواهد پیش از کاهش فشار اقتصادی و نظامی، نشانه‌ای روشن از تغییر رفتار تهران دریافت کند.

تنگه هرمز؛ برگ برنده ایران یا نقطه ضعف مذاکرات؟

تنگه هرمز در این مذاکرات نقشی فراتر از یک موضوع فنی درباره کشتیرانی دارد. این گذرگاه حیاتی انرژی، به یکی از اصلی‌ترین ابزار‌های فشار ایران در برابر آمریکا تبدیل شده و هرگونه اختلال در آن، بازار نفت و امنیت اقتصادی کشور‌های منطقه را تحت تأثیر قرار می‌دهد.

پیشنهاد هفت‌روزه ایران برای بازگشایی تنگه هرمز، در صورت رفع محاصره دریایی و توقف محدودیت‌های صادرات نفت، یکی از محور‌های اصلی تلاش‌های دیپلماتیک اخیر بوده است. تهران می‌خواهد ابتدا شرایط اقتصادی و امنیتی خود را بهبود دهد و سپس وارد مذاکرات گسترده‌تر درباره پرونده هسته‌ای شود.

اما واشنگتن این ترتیب را نمی‌پذیرد. از نگاه دولت ترامپ، بازگشایی هرمز بدون حل‌وفصل پرونده هسته‌ای، می‌تواند اهرم فشار آمریکا را تضعیف کند و زمینه را برای ادامه اختلاف‌ها در آینده فراهم سازد.

از سوی دیگر، ادامه تنش در این آبراه برای ایران نیز هزینه‌ساز است. اختلال در صادرات نفت، فشار بر اقتصاد داخلی و خطر گسترش درگیری به زیرساخت‌های منطقه‌ای، نشان می‌دهد که تنگه هرمز هم‌زمان یک ابزار چانه‌زنی و یک نقطه آسیب‌پذیر است. توافقی که بتواند امنیت کشتیرانی را به وضعیت پایدار بازگرداند، برای همه طرف‌ها اهمیت اقتصادی و راهبردی خواهد داشت.

چین و روسیه به‌عنوان ضامن؛ تضمینی برای توافق یا پیچیده‌تر شدن بحران؟

گزارش العربی الجدید درباره احتمال نقش‌آفرینی چین و روسیه به‌عنوان ضامن توافق احتمالی، یکی از بخش‌های قابل‌توجه تحولات تازه است. حضور این دو قدرت می‌تواند از منظر تهران اهمیت ویژه‌ای داشته باشد؛ زیرا ایران به دنبال سازوکاری است که مانع از تکرار تجربه خروج آمریکا از توافق هسته‌ای و بازگشت تحریم‌ها شود.

چین، به‌عنوان یکی از مهم‌ترین خریداران نفت ایران، از ثبات در خلیج فارس و بازگشایی تنگه هرمز سود می‌برد. روسیه نیز در پرونده هسته‌ای ایران سابقه مشارکت دیپلماتیک دارد و تهران پیش‌تر از نقش سازنده مسکو در مذاکرات سخن گفته است.

با این حال، ضمانت سیاسی چین و روسیه به‌تنهایی نمی‌تواند اجرای تعهدات آمریکا را تضمین کند. پرسش اصلی این است که آیا توافق احتمالی، سازوکار مشخصی برای نظارت بر اجرای تعهدات، حل اختلاف و جلوگیری از بازگشت تحریم‌ها خواهد داشت یا خیر. بدون چنین سازوکاری، حضور قدرت‌های دیگر ممکن است بیشتر جنبه سیاسی داشته باشد تا ضمانت عملی.

مذاکره در سایه تهدید؛ ترامپ هنوز گزینه نظامی را کنار نگذاشته است

تحرکات دیپلماتیک اخیر در شرایطی انجام می‌شود که نشانه‌های آمادگی نظامی نیز ادامه دارد. آکسیوس گزارش داده است که فرمانده سنتکام درباره وضعیت محاصره دریایی ایران و احتمال ازسرگیری عملیات نظامی به دونالد ترامپ گزارش داده است. هم‌زمان، مقام‌های آمریکایی از ادامه تلاش برای توافق سخن می‌گویند، اما گزینه حملات تازه همچنان مطرح است.

در تهران نیز نشانه‌ای از اعتماد به پایداری روند دیپلماتیک دیده نمی‌شود. مقام‌های ایرانی از ادامه آمادگی دفاعی و ضرورت حفظ توان بازدارندگی سخن گفته‌اند و دولت نیز خود را برای شرایط متغیر آماده می‌کند.

این وضعیت، مذاکرات دوحه را به آزمونی دشوار تبدیل کرده است: دو طرف باید در حالی درباره توقف جنگ و تعهدات هسته‌ای مذاکره کنند که هنوز به یکدیگر اعتماد ندارند و هر کدام می‌کوشد امتیاز‌های طرف مقابل را پیش از عقب‌نشینی خود دریافت کند.

اگر مذاکرات مستقیم آغاز شود، می‌تواند نخستین گام جدی برای خروج از چرخه جنگ و تهدید باشد؛ اما آغاز گفت‌و‌گو به‌معنای پایان بحران نیست. توافق احتمالی زمانی معنا پیدا می‌کند که از تفاهم‌های اولیه فراتر برود، تضمین‌های اجرایی داشته باشد و بتواند هم‌زمان به سه مسئله اصلی پاسخ دهد: توقف جنگ، رفع فشار اقتصادی و تعیین تکلیف پرونده هسته‌ای ایران.

در غیر این صورت، دوحه نیز ممکن است به یکی دیگر از ایستگاه‌های دیپلماسی تبدیل شود که در آن امید به توافق شکل می‌گیرد، اما اختلاف بر سر شروط و تضمین‌ها، بار دیگر مسیر را به سوی رویارویی نظامی بازمی‌گرداند.