فرقانیسم جدید این بار با مستقیم به سراغ نیروهای مسلح رفته است؛ در این ماجرا چشم‌های بیداری آن‌ها را رصد کرده و بازوی اجرایی، هماهنگی و البته فکری آن را قطع خواهد کرد.

سرویس سیاست مشرق- در روزهای اخیر و در اقدامی عجیب اما قابل تامل یک گروه پرحاشیه و معلوم الحال با اجتماع در مقابل ستاد نیروهای مسلح پرفورمنسی را اجرا کردند که در پازل دشمن تعریف می‌شود.

در این ماجرا این گروه پر حاشیه با دادن شعارهایی خلاف امنیت ملی به تضعیف اقتدار نیروهای مسلح پرداخته‌اند.

درباره پشت‌پرده این گروه می‌توان بحث‌های فراوانی کرده و با بررسی رفتار آن‌ها در اماکن مختلف از جمله در خیابان کشوردوست به نتلایج قابل توجهی رسید اما آن‌چه اهمیت دارد آن بوده که رفتار این کلونی محدود اما رادیکال قرابت بالایی با خواست دشمن دارد، در روزهای گذشته نیز در تبلیغات سرویس اطلاعاتی رژیم صهیونیستی در اپلیکیشن های مختلف مسئله تضعیف امنیتی و نظامی مشهود بوده و برنامه‌ریزی برای تخریب نیروی مسلح عیان است.

نکته قابل توجه آن‌که برخی آشنایان به امورات این گروه بارها به رفتارهای مسخ شده اعضا اشاراتی داشته که حکایت از فرقه‌گونه بودن این اقدامات نیز دارد تا جایی که امکان دیالوگ از بین رفته و بحث منطقی با آن‌ها نیز شکل نمی‌گیرد.

در مورد لیدرهای این گروه نیز اخبار متعددی منتشر شده که حکایت از وابستگی به بیرون را نیز تائید می‌کند، تجربه نیز نشان داده که رفتارهای غیرعادی سیاسی و اجتماعی ریشه‌های میان سرویسی نیز داشته تا جایی که در برخی موارد حتی عناصر بدون پیوست مستقیم برای خط دشمن به صورت رایگان فعال بوده‌اند.

نکته قابل‌توجه آن است که بخش فارسی واحد عملیات روانی موساد باهدف کنترل جمعیتی روی رفتارهای این گروه اثرگذار بوده تا میان عمل و پاسخ بیرونی تناسبی نیز ایجاد کند.

در فهم این ماجرا بیان یک نکته قابل توجه است، رفتارهای رادیکال سیاسی هنگامی به یک تهدید جدی تبدیل می‌شوند که از سوی سرویس‌های اطلاعاتی هدایت، تقویت یا بهره‌برداری شوند.

این فرایند معمولاً با مهندسی اجتماعی و عملیات روانی آغاز می‌شود که در آن سرویس‌ها با سوءاستفاده از نارضایتی‌های واقعی یا ساختگی، زمینه را برای رادیکالیزه کردن افراد و گروه‌ها فراهم می‌کنند. هدف، تبدیل اعتراض مسالمت‌آمیز به خشونت و آشوب سازمان‌یافته است تا از این طریق، ثبات داخلی کشور هدف تضعیف شود.

این هدایت می‌تواند از طریق شبکه‌سازی، آموزش میدانی، جنگ رسانه‌ای و حتی مسلح‌سازی گروه‌های رادیکال صورت گیرد. سرویس‌های اطلاعاتی با استفاده از حساب‌های جعلی، ربات‌های شبکه‌های اجتماعی و اقدامات میدانی کنرتل شده روایت‌های رادیکال را تقویت کرده و شکاف‌های اجتماعی را عمیق‌تر می‌کنند. در چنین شرایطی، پیش‌بینی‌پذیری رفتار کاهش یافته و مرز میان معترض و شورشی مبهم می‌شود.

یکی از مواردی که باعث می‌شود به رفتار این گروه مشکوک شد، واکنش روشن آن‌ها به نیروی مسلح است که در دو جنگ تحمیلی اخیر با سربلندی از میدان بیرون آمده و به تعبیر امام شهید از نظر نظامی پیروز شده است؛ از این رو تحرک برای کاهش روحیه نظامیان بحث قابل پیگیری است.

به عبارتی باوجود روشن بودن ابعاد عملیات وعده صادق متأسفانه در روزهای اخیر شاهد آن هستیم که برخی جریان‌های سیاسی نوظهور که ریشه در انتخابات اخیر داشته و حیات خود را در حضور در قدرت گره‌زده‌اند بابیان ادعاهایی واهی چون ضعف نیروهای مسلح در اجرای عملیات وعده صادق، ناهماهنگی ستادی میان دولت و نیروهای مسلح و تحت فرمان نبودن برخی قوا در تلاش هستند اصل وحدت و انسجام سیاسی را زیر سؤال برده و بابیان برخی شعارهای رادیکال و انتزاعی عملیات وعده صادق را از سطح احصای امنیت ملی به سطح درگیری‌های سیاسی در شبکه‌های اجتماعی و حتی خیابانی بکشانند.

برگزاری تجمع محدود و چند ده نفره روز گذشتهرا نیز باید از همین زاویه نگریسته و تحلیل کرد، درحالی‌که آمریکایی‌ها و رژیم صهیونیستی طرح جدید تضعیف محور مقاومت را روی میز گذاشته و پاسخ به آن نیاز به کاهش تنش‌های داخلی دارد، متأسفانه شاهد آن بودیم که عده‌ای با اغراض سیاسی در لباس جریان تندرو با تحریک احساسات تلاش کردند می‌کنند میدان را به میتینگ سیاسی بدل کرده و متغیر امنیت ملی را تضعیف کنند.

نور انداختن به رفتارهای مشکوک گروهک طوعه در خیابان/ در پشت‌پرده پروژه تضعیف اقتدار نظامی کشور چه کسی قرار دارد؟

تهییج افکار عمومی از سوی متولیان چنین تجمعاتی با انگیزه سیبل کردن اقتدار کشور صورت گرفته آن‌هم درست در روزهایی که غرب و ارتجاع منطقه روی همین برنامه متمرکز هستند. عقل سلیم نیز این اصل را تائید می‌کند که پایداری نظام مقدس جمهوری اسلامی ایران به پایداری اصل مطلقه ولایت‌فقیه رهبری، سپاه، ارتش، دولت و سایر قوا وابسته بوده و باید پای آن ایستاد و جلوتر یا عقب‌تر از آن حرکت نکرد!

به هر روی مجموعه حواشی ایجاد شده از سوی این گروه در خیابان کشور دوست؛ نهادهای حاکمیتی و مقتل شهدای نیروهای مسلح کاملا عیان بوده و عقبه آن‌ها نیز به صورت کامل شناسایی شده است؛ بی شک قبل از آن‌که از دورن طوعه فرقان دیگری بیرون بزند باید دستگاه قضایی برا موتلیان درونی و بیرونی آن برخورد جدی کند.

حافظه تاریخی مردم ایران به خوبی رفتارهای فرقانی را در یاد دارد، جایی که یک گروهک جاهل با تهمت زدن به نیروهای مسلح و چهره‌های ملی، چرک آمیز کردن فضای سیاسی کشور و دست بردن به شیوه‌های ناجوانمردانه مسیر انحرافی ایجاد کرد که در آن امام راحل شجاعانه آن غده را بیرون کشید تا انحراف بر انقلاب چیره نشود، در این ماجرا نیز رد تفکرات جمودی اکبر گودرزی به وضوح قابل مشاهده است.

زنده شدن دوباره فرقانی‌ها زنگ خطری جدی برای آینده انقلاب اسلامی ایران است، فرقان گروهکی بود که منافع قبیله‌ای را فرقه‌ای کرده و با تمسک به آن حریفان را حذف می‌کرد، این بی‌مرامی تا جایی پیش رفت که فرقان در التقاط فکری با جنایتکارانی چون صدام هم‌ردیف شد، رفتار این گروه جدید نیز به شباهت به اسلاف خود نیست، آن‌ها نیز با پیچیده‌ترین روش‌های سیاسی در تلاش هستند تا رقیب را ترور شخصیتی کرده و از صحنه بیرون کنند.

فرقانیسم جدید این بار با مستقیم به سراغ نیروهای مسلح رفته است؛ در این ماجرا چشم‌های بیداری آن‌ها را رصد کرده و بازوی اجرایی، هماهنگی و البته فکری را قطع خواهد کرد.