کشف منابع سنگآهن در کنار در اختیار داشتن دومین منابع گازی جهان باعث شد طرح جامع فولاد کشور برای تولید 55 میلیون تن فولاد خام در سال 1404 در دستور کار قرار بگیرد. از دید طراحان این طرح هر آنچه برای دستیابی به این هدف لازم بود در اختیار هست و در این چشمانداز، ایران در کنار تامین نیاز داخلی، میتواند سهم صادراتی را هم افزایش دهد. اما بهدلیل عدم توجه به توسعه بخشهای موازی با این هدفگذاری ازجمله توسعه صنعت گاز کشور، صنعت فولاد از زمستان سال 1396 با چالش تامین انرژی مواجه شد و در پاییز سال 1405 و یک سال پس از عبور از چشمانداز سال 1404، بحران انرژی به چالش اصلی در این صنعت تبدیل شد که به گفته فعالان این بخش، صنعت فولاد را به صنعت فصلی تبدیل کرده است.
کمبود انرژی چگونه آینده صنعت فولاد ایران را تغییر میدهد؟
کتایون ملکی*
کشف منابع سنگآهن در کنار در اختیار داشتن دومین منابع گازی جهان باعث شد طرح جامع فولاد کشور برای تولید ۵۵ میلیون تن فولاد خام در سال ۱۴۰۴ در دستور کار قرار بگیرد. از دید طراحان این طرح هر آنچه برای دستیابی به این هدف لازم بود در اختیار هست و در این چشمانداز، ایران در کنار تامین نیاز داخلی، میتواند سهم صادراتی را هم افزایش دهد. اما بهدلیل عدم توجه به توسعه بخشهای موازی با این هدفگذاری ازجمله توسعه صنعت گاز کشور، صنعت فولاد از زمستان سال ۱۳۹۶ با چالش تامین انرژی مواجه شد و در پاییز سال ۱۴۰۵ و یک سال پس از عبور از چشمانداز سال ۱۴۰۴، بحران انرژی به چالش اصلی در این صنعت تبدیل شد که به گفته فعالان این بخش، صنعت فولاد را به صنعت فصلی تبدیل کرده است.
صنعت فولاد ایران با تناقض ساختاری روبهرو است؛ کشور طی دو دهه گذشته، ظرفیت تولید فولاد خود را توسعه داده و به یکی از تولیدکنندگان مهم جهان تبدیل شده است، اما کمبود انرژی، اختلال در تامین مواد اولیه، محدودیتهای تجاری و ناهماهنگی میان توسعه ظرفیت و زیرساختها، مانع بهرهبرداری پایدار از این ظرفیت شدهاند. در چنین شرایطی، مسئله صنعت فولاد تنها افزایش تولید نیست. براساس دادههای انجمن جهانی فولاد، ایران در سال ۲۰۲۵ با تولید حدود ۳۲ میلیون تن فولاد خام، دهمین تولیدکننده بزرگ فولاد جهان بود. بااینحال، چشمانداز بازار جهانی فولاد همچنان با محدودیت تقاضا روبهرو است. انجمن جهانی فولاد در گزارش اکتبر سال ۲۰۲۶ خود پیشبینی کرد تقاضای جهانی در این سال تقریباً بدون تغییر و در سطح ۷۲۲/۱ میلیارد تن باقی بماند. هرچند انتظار میرود در سال ۲۰۲۷ با رشد ۷/۱درصدی به حدود ۷۵۲/۱ میلیارد تن برسد. این وضع نشان میدهد که توسعه صنعت فولاد را نمیتوان فقط با افزایش ظرفیت اسمی یا ساخت واحدهای جدید سنجید، هرچند حملات صورتگرفته به بخش انرژی و همچنین دو فولادساز بزرگ کشور هم مزید بر علت شد. در بازاری که تقاضا بهکندی رشد میکند و هزینههای انرژی و تجارت زیر فشار قرار دارند، مزیت رقابتی بیش از هر چیز به بهرهوری، پایداری تولید، کیفیت محصول و دسترسی به بازار وابسته است.
هرچند ناترازی صنعت فولاد بهطور معمول با محدودیت برق در تابستان و افت فشار یا قطع گاز در زمستان شناخته میشود، اما این مسئله ابعادی گسترده دارد. از یکسو، ظرفیت تولید فولاد و محصولات میانی توسعه یافته است. در سوی دیگر، زیرساخت انرژی، حملونقل، تامین مالی و بازار فروش با همان سرعت رشد نکردهاند. نتیجه این بوده که فاصله میان ظرفیت اسمی، تولید واقعی و درآمد قابل تحقق است. بهرام سبحانی، رئیس انجمن تولیدکنندگان فولاد ایران، اعلام کرد که محدودیتهای برق از ابتدای سال ۱۴۰۵، میزان برق دریافتی برخی واحدهای فولادی را تا ۸۵ درصد کاهش داده است. به گفته او، صنعت فولاد حدود سه هزار مگاوات ظرفیت برق خودتامینی دارد. برخی واحدها برای جلوگیری از توقف تولید ناچار به خرید برق از بورس انرژی شدهاند. قیمت برق در این بازار نیز، پس از افزایش تا حدود ۲۰ هزار تومان به ازای هر کیلوواتساعت، به محدوده ۸ تا ۹ هزار تومان کاهش یافت. این ارقام دو مسئله را آشکار میکنند.
یکی از نشانههای ناهماهنگی سیاستگذاری، فاصله میان تصمیمهای اعلامشده و اجرای آنهاست. انجمن تولیدکنندگان فولاد ایران در نامهای به رئیسجمهور از تداوم محدودیت شدید برق در مهرماه امسال انتقاد کرد و خواستار رفع محدودیتها، تعیین جدول زمانی روشن برای تامین برق و امکان جبران تولید ازدسترفته شد. درنتیجه، سیاستگذاری موثر باید از تصمیمهای اضطراری و کوتاهمدت به سمت قراردادهای قابل اتکای تامین انرژی حرکت کند. این تغییر بهمعنای اولویت نامحدود فولاد در مصرف برق نیست، بلکه بهمعنای اعلام قواعد شفاف، زمانبندی مشخص محدودیتها و طراحی سازوکاری است که هزینه اختلالهای ناگهانی را تا حد امکان کاهش دهد.
چالش دوم، ناهماهنگی میان توسعه ظرفیت فولاد و توان تامین زیرساخت است. براساس گزارش موسسه گلوبال انرژی مانیتور (۲۰۲۶)، ظرفیت عملیاتی صنعت فولاد ایران از ۵۰ میلیون تن در سال فراتر رفته است؛ درحالیکه تولید سالانه فولاد خام در سال ۲۰۲۵ حدود ۳۲ میلیون تن بود. نمیتوان تمام این فاصله را به ناترازی انرژی نسبت داد. شرایط بازار، تعمیرات، محدودیت سرمایه در گردش، دسترسی به مواد اولیه، وضع صادرات و توقف یا آسیب دیدن تجهیزات نیز بر تولید اثر میگذارند. بهویژه در سال ۲۰۲۶، گزارشهایی از آسیب به زیرساختهای صنعتی و فولادی ایران در جریان جنگ منتشر شد. عاملی که باید در تحلیل عملکرد امسال جداگانه در نظر گرفته شود.
از این منظر، سیاست صنعتی باید از هدفگذاری صرف برای افزایش ظرفیت فاصله بگیرد و معیارهای دقیق تعریف کند (میزان بهرهبرداری از ظرفیت، هزینه تولید هر تن، مصرف انرژی به ازای محصول، سهم محصولات با ارزش افزوده بالاتر و میزان پایداری تامین خوراک). احداث واحد جدید زمانی توجیه دارد که منابع انرژی، مواد اولیه، زیرساخت حملونقل و بازار فروش آن نیز مشخص شده باشد. ناترازی صنعت فولاد ایران حاصل برهمکنش چند عامل کمبود و بیثباتی انرژی، فاصله ظرفیت اسمی و تولید واقعی، ضعف هماهنگی در زنجیره تامین، محدودیتهای مالی و تجاری و در شرایط کنونی، پیامدهای جنگ بر زیرساختهاست. سیاستگذاری موثر باید سه هدف تامین قابل پیشبینی انرژی، تخصیص سرمایه براساس بهرهوری و تقویت بازار فروش محصولات نهایی را همزمان دنبال کند. انتشار منظم دادههای تولید ازدسترفته، هزینه محدودیت انرژی و میزان بهرهبرداری از ظرفیت میتواند ارزیابی عملکرد سیاستها را ممکن کند.
* روزنامهنگار
