ترامپ جنگ با ایران را با شعار امنیت ملی توجیه میکند اما صورتحساب آن روی میز خانوادههای آمریکایی قرار میگیرد. بنزین گران، هزینههای فزاینده و چشمانداز مبهم پایان جنگ،وعدههای او را به چالشی برای جمهوریخواهان در آستانه انتخابات تبدیل کرده است.
جنگ با ایران از میدان نبرد به سبد خرید آمریکاییها رسیده است؛ گازوییل و بنزین گرانتر، هزینههای فزاینده و چشمانداز مبهم پایان درگیری، وعدههای اقتصادی ترامپ را زیر سؤال برده و جمهوریخواهان را در آستانه انتخابات میاندورهای در موقعیتی دشوار قرار داده است.
جنگی که هزینهاش به خانهها رسیده است
افزایش قیمتها به یکی از مهمترین پیامدهای داخلی جنگ آمریکا با ایران تبدیل شده است. طبق آمار منتشرشده در ۱۴ اکتبر، تورم سالانه به ۳.۷ درصد رسید و جهش ۹.۱ درصدی قیمت بنزین بیش از نیمی از افزایش ماهانه قیمتها در سپتامبر را رقم زد. میانگین قیمت بنزین نیز در این ماه به ۴.۴۸ دلار در هر گالن رسید؛ حدود ۱.۲۷ دلار بیشتر از سال گذشته.
دونالد ترامپ این افزایش را بهایی ناچیز برای دستاوردهای جنگ دانسته و حتی افزایش بیشتر قیمتها را قابلقبول توصیف کرده است اما برای خانوادههایی که با هزینه اجاره، مواد غذایی و رفتوآمد دستوپنجه نرم میکنند، این استدلال چندان قانعکننده نیست. افزایش قیمت سوخت به هزینه حملونقل، کشاورزی و توزیع کالا نیز منتقل میشود و فشار مضاعفی بر مصرفکنندگان و کسبوکارهای کوچک وارد میکند.
وعده «اول آمریکا» زیر فشار جنگ
تناقض اصلی برای جمهوریخواهان آن است که جنبش «اول آمریکا» با وعده کاهش هزینههای زندگی و پایاندادن به درگیریهای خارجی پرهزینه قدرت گرفت، اما اکنون باید از جنگی دفاع کند که فشار اقتصادی بر رأیدهندگان را تشدید کرده است.
نظرسنجیها ابعاد این چالش را نشان میدهند؛ ۶۹ درصد آمریکاییها معتقدند جنگ با ایران ارزش جنگیدن نداشته و تنها ۲۸ درصد از عملکرد ترامپ در مدیریت این پرونده حمایت میکنند. همچنین، ۷۸ درصد پاسخدهندگان گفتهاند سیاستهای کاخ سفید دستکم تا حدی در افزایش قیمتها نقش داشته است. بااینحال، ۶۷ درصد جمهوریخواهان همچنان عوامل خارج از کنترل ترامپ را مسئول اصلی گرانی میدانند؛ موضوعی که نشان میدهد نارضایتی اقتصادی الزاماً به کاهش حمایت انتخاباتی از حزب جمهوریخواه منجر نمیشود.
فاصلهگیری انتخاباتی؛ فراتر از تغییر لحن؟
برخی نامزدهای جمهوریخواه تلاش کردهاند خود را از جنگ فاصله دهند. «مایک راجرز» در میشیگان خواستار پایان سریع درگیریها شده و «اشلی هینسون» در آیووا گفته است مردم نباید هزینه جنگ را در جایگاههای سوخت و هنگام خرید کالا بپردازند. در ۴۱ مورد از ۶۲ رقابت انتخاباتی نزدیک برای کرسیهای کنگره نیز نامزدهای جمهوریخواه دستکم در یک موضوع با ترامپ مخالفت کرده یا پیوند خود با او را کمرنگ کردهاند؛ جنگ ایران در ۱۲ مورد از این رقابتها مطرح بوده است.
اما تغییر لحن با تغییر سیاست تفاوت دارد. «هینسون» ۶ بار به طرحهای محدودکردن اختیار ترامپ برای ادامه جنگ رأی منفی داده بود. بنابراین، پرسش اصلی این است که آیا مخالفان افزایش هزینههای جنگ حاضرند از اختیارات کنگره برای محدودکردن آن استفاده کنند یا انتقادهایشان صرفاً بخشی از تاکتیک انتخاباتی است.
کنگره باید درباره پایان جنگ پاسخ دهد
دفاع از امنیت ملی ممکن است هزینههایی به همراه داشته باشد، اما دولت باید هدف جنگ، معیار دستیابی به آن و شرایط پایان عملیات را روشن کند. بدون این پاسخها، فداکاری اقتصادی به تعهدی نامحدود تبدیل میشود که شهروندان باید بدون چشماندازی مشخص تحمل کنند.
انتخابات میاندورهای سوم نوامبر آزمونی برای سنجش فاصله میان وعدههای انتخاباتی و عملکرد واقعی جمهوریخواهان خواهد بود. مسئله فقط گرانی بنزین نیست؛ بلکه مسئولیتپذیری دولت در قبال جنگی است که هزینههای آن به زندگی روزمره منتقل شده است. اگر جمهوریخواهان خواهان کاهش فشار اقتصادی هستند، باید توضیح دهند چگونه میخواهند با جنگی که این فشار را تشدید میکند برخورد کنند. در غیر این صورت، رأیدهندگان ممکن است خشم خود را در صندوقها نشان دهند، بیآنکه سازوکاری مؤثر برای تغییر تصمیمهای جنگی دولت در اختیار داشته باشند.
