هوش مصنوعی چگونه تولید فولاد سبز را متحول می‌کند؟

آزاده چیذری*

اهداف جهانی دستیابی به خنثی‌سازی کربن و شتاب‌گیری روند دیجیتالی‌سازی، در حال بازتعریف چشم‌انداز تولید فولاد هستند و گذار این صنعت به‌سوی فرآیندهای کم‌کربن و داده‌محور را سرعت می‌بخشند. هوش مصنوعی با بهره‌گیری از مجموعه‌ داده‌های گسترده و متنوع صنعتی، مسیری جدید برای عبور از روش‌های مبتنی‌بر تجربه و رویکردهای صرفاً مکانیکی در متالورژی فراهم می‌کند.

تولید فولاد به‌دلیل مصرف بالای انرژی، استفاده گسترده از زغال ‌سنگ و سوخت‌های فسیلی در روش‌های سنتی تولید و انتشار قابل‌ توجه دی‌اکسید کربن، یکی از منابع مهم انتشار گازهای گلخانه‌ای به‌شمار می‌رود. برآوردهای بین‌المللی نشان می‌دهند که صنعت آهن و فولاد حدود ۷ تا ۹ درصد از انتشار جهانی دی‌اکسید کربن مرتبط با انرژی و فرآیندهای صنعتی را به خود اختصاص می‌دهد. در چنین شرایطی، تولید فولاد سبز به‌عنوان یکی از مسیرهای اصلی کاهش انتشار کربن، افزایش بهره‌وری منابع و حرکت به ‌سوی اقتصاد کم‌کربن مطرح شده است. فولاد سبز به فولادی گفته می‌شود که در چرخه تولید آن، انتشار گازهای گلخانه‌ای به ‌طور قابل‌ توجهی کاهش یافته باشد. دستیابی به این هدف تنها از طریق تغییر سوخت یا جایگزینی فناوری‌های تولید امکان‌پذیر نیست؛ بلکه به تحول دیجیتال، استفاده از هوش مصنوعی، مدیریت هوشمند انرژی، تحلیل داده‌ها و یکپارچه‌سازی زنجیره تامین نیز نیاز دارد. انقلاب صنعتی چهارم با محوریت اتصال هوشمند ماشین‌آلات، اینترنت اشیا، کلان‌داده، رایانش ابری و هوش مصنوعی، زمینه دیجیتالی‌سازی صنعت فولاد را فراهم کرده است. در ادامه، انقلاب صنعتی پنجم با تاکید بر همکاری انسان و ماشین، پایداری محیط‌ زیستی و تاب‌آوری صنعتی، افق گسترده‌تری برای توسعه فولاد سبز ترسیم می‌کند.

تحول دیجیتال در صنعت فولاد

انقلاب صنعتی چهارم یا صنعت ۴.۰ به مرحله‌ای از تحول صنعتی گفته می‌شود که در آن تجهیزات فیزیکی، سامانه‌های دیجیتال و شبکه‌های ارتباطی به یکدیگر متصل می‌شوند و امکان پایش، تحلیل و بهینه‌سازی هوشمند فرآیندهای تولید را فراهم می‌کنند. در صنعت فولاد، این تحول از استخراج مواد اولیه و آماده‌سازی سنگ‌آهن تا احیا، ذوب، ریخته‌گری، نورد، کنترل کیفیت و توزیع محصول قابل‌ اجراست. یکی از مهم‌ترین فناوری‌های این انقلاب، اینترنت اشیای صنعتی (IIoT) است. با نصب حسگرها بر روی کوره‌ها، موتورهای الکتریکی، تجهیزات انتقال مواد و خطوط نورد، اطلاعاتی مانند دما، فشار، مصرف برق، میزان گاز مصرفی، ارتعاش تجهیزات و ترکیب شیمیایی مواد به ‌صورت پیوسته جمع‌آوری می‌شود. این اطلاعات به مدیران و مهندسان کمک می‌کند تا شرایط واقعی تولید را بهتر بشناسند و از تصمیم‌گیری صرفاً مبتنی‌بر تجربه یا اندازه‌گیری‌های محدود فاصله بگیرند.

برای مثال، پایش دیجیتال مصرف انرژی در کوره‌های ذوب می‌تواند نقاط اتلاف انرژی را شناسایی کند. همچنین، اندازه‌گیری پیوسته دما و شرایط احتراق امکان تنظیم دقیق‌تر تجهیزات را فراهم می‌کند. در نتیجه، مصرف انرژی به ازای هر تن فولاد و میزان انتشار کربن می‌تواند ‌کاهش یابد، به شرط آنکه داده‌ها باکیفیت باشند و اصلاحات عملیاتی به‌درستی اجرا شوند. فناوری مهم دیگر، دوقلوی دیجیتال (Digital Twin) است. دوقلوی دیجیتال، الگویی مجازی از یک تجهیز، خط تولید یا کارخانه است که با استفاده از داده‌های واقعی، وضعیت عملکرد سیستم فیزیکی را بازنمایی می‌کند. در یک کارخانه فولاد، می‌توان از این فناوری برای شبیه‌سازی شرایط کوره، بررسی سناریوهای مختلف مصرف انرژی، پیش‌بینی کیفیت محصول و ارزیابی تاثیر تغییرات عملیاتی بر انتشار کربن استفاده کرد. این قابلیت به مهندسان اجازه می‌دهد پیش از اعمال تغییرات پرهزینه در کارخانه، پیامدهای احتمالی آن‌ را در محیط مجازی بررسی کنند. علاوه‌بر این، کلان‌داده و رایانش ابری امکان تجمیع داده‌های تولید، انرژی، نگهداری و کیفیت را فراهم می‌کند. با تحلیل این داده‌ها، الگوهای پنهان مصرف منابع شناسایی شده و تصمیم‌گیری در سطح کل کارخانه بهبود می‌یابد. برای تحقق چنین مزایایی، اتصال سامانه‌های اطلاعاتی سازمانی به سامانه‌های کنترل صنعتی و رعایت امنیت سایبری نیز ضروری است.

نقش انسان در تولید فولاد سبز

انقلاب صنعتی پنجم یا صنعت ۵.۰، تکمیل‌کننده و ادامه مسیر تحول دیجیتال است. درحالی‌که صنعت ۴.۰ عمدتاً بر هوشمندسازی، اتصال تجهیزات و افزایش بهره‌وری تمرکز دارد، صنعت ۵.۰ سه اصل اساسی را برجسته می‌کند: پایداری محیط‌ زیستی، انسان‌محوری و تاب‌آوری صنعتی. کمیسیون اروپا نیز صنعت ۵.۰ را رویکردی می‌داند که فناوری و نوآوری را در خدمت صنعتی پایدار، انسان‌محور و مقاوم در برابر اختلال‌ها قرار می‌دهد. در صنعت فولاد، انسان‌محوری به‌معنای حذف نقش نیروی انسانی و جایگزینی کامل آن با روبات‌ها نیست؛ بلکه هدف، ایجاد همکاری موثر میان کارکنان، سامانه‌های هوشمند و ماشین‌آلات است. برای مثال، اپراتور کوره می‌تواند با استفاده از واقعیت افزوده، اطلاعات لحظه‌ای تجهیزات و پیشنهادهای سامانه هوش مصنوعی را مشاهده کند و با اتکا به دانش تخصصی خود تصمیم مناسب‌تری بگیرد. همچنین، روبات‌های صنعتی می‌توانند در محیط‌های با دمای بالا، گردوغبار یا خطرات ایمنی فعالیت کنند و مواجهه مستقیم کارکنان با شرایط خطرناک را کاهش دهند.

از نظر محیط ‌زیستی، صنعت ۵.۰ بر این موضوع تاکید دارد که موفقیت کارخانه نباید تنها با میزان تولید یا سود اقتصادی سنجیده شود. شاخص‌هایی مانند انتشار دی‌اکسید کربن به ازای هر تن فولاد، مصرف آب، میزان بازیافت ضایعات، کیفیت محیط کار و تاب‌آوری زنجیره تامین نیز باید در ارزیابی عملکرد کارخانه لحاظ شوند. برای نمونه، کارخانه‌ای که با استفاده از هوش مصنوعی تولید خود را افزایش می‌دهد، اما همزمان مصرف برق تولیدشده از منابع فسیلی را به ‌شدت بالا می‌برد، الزاماً به تولید سبزتر دست نیافته است. بنابراین، در صنعت ۵.۰ باید میان بهره‌وری اقتصادی، مسئولیت اجتماعی و حفاظت از محیط‌ زیست تعادل برقرار شود.

کاربردهای هوش مصنوعی در تولید فولاد سبز

هوش مصنوعی یکی از مهم‌ترین ابزارهای تحقق کارخانه فولاد هوشمند است. این فناوری با تحلیل داده‌های تاریخی و لحظه‌ای، شناسایی الگوها و پیش‌بینی رفتار تجهیزات، می‌تواند فرآیندهای پیچیده تولید را بهینه کند.

۱. بهینه‌سازی مصرف انرژی: الگوریتم‌های یادگیری ماشین می‌توانند داده‌های مربوط به دمای کوره، ترکیب مواد اولیه، زمان ذوب، مصرف برق و شرایط عملیاتی را تحلیل کنند. براساس نتایج تحلیل، امکان پیشنهاد تنظیمات مناسب‌تر برای کاهش مصرف انرژی و افزایش بازده تولید فراهم می‌شود. مثلاً در کوره‌های قوس الکتریکی، پیش‌بینی زمان ذوب و تنظیم مناسب توان الکتریکی می‌تواند به کاهش اتلاف انرژی کمک کند.

۲. نگهداری و تعمیرات پیش‌بینانه: خرابی ناگهانی تجهیزات در کارخانه فولاد می‌تواند موجب توقف تولید، مصرف منابع اضافی و تولید ضایعات شود. هوش مصنوعی با تحلیل ارتعاش، دما، فشار و سابقه خرابی تجهیزات، احتمال وقوع نقص فنی را پیش‌بینی می‌کند. این رویکرد به تعمیر تجهیزات پیش از خرابی جدی و کاهش توقف‌های اضطراری کمک می‌کند.

۳. کنترل کیفیت هوشمند: بینایی ماشین (توانایی سیستم‌های کامپیوتری در تفسیر و درک اطلاعات بصری از دنیای واقعی) و الگوریتم‌های یادگیری عمیق می‌توانند سطح ورق‌های فولادی را بررسی و عیوبی مانند ترک، خراش، حفره و ناهمگونی سطح را شناسایی کنند. تشخیص سریع‌تر عیب‌ها، کاهش تولید محصولات معیوب، کاهش ضایعات و استفاده موثرتر از مواد اولیه را امکان‌پذیر می‌کند.

۴. مدیریت هوشمند انرژی‌های تجدیدپذیر: در کارخانه‌هایی که از انرژی خورشیدی یا بادی استفاده می‌کنند، الگوریتم‌های پیش‌بینی می‌توانند تولید برق تجدیدپذیر و تقاضای انرژی کارخانه را برآورد کنند. سپس می‌توان برنامه تولید، زمان‌بندی عملیات پرمصرف و ذخیره‌سازی انرژی را با شرایط عرضه برق هماهنگ کرد. این راهکار به‌ویژه در کارخانه‌های دارای کوره قوس الکتریکی اهمیت دارد.

۵. کاهش انتشار کربن: سامانه‌های هوشمند می‌توانند داده‌های مصرف سوخت، برق، مواد اولیه و تولید را ترکیب و شدت انتشار کربن را برای خطوط تولید مختلف برآورد کنند. این اطلاعات به مدیران امکان می‌دهد نقاط دارای بیشترین انتشار را شناسایی و اثر اقدامات اصلاحی را ارزیابی کنند. البته برای محاسبه معتبر ردپای کربن، کیفیت داده‌ها، مرزهای محاسباتی و ضرایب انتشار باید مشخص باشند.

دیجیتال‌سازی و فناوری‌های تولید فولاد کم‌کربن

دیجیتال‌سازی به‌تنهایی جایگزین فناوری‌های اصلی کاهش کربن نیست، بلکه اثربخشی آنها را افزایش می‌دهد. ازجمله مسیرهای مهم تولید فولاد کم‌کربن می‌توان به احیای مستقیم سنگ‌آهن با هیدروژن، استفاده از کوره قوس الکتریکی، افزایش مصرف قراضه باکیفیت، استفاده از برق تجدیدپذیر و جذب و ذخیره‌سازی کربن اشاره کرد. آژانس بین‌المللی انرژی این فناوری‌ها و افزایش بهره‌وری مواد را از اجزای مهم مسیر کاهش انتشار در صنعت آهن و فولاد معرفی می‌کند. برای مثال، در فرآیند احیای مستقیم مبتنی‌بر هیدروژن، سامانه‌های هوش مصنوعی می‌توانند شرایط عملیاتی، مصرف هیدروژن، کیفیت مواد اولیه و عملکرد تجهیزات را پایش کنند. همچنین، در کارخانه‌های مبتنی‌بر کوره قوس الکتریکی، الگوریتم‌های هوشمند می‌توانند ترکیب قراضه و آهن اسفنجی، مصرف برق و برنامه تولید را بهینه کنند. بااین‌حال، میزان واقعی کاهش انتشار به عواملی مانند منبع تولید هیدروژن، شدت کربن برق مصرفی، کیفیت قراضه و فناوری مورد استفاده بستگی دارد. بنابراین، سبز بودن فولاد باید با ارزیابی کمی و معتبر چرخه عمر یا دست‌کم با محاسبه شفاف انتشار در محدوده تعریف‌شده سنجیده شود.

فرصت‌های دیجیتالی‌سازی در ایران

ایران به‌دلیل برخورداری از منابع گاز طبیعی، ظرفیت تولید آهن اسفنجی و توسعه صنعت فولاد مبتنی‌بر احیای مستقیم، فرصت‌هایی برای حرکت به سمت تولید فولاد کم‌کربن دارد. بااین‌حال، تحقق این هدف مستلزم توجه همزمان به بهره‌وری انرژی، تامین برق پاک، مدیریت آب، نوسازی تجهیزات و توسعه زیرساخت‌های دیجیتال است. در کارخانه‌های فولاد ایران، پیاده‌سازی سامانه‌های پایش هوشمند انرژی، تعمیرات پیش‌بینانه، کنترل کیفیت مبتنی‌بر هوش مصنوعی و دوقلوهای دیجیتال می‌تواند گام نخست تحول باشد. برای نمونه، یک کارخانه می‌تواند با نصب حسگرهای هوشمند روی کوره‌ها و تجهیزات نورد، داده‌های مصرف انرژی و عملکرد ماشین‌آلات را جمع‌آوری کند و سپس از الگوریتم‌های هوش مصنوعی برای شناسایی نقاط اتلاف انرژی بهره ببرد. همچنین، اتصال سامانه‌های تولید به سامانه‌های مدیریت انرژی و انتشار کربن می‌تواند به تهیه گزارش‌های دقیق‌تر زیست‌محیطی کمک کند. در مرحله بعد، می‌توان این زیرساخت را برای مدیریت هوشمند انرژی خورشیدی، بهینه‌سازی مصرف هیدروژن و ارزیابی عملکرد فرآیندهای کم‌کربن توسعه داد. البته نباید میان فرصت‌های فناورانه و دستاوردهای اثبات‌شده تفاوت را نادیده گرفت. وجود ظرفیت تولید آهن اسفنجی یا استفاده از نرم‌افزارهای صنعتی، به‌تنهایی به‌معنای استقرار کامل صنعت ۴.۰ یا تحقق تولید فولاد سبز نیست. ارزیابی هر کارخانه ایرانی باید براساس اطلاعات معتبر درباره فناوری‌های نصب‌شده، میزان بهره عملیاتی، مصرف انرژی و انتشار واقعی انجام شود.

چالش‌ها و راهکارهای اجرایی

مهم‌ترین موانع توسعه فولاد سبز هوشمند عبارت‌اند از: هزینه سرمایه‌گذاری اولیه، کمبود داده‌های یکپارچه، دشواری اتصال تجهیزات قدیمی به سامانه‌های جدید، محدودیت دسترسی به برخی فناوری‌ها، تهدیدهای امنیت سایبری و کمبود نیروی متخصص در حوزه‌های هوش مصنوعی و متالورژی. برای غلبه بر این موانع، پیشنهاد می‌شود کارخانه‌ها ابتدا پروژه‌های آزمایشی مشخصی را اجرا کنند؛ برای مثال، بهینه‌سازی مصرف انرژی یک کوره یا پیش‌بینی خرابی یک تجهیز حیاتی. سپس، براساس نتایج اندازه‌گیری‌شده، پروژه‌های موفق را به سایر بخش‌ها گسترش دهند. در مجموع، دیجیتال‌سازی، انقلاب صنعتی چهارم، انقلاب صنعتی پنجم و هوش مصنوعی چهار مفهوم مرتبط و اثرگذار در آینده صنعت فولاد هستند. صنعت ۴.۰ زیرساخت لازم را برای جمع‌آوری داده‌ها، اتصال تجهیزات و هوشمندسازی فرآیندها فراهم می‌کند؛ صنعت ۵.۰ این قابلیت‌ها را در چهارچوب پایداری محیط‌ زیستی، انسان‌محوری و تاب‌آوری توسعه می‌دهد؛ و هوش مصنوعی با تحلیل داده‌ها، پیش‌بینی و بهینه‌سازی، ابزار عملیاتی مهمی برای تحقق این اهداف است. بااین‌حال، فولاد سبز زمانی محقق می‌شود که فناوری دیجیتال با تغییرات واقعی در فرآیند تولید، استفاده موثر از انرژی پاک، کاهش مصرف منابع و کاهش قابل ‌اندازه‌گیری انتشار کربن همراه باشد. برای ایران نیز ترکیب ظرفیت تولید آهن اسفنجی با مدیریت هوشمند انرژی، هوش مصنوعی و توسعه برق تجدیدپذیر می‌تواند مسیر مهمی برای ارتقای رقابت‌پذیری صنعت فولاد و کاهش اثرات زیست‌محیطی آن ایجاد کند.

* روزنامه‌نگار