تأکید رهبر معظم انقلاب بر ضرورت پایان دادن به وضعیت «نه جنگ، نه صلح» در دیدار اخیر با دبیر شورای ‌عالی امنیت ملی، برداشت‌های متفاوتی را در محافل تحلیلی و رسانه‌ای برانگیخته که مستلزم نگاهی دوباره به این مفهوم است.
رهبر شهید انقلاب نیز شهریور سال گذشته، سه ماه پس از جنگ ۱۲روزه، در دیدار هیئت دولت چنین تأکیدی را از زاویه دیگری مطرح کرده بودند: «در عالم دیپلماسی حوادثی اتفاق می‌افتد؛ منتظر آن‌ها نمانیم و کارمان را انجام بدهیم... روحیه کار و تلاش را غلبه بدهیم بر حالت نه جنگ، نه صلحی که دشمن می‌خواهد بر ما تحمیل کند. یکی از ضررها و خطرهای کشور همین حالت نه جنگ، نه صلح است». وضعیت «نه جنگ، نه صلح» فراتر از تعلیق میان دو وضعیت، ممکن است به فرسایشی‌ترین شکل جنگ تبدیل شود. وضعیتی که تهدید دشمن همچنان پابرجاست و کشور زیر سایه تهدید جنگ و تجاوزات پراکنده، هزینه‌های تهدید و محاصره را در اقتصاد و امنیت روانی مردم می‌پردازد، دورنمای آینده همچنان مبهم است و ظاهر آرام میدان، رفته‌رفته همه چیز را مهیای غافلگیری می‌کند.
تعویق چندباره انتخابات شوراها، تزلزل در برنامه‌های مدارس و عدم قطعیت در زندگی مردم، تنها بخشی از پیامدهای این وضعیت است. طبیعی‌ است که در چنین تعلیقی، تصمیمات سیاسی، اقتصادی و اجتماعی هم در معرض تعلیق قرار بگیرند و مسائل جدیدی را به مسائل انباشته ‌شده قبلی اضافه کنند. مرور زمان حتی ممکن است اثر ابزارهایی مثل تنگه هرمز را کاهش دهد و افزایش حلقه محاصره، تاب‌آوری اقتصادی و اجتماعی را به چالش بکشد.این در حالی است که دشمنان ما با وجود همه ضرباتی که در جنگ متحمل شده‌اند، چنین وضعیتی را کمتر تجربه می‌کنند. آمریکا از میدان اصلی جنگ فاصله دارد و رژیم صهیونیستی نیز همزمان با تهدیدهای مکرر به تجاوزات گسترده‌تر، در تلاش برای بازگشت به زندگی عادی بوده و به‌تازگی مهم‌ترین انتخاباتش را برگزار کرده است؛ دشمنی که هم امکان شروع جنگ را برای خود محفوظ نگه داشته و هم هزینه‌های تعلیق جنگ و صلح را به ما تحمیل می‌کند!شکی نیست که عداوت دشمنان عامل شکل‌گیری این وضعیت است؛ اما آنچه در مقام راهکار اهمیت دارد، متغیرهایی است که در اختیار ماست. چه‌بسا روزمرگی‌ها و ملاحظات سیاسی به تداوم این تعلیق کمک کند. تصمیم نگرفتن در چنین شرایطی بی‌هزینه نیست؛ همان ‌قدر که اقدام نادرست هزینه دارد، خلأ تصمیم‌گیری و فقدان ابتکار عمل هم می‌تواند فرصت‌های راهبردی را از بین ببرد.اما کشوری که قرار است در برابر فشارهای خارجی مقاومت کند، نمی‌تواند همه ظرفیت‌های خود را در انتظار تصمیم دشمن معطل بگذارد و آینده جنگ و صلح را به دست تقدیر بسپارد. باید با ابتکار عمل و اقدامات قاطع، برای پایان وضعیت «نه جنگ، نه صلح» تلاش کرد. روشن است که پایان این وضعیت در جریان این جنگ وجودی، با مذاکره از موضع پایین و امتیازدهی یا تسلیم و خواهش از دشمن برای توقف تهدیدها و ایجاد وقفه در درگیری‌ها صرفاً حاصل نمی‌شود. فرایندهایی که بدون حل مسئله، فقط به دنبال خرید زمان و تعویق بحران هستند و با امیدواری دشمن به تهدیدپذیری بیشتر، سایه فشار و جنگ را همچنان بر سر کشور نگاه می‌دارند و هر مذاکره و صلح ظاهری را زمینه تهاجم بعدی می‌کنند.
این هدف به تعبیر رهبر معظم انقلاب، تنها با پیگیری تأمین حقوق و منافع ملت ایران و جبهه مقاومت میسر خواهد شد. یعنی در صورت تحقق شروط ایران که نتیجه‌اش تنبیه متجاوز و رسمیت یافتن نظم جدید در منطقه، بدون حضور آمریکا خواهد بود؛ نظمی که به تهدیدپذیری کشور پایان می‌دهد و بازدارندگی امنیتی‌اش سایه جنگ را از سر کشور دور خواهد کرد.

خبرنگار: محمد ولایی