همه میان دو راهی توافق و جنگ

هم‌زمانی تحرکات دیپلماتیک واشنگتن، سفر هیئت قطری به تهران و افزایش گمانه‌زنی‌ها درباره احتمال حمله نظامی جدید آمریکا، پرونده ایران و ایالات متحده را وارد مرحله‌ای حساس کرده است.

به گزارش دیروزبان، در شرایطی که کانال‌های ارتباطی دو کشور همچنان فعال‌اند، اختلاف بر سر شروط مذاکرات و ترتیب اجرای تعهدات، چشم‌انداز توافق را مبهم کرده است. اکنون این پرسش مطرح است که آیا تلاش‌های دیپلماتیک می‌تواند مانع بازگشت جنگ شود یا مذاکره صرفا ابزاری برای افزایش فشار بر تهران است؟

تحولات روزهای اخیر نشان می‌دهد که تهران و واشنگتن، با وجود ادامه فضای تقابلی و تهدیدهای نظامی، هنوز مسیر دیپلماسی را به‌طور کامل کنار نگذاشته‌اند. سفر مقام‌های قطری به تهران و گزارش‌ها درباره ارسال نامه‌ای از سوی جی‌دی ونس، معاون رئیس‌جمهور آمریکا، به محسن رضایی، دبیر شورای عالی امنیت ملی ایران، از جمله نشانه‌های تازه فعال بودن کانال‌های ارتباطی دو طرف است.

میانجیگری قطر؛ آخرین تلاش برای بازگشت به میز مذاکره؟

در تازه‌ترین تحول، هیئتی قطری روز جمعه وارد تهران شد تا در چارچوب تلاش‌های میانجیگرانه دوحه، زمینه ازسرگیری مذاکرات ایران و آمریکا را فراهم کند.

قطر طی روزهای گذشته نیز پیام‌ها و پیشنهادهایی میان تهران و واشنگتن ردوبدل کرده بود. بر اساس گزارش‌ها، این تحرکات با هماهنگی آمریکا انجام شده و دوحه پیش‌تر پیش‌نویسی برای پایان دادن به درگیری‌ها در اختیار ایران قرار داده بود؛ پیشنهادی که یک مقام ارشد ایرانی آن را غیرقابل قبول توصیف کرده است.

در همین حال، انتشار گزارش‌هایی درباره نامه جی‌دی ونس به محسن رضایی، ابعاد تازه‌ای به تحولات دیپلماتیک داده است. گفته می‌شود معاون رئیس‌جمهور آمریکا در این نامه خواستار بررسی امکان ازسرگیری مذاکرات و حتی برگزاری دیدار مستقیم با مقام‌های ایرانی شده است.

انتخاب محسن رضایی به‌عنوان مخاطب این پیام نیز قابل توجه است؛ چراکه می‌تواند نشان‌دهنده ارزیابی واشنگتن از جایگاه و ظرفیت او در ساختار تصمیم‌گیری ایران باشد. البته متن کامل نامه منتشر نشده و دونالد ترامپ درباره محتوای آن گفته است که موضوع نامه کمک به تأمین اقلام پزشکی برای ایران بوده است.

اختلاف اصلی؛ اول هسته‌ای یا رفع محاصره؟

با وجود فعال شدن کانال‌های دیپلماتیک، اختلافات بنیادین تهران و واشنگتن همچنان پابرجاست. آمریکا خواهان آن است که پرونده هسته‌ای ایران در ابتدای مذاکرات قرار بگیرد و تهران تعهدات مشخصی درباره برنامه هسته‌ای خود ارائه کند. در مقابل، ایران تأکید دارد که پیش از ورود به مذاکرات هسته‌ای باید درباره رفع محاصره دریایی، کاهش فشار اقتصادی و لغو محدودیت‌های صادرات نفت اقداماتی عملی انجام شود.

این اختلاف بر سر ترتیب اجرای تعهدات، به یکی از مهم‌ترین موانع دستیابی به توافق تبدیل شده است. در چنین شرایطی، قطر می‌تواند نقش مهمی در انتقال پیام‌ها و کاهش سوءتفاهم‌ها ایفا کند؛ اما میان میانجیگری و تضمین اجرای توافق فاصله زیادی وجود دارد.

چماق و هویج؛ مذاکره هم‌زمان با آماده‌باش نظامی

یکی از ویژگی‌های مهم سیاست اخیر واشنگتن، هم‌زمانی پیشنهاد مذاکره با افزایش فشار نظامی است؛ رویکردی که به سیاست «چماق و هویج» شباهت دارد.

از یک سو، مقام‌های آمریکایی از امکان گفت‌وگوی مستقیم سخن می‌گویند و کانال میانجیگری قطر فعال شده است؛ از سوی دیگر، گزارش‌ها حاکی از آن است که پنتاگون گزینه‌های نظامی مختلفی را در اختیار ترامپ قرار داده و احتمال اجرای عملیاتی محدود اما شدید علیه ایران در هفته‌های آینده نیز بررسی شده است.

همچنین گزارش‌هایی درباره تقویت سامانه‌های پدافندی، جابه‌جایی تجهیزات و افزایش آمادگی نظامی آمریکا در منطقه منتشر شده است. البته این تحرکات به‌تنهایی به معنای تصمیم قطعی برای حمله نیست، اما در کنار تهدیدهای سیاسی و اختلافات حل‌نشده، نمی‌توان آنها را نادیده گرفت.

واشنگتن ممکن است با حفظ گزینه نظامی در تلاش باشد تهران را به پذیرش شروط خود نزدیک کند. در مقابل، از نگاه ایران، مذاکره زیر فشار تهدید نظامی، بدون دریافت تضمین‌های معتبر و امتیازات اقتصادی ملموس، می‌تواند به مذاکراتی نابرابر تبدیل شود.

احتمال توافق بیشتر است یا جنگ؟

بر اساس ارزیابی تحلیلی مطرح‌شده در گزارش دنیای اقتصاد، می‌توان وضعیت فعلی را در دو سناریوی تقریبا هم‌وزن خلاصه کرد: ۵۰ درصد احتمال توافق و مهار بحران و ۵۰ درصد احتمال بازگشت به درگیری نظامی.

فعال شدن کانال قطر، نامه منتسب به ونس، احتمال دیدار مستقیم مقام‌های دو کشور و هزینه‌های سنگین جنگ برای طرفین، از عواملی هستند که می‌توانند به نفع دیپلماسی عمل کنند.

در مقابل، اختلاف بر سر شروط مذاکرات، بی‌اعتمادی عمیق میان تهران و واشنگتن، آمادگی‌های نظامی آمریکا و احتمال شکست تلاش‌های میانجیگرانه، همچنان خطر جنگ را زنده نگه داشته‌اند. البته این ارقام برآورد تحلیلی‌اند و نباید آنها را احتمال آماری یا پیش‌بینی قطعی تلقی کرد.

روزهای سرنوشت‌ساز برای تهران و واشنگتن

به نظر می‌رسد روزهای آینده برای تعیین مسیر بحران اهمیت ویژه‌ای داشته باشد. اگر سفر مقام‌های قطری به توافقی درباره چارچوب اولیه مذاکرات منجر شود و دو طرف بتوانند درباره ترتیب اجرای تعهدات به تفاهم برسند، امکان مهار تنش‌ها افزایش خواهد یافت.

اما اگر پیام‌های دیپلماتیک بدون نتیجه عملی باقی بمانند و اختلاف بر سر پرونده هسته‌ای و محاصره دریایی تشدید شود، احتمال بازگشت به رویارویی نظامی بیشتر خواهد شد.

پرسش اصلی این است که ترامپ تا چه اندازه حاضر است از گزینه نظامی به‌عنوان اهرم فشار برای گرفتن امتیاز استفاده کند و آیا دیپلماسی هنوز فرصت کافی برای جلوگیری از دور تازه جنگ در اختیار دارد؟