ای‌کاش مهرداد اخلاقی با این حجم از تجربه، ناچار به پاسخ‌گویی به حواشی جوجه‌سوپرانقلابی‌ها نمی‌شد؛ عجب روزگاری که متخصص باید به مدعیان، توانمندی‌اش را اثبات کند!

به گزارش تابناک، ماجرای جلسه رای اعتماد به مهرداد اخلاقی، بیش از آنکه آزمون صلاحیت یک وزیر باشد، آزمونی برای اخلاق سیاسی و فهم برخی نمایندگان از منافع ملی بود؛ جایی که به‌ جای سنجش توانمندی و برنامه، تجربه چند دهه‌ای یک متخصص به حاشیه رفت و متلک و کنایه جای پرسشگری مسئولانه را گرفت.

واقعاً عجب روزگاری شده است! فردی با دهه‌ها تجربه تخصصی، با کارنامه‌ای غنی و سال‌ها فعالیت در شرایط امنیتی و زندگی در اختفا، حالا باید در برابر کسانی پاسخ‌گو باشد که گویی انقلابی‌گری را با بلندتر حرف زدن، متلک انداختن و جنجال‌آفرینی پشت تریبون اشتباه گرفته‌اند. اگر درباره صلاحیت وزیر پیشنهادی پرسشی وجود دارد، باید مطرح شود؛ اما تحقیر، کنایه و زیر سؤال بردن یک عمر فعالیت تخصصی، همان نظارت مؤثر و انقلابی است؟ کسی که برای پیشبرد منافع کشور ناچار به رعایت ملاحظات امنیتی بوده، چرا باید در معرض این نوع نمایش‌های سیاسی قرار بگیرد؟

یک نماینده می‌گوید وزیر پیشنهادی «رفتار جهادی ندارد»! واقعاً؟ مگر جهادی بودن فقط به ظاهر و شعار و حضور مقابل دوربین خلاصه می‌شود؟ اگر سال‌ها فعالیت تخصصی، کار در شرایط دشوار و مشارکت در پیشبرد توان دفاعی کشور مصداق جهاد نیست، پس دقیقا چه چیزی را باید جهاد نامید؟ دیگری می‌پرسد اخلاقی می‌خواهد با «محور مقاومت» چه کند؟ در حالیکه، سوابق تخصصی و ارتباطات کاری او در حوزه دفاعی در کمیسیون‌ها مطرح شده است. آیا انصاف حکم نمی‌کند پیش از زیر سوال بردن یک فرد، سوابق و مستندات مربوط به او نیز دیده شود؟ نمی‌توان هم از تخصص و توان موشکی کشور سخن گفت و هم متخصصی را که برای چنین حوزه‌ای معرفی شده، با کنایه و اتهام کلی از میدان به در کرد.

طعنه به سن و سال و گفتن اینکه فردی در آستانه ۷۰سالگی «به درد نمی‌خوری»، دیگر چه نسبتی با ارزیابی کارشناسی دارد؟ مگر تجربه با رسیدن به یک عدد از بین می‌رود؟ اگر سن و سال ملاک ناتوانی است، چرا در موقعیت‌های دیگر از تجربه فرماندهان و مدیران باسابقه سخن گفته می‌شود؟ اگر هم ملاک، توانایی جسمی، تخصص، برنامه و عملکرد است، چرا همان معیارهای روشن و قابل سنجش مبنای قضاوت قرار نمی‌گیرند؟ از آن طرف، تمسخر نامه و توصیه‌نامه و بی‌اعتنایی به تأییدیه‌های کمیسیون‌های تخصصی و نهادهای مرتبط نیز پرسش‌برانگیز است. قرار نیست هیچ نامه یا تاییدیه‌ای جای رای و تشخیص نمایندگان را بگیرد؛ اما قرار هم نیست همه مستندات کنار گذاشته شود تا یک نماینده بتواند با چند جمله جنجالی، خود را مدافع‌تر و انقلابی‌تر از دیگران نشان دهد.

  • بیشتر بخوانید:
    اتفاق عجیب در جلسه رأی به وزیر دفاع

از همه عجیب‌تر، ایراد گرفتن از اینکه چرا وزیر پیشنهادی ساعت ۱۴ در محل کار پیدا نمی‌شود و پاسخ او که «سی سال است خانه من محل کار من است»؛ پاسخی که دست‌کم نشان می‌دهد نمی‌توان درباره ماهیت فعالیت‌های امنیتی و تخصصی، صرفا با معیارهای مشاغل عادی قضاوت کرد. یا پرسیدن اینکه چرا موضوع «تنگه هرمز» در برنامه وزارت دفاع نیامده است؛ پرسشی که باید با شناخت دقیق از تقسیم مسئولیت‌ها میان نیروهای عملیاتی، ستاد کل و وزارت دفاع مطرح شود، نه با این پیش‌فرض که هر مسئله راهبردی کشور باید مستقیما در برنامه یک وزارتخانه گنجانده شود. نباید با سوالات نمایشی، متخصص را در موقعیتی قرار داد که ناچار شود درباره جزئیات حساس و بعضا محرمانه توضیح دهد.

و اما سؤال اصلی از سوپر‌انقلابی‌گری اسن است که شما غیر از حاشیه‌سازی، فرسودن سرمایه انسانی کشور و تبدیل اختلاف‌نظرهای کارشناسی به میدان تسویه‌ حساب سیاسی، چه دستاوردی برای ایران داشته‌اید؟ اگر دغدغه‌تان امنیت ملی است، چرا باید فضایی ایجاد کنید که یک متخصص باسابقه به‌ جای ارائه برنامه و استفاده از توانایی‌هایش، ناچار به پاسخ‌گویی به کنایه‌هایی از جنس «رفتار جهادی ندارد»، «به درد نمی‌خوری»، «وجدان کاری ندارد» و «تنگه هرمز چرا در برنامه‌ات نیست» شود؟ نماینده مجلس نه موظف است بی‌ چون‌ و چرا به هر گزینه‌ای رای بدهد و نه باید از پرسشگری دست بکشد؛ اما مسئولیت دارد میان نظارت و تخریب، میان سوال جدی و متلک سیاسی و میان دفاع از منافع ملی و نمایش انقلابی‌گری تفاوت بگذارد.

ای‌ کاش شرایطی ایجاد نمی‌شد که فردی با این حجم از تجربه و مسئولیت، برای پاسخ‌گویی به چنین حواشی‌ای در برابر جوجه‌سوپر‌انقلابی‌ها قرار بگیرد. عجب روزگاری شده است؛ روزگاری که گاهی متخصص باید توانایی‌اش را برای مدعیان اثبات کند و مدعیان، بی‌آنکه پاسخ روشنی درباره حاصل کارنامه خود بدهند، از موضع قاضی درباره دیگران حکم صادر می‌کنند.