تهران- ایرنا- نتایج یک پژوهش درباره نظام نوآوری کشاورزی ایران نشان میدهد که این نظام با وجود برخورداری از سابقهای نزدیک به یک قرن، شبکه گسترده مراکز دانشگاهی و پژوهشی و نیروی انسانی متخصص، همچنان با چالشهایی مانند نبود سیاستگذاری یکپارچه، ضعف ارتباط میان پژوهش و تولید، ناکارآمدی سازوکارهای انتقال فناوری و محدودیت مشارکت بخش خصوصی مواجه است.
به گزارش ایرنا، اسکندر زند؛ استاد پژوهش مؤسسه تحقیقات گیاهپزشکی کشور، سازمان تحقیقات، آموزش و ترویج کشاورزی، جهانفر دانشیان؛ استادپژوهش مؤسسه تحقیقات اصلاح و تهیه نهال و بذر، سازمان تحقیقات، آموزش و ترویج کشاورزی، کامبیز بازرگان؛ دانشیار پژوهش مؤسسه تحقیقات خاک و آب کشور، سازمان تحقیقات، آموزش و ترویج کشاورزی، غلامعلی منتظر؛ استاد مهندسی فناوری اطلاعات دانشگاه تربیت مدرس و سید محمدعلی ابراهیمزاده موسوی؛ استاد گروه علوم و مهندسی صنایع غذایی، پردیس کشاورزی و منابع طبیعی دانشگاه تهران در جدیدترین شماره مجله پژوهشهای راهبردی در علوم کشاورزی و منابع طبیعی که از سوی فرهنگستان علوم جمهوری اسلامی منتشر شد در مقاله خود به بررسی «نظام نوآوری کشاورزی و چالشهای آن در ایران» پرداختهاند.
آنها در پژوهش مشترک خود ضمن بررسی ساختار، کارکردها و چالشهای نظام نوآوری کشاورزی در ایران، بر ضرورت تقویت هماهنگی میان نهادهای پژوهشی، دانشگاهها، دولت، بخش خصوصی و بهرهبرداران کشاورزی تأکید کردهاند.
این پژوهش با مرور روند شکلگیری نظام نوآوری کشاورزی و بررسی نقاط قوت و ضعف آن، راهکارهایی برای ارتقای انتقال فناوری، بهبود سیاستگذاری و افزایش مشارکت بازیگران مختلف این حوزه ارائه میکند.
مقاله «نظام نوآوری کشاورزی و چالشهای آن در ایران»، نظام نوآوری کشاورزی را مجموعهای از بازیگران، نهادها، سیاستها و فرایندهای مرتبط میداند که در تولید، انتقال، انتشار و بهکارگیری دانش و فناوری در بخش کشاورزی نقش دارند.
بر اساس نتایج این پژوهش، عملکرد این نظام تنها به فعالیت مراکز تحقیقاتی و دانشگاهها محدود نیست، بلکه ارتباط میان پژوهشگران، نهادهای آموزشی و ترویجی، تولیدکنندگان نهادهها، شرکتهای دانشبنیان، سرمایهگذاران، سیاستگذاران و کشاورزان نیز در کارآمدی آن نقش دارد.
نویسندگان مقاله، نظام نوآوری کشاورزی را یکی از سازوکارهای مؤثر در افزایش بهرهوری، بهبود کیفیت محصولات، ارتقای درآمد تولیدکنندگان و پاسخگویی به چالشهای محیطزیستی و اقلیمی معرفی کردهاند. در این چارچوب، نوآوری زمانی به نتیجه میرسد که دانش تولیدشده در مراکز علمی و پژوهشی، از مسیرهای مناسب به فناوریها و روشهای قابل استفاده در مزارع و واحدهای تولیدی تبدیل شود.
نوآوری کشاورزی؛ فراتر از تولید دانش
در این مقاله، نوآوری فرایندی نظاممند و چندجانبه معرفی شده است که از تولید دانش آغاز میشود و از طریق پژوهش، توسعه فناوری، آموزش، ترویج و تجاریسازی به مرحله بهرهبرداری میرسد.
بر اساس توضیحات پژوهش، تولید دانش علمی بهتنهایی برای تحقق نوآوری کافی نیست؛ بلکه انتقال دانش به کاربران نهایی و فراهم کردن شرایط استفاده از فناوری نیز اهمیت دارد. به همین دلیل، ارتباط میان دانشگاهها، مراکز تحقیقاتی، دستگاههای اجرایی، بازار و کشاورزان یکی از مؤلفههای اصلی نظام نوآوری کشاورزی محسوب میشود.
پژوهشگران در تشریح این نظام، به نقش نهادهای سیاستگذار، مراکز تأمین منابع مالی، مؤسسات پژوهشی، مراکز آموزش عالی، نهادهای پشتیبان کارآفرینی، مراکز انتقال فناوری و واحدهای تولید کالا و خدمات کشاورزی اشاره کردهاند.
هر یک از این بخشها وظایف متفاوتی بر عهده دارند؛ از تعیین اولویتهای پژوهشی و تأمین منابع مالی گرفته تا تربیت نیروی انسانی متخصص، توسعه فناوریهای جدید، انتقال دانش به بهرهبرداران و فراهم کردن زمینه تجاریسازی دستاوردهای پژوهشی.
بر این اساس، کارآمدی نظام نوآوری به میزان هماهنگی میان این اجزا و توانایی آنها در پاسخگویی به نیازهای واقعی بخش کشاورزی وابسته است.
روند شکلگیری نظام نوآوری کشاورزی
در بخش دیگری از مقاله، روند تاریخی شکلگیری و تحول نظامهای نوآوری کشاورزی در جهان بررسی شده است. بر اساس این بررسی، رویکردهای اولیه بیشتر بر تولید فناوری در مراکز تحقیقاتی و انتقال آن به بخش تولید تأکید داشتند؛ اما با گذشت زمان، اهمیت تعامل میان پژوهشگران، تولیدکنندگان، بازار و نهادهای سیاستگذار افزایش یافت.
در رویکردهای جدیدتر، نوآوری کشاورزی فرایندی تعاملی در نظر گرفته میشود که در آن نیازهای کشاورزان و بازار، جهتگیری پژوهشها و توسعه فناوری را تحت تأثیر قرار میدهد. در این الگو، بهرهبرداران صرفاً دریافتکنندگان فناوری نیستند، بلکه میتوانند در شناسایی مسائل، آزمایش راهکارها و توسعه نوآوری نیز مشارکت داشته باشند.
نویسندگان مقاله با اشاره به تجربه کشورهای مختلف، الگوهای متفاوتی از سازماندهی نظام نوآوری کشاورزی را تشریح کردهاند؛ از الگوهای متکی بر دانشگاهها و شرکتهای خصوصی گرفته تا الگوهای دولتمحور، بازارمحور، شبکهمحور و کشاورزمحور.
این بررسی نشان میدهد که ساختار و شیوه مدیریت نظام نوآوری در کشورها یکسان نیست و عواملی مانند ظرفیت علمی، ساختار اقتصادی، نقش دولت، میزان مشارکت بخش خصوصی و ویژگیهای بخش کشاورزی در شکلگیری این الگوها مؤثرند.
ظرفیتها و چالشهای نظام نوآوری کشاورزی ایران
پژوهشگران در بررسی وضعیت ایران، به سابقه نزدیک به یک قرن فعالیت در حوزه آموزش، پژوهش و ترویج کشاورزی اشاره کردهاند. وجود شبکه گسترده دانشگاهی و پژوهشی، نیروی انسانی متخصص و شمار قابل توجه دانشجویان تحصیلات تکمیلی از جمله ظرفیتهایی است که در این مقاله برای نظام نوآوری کشاورزی کشور برشمرده شده است.
با این حال، نویسندگان معتقدند که برخورداری از این ظرفیتها بهتنهایی برای ایجاد یک نظام نوآوری کارآمد کافی نیست و تحقق این هدف به ارتباط منسجم میان نهادها و بهرهگیری هماهنگ از توانمندیهای موجود نیاز دارد.
در مقاله، نبود نهاد سیاستگذار واحد و هماهنگکننده، ضعف نگاه سیستمی در مدیریت نوآوری، کمبود سازوکارهای مؤثر همکاری میان بازیگران و ضعف شبکههای انتقال فناوری از جمله چالشهای این حوزه معرفی شدهاند.
همچنین محدودیت منابع مالی، وابستگی قابل توجه به منابع دولتی، ضعف مشارکت بخش خصوصی در تولید و انتشار دانش و پایین بودن ظرفیت جذب نوآوری در میان برخی بهرهبرداران، از دیگر مسائل مطرحشده در پژوهش است.
بر اساس یافتههای مقاله، تعدد نهادهای تصمیمگیر و نبود انسجام کافی میان سیاستها میتواند هماهنگی میان پژوهش، آموزش، ترویج، تولید و بازار را دشوار کند. در چنین شرایطی، ممکن است فاصله میان تولید دانش در مراکز پژوهشی و استفاده عملی از نتایج آن در بخش کشاورزی افزایش یابد.
نویسندگان همچنین به موانع نهادی و اقتصادی مانند ضعف زیرساختهای کسبوکار، محدودیت سازوکارهای تأمین مالی، قوانین و مقررات نامناسب و کمبود سازمانهای پشتیبان برای شرکتهای نوآور اشاره کردهاند.
اهمیت انتقال فناوری به کشاورزان
یکی از محورهای اصلی پژوهش، نقش نهادهای انتقال و انتشار فناوری در پیوند دادن مراکز تولید دانش با کاربران نهایی است.
در این مقاله، انتقال فناوری صرفاً به معنای ارائه یک محصول یا ابزار جدید نیست، بلکه فرایندی شامل شناسایی نیازهای بهرهبرداران، آموزش، ترویج، سازگار کردن فناوری با شرایط محلی و ارزیابی نتایج بهکارگیری آن معرفی شده است.
نویسندگان توضیح دادهاند که ساختار بخش کشاورزی ایران از واحدهای بزرگ و فناورمحور تا بهرهبرداران خُرد و خانوادگی را در بر میگیرد. به همین دلیل، نیازها و تواناییهای این گروهها برای دسترسی به دانش، خدمات فنی و فناوریهای جدید یکسان نیست.
بر این اساس، مقاله بر ضرورت طراحی سازوکارهای متناسب با ویژگیهای گروههای مختلف بهرهبرداران تأکید دارد. در این چارچوب، استفاده از ظرفیت شرکتهای خصوصی و دانشبنیان برای ارائه خدمات فناورانه به واحدهای بزرگ و تقویت مراکز خدمات کشاورزی، شبکههای ترویجی و سامانههای مشاوره دیجیتال برای پشتیبانی از بهرهبرداران خرد، از جمله موضوعات مطرحشده در پژوهش است.
همچنین تقویت ارتباط میان مراکز تحقیقاتی و کشاورزان و استفاده از آموزشهای میدانی، شبکههای مزرعهای و روشهای مشارکتی میتواند به شناخت بهتر نیازهای واقعی تولیدکنندگان و تسهیل استفاده از فناوریهای جدید کمک کند.
نقش سیاستگذاری و تأمین مالی
در بخش مربوط به سیاستگذاری، پژوهشگران بر اهمیت هماهنگی میان نهادهای مسئول در حوزه کشاورزی، آموزش عالی، تحقیقات و فناوری تأکید کردهاند.
بر اساس مقاله، سیاستگذاری مؤثر در نظام نوآوری کشاورزی باید بتواند اولویتهای پژوهشی را با نیازهای بخش تولید هماهنگ کند، منابع مالی را به فعالیتهای مؤثر اختصاص دهد و زمینه مشارکت نهادهای دولتی و خصوصی را فراهم سازد.
نویسندگان همچنین به نقش منابع مالی، سرمایهگذاری بخش خصوصی، حمایت از شرکتهای دانشبنیان و ایجاد سازوکارهای مناسب برای توسعه و تجاریسازی فناوری اشاره کردهاند.
از دیدگاه مطرحشده در پژوهش، بهبود کارکرد نظام نوآوری به تعریف روشن مسئولیتها، افزایش هماهنگی میان نهادها، تقویت نظارت و ارزیابی و ایجاد سازوکارهای مؤثر برای همکاری میان بخشهای مختلف نیاز دارد.
در این چارچوب، حمایت از فعالیتهای پژوهشی نباید تنها به تولید مقاله یا دانش محدود بماند، بلکه باید مسیر انتقال یافتهها به فناوریهای کاربردی و استفاده از آنها در زنجیره تولید کشاورزی نیز مورد توجه قرار گیرد.
پیشنهاد تشکیل کنسرسیوم ملی نوآوری کشاورزی
در بخش پایانی مقاله، پژوهشگران با توجه به ظرفیتهای داخلی و تجربههای بینالمللی، تشکیل یک کنسرسیوم ملی نوآوری کشاورزی با رویکرد شبکهمحور و با راهبری دولت و مشارکت کشاورزان را پیشنهاد کردهاند.
بر اساس این پیشنهاد، سازمان تحقیقات، آموزش و ترویج کشاورزی، دانشکدهها و مراکز پژوهشی مرتبط، وزارتخانههای مسئول در حوزه علوم، تحقیقات و فناوری و جهاد کشاورزی میتوانند در قالب ساختاری مشترک، زمینه هماهنگی و همکاری میان اجزای مختلف نظام نوآوری را فراهم کنند.
در این الگو، تأمین بودجه پایه و راهبری کلان بر عهده دولت خواهد بود؛ در عین حال، مشارکت فعال بخش خصوصی، شرکتهای دانشبنیان و تشکلهای کشاورزی برای اجرای فعالیتها و توسعه فناوریها مورد توجه قرار میگیرد.
نویسندگان معتقدند ایجاد چنین ساختاری میتواند به برقراری ارتباط نظاممند میان تولید دانش، انتقال فناوری، بازار، سیاستگذاری و نیازهای بهرهبرداران کمک کند و زمینه تجاریسازی فناوریهای کاربردی و انتقال سریعتر نوآوریها به مزارع را فراهم آورد.
در کنار این پیشنهاد، تقویت نهادهای واسط و غیر دولتی، اصلاح شیوههای حکمرانی، تأمین منابع مالی پایدار، بازنگری در نظام آموزش و ترویج و افزایش توانایی تولیدکنندگان برای جذب و استفاده از فناوریهای جدید نیز از جمله راهکارهای مطرحشده در مقاله است.
جمعبندی یافتههای پژوهش
این مطالعه با بررسی ساختار و کارکردهای نظام نوآوری کشاورزی ایران، بر اهمیت پیوند میان دانش، فناوری، سیاستگذاری و تولید تأکید میکند. بر اساس نتایج ارائهشده، وجود ظرفیتهای علمی و پژوهشی گسترده در کشور زمانی میتواند به توسعه نوآوری در بخش کشاورزی منجر شود که سازوکارهای هماهنگی، تأمین مالی، انتقال فناوری و مشارکت بهرهبرداران نیز بهصورت منسجم عمل کنند.
پژوهشگران در نهایت، تقویت همکاری میان نهادهای دولتی و خصوصی، ایجاد سازوکارهای هماهنگکننده، توسعه شبکههای انتقال فناوری و توجه به نیازهای واقعی کشاورزان را از محورهای اصلی بهبود نظام نوآوری کشاورزی ایران معرفی کردهاند.
لینک مقاله:
https://srj.asnr.ias.ac.ir/article_254832_abc0e76f2393084ade358618ee0b0924.pdf
