خرم‌آباد - ایرنا - کارشناس مسائل سیاسی گفت: ارجاع به تقابل‌های تاریخی ایران و یونان در سخنان مارکو روبیو وزیر امور خارجه آمریکا را باید در چارچوب تلاش برای بازتعریف اختلافات سیاسی به‌عنوان تقابل‌های تمدنی بررسی کرد در حالی که میراث تاریخی ایران ظرفیت ارزشمندی برای دیپلماسی فرهنگی و گفتگوی میان ملت‌هاست.

رضا رضایی روز چهارشنبه در گفتگو با خبرنگار ایرنا ضمن اشاره به سخنان مارکو روبیو وزیر امور خارجه آمریکا در یونان و ارجاع او به تقابل تاریخی ایران باستان و یونان اظهار کرد: یکی از بنیادی ترین چالش‌های روابط بین‌الملل در عصر حاضر تفکیک دولت‌ها به‌عنوان نهادهای سیاسی و اجرایی از ملت‌ها به‌ عنوان هویت‌های تاریخی و تمدنی است که نادیده گرفتن آن می‌تواند اختلافات سیاسی را به تقابل‌های هویتی و غیرقابل‌سازش تبدیل کند.

وی افزود: تئوری برخورد تمدن‌های مطرح‌شده از سوی ساموئل هانتینگتون با وجود نقدهای گسترده‌ای که از سوی اندیشمندان مختلف به آن وارد شده همچنان می‌تواند به ابزاری در دست سیاستمداران برای بازتعریف منازعات سیاسی تبدیل شود چرا که این سیاستمداران می‌دانند انتقال اختلافات از سطح سیاست و منافع ملی به سطح تمدن و هویت، پیامدهای عمیق‌تری برای روابط میان ملت‌ها خواهد داشت.

رضایی با بیان اینکه تقلیل روابط پیچیده ایران و غرب به تقابل تاریخی ایران باستان و یونان نوعی ساده‌سازی خطرناک است ادامه داد: در چنین رویکردی تنوع تاریخی، فرهنگی و فکری جوامع نادیده گرفته می‌شود و به جای آنکه دولت‌ها به‌عنوان بازیگرانی سیاسی با منافع و اختلافات مشخص شناخته شوند هویت تاریخی ملت‌ها در کانون تقابل قرار می‌گیرد.

این کارشناس مسائل سیاسی تصریح کرد: هنگامی که یک ملت به‌واسطه سیاست‌های دولتش به‌عنوان تهدیدی تمدنی معرفی شود امکان گفت‌وگو و تفاهم کاهش می‌یابد و رقیب سیاسی دیگر نه یک طرف مذاکره بلکه تهدیدی برای موجودیت و هویت طرف مقابل تلقی می‌شود که چنین فضایی می‌تواند زمینه‌ساز گسترش ایران‌هراسی و اسلام‌هراسی شود.

روایت تمدنی؛ ابزاری برای مشروعیت‌بخشی به تقابل با ایران

رضایی با اشاره به اهداف راهبردی آمریکا از برجسته‌سازی روایت‌های تاریخی و تمدنی اظهار کرد: استفاده از تاریخ در دیپلماسی می‌تواند با هدف تحکیم اتحادهای منطقه‌ای، بسیج افکار عمومی و مشروعیت‌بخشی به سیاست‌های امنیتی صورت گیرد، هنگامی که یک مقام آمریکایی در آتن بر میراث مشترک تمدنی غرب تاکید می‌کند این روایت می‌تواند در راستای تقویت همگرایی با متحدان اروپایی و ناتو و تعریف ایران به‌عنوان رقیبی فراتر از یک اختلاف سیاسی یا امنیتی به کار گرفته شود.

وی افزود: یکی از کارکردهای چنین روایتی انتقال موضوع تقابل با ایران از مسائل مشخصی مانند برنامه هسته‌ای، تحریم‌ها و نفوذ منطقه‌ای به حوزه هویت و تمدن است و در این چارچوب اختلافات سیاسی به موضوعی هویتی تبدیل می‌شوند که حل‌وفصل آن‌ها دشوارتر خواهد بود.

این کارشناس مسائل سیاسی ادامه داد: چنین رویکردی همچنین می‌تواند توجه افکار عمومی غرب را از پیامدهای سیاست‌های آمریکا از جمله تحریم‌ها و مداخلات منطقه‌ای به سمت ضرورت حفاظت از میراث تمدنی غرب سوق دهد و زمینه توجیه سیاست‌های تقابلی را فراهم کند.

رضایی با اشاره به نظریه برخورد تمدن‌ها گفت: استفاده از این ادبیات را می‌توان نوعی تمدن‌گرایی ابزاری دانست به این معنا که لزوما هدف، آغاز جنگی تمام‌عیار میان تمدن‌ها نیست بلکه مفاهیم تمدنی برای بسیج نیروها، توجیه هزینه‌های امنیتی و شکل‌دهی به برداشت عمومی از رقیب مورد استفاده قرار می‌گیرند.

ادبیات تهدید؛ بازوی دیپلماتیک راهبرد فشار

وی با بیان اینکه ادبیات تهدیدمحور علیه ایران را نباید صرفا در حد لفاظی‌های سیاسی ارزیابی کرد افزود: این ادبیات بخشی از راهبرد فشار و در سه سطح اهداف امنیتی واشنگتن، تاثیرگذاری بر افکار عمومی و بازآرایی روابط منطقه‌ای قابل بررسی است.

رضایی توضیح داد: آمریکا با برجسته‌سازی تهدید ایران می‌تواند زمینه همگرایی امنیتی میان متحدان خود از جمله رژیم صهیونیستی و برخی کشورهای عربی را تقویت کند که این روایت همچنین به توجیه فروش تسلیحات پیشرفته، حفظ پایگاه‌های نظامی در خلیج فارس و استمرار نقش امنیتی آمریکا در منطقه کمک می‌کند.

وی افزود: تکرار تصویر ایران به‌عنوان تهدیدی دائمی می‌تواند در شکل‌دهی به افکار عمومی غرب موثر باشد به‌گونه‌ای که هر تعامل یا مذاکره با تهران به‌اشتباه امتیازدهی به یک طرف غیرقابل‌اعتماد تلقی شود که چنین فضایی حتی می‌تواند هزینه‌های اعتباری و تجاری همکاری شرکت‌های بین‌المللی با ایران را افزایش دهد.

این کارشناس مسائل سیاسی با اشاره به پیامدهای منطقه‌ای این سیاست‌ها بیان کرد: با وجود تلاش آمریکا برای محدود کردن روابط ایران با کشورهای منطقه افزایش، ادبیات تهدید ممکن است نتیجه‌ای متفاوت نیز به دنبال داشته باشد زیرا کشورهای همسایه در ارزیابی منافع بلندمدت خود ناگزیر هستند موقعیت جغرافیایی و همسایگی دائمی با ایران را در نظر بگیرند.

وی ادامه داد: برخی کشورهای منطقه ممکن است تنش‌زدایی و گفت‌وگو با تهران را راهکاری برای کاهش مخاطرات امنیتی بدانند که این موضوع نشان می‌دهد فشار خارجی لزوما به انزوای پایدار یک کشور منجر نمی‌شود و گاهی می‌تواند انگیزه‌های تازه‌ای برای همکاری منطقه‌ای ایجاد کند.

رضایی با اشاره به آثار اقتصادی و دیپلماتیک این روند گفت: سیاست فشار می‌تواند تعاملات بین‌المللی ایران را محدود کند اما محدودسازی روابط خارجی الزاما به تغییر رفتار سیاسی منجر نمی‌شود چرا که هنگامی فشارها از سوی طرف مقابل به‌عنوان بخشی از یک تقابل وجودی درک شوند ممکن است به پافشاری بیشتر بر مواضع موجود و تقویت گرایش به همکاری با قدرت‌های غیرغربی بینجامند.

میراث تمدنی ایران ظرفیت ارزشمندی برای دیپلماسی فرهنگی و گفت‌وگوی میان ملت‌هاست

ایران‌هراسی و نادیده گرفتن هویت تاریخی ملت ایران

رضایی با تاکید بر ضرورت تفکیک هویت تاریخی ایرانیان از اختلافات سیاسی دولت‌ها اظهار کرد: یکی از پیامدهای خطرناک تبدیل اختلافات سیاسی به تقابل تمدنی، شکل‌گیری تصویری یک‌بعدی از ملت‌هاست که در این چارچوب اقدامات یک دولت به تمام جامعه تعمیم داده می شود و دستاوردهای فرهنگی، علمی و انسانی یک ملت در سایه روایت‌های امنیتی قرار می‌گیرد.

وی افزود: ایران‌هراسی از طریق پیوند دادن سیاست‌های دولت ایران با هویت تاریخی و فرهنگی ایرانیان می‌تواند تصویری غیرواقعی از جامعه ایران ارائه دهد همچنین تقابل‌سازی میان غرب دموکراتیک و اسلام ایدئولوژیک ممکن است به معرفی اسلام به‌عنوان دینی ناسازگار با مدرنیته منجر شود که پیامدهای اجتماعی و تبعیض‌آمیزی برای مسلمانان در نقاط مختلف جهان دارد.

این کارشناس مسائل سیاسی تصریح کرد: هنگامی که فرهنگ و تاریخ به ابزار منازعات سیاسی تبدیل می‌شوند ظرفیت میراث مشترک بشری برای ایجاد پل‌های ارتباطی و گسترش تفاهم نیز تضعیف می‌شود در حالی که تاریخ روابط ایران و جهان از تعاملات علمی و فلسفی گرفته تا پیوندهای ادبی و فرهنگی، ظرفیت‌های فراوانی برای گفت‌وگو میان ملت‌ها در اختیار قرار می‌دهد.

میراث تاریخی ایران؛ ظرفیتی برای دیپلماسی فرهنگی

رضایی با تاکید بر اینکه تاریخ و فرهنگ ایران می‌تواند بخشی مهم از ظرفیت قدرت نرم کشور باشد گفت: میراث تاریخی ایران از دوره هخامنشیان و شواهد تاریخی مربوط به شیوه حکمرانی و مواجهه با جوامع گوناگون تا میراث علمی و ادبی تمدن اسلامی ظرفیت قابل‌توجهی برای معرفی ایران به‌عنوان جامعه‌ای برخوردار از پیشینه تمدنی غنی دارد.

وی افزود: این میراث باید به شکلی مستند، دقیق و متناسب با زبان مخاطبان بین‌المللی معرفی شود همچنین تاکید بر تنوع قومی، مذهبی و فرهنگی ایران و معرفی همزیستی تاریخی جوامع مختلف می‌تواند به اصلاح برداشت‌های کلیشه‌ای از جامعه ایرانی کمک کند.

این کارشناس مسائل سیاسی ادامه داد: مفاخر ادبی ایران از سعدی و حافظ تا مولانا در بخش‌های مختلف جهان شناخته شده‌اند و آثار آنان ظرفیت ارزشمندی برای تقویت دیپلماسی فرهنگی به شمار می‌رود همچنین برگزاری همایش‌های علمی و ادبی بین‌المللی، توسعه همکاری‌های دانشگاهی و معرفی تاریخ تعاملات علمی ایران با دیگر تمدن‌ها می‌تواند تصویری انسانی‌تر و واقع‌بینانه‌تر از ایران ارائه دهد.

رضایی با اشاره به پیوندهای تاریخی ایران و یونان اظهار کرد: به جای برجسته‌سازی صرف تقابل‌های تاریخی می‌توان بر تعاملات فکری و فلسفی میان تمدن‌ها تمرکز کرد، نسبت فلسفه اسلامی با فلسفه یونان و نقش انتقال و توسعه میراث اندیشه در جهان اسلام نمونه‌ای از موضوعاتی است که می‌تواند زمینه گفت‌وگوی علمی و فرهنگی را فراهم کند و سهم تمدن ایرانی و اسلامی را در تاریخ اندیشه بشری برجسته سازد.

تقویت رویکرد رسانه‌ای در کنار کرسی‌های ایران شناسی

وی با تاکید بر نقش رسانه‌ها در دیپلماسی عمومی گفت: رسانه‌های ایران برای تاثیرگذاری موثر بر افکار عمومی جهان باید از رویکرد صرفا واکنشی به اخبار و روایت‌های منفی عبور کنند و به سمت روایت‌گری فعال، مستند و حرفه‌ای حرکت کنند.

رضایی افزود: تشکیل سازوکارهای تخصصی برای سیاست‌گذاری دیپلماسی عمومی با مشارکت متخصصان روابط بین‌الملل، مورخان، فیلم‌سازان و تحلیلگران رسانه می‌تواند به تولید محتوای هدفمند کمک کند، به جای تولید انبوه محتوای کم‌اثر لازم است بر پروژه‌هایی تمرکز شود که با بهره‌گیری از اسناد، آمار و شواهد معتبر، ابعاد مختلف تاریخ، فرهنگ و جامعه ایران را برای مخاطبان جهانی توضیح دهند.

وی مستندهای تحلیلی درباره تاریخ روابط ایران با کشورهای جهان، مجموعه‌های تصویری درباره دستاوردهای علمی و فرهنگی با محوریت زندگی اجتماعی و فرهنگی ایرانیان را از جمله ابزارهای موثر در این مسیر دانست و گفت: تصویر کشورها در عرصه بین‌المللی تا حد زیادی تحت تاثیر روایت‌هایی است که از طریق رسانه‌ها و محصولات فرهنگی شکل می‌گیرند بنابراین پاسخ به روایت‌های منفی با شعار امکان‌پذیر نیست و به محتوایی جذاب، حرفه‌ای و قابل‌باور نیاز دارد.

این کارشناس مسائل سیاسی همچنین بر ضرورت حمایت از کرسی‌های ایران‌شناسی در دانشگاه‌های جهان، اعزام هیات‌های علمی و فرهنگی، توسعه همکاری‌های دانشگاهی و میزبانی از رویدادهای بین‌المللی تاکید کرد و افزود: در شرایطی که روابط رسمی دولت‌ها با تنش مواجه است دانشگاهیان، هنرمندان و نخبگان فرهنگی می‌توانند با حفظ استقلال علمی و تمرکز بر اشتراکات انسانی، زمینه‌های ارتباط میان جوامع را تقویت کنند.

همکاری‌های بین‌المللی؛ راهی برای تقویت تصویر ایران

رضایی با اشاره به اهمیت مشارکت در حل مسائل مشترک جهانی اظهار کرد: حضور فعال و شفاف در زمینه‌هایی مانند مقابله با تغییرات اقلیمی، مدیریت بحران‌های بهداشتی، مبارزه با قاچاق مواد مخدر و مقابله با تروریسم می‌تواند به معرفی ایران به‌عنوان بازیگری مسئولیت‌پذیر در عرصه بین‌المللی کمک کند.

وی افزود: تمرکز بر منافع مشترک، همکاری‌های علمی و مسائل فرامرزی زمینه‌ای فراهم می‌کند تا روابط کشورها صرفا بر مبنای اختلافات سیاسی تعریف نشود همچنین تولید ادبیات مشترک میان دانشگاهیان و پژوهشگران کشورهای مختلف می‌تواند به شناخت دقیق‌تر تاریخ و فرهنگ یکدیگر کمک کند.

این کارشناس مسائل سیاسی خاطرنشان کرد: ایران می‌تواند با بهره‌گیری از ظرفیت‌های فرهنگی و تاریخی خود و هم‌زمان با تاکید بر احترام به حقوق بین‌الملل، همکاری علمی و گفت‌وگوی سازنده در جهت اصلاح برداشت‌های نادرست گام بردارد و این مسیر مستلزم آن است که دیپلماسی فرهنگی و عمومی در کنار دیپلماسی رسمی و امنیتی جایگاهی جدی و پایدار داشته باشد.

رضایی تاکید کرد: اختلافات سیاسی برخلاف تقابل‌های هویتی و تمدنی موضوعاتی قابل بررسی، مذاکره و حل‌وفصل هستند، اگر اجازه ندهیم اختلاف میان دولت‌ها به دشمنی میان ملت‌ها و تمدن‌ها تبدیل شود امکان گفت‌وگو و مدیریت بحران‌ها افزایش می‌یابد و تاریخ و فرهنگ ایران می‌تواند ابزاری برای تقویت تفاهم، همکاری و صلح میان ملت‌ها باشد.