زکی شمس‌آبادی، خوانندهٔ موسیقی پاپ، در آستانهٔ کنسرت پیش‌ روی خود از طراحی برنامه‌ای با ۲۴ قطعه خبر داد؛ اجرایی که در کنار قطعات ارکسترال، بخش‌هایی با همراهی پیانو و آواز را نیز در بر می‌گیرد. او معتقد است تفاوت اجرای زنده با نسخهٔ استودیویی، کیفیت تنظیم‌ها و توانایی گروه در برقراری ارتباط با مخاطب، از عوامل تعیین‌کنندهٔ یک کنسرت موفق است.

زکی شمس‌آبادی، خوانندهٔ موسیقی پاپ ضمن تشریح جزئیات کنسرت پیش‌ رو و نقش علی فرهنگی در بازتنظیم قطعات، به بررسی وضعیت بازار موسیقی زنده در ایران، اقتصاد برگزاری کنسرت، تأثیر تعدد اجراها بر ماندگاری هنرمندان و فاصلهٔ میان فروش بلیت و کیفیت واقعی اجرا پرداخت. او همچنین با انتقاد از نگاه کوتاه‌مدت اقتصادی به فعالیت خوانندگان، بر ضرورت برنامه‌ریزی مستمر و حفظ کیفیت هنری برای تداوم حضور در بازار موسیقی تأکید کرد.

برای کنسرت پیش‌ رو، ۲۴ قطعه در نظر گرفته‌اید. انتخاب این قطعات بر چه اساسی انجام شده است؟ چقدر به سلیقه و خاطرات مخاطبان توجه کرده‌اید و چه سهمی برای تجربه‌های متفاوت موسیقایی در نظر گرفته‌اید؟

با توجه به اینکه در دو دههٔ اخیر یکی از هنرمندان پرکار موسیقی مجاز بوده‌ام و آثار متعددی را در سبک‌ها و ریتم‌های مختلف، از قطعات شاد تا آثار احساسی، تولید کرده‌ام، تلاش کرده‌ایم انتخاب‌ها متناسب با سلیقهٔ طیف‌های مختلف مخاطبان باشد.

علاوه بر قطعاتی که با همراهی ارکستر اجرا می‌شوند، چهار قطعه نیز در قالب آواز و پیانو با تنظیم علی فرهنگی، رهبر ارکستر، در نظر گرفته‌ایم. همچنین یک قطعه را شخصاً با همراهی پیانو و آواز اجرا خواهم کرد. فکر می‌کنم این بخش‌ها می‌توانند تجربه‌ای متفاوت برای مخاطبان رقم بزنند.

طراحی یک کنسرت صرفاً به انتخاب قطعات محدود نمی‌شود؛ ترتیب اجراها و فراز و فرود عاطفی برنامه نیز اهمیت دارد. برای ایجاد یک مسیر منسجم از آغاز تا پایان کنسرت، چه ملاحظاتی داشته‌اید؟

دقیقاً همین‌طور است. برای مثال، قطعهٔ شاد «سلام» را برای آغاز کنسرت در نظر گرفته‌ایم تا برنامه با انرژی مناسبی شروع شود. البته ترتیب اجراها می‌تواند با توجه به روند کنسرت و انرژی مخاطبان تغییر کند. تلاش می‌کنیم با ارزیابی فضای سالن و واکنش حاضران، در صورت نیاز، ترتیب بعضی قطعات را به‌روز کنیم تا ارتباط میان اجرا و مخاطب حفظ شود.

مخاطب امروز معمولاً نسخهٔ استودیویی قطعات را بارها شنیده است و هنگام حضور در کنسرت انتظار تجربه‌ای متفاوت دارد. شما در اجرای زنده چه ویژگی‌هایی به آثار اضافه می‌کنید تا مخاطب احساس نکند صرفاً در حال شنیدن نسخه‌ای تکراری است؟

به‌طور کلی، تنظیم قطعات برای اجرای زنده در گروه زکی شمس‌آبادی با نسخه‌های اصلی و استودیویی تفاوت دارد. تلاش ما این است که تنظیم‌ها به هم‌خوانی و همراهی بیشتر مخاطب با اجرا منجر شوند و تجربه‌ای متفاوت از شنیدن نسخهٔ ضبط‌شده شکل بگیرد.

متأسفانه شاهد اجراهایی هستیم که در آن‌ها موسیقی استودیویی پخش می‌شود و نوازندگان صرفاً حضوری نمایشی دارند. به اعتقاد من، چنین اتفاقی در شأن مخاطب نیست. مخاطبی که برای حضور در کنسرت هزینه می‌کند، حق دارد اجرای زندهٔ واقعی و باکیفیتی را تجربه کند.

در کنسرت‌ها، اجرای قطعات شناخته‌شده معمولاً با استقبال بیشتری روبه‌رو می‌شود؛ اما تکیهٔ بیش از اندازه بر آثار پرطرفدار می‌تواند فرصت معرفی قطعات دیگر را محدود کند. شما چگونه میان رضایت مخاطب و ضرورت ایجاد تنوع در اجرا تعادل برقرار می‌کنید؟

شاید کمتر به این موضوع توجه شده باشد که هر آهنگ، خاطره‌ای و دنیایی از عشق با جنس و حال‌وهوای خودش دارد. بی‌مهری به هر آهنگ، بی‌مهری به قانون خاطره‌هاست.

من هر آهنگ را موجودی می‌دانم که متولد می‌شود و می‌تواند نامیرا باشد؛ اثری که تا آخرین روز فعالیت من نیز زنده خواهد ماند. البته برای تداوم حیات یک اثر، باید به طرفداران آن توجه کرد و دید که چه ارتباطی با آن برقرار می‌کنند. به همین دلیل، برای من هر قطعه هویت و جایگاه خودش را دارد و نمی‌توان صرفاً بر اساس میزان شهرت یا محبوبیت مقطعی دربارهٔ ارزش آن تصمیم گرفت.

در اجرای زنده، هماهنگی میان خواننده، رهبر ارکستر و نوازندگان نقش مهمی در کیفیت نهایی دارد. در کنسرت پیش‌رو، همکاری شما با علی فرهنگی و گروه نوازندگان بر چه مبنایی شکل گرفته و چه ویژگی‌هایی در تنظیم‌های زنده مورد توجه قرار گرفته است؟

علی فرهنگی در مقایسه با بسیاری از رهبران ارکستر گروه‌های پاپ، ویژگی ممتازی دارد و آن، نگاه هنری و توانایی او در بازتنظیم قطعات برای اجرای کنسرتی است. گاهی قطعه‌ای را سال‌ها شنیده‌اید، اما با تنظیمی تازه، دوباره متولد می‌شود و جذابیت‌های متفاوتی پیدا می‌کند. این اتفاق در تنظیم‌های علی فرهنگی به‌خوبی دیده می‌شود.

او نوازندهٔ پیانو، کیبورد و پرکاشن است و دانش موسیقایی بالایی دارد. از سوی دیگر، در تنظیم‌هایش علاوه بر توجه به جنبه‌های فنی، هارمونی و اصول موسیقایی، به ویژگی‌های اجرایی موسیقی پاپ و تقویت ظرفیت‌های ارکستر نیز توجه می‌کند. حاصل این رویکرد، ارائهٔ نسخه‌ای تازه از آثار است که می‌تواند ارتباط مخاطب با موسیقی را تقویت کند.

به نظر شما، مخاطب ایرانی هنگام خرید بلیت کنسرت بیش از هر چیز به دنبال شنیدن موسیقی است یا تجربه‌ای کامل‌تر از حضور در یک رویداد زنده، از کیفیت صدا و اجرا تا فضای سالن و ارتباط با خواننده؟

مخاطبان کنسرت را می‌توان به چند گروه تقسیم کرد. گروهی برای نخستین بار یک پرفورمنس موسیقایی در فضای موسیقی پاپ را تجربه می‌کنند و گروهی دیگر، مخاطبان باتجربه‌ای هستند که کنسرت‌های مختلف را دیده‌اند و اجراها را با یکدیگر مقایسه می‌کنند.

گروه زکی شمس‌آبادی تلاش می‌کند با رعایت استانداردهای حرفه‌ای و توجه به کیفیت اجرا، رضایت هر دو گروه را در حد معقول و منطقی تأمین کند. به لطف خدا، امیدواریم مخاطبان در کنار شنیدن موسیقی، تجربه‌ای مطلوب از حضور در کنسرت داشته باشند.

بازار کنسرت در ایران در سال‌های اخیر با افزایش اجراها و رقابت میان خوانندگان همراه بوده است. از نگاه شما، این گسترش به تنوع بیشتر موسیقی زنده منجر شده یا همچنان بخش عمده‌ای از فرصت‌ها در اختیار چهره‌های شناخته‌شده قرار دارد؟

این نکتهٔ بسیار مهمی است. چهره‌های جدید و قدیمی همواره در حال تغییر و جابه‌جایی هستند. خوانندگانی که با برنامه‌ریزی درست و بهره‌گیری از مشاوران هنری مناسب، تولید آثار باکیفیت و اجرای زنده را به‌صورت مستمر دنبال می‌کنند، می‌توانند سال‌ها در این مسیر باقی بمانند. در مقابل، هنرمندانی که در زمینهٔ تولید، نوآوری و ارائهٔ قطعات جذاب عملکرد موفقی ندارند، ممکن است در مدت کوتاهی از گردونهٔ رقابت خارج شوند.

خوانندگانی را دیده‌ایم که با انتشار یک قطعهٔ بسیار پرفروش، به آمار بالای برگزاری کنسرت و فروش کامل بلیت‌ها دست یافته‌اند، اما امروز دیگر حضور پررنگی در بازار ندارند و گاهی تنها در اجراهای سازمانی فعالیت می‌کنند.

به قول معروف، «رهرو آن است که آهسته و پیوسته رود». متأسفانه برخی تهیه‌کنندگان با هدف کسب درآمد بیشتر و نگاهی کوتاه‌مدت، تا جایی از ظرفیت هنرمند استفاده می‌کنند که عملاً توان ادامهٔ فعالیت حرفه‌ای او آسیب می‌بیند. این چرخهٔ معیوب بارها تکرار شده است.

خوشبختانه در مورد خودم، با توجه به اینکه مالک آثارم هستم و با هیچ تهیه‌کننده‌ای قرارداد ندارم، برای ادامهٔ مسیر هنری‌ام استقلال بیشتری دارم. این استقلال کمک می‌کند تصمیم‌ها را با توجه به منافع بلندمدت فعالیت هنری‌ام بگیرم.

در شرایط فعلی، فروش بلیت یکی از معیارهای مهم ارزیابی موفقیت یک کنسرت است. آیا ممکن است فشار برای فروش بیشتر، بر انتخاب قطعات، کیفیت تولید یا تصمیم‌های هنری خواننده تأثیر بگذارد؟

فروش بلیت در کنسرت‌های پاپ، به‌ویژه در ایران، شرایط خاص خودش را دارد. برای مثال، در برخی شهرستان‌ها بلیت‌ها با قیمت پایین‌تر و از طریق فروش واقعی عرضه می‌شوند؛ اما در تهران و شهرهای بزرگ، بخشی از فروش ممکن است از طریق فروش سازمانی یا تخفیف انجام شود و سهم فروش واقعی متفاوت باشد.
به‌جز تعداد محدودی از خوانندگان پاپ، بسیاری از هنرمندان، از جمله خوانندگان تازه‌وارد و افرادی مانند من، با چنین شرایطی روبه‌رو هستند.

برای بهبود وضعیت فروش در آینده، اجرای حرفه‌ای، تنظیم مناسب ارکستر، کیفیت پرفورمنس و توانایی خواننده در برقراری ارتباط با مخاطب، همگی عوامل تعیین‌کننده‌ای هستند. در کنار این موارد، داشتن یک استراتژی مستمر برای ادامهٔ فعالیت هنری اهمیت زیادی دارد.

خوانندگانی را دیده‌ایم که در ابتدای فعالیت خود، بلیت‌های کنسرتشان در چند دقیقه به فروش می‌رسید، اما پس از گذشت یک سال با افت شدید استقبال مواجه شدند. این اتفاق نشان می‌دهد که موفقیت مقطعی در فروش، لزوماً به معنای تضمین آیندهٔ حرفه‌ای یک هنرمند نیست.

هزینه‌های برگزاری کنسرت، از اجارهٔ سالن و دستمزد عوامل تا تبلیغات و تولید فنی، بخش مهمی از اقتصاد موسیقی زنده را تشکیل می‌دهد. این هزینه‌ها تا چه اندازه بر امکان برگزاری یک اجرای باکیفیت تأثیر می‌گذارند؟

بدون تردید، سالن‌های مجهز و استاندارد یکی از عوامل بسیار مهم در کیفیت اجرای موسیقی هستند. باید میان سالن‌هایی که برای برگزاری کنسرت طراحی شده‌اند و سالن‌هایی که کاربری اصلی آن‌ها برگزاری سمینار، سخنرانی یا نمایش فیلم است، تفاوت قائل شد. استفاده از سالن‌های نامناسب می‌تواند بر کیفیت نهایی اجرا تأثیر بگذارد.

در حال حاضر، در آبان ۱۴۰۵، محدودیت دسترسی به برخی سالن‌های استاندارد، از جمله سالن‌هایی در مجموعهٔ برج میلاد و نمایشگاه بین‌المللی، شرایط را برای برگزارکنندگان دشوارتر کرده است. همچنین اجارهٔ بلندمدت برخی سالن‌ها برای فعالیت‌های دیگر، گزینه‌های در دسترس را محدود کرده است.

در چنین شرایطی، بسیاری از هنرمندان و تهیه‌کنندگان، برگزاری کنسرت در شهرهایی مانند اصفهان، تبریز و شیراز را نیز در نظر می‌گیرند. به هر حال، تأمین امکانات استاندارد برای اجرا، از مهم‌ترین مسائلی است که باید در برنامه‌ریزی کنسرت مورد توجه قرار گیرد.

با توجه به شرایط اقتصادی جامعه، قیمت بلیت می‌تواند در تصمیم مخاطب برای حضور در کنسرت تعیین‌کننده باشد. به نظر شما، چگونه می‌توان میان هزینه‌های واقعی برگزاری اجرا و توان اقتصادی مخاطبان تعادل برقرار کرد؟

من در اینجا از جایگاه تهیه‌کننده صحبت می‌کنم، نه صرفاً خواننده. با توجه به افزایش هزینه‌های سالن، دستمزد نوازندگان، نور، صدا، تبلیغات و سایر بخش‌های تولید، در بهترین حالت ممکن است درآمد حاصل از کنسرت با هزینه‌ها برابری کند.

در چنین شرایطی، نباید از ابتدا انتظار سود قابل‌توجهی داشت؛ مگر در مورد هنرمندان بسیار پرفروش که امکان برگزاری کنسرت در سالن‌های بزرگ و فروش واقعی بلیت را دارند.

به اعتقاد من، مدیریت هزینه‌ها و انتخاب درست سالن و امکانات اجرایی، در کنار توجه به توان اقتصادی مخاطبان، اهمیت زیادی دارد. با این حال، شرایط فعلی به‌گونه‌ای است که برگزاری یک کنسرت باکیفیت، بدون پشتوانهٔ اقتصادی مناسب، کار ساده‌ای نیست.

آیا افزایش تعداد کنسرت‌ها الزاماً به معنای رونق پایدار بازار موسیقی زنده است؟ چه تفاوتی میان بازاری که صرفاً اجراهای بیشتری دارد و بازاری که از نظر اقتصادی و هنری رشد کرده است، وجود دارد؟

رونق کنسرت‌ها قطعاً می‌تواند به تأمین معیشت فعالان موسیقی کمک کند. این موضوع فقط به خوانندگان محدود نمی‌شود؛ از اجراهای کوچک در رستوران‌ها و سالن‌های جمع‌وجور گرفته تا کنسرت‌های بزرگ در سالن‌های مجهز، افراد زیادی از این فعالیت‌ها کسب درآمد می‌کنند.

پشت هر کنسرت، ده‌ها و حتی صدها نفر در بخش‌های مختلف مشغول فعالیت هستند و درآمد حاصل از این اجراها بخشی از هزینه‌های زندگی آن‌ها را تأمین می‌کند.

البته از نگاه من، رونق پایدار زمانی شکل می‌گیرد که امکان ادامهٔ فعالیت برای هنرمندان مختلف فراهم باشد و بازار صرفاً به تعداد اجراها محدود نشود. تداوم تولید آثار باکیفیت و حفظ شرایط مناسب برای فعالیت حرفه‌ای هنرمندان نیز اهمیت زیادی دارد.

برخی خوانندگان در فاصله‌های زمانی کوتاه کنسرت‌های متعددی برگزار می‌کنند. آیا تکرار مداوم اجراها می‌تواند به فرسودگی هنرمند، کاهش تازگی برنامه یا افت کیفیت تجربهٔ مخاطب منجر شود؟ به نظر شما، فاصلهٔ مناسب میان اجراها چگونه باید تعیین شود؟

یکی از آسیب‌های جدی در موسیقی پاپ، فرسودگی هنرمند و کاهش دورهٔ محبوبیت او بر اثر تعدد اجراها در فاصله‌های زمانی کوتاه است. در بسیاری از بازارهای موسیقی جهان، برای حفظ کیفیت و تازگی اجراها به این مسئله توجه می‌شود؛ اما در ایران، گاهی نگاه برخی تهیه‌کنندگان صرفاً بر افزایش درآمد در کوتاه‌مدت متمرکز است.

نتیجهٔ چنین رویکردی را در سرنوشت بعضی خوانندگان دیده‌ایم؛ هنرمندانی که در مقطعی بسیار پرکار و محبوب بوده‌اند، اما پس از مدتی حضورشان در بازار موسیقی کمرنگ شده است.

به اعتقاد من، برنامه‌ریزی برای اجرای زنده باید متناسب با شرایط هنرمند، کیفیت تولید آثار و ظرفیت مخاطبان انجام شود. هدف نباید صرفاً افزایش تعداد کنسرت‌ها باشد؛ بلکه باید به حفظ کیفیت و امکان تداوم فعالیت هنری نیز توجه کرد.

در فضای رقابتی امروز، شبکه‌های اجتماعی و تبلیغات نقش پررنگی در فروش بلیت دارند. آیا قدرت تبلیغات می‌تواند گاهی بیش از کیفیت موسیقی در استقبال از یک کنسرت مؤثر باشد؟ چگونه می‌توان میان موفقیت تبلیغاتی و ارزش واقعی اجرا تفاوت قائل شد؟

به اعتقاد من، تبلیغات در برخی موارد نوعی رؤیافروشی برای مخاطب ایجاد می‌کنند؛ اما سطح آگاهی مخاطبان نیز افزایش یافته و بسیاری از آن‌ها می‌توانند میان تبلیغات و کیفیت واقعی اجرا تفاوت قائل شوند.

در نهایت، آنچه می‌تواند مخاطب را به یک هنرمند وفادار نگه دارد، کیفیت آثار، توانایی اجرای زنده و ارتباطی است که میان خواننده و مخاطب شکل می‌گیرد. تبلیغات ممکن است در کوتاه‌مدت بر استقبال تأثیر بگذارد، اما برای تداوم موفقیت کافی نیست.

گاهی یک کنسرت از نظر فروش بلیت موفق است، اما دربارهٔ کیفیت موسیقایی آن نقدهایی مطرح می‌شود. از نظر شما، برای ارزیابی موفقیت یک اجرا باید چه معیارهایی را در کنار میزان استقبال مخاطبان در نظر گرفت؟

فروش موفق بلیت به‌هیچ‌وجه تضمین‌کنندهٔ کیفیت یک کنسرت نیست. گاهی با استفاده از شیوه‌های مختلف تبلیغاتی، این تصور ایجاد می‌شود که یک خواننده چندین اجرای پرفروش داشته یا بلیت‌های کنسرتش در مدت کوتاهی تمام شده است؛ اما مخاطب پس از حضور در سالن ممکن است با ارکستری ضعیف، اجرای نامناسب یا خواننده‌ای کم‌تجربه و پرخطا روبه‌رو شود.

متأسفانه چنین مواردی را در بعضی اجراها شاهد هستیم. به همین دلیل، نباید تنها بر اساس آمار فروش دربارهٔ کیفیت یک کنسرت قضاوت کرد. کیفیت خوانندگی، توانایی نوازندگان، تنظیم‌ها، صدابرداری و هماهنگی کلی اجرا، همگی در ارزیابی یک کنسرت اهمیت دارند.