خط سلامت: قلب تند می زند، کف دست ها عرق می کند و بدن برای فرار آماده می شود؛ اما تماشاگر نه تنها فیلم ترسناک را متوقف نمی کند، بلکه برای دیدن صحنه وحشتناک بعدی لحظه شماری می کند! چرا بعضی افراد داوطلبانه به سراغ تجربه هایی می روند که قرار است آن ها را بترساند؟

به گزارش خط سلامت، چرا چیزی که در دنیای واقعی تهدید کننده است، در سینما، خانه های وحشت و بازی های ترسناک به سرگرمی تبدیل می شود؟ پاسخ این تناقض را باید در مرز میان ترس، احساس امنیت و لذت جست وجو کرد؛ جایی که مغز می تواند یک تجربه ناخوشایند را به هیجانی خواستنی تبدیل کند.

مغز می ترسد، اما ذهن می داند خطری وجود ندارد!

وقتی شخصیت فیلم با قاتلی روبرو می شود یا موجودی ترسناک ناگهان از تاریکی بیرون می پرد، بدن تماشاگر ممکن است واکنشی واقعی نشان دهد؛ ضربان قلب بالا می رود، توجه افزایش پیدا می کند و بدن برای واکنش آماده می شود. با این حال، فرد هم زمان می داند که روی مبل خانه نشسته و خطر داخل فیلم مستقیما او را تهدید نمی کند.

همین تفاوت میان واکنش بدنی و ارزیابی ذهنی موقعیت، یکی از کلیدهای فهم لذت از وحشت است. فرد می تواند برانگیختگی ناشی از ترس را تجربه کند، بی آن که واقعا در معرض همان خطری باشد که روی صفحه می بیند.

البته احساس امنیت برای همه افراد یکسان نیست. کسی که از قبل مضطرب است یا تصاویر خشونت آمیز برایش یادآور تجربه ای دردناک هستند، ممکن است به جای لذت، آشفتگی و ناراحتی را تجربه کند.

پژوهش علمی چه می گوید؟ ترس بیشتر، همیشه لذت بیشتر نیست

این یافته با یک تجربه آشنا هم خوانی دارد: بعضی افراد از صحنه ای که آن ها را غافل گیر می کند لذت می برند، اما اگر همان تجربه به احساس درماندگی و ناامنی تبدیل شود، دیگر سرگرم کننده نیست.

در واقع، برای بسیاری از علاقه مندان به وحشت، مسئله فقط ترسیدن نیست؛ مهم است که ترس تا چه اندازه قابل تحمل و موقعیت تا چه اندازه قابل کنترل باشد.

چرا بعضی ها داوطلبانه سراغ ترس شدید می روند؟

یکی از مفاهیمی که برای توضیح تفاوت افراد مطرح می شود، هیجان خواهی است؛ گرایشی مرتبط با تمایل به تجربه های تازه، شدید و برانگیزاننده. برخی افراد از موقعیت هایی لذت می برند که آن ها را از روزمرگی بیرون می آورد و احساس هیجان بیشتری به آن ها می دهد.

برای این افراد، تماشای فیلم ترسناک ممکن است فرصتی برای تجربه ترس، کنجکاوی درباره ناشناخته ها و مواجهه با موقعیت های غیرعادی باشد؛ بدون آن که لازم باشد خطر واقعی را بپذیرند.

با این حال، نباید هر کسی را که فیلم ترسناک می بیند، فردی هیجان خواه دانست. علاقه به وحشت می تواند دلایل مختلفی داشته باشد؛ از کنجکاوی درباره رفتار انسان در شرایط بحرانی گرفته تا لذت از داستان های معمایی، غافل گیری و تجربه مشترک با دوستان بنابراین نمی توان تنها بر اساس علاقه به فیلم های ترسناک درباره شخصیت، شجاعت یا سلامت روان افراد قضاوت کرد.

لذت پنهان در وحشت

تصور کنید شخصیت اصلی فیلم درست در لحظه ای که راه فراری ندارد، از دست قاتل نجات پیدا می کند. تماشاگر نفس راحتی می کشد، می خندد یا با هیجان درباره صحنه حرف می زند.

بخشی از جذابیت این تجربه می تواند به پایان یافتن تنش و بازگشت احساس امنیت مربوط باشد. فرد ابتدا درگیر موقعیتی تهدیدآمیز می شود و سپس فرصت پیدا می کند پایان آن را از فاصله ای امن تجربه کند.

در برخی موقعیت ها، ترس حتی به تجربه ای اجتماعی تبدیل می شود. افرادی که کنار یکدیگر فیلم وحشت می بینند یا وارد خانه وحشت می شوند، ممکن است پس از پایان صحنه ترسناک بخندند، واکنش های یکدیگر را به یاد بیاورند و درباره تجربه مشترکشان حرف بزنند.

به این ترتیب، تجربه ای که در شرایط واقعی ناخوشایند است، در یک محیط تفریحی می تواند به خاطره ای هیجان انگیز تبدیل شود.

آیا علاقه به ترس نشانه اختلال روانی است؟

خیر. علاقه به فیلم های ترسناک، داستان های جنایی یا تجربه های دلهره آور، به خودی خود نشانه اختلال روانی، خشونت طلبی یا تمایل به آسیب رساندن به دیگران نیست.

باید میان لذت بردن از ترس کنترل شده و استقبال از خطر واقعی تفاوت گذاشت. تماشای یک فیلم ترسناک به معنای تمایل به تجربه خشونت در زندگی واقعی نیست و نمی توان از این علاقه به تنهایی نتیجه گرفت که فرد شخصیت خطرناکی دارد.

آنچه اهمیت دارد، تأثیر این محتوا بر زندگی فرد است. اگر مواجهه با تصاویر ترسناک باعث اختلال خواب، اضطراب ماندگار یا آشفتگی قابل توجه شود، بهتر است میزان و نوع مواجهه با آن بازبینی شود.

چرا از چیزی که می ترساندمان، فرار نمی کنیم؟

انسان برای شناسایی خطر به ترس نیاز دارد؛ اما این به معنای آن نیست که هر تجربه ترسناکی الزاما ناخوشایند باقی می ماند. وقتی فرد در محیطی امن قرار دارد، می داند که می تواند تجربه را متوقف کند و احساس می کند کنترل موقعیت را تا حدی در اختیار دارد، ترس ممکن است به هیجان تبدیل شود.

راز لذت از وحشت در همین تناقض است: بدن خطر را احساس می کند، اما ذهن می داند که هنوز در امان است. برای بعضی افراد، این فاصله میان ترس و امنیت، تجربه ای جذاب می سازد؛ تجربه ای که می توان آن را بارها تکرار کرد، بی آن که واقعا خواهان خطر باشند.