پرسپولیس برای رسیدن به قهرمانی باید از بردهای توهم آمیز فاصله بگیرد و به خود بقبولاند که برای رسیدن به قهرمانی راه سختی در پیش دارد.
به گزارش مشرق، باخت یک بر صفر پرسپولیس مقابل فولاد، تنها یک نتیجه اتفاقی نبود بلکه نمایش عریانِ مشکلاتی بود که مدت هاست پشت پرده بردهای متوالی پنهان شده بود.
نگاهی به ۱۰ هفته ابتدایی لیگ، حقیقتی تلخ را برملا میکند. پرسپولیس در تقابل با تیم های مدعی مثل تراکتور و فولاد شکست خورده و در برابر رقبایی مثل استقلال و خیبر به تساوی رضایت داده است. این یعنی پرسپولیس دقیقا در نقاطی که باید شخصیت یک مدعی را به نمایش بگذارد، دچار لرزش میشود.
مهدی تارتار که در کارنامه مربیگری اش همواره با رویکردی محافظه کار و در نقش تیم های غیر مدعی ظاهر می شد، حالا در پرسپولیس فرصتی طلایی برای اثبات خود یافته است اما به نظر میرسد تارتار هنوز نتوانسته است ذهنیتِ تیمهای کوچک را کنار بگذارد. او برای رسیدن به این صندلی تقلا کرد اما حالا در محیطی پر از توجه و تحت فشار، مشخص است که یک جای کار می لنگد.
وقتی بردها تکرار می شوند، اشتباهات استراتژیک به چشم نمی آیند و تعویض های مسئله دار تارتار نادیده گرفته می شوند اما حقیقت این است که تارتار در بازیخوانی دچار ضعف است و متاسفانه در کنار خود کادری را ندارد که بتوانند در لحظات حساس، گره گشای تیم باشند. حضور افرادی چون فاضلی با ذهنیت تدافعی، علی رضا محمد که سوابق شاخصی در فوتبال ندارد و رضا جباری که از ابتدا مورد نقد بود، باعث شده است که کادر فنی در مواقع بحرانی، هیچ راهکار خلاقانه ای برای تغییر جریان بازی نداشته باشد.
یکی از نقاط ضعف آشکار در سیستم فعلی، وضعیت بدنسازی است. افت شدید کیفیت بازیکنان از دقایق انتهایی هر بازی و تکرار زنجیروار مصدومیتها، نشاندهنده این است که متدولوژی بدنسازی تیم با نیازهای یک تیم مدعی هم خوانی ندارد و نیاز به ریشه یابی فوری دارد.
در بحث جذب بازیکن نیز، پرسپولیس اگرچه از نظر موجودی بازار ضعیف عمل نکرده اما در «بهرهبرداری از مهرهها دچار گره است. تصمیم به استفاده از یک وینگر تیکدری در پست مدافع چپ، شاید در نگاه اول هنرمندانه به نظر برسد، اما در حقیقت اعتراف به شکست در جذب یک مدافع چپ تخصصی است. تصمیمی که هم به بازیکن آسیب میزند و هم تعادل دفاعی تیم را به خطر میاندازد. خرید ابوالفضل جلالی نیز که بیشتر به مصدومیتها شهرت یافته تا درخشش، نشاندهنده تصمیمات عجولانه و غیرحرفه ای باشگاه است که در نهایت سرمربی را مجبور کرد برای رقابت با او، از بازیکنان غیرتخصصی استفاده کند.
در شبی که حتی فولاد هم فوتبال دلنوازی را به نمایش نگذاشت، گلزنی وحید امیری پیامی سخت برای مدیران و منتقدان بود. این اتفاق یک بار دیگر ثابت کرد که جوانگرایی نباید به بهانه حذف تجربه تبدیل به یک شعار مردم پسند شود. فوتبال بازیِ لحظه ها، نبوغ و خلاقیت است.خلاقیتی که گاهی در پای یک جوان است و گاهی در تجربه و پختگی بازیکنی چون وحید امیری.
این گل، پاسخی دندانشکن به نحوه جدایی ناصحیح و بد مدل بازیکنان باسابقه از باشگاه بود. باشگاه پرسپولیس در مورد جدایی وحید امیری خوب تا نکرد و حالا روزگار به شکلی پاسخ داد که نشان داد دود همیشه از کنده بلند میشود.
در حالی که باشگاه پرسپولیس این روزها شبیه به ملکی شده است که مدیرانش در حال تقسیم بخش ها و پست های مختلف آن هستند، تیم در زمین می سوزد. مدیریت باید به جای نمایشهای اداری، به شرایط فنی تیم بیاندیشد. روزی که باید روی تقویت کادر فنی تارتار و جذب متوازن بازیکن تمرکز می شد، فرصت ها از دست رفت. اکنون تنها راه نجات، اصلاح این نقاط ضعف در نقل و انتقالات نیمفصل است چرا که با این سبک بازی و این رویکرد مدیریتی، رنگ قهرمانی برای پرسپولیس کمرنگ خواهد بود.
