پیشرو برای اولین حضورش در لیگ برتر بسکتبال زنان، سراغ نسخهای رفته که کمتر کسی در ورزش ایران انتظارش را داشت.
به گزارش ورزش سه، برای معرفی یک تیم بسکتبال معمولاً چند تصویر از تمرینات، چند نمای آهسته از پرتاب توپ و تعدادی جمله انگیزشی کافی است. نهایتاً هم موسیقی پرهیجانی روی تصاویر مینشیند و نام بازیکنان یکی پس از دیگری روی صفحه ظاهر میشود. پیشرو اما برای ورود به لیگ برتر بسکتبال زنان، مسیر دیگری را انتخاب کرده است؛ مسیری که از یک موزه متروکه شروع میشود، به ستارههای سینمای ایران میرسد، با صدای یک رپر مشهور جان میگیرد و در نهایت، گرگهای پیشرو را به میدان میفرستد.
این باشگاه تازهوارد برای رونمایی از تیمش، سراغ ترکیبی رفته که بیشتر به پروژهای سینمایی شباهت دارد تا تیزر معرفی یک تیم ورزشی. امیر جعفری روایتگر اصلی و تهیه کننده این تیزر جذاب است، ستاره پسیانی، نازنین بیاتی و آزاده صمدی برای حمایت از دختران بسکتبالیست مقابل دوربین آمدند و پوری هم با ادبیات تند و تیز رپی که به آن مشهور است فضای این تیزر را کاملا به سمت و سوی کریخوانیهای خاص بسکتبال برده است. حاصل کار، ویدیویی است که میخواهد پیش از شروع مسابقات، نام پیشرو را به شکلی متفاوت وارد فضای بسکتبال ایران کند.
قصه از فیلم سینمایی کوتاه از نیمهشب آغاز میشود؛ در موزهای متروکه و باشکوه که سکوت سنگینی بر آن حاکم است. آزاده صمدی روایت را شروع میکند. بازیگری که در این پروژه، بهجای آنکه صرفاً یکی از چهرههای مشهور حاضر در قاب باشد، وظیفه دارد مخاطب را وارد جهان داستانی پیشرو کند. جملاتی که پیشتر در مراسم رونمایی از بازیکنان تیم شنیده شده بودند، این بار در فضایی متفاوت جان میگیرند.
دوربین از میان قابها عبور میکند؛ اما اینجا خبری از پرترههای معمول موزهها نیست. چهرههای شناختهشده بسکتبال در کنار بازیکنان پیشرو قرار گرفتهاند و مرز میان اسطورههای این ورزش و ستارههای تیم تازهوارد، بهتدریج محو میشود.
بعد نوبت به یکی از چشمگیرترین بخشهای تیزر میرسد. تندیسهای سنگی ترک برمیدارند و ستارههای پیشرو از دل آنها بیرون میآیند. در میان این تصاویر، یانیس آنتتوکومپو، ستاره یونانی بسکتبال جهان به جای اساطیر یونانی در این تیزر حضور دارد، انگار قرار است اسطورههای سنگی کنار بروند تا نسل تازهای برای خودش جا باز کند؛ بازیکنانی که این بار نه در جهان افسانهها، با لباسهای متحدالشکل پیشرو، آماده رقابت در لیگ برتر بسکتبال زنان ایران هستند.

این همان جایی است که تیزر از معرفی ساده بازیکنان فاصله میگیرد و به ساختن یک هویت تصویری میرسد. پیشرو نمیخواهد فقط بگوید چه کسانی را به خدمت گرفته است. میخواهد نشان دهد قرار است با چه شخصیتی وارد مسابقات شود و از همین ابتدا رویاهایی در سر دارد که پیش از این در بسکتبال و حتی شاید ورزش زنان کمتر دستنیافتنی بوده است!
اما اگر تصاویر موزه و مجسمههای سنگی، فضای کلاسیک و هنری تیزر را ساختهاند، موسیقی قرار است همهچیز را به هم بریزد، پوری رپر شناختهشده رپ فارسی وارد روایت میشود تا فضای اثر را از حالوهوای یک فیلم تاریخی به دنیای گنگ بسکتبال نزدیک کند. تضاد میان تصاویر هنری و لحن تند و خیابانی موسیقی، یکی از انتخابهای متفاوت این پروژه است. قرار نیست مخاطب فقط به تماشای یک نمایش باشکوه بنشیند؛ باید صدای کریخوانی را هم بشنود.
پوری با همان زبان صریح و بیپردهاش، این بار سراغ اصطلاحات بسکتبالی میرود و برای رقبا خطونشان میکشد. در بخشی از ترانه، میشنویم: «بعد سهامتیازی میزنیم تو صورتت، نیشخند...»
این تغییر لحن، بخشی از هویت موردنظر سازندگان است؛ پیوند دادن فضایی سینمایی و کلاسیک با زبانی که برای نسل جوان آشناتر است. پیشرو میخواهد هم مخاطبی را که با چهرههای سینما ارتباط میگیرد، همراه کند و هم نسلی را که موسیقی رپ و فرهنگ خیابانی برایش جذابیت دارد. ترکیبی نامتعارف که دستکم در مرحله معرفی تیم، اجازه نمیدهد ویدیو به یکی دیگر از همان تیزرهای ورزشی تکراری تبدیل شود.
در تمام این روایت، یک شخصیت دیگر هم حضور دارد؛ گرگ سیاهی که قرار است نشانه اصلی پیشرو باشد، این باشگاه از ابتدای فعالیتش در معرفی بازیکنان، روی نماد گرگ تأکید کرده و حالا همان نشانه را به مرکز جهان تصویری تیزر آورده است. هدف روشن به نظر میرسد: پیشرو میخواهد در فضای بسکتبال با نام و هویتی شناخته شود که فراتر از اسم رسمی باشگاه باشد. گرگها قرار است امضای این تیم باشند.
ورود نازنین بیاتی و روایتی که او در ادامه آغاز میکند، این تصویرسازی را به نقطه اوج خود میرساند. گرگ سیاه در کنار بازیگران و بازیکنان قرار میگیرد تا حلقه اتصال بخشهای مختلف داستان باشد؛ از فضای رازآلود موزه تا شور و هیجان بسکتبال، در واقع، پیشرو در این تیزر تلاش کرده برای تیمش داستان بسازد. داستانی که در آن بازیکنان فقط چهرههایی با شماره پیراهن مشخص نیستند و نماد گرگ هم صرفاً یک لوگو روی لباس به شمار نمیرود. البته ساختن چنین هویتی در یک ویدیو اتفاق میافتد، اما ماندگار شدن آن به اتفاقاتی بستگی دارد که بعد از شروع مسابقات در زمین بسکتبال رخ میدهند.

در میان این همه تصویرسازی و جلوههای سینمایی، حضور شیا رائل ویتست داستان دیگری دارد؛ داستانی که از قاب تیزر فراتر میرود و به زندگی واقعی یکی از بازیکنان این تیم میرسد. ویتست فصل گذشته برای حضور در بسکتبال ایران به استقلال پیوست. او در دوران جنگ تحمیلی ایران را ترک نکرد و در همین کشور ماند. زندگیاش در ادامه مسیر تازهای پیدا کرد؛ عاشق شد و ازدواج کرد. حالا قرار است در فصل جدید با پیراهن پیشرو به میدان برود. حضور او در این پروژه، در کنار نقش ورزشیاش، یادآور مسیری است که زندگی شخصی و حرفهای یک بازیکن را به ایران پیوند داده است. ویتست حالا در تیمی بازی میکند که برای حضور در لیگ برتر، تنها به جذب بازیکن و آمادهسازی فنی بسنده نکرده و از همان ابتدا به دنبال ساختن تصویری متفاوت از خودش بوده است. شاید در آیندهای نهچندان دور، مسیر او به پوشیدن پیراهن تیم ملی ایران هم برسد، اتفاقی که البته به شرایط و ضوابط مربوط به حضور در تیم ملی بستگی دارد. فعلاً مقصد نزدیکتر او، فصل تازه لیگ برتر و پیراهن پیشرو است.

امیر جعفری پشت دوربین، فرزند او و ریما رامینفر خالق موسیقی متن!
پایان تیزر هم بهاندازه شروع آن اهمیت دارد. پس از تصاویر پرهیجان، موسیقی و کریخوانیها، فضا ناگهان تغییر میکند. یکی دیگر از چهرههای سرشناس سینمای ایران مقابل دوربین قرار میگیرد و از قانونی حرف میزند که در جهان گرگها اهمیت ویژهای دارد: وفاداری گرگها!
این پایانبندی، روایت را از هیجان صرف فاصله میدهد و به مفهومی گره میزند که قرار است هویت تیم را تعریف کند. در جهانی که تا چند لحظه قبل، شکستن تندیسها و کریخوانی برای رقبا حرف اول را میزد، حالا وفاداری به اصل ماجرا تبدیل میشود.
نکته مهمتر اینکه امیر جعفری صرفاً یکی از چهرههای حاضر در این پروژه نیست. او مسئولیت تهیهکنندگی و کارگردانی این اثر را نیز بر عهده داشته و فرزند او آئین جعفری هم موسیقی متن را خلق کرده است و این ایده را به یک تیزر سینمایی تبدیل کرده است. حضور او در پشت دوربین، به پروژهای که از ابتدا بر مشارکت چهرههای مشهور سینما تکیه داشت، بُعد دیگری میدهد.
گرگها در زمین هم دندانهای تیزی دارند؟
البته تمام ماجرای پیشرو به یک تیزر متفاوت خلاصه نمیشود. این تیم برای حضور در لیگ برتر زنان، بازیکنان سرشناسی را هم به خدمت گرفته است. فائزه شهریاری، کیمیا یزدیان، مهسا کرانی، شمیم نوری و دیگر بازیکنان ملیپوش، ترکیبی را شکل دادهاند که میتواند پیشرو را به یکی از مدعیان جدی فصل تبدیل کند.
اینجاست که پروژه این باشگاه وارد مرحله اصلی میشود. تیزر میتواند توجهها را جلب کند، نام یک تیم را سر زبانها بیندازد و تصویری متمایز از آن بسازد، اما در نهایت این نتایج هستند که مشخص میکنند گرگها در زمین مسابقه چقدر خطرناکاند.

پیشرو فعلاً در بخش معرفی، سراغ نسخهای رفته که در ورزش ایران کمتر دیدهایم؛ ترکیبی از سینما، موسیقی رپ، جلوههای بصری و یک هویت داستانی مشخص. این انتخاب، فارغ از نتیجهای که تیم در پایان فصل میگیرد، نشان میدهد نگاه به معرفی باشگاههای ورزشی میتواند از قابهای تکراری فاصله بگیرد.
برای بسکتبال زنان ایران که بیش از هر چیز به دیده شدن و گسترش مخاطبانش نیاز دارد، چنین تجربههایی میتوانند ارزشمند باشند. نه به این دلیل که یک تیزر سینمایی بهتنهایی مسیر یک رشته را عوض میکند، بلکه چون ورزش برای پیدا کردن مخاطبان تازه، به روایتهای تازه هم احتیاج دارد. گرگهای پیشرو حالا با یک داستان سینمایی وارد لیگ شدهاند. از اینجا به بعد، نوبت زمین بسکتبال است که ادامه داستان را بنویسد، اولین قسمت از اپیزود این تیم 88 بر 56 حریفشان را شکست دادند.
