رویداد۲۴| دومین جلسه دادگاه در پرونده قتل دکتر علی محفوظی متخصص بیهوشی و رئیس اسبق سازمان پزشکی قانونی کشور، با ۳ متهم در حالی برگزار شد که متهم اصلی جزئیات قتل و نقشه آن را بیان و دو نفر دیگر اتهامشان را انکار کردند.
رسیدگی به پرونده قتل متخصص بیهوشی و رئیس اسبق سازمان پزشکی قانونی کشور از صبح ۳۰ مرداد سال ۱۴۰۱ آغاز شد؛ روزی که ماموران پلیس با گزارش قتل مردی سالخورده در محله سعادتآباد تهران به محل حادثه رفتند و جسد خونین او را مقابل خانه ویلاییاش پیدا کردند.
بررسیهای اولیه نشان داد مقتول هنگام خروج از خانه هدف شلیک گلوله مردی ناشناس قرار گرفته. بررسیها به مهندس ثروتمندی که با مقتول اختلاف مالی داشت (بهمن) رسید. در ادامه مشخص شد ۲ مرد دیگر نیز در این پرونده نقش داشتهاند و هر سه متهم بازداشت شدند.
با تکمیل تحقیقات و صدور کیفرخواست، پرونده برای رسیدگی به شعبه پنجم دادگاه کیفری استان تهران فرستاده شد.
در نخستین جلسه دادگاه، پس از قرائت کیفرخواست، اولیای دم در جایگاه قرار گرفتند و خواستار قصاص عامل قتل شدند. سپس متهم ردیف اول (پرویز) در جایگاه ایستاد و به قتل اعتراف کرد.
او گفت از طریق متهم ردیف سوم (حمید) با بهمن آشنا شده و به دلیل مشکلات مالی و سابقه کیفری، پیشنهاد قتل را پذیرفته است.
وی توضیح داد: بهمن پول و اسلحه را در اختیارم قرار داد. قرار بود در ازای قتل ۲۰۰ میلیون تومان بگیرم.
در ادامه، بهمن اتهام معاونت در قتل را رد کرد و گفت هرگز از پرویز نخواسته مرتکب قتل شود.
متهم ردیف سوم (سعید) نیز گفت پرویز را برای کار به بهمن معرفی کرده و هنگام معرفی او هیچ صحبتی درباره قتل مطرح نشده و مدعی شد از نقشه قتل بیخبر بوده است.
وکیل بهمن با اشاره به کامل شدن تحقیقات یکی دیگر از افراد مرتبط با پرونده، این موضوع را از ایرادات تحقیقات دانست و گفت بررسی اظهارات او میتوانست به روشن شدن ماجرا کمک کند. قضات دادگاه، با توجه به ایراد مطرحشده، ادامه رسیدگی به پرونده را به جلسه دیگری موکول کردند.
ردگمکنی معاون قتل با موبایلش
دیروز دومین جلسه محاکمه برگزار شد که وکلای اولیای دم اعلام کردند نقصهای مطرحشده در دادگاه رفع نشده است.
یکی از آنها گفت: بهمن روز قبل از قتل به طارم رفته و گوشی خود را آنجا گذاشته تا ردی باقی نگذارد. پرویز با محفوظی مشکل و خصومتی نداشت تا بخواهد مرتکب قتل شود. درخواست داریم بهمن در صورت احراز معاونتش در قتل به اشد مجازات (۲۵سال حبس) محکوم شود.
جزئیات نقشه و قتل از زبان متهم اصلی
سپس پرویز در جایگاه ایستاد و با قبول اتهامش گفت: من محفوظی را با شلیک ۲ گلوله کشتم. با سعید دوست بودم و قرار بود به طارم برویم و آنجا از طریق آشنای او گواهینامه بگیرم. آن روز برای ناهار به رستورانی رفتیم که بهمن هم آنجا بود و وقتی فهمید بیکارم، مدعی شد برای من کار سراغ دارد.
وی ادامه داد: چند روز بعد با او تماس گرفتم و چند بار قرار گذاشتیم. کلتی با ۲ خشاب به من داد و ادعا کرد که موضوع ناموسی است و اگر این کار را انجام دهم پول خوبی به من میدهد. حتی مرا جلوی خانه دکتر برد و به درخت زیتون مقابل خانه اشاره کرد و گفت این درخت را من برای دکتر آوردم. هر بار به محل قرار با بهمن میرفتم، سعید هم همراهم بود.
متهم اظهار کرد: بهمن و سعید به من شربتی داده بودند که با خوردنش هر کاری میتوانستم انجام دهم. روز حادثه سعید مرا تا میدان آزادی رساند و من جلوی خانه آقای دکتر رفتم. بهمن خواسته بود کیف پول و گوشیهای دکتر را سرقت کنم که بعد از قتل نتوانستم و فرار کردم.
رئیس دادگاه پرسید: چرا قبل از رسیدن به پول این کار را انجام دادی؟ که پرویز مدعی شد: بهخاطر ترس از بهمن. او زن و بچهام را تهدید کرده بود.
وکیل متهم هم در دفاع از او درخواست کرد اولیای دم موکلش را ببخشند.
بهمن وقتی در جایگاه ایستاد، با رد اتهام معاونت در قتل گفت: من اگر در این ماجرا نقش داشتم باید با شمارهای با پرویز تماس میگرفتم در حالی که هیچ تماسی از من ثبت نشده. متهم گفته من برای شناسایی نشدن، کلاه سرم میگذاشتم. اگر این موضوع صحت داشت که باید ابتدا پلاک ماشین را مخفی میکردم.
رئیس دادگاه پرسید: شما متهم ردیف اول را از کجا میشناختی؟، که متهم در پاسخ گفت: شیلاتِ ماهی من در طارم در کنار رستورانی است که سعید و پرویز را آنجا دیدم. با پرویز ارتباطی نداشتم و سعید وقتی فهمید قصد فروش ماشینم را دارم، از آن عکس گرفت و دوبار هم در تهران برای من مشتری آورد.
رئیس دادگاه پرسید: اگر با مقتول اختلافی نداشتی پس چطور همسرش از اختلاف شما خبر داشت؟ سر موضوعات کاری و گرفتن خانه سازمانی نبود؟
بهمن گفت: اختلاف کاری داشتیم، اما جدی نبود. چند بار خانه سازمانی را ترک کردم و دوباره دکتر گفت برگرد. هیچ اختلافی با او نداشتم.
سعید سومین متهمی بود که از خود دفاع کرد و گفت: من از ماجرای قتل دکتر خبر نداشتم. حتی نمیدانستم دکتر بهمن را اخراج کرده. بهمن گفته بود میخواهد کسی را ویلچرنشین کند. اگر میدانستم قصد قتل دارد، جلوی این کار را میگرفتم.
رئیس دادگاه پرسید: چرا روز حادثه پرویز را تا میدان آزادی رساندی؟ سعید گفت: میگفت مادرزنش بیمار است و خواست ماشینم را به او بدهم که قبول نکردم و خودم تا میدان آزادی رساندمش.
پس از دفاعیات متهمان و وکلای آنها، قضات برای تصمیمگیری وارد شور شدند.
