رامین ناصرنصیر، بازیگر سریال «دیوار دفاعی»، با اشاره به نقش فوتبال در روایت مناسبات کارگران ایرانی و مدیران انگلیسی در سالهای منتهی به ملیشدن صنعت نفت، این ورزش را نمادی از مقاومت در برابر نابرابریها دانست و بر ضرورت پرهیز از شخصیتپردازیهای کلیشهای در آثار تاریخی تأکید کرد.
سریال «دیوار دفاعی» به کارگردانی احمد کاوری و تهیهکنندگی مسعود دهنمکی، مخاطبان را به یکی از مقاطع حساس تاریخ معاصر ایران، یعنی سالهای منتهی به ملیشدن صنعت نفت، میبرد. این مجموعه در فضایی داستانی، مناسبات میان کارگران ایرانی، مدیران انگلیسی و نیروهای فعال در صنعت نفت را به تصویر میکشد؛ دورانی که اختلاف منافع و نابرابریهای موجود، زمینهساز شکلگیری تنشهای اجتماعی و سیاسی شده بود.
در این مجموعه، فوتبال نیز جایگاهی فراتر از یک رقابت ورزشی دارد. مسابقات میان تیمهای وابسته به شرکت نفت و گروههای مختلف کارگری، به زمینهای برای نمایش اختلافها، رقابتها و تلاش شخصیتها برای اثبات توانایی خود تبدیل میشود. در واقع، زمین فوتبال در این روایت، بخشی از کشمکش بزرگتری است که بیرون از آن جریان دارد.
رامین ناصرنصیر، بازیگر این مجموعه، در نقش رئیس تشکیلات شرکت نفت انگلیس در ایران حضور دارد؛ شخصیتی که قرار گرفتن او در جایگاه یکی از مدیران انگلیسی، امکان پرداختن به سویه متفاوتی از مناسبات انسانی و اجتماعی آن دوران را فراهم میکند. ناصرنصیر معتقد است نباید در روایت چنین دورههایی، شخصیتها را صرفاً بر اساس ملیت یا موقعیت اجتماعیشان به دو گروه مثبت و منفی تقسیم کرد.
وی در گفتوگو با میزان درباره نقش خود در این مجموعه گفت: شخصیت من ریاست تشکیلات شرکت نفت انگلیس در ایران را بر عهده دارد و داستان در مقطعی روایت میشود که موضوع ملیشدن صنعت نفت و دولت ملی دکتر مصدق در مرکز تحولات کشور قرار گرفته بود. در آن زمان، مدیریت صنعت نفت در اختیار انگلیسیها بود و بخش قابل توجهی از نیروی انسانی آن را کارگران ایرانی تشکیل میدادند. همین تفاوت در جایگاه و منافع، زمینه بروز اختلافهایی میان کارکنان ایرانی و مدیران انگلیسی را فراهم کرده بود که بخشی از آن در داستان سریال بازتاب پیدا میکند.
این بازیگر با اشاره به علاقه شخصی خود به موضوعات تاریخی افزود: همواره به ادبیات و تاریخ علاقه داشتهام و بخش زیادی از مطالعاتم نیز به همین دو حوزه مربوط میشود. رمانهای تاریخی هم برایم جذابیت ویژهای دارند، زیرا امکان مواجهه با گذشته را از مسیر داستان و شخصیتها فراهم میکنند. در میان موضوعات تاریخی، تاریخ معاصر ایران برایم اهمیت بیشتری دارد و اتفاقات مربوط به ملیشدن صنعت نفت نیز از جمله مقاطعی است که همیشه درباره آن کنجکاو بودهام. به همین دلیل، وقتی پیشنهاد حضور در پروژهای مطرح شد که ماجرای آن در چنین دورهای اتفاق میافتد، برایم جذابیت داشت. فرصتی فراهم شده بود تا در قالب یک داستان نمایشی با فضایی مواجه شوم که ریشه در یکی از مهمترین تحولات تاریخ معاصر کشور دارد. همین ویژگی از دلایل اصلی علاقهمندی من به حضور در این مجموعه بود.
از جمله نکاتی که ناصرنصیر درباره «دیوار دفاعی» بر آن تأکید دارد، تفاوت میان یک درام تاریخی و اثری است که قصد بازسازی مستقیم شخصیتها و رویدادهای مستند تاریخی را دارد. از نگاه او، این تمایز در میزان و نوع مطالعات مورد نیاز بازیگر نیز تأثیرگذار است.
وی درباره روند آمادهسازی برای ایفای نقش خود اظهار کرد: اگر قرار بود نقش یک شخصیت تاریخی واقعی را بازی کنم، طبیعتاً باید درباره زندگی، سوابق و ویژگیهای فردی او تحقیقات گستردهای انجام میدادم. اما «دیوار دفاعی» با یک بازسازی مستقیم تاریخی مواجه نیست و شخصیتهایی که در آن حضور دارند، لزوماً افراد واقعی و شناختهشده تاریخ نیستند. ماجرا درباره برگزاری یک رقابت فوتبالی در مجموعه صنعت نفت است؛ مسابقاتی که تیمهایی از انگلیسیها، کارگران ایرانی و کارگران هندی در آن شرکت میکنند. این رقابت در شرایطی اتفاق میافتد که میان کارگران ایرانی و مدیران انگلیسی اختلافها و نابرابریهایی وجود دارد. در چنین فضایی، فوتبال برای کارگران ایرانی فرصتی فراهم میکند تا دستکم در میدان ورزش تواناییهای خود را نشان دهند و نوعی پاسخ به شرایطی باشد که در محیط کار با آن مواجه هستند.
این بازیگر تصریح کرد: بنابراین با یک داستان تخیلی روبهرو هستیم که در بستر یک دوره تاریخی واقعی شکل گرفته است. برای من مهم بود که جهان داستان و موقعیت شخصیت خودم را بهدرستی بشناسم و در این زمینه، فیلمنامه اطلاعات لازم را در اختیارم قرار میداد. قرار نبود زندگی یک فرد تاریخی را بازسازی کنم، بلکه باید شخصیتی داستانی را در شرایط اجتماعی و سیاسی مشخصی به تصویر میکشیدم.
از چالشهای بازی در نقش شخصیتی وابسته به تشکیلات انگلیسی، احتمال گرفتار شدن در کلیشههای رایج درباره تقابل ایرانیان و انگلیسیهاست؛ موضوعی که میتواند شخصیتپردازی را به سمت یک تقسیمبندی ساده و قابل پیشبینی سوق دهد.
ناصـرنصیر درباره این مسئله گفت: در آثاری که به چنین دورههایی میپردازند، همیشه این خطر وجود دارد که شخصیتها به دو گروه کاملاً خوب و کاملاً بد تقسیم شوند. در حالی که انسانها معمولاً پیچیدهتر از چنین دستهبندیهایی هستند و شرایط اجتماعی، موقعیت فردی و انتخابهایشان میتواند رفتارهای متفاوتی را رقم بزند. چون در این سریال نقش یک شخصیت انگلیسی را بازی میکنم، برایم اهمیت داشت که صرفاً بر اساس ملیت یا جایگاهی که دارد، او را یک شخصیت منفی در نظر نگیرم. نمیخواستم از ابتدا با این پیشفرض وارد نقش شوم که، چون این فرد انگلیسی است، پس الزاماً باید تمام ویژگیهای منفی را داشته باشد. تلاش کردم او را بهعنوان یک انسان با منطق، ویژگیها و شیوه رفتاری خودش بشناسم.
این بازیگر خاطرنشان کرد: به نظرم شخصیتهای نمایشی زمانی باورپذیر میشوند که از حالت تیپهای از پیش تعیینشده فاصله بگیرند. مخاطب باید بتواند رفتار هر شخصیت را در چارچوب شرایط و جهان ذهنی خودش درک کند. برای من نیز مهم بود که این نگاه را در اجرای نقش حفظ کنم و اجازه ندهم پیشداوریهای تاریخی، جای شناخت فردی کاراکتر را بگیرد.
فوتبال در «دیوار دفاعی» فقط یک رقابت ورزشی نیست
در کنار مناسبات کارگری و تنشهای اجتماعی، فوتبال یکی از عناصر اصلی پیشبرد داستان «دیوار دفاعی» است. این ورزش در مجموعه به موقعیتی تبدیل میشود که شخصیتها میتوانند بخشی از خواستهها و اعتراضهای خود را در آن دنبال کنند.
ناصـرنصیر درباره کارکرد این عنصر در داستان بیان کرد: به نظرم فوتبال در این مجموعه میتواند معنایی فراتر از یک مسابقه معمولی داشته باشد. کارگران ایرانی در شرایطی فعالیت میکردند که از نظر جایگاه و امکانات با مدیران انگلیسی برابر نبودند. در چنین وضعیتی، زمین فوتبال به فضایی تبدیل میشود که آنها میتوانند در آن رقابت کنند و برای رسیدن به برتری تلاش داشته باشند. فوتبال در این قصه به نوعی نماد مقاومت و نپذیرفتن شرایط ناعادلانه است. شخصیتها بخشی از اعتراضها و خواستههای خود را در قالب این رقابت دنبال میکنند و همین موضوع باعث میشود مسابقات ورزشی با کشمکشهای اجتماعی داستان پیوند بخورد. به همین دلیل، فوتبال صرفاً برای ایجاد تنوع یا جذابیت بصری به قصه اضافه نشده، بلکه یکی از اجزای مهم درام است.
یک سریال تاریخی چگونه میتواند مخاطب را به مطالعه ترغیب کند؟
از کارکردهای آثار نمایشی تاریخی، ایجاد ارتباط میان مخاطبانی است که شاید فرصت یا علاقه چندانی برای مطالعه مستقیم کتابهای تاریخی نداشته باشند. ناصرنصیر نیز معتقد است تلویزیون میتواند از طریق داستانپردازی، مسیر آشنایی عمومی با گذشته را هموار کند.
وی درباره اهمیت این موضوع گفت: متأسفانه در جامعه ما ارتباط با مطالعه تاریخ به اندازهای که باید، جدی گرفته نمیشود. در حالی که شناخت گذشته برای هر جامعهای ضروری است. اتفاقات تاریخی در دورههای مختلف به شکلهای گوناگون بر زندگی مردم تأثیر میگذارند و اگر شناخت درستی از آنها نداشته باشیم، ممکن است در موقعیتهای حساس نتوانیم تصمیمهای آگاهانهای بگیریم. یکی از امتیازهای آثار نمایشی این است که میتوانند بدون نیاز به مطالعه تخصصی، مخاطب را وارد فضای یک دوره تاریخی کنند. قرار نیست همه مردم برای شناخت یک مقطع تاریخی حتماً کتابهای مفصل و تخصصی بخوانند. یک سریال میتواند نقطه شروع این آشنایی باشد و پس از تماشای آن، کنجکاوی مخاطب را برای پیگیری بیشتر موضوع برانگیزد.
وی خاطرنشان کرد: اگر یک مجموعه نمایشی بتواند چنین ارتباطی میان مخاطب و تاریخ برقرار کند، به نظرم به یکی از اهداف مهم خود رسیده است. اینکه تماشاگر پس از دیدن یک داستان درباره ملیشدن صنعت نفت، علاقهمند شود درباره آن دوره بیشتر بداند، اتفاق ارزشمندی است.
تاریخ بخشی از هویت جمعی ماست، نه یک موضوع سرگرمکننده
ناصـرنصیر در بخش دیگری از صحبتهایش به ضرورت شناخت گذشته اشاره کرد و معتقد است مطالعه تاریخ نباید صرفاً در چارچوب علاقه شخصی یا سرگرمی تعریف شود.
وی در این باره اظهار کرد: به نظرم قبل از اینکه درباره جذابیت مطالعه تاریخ صحبت کنیم، باید به ضرورت آن توجه داشته باشیم. ما تاریخ را فقط برای گذراندن اوقات فراغت نمیخوانیم، بلکه برای شناخت خودمان به آن نیاز داریم. هر فردی لازم است درباره ریشههای خانوادگی و پیشینه خود اطلاعاتی داشته باشد؛ بداند از چه خانوادهای آمده، نسلهای قبل از او چه شرایطی داشتهاند و چه مسیری را پشت سر گذاشتهاند. همین مسئله درباره یک ملت نیز صدق میکند. گذشته تاریخی یک کشور، بخشی از هویت مردم آن است و بر شکلگیری شرایط امروز تأثیر میگذارد. اگر ندانیم از کجا آمدهایم و چه اتفاقاتی مسیر زندگی جمعی ما را شکل داده است، درک کاملی از جایگاهی که امروز در آن قرار داریم نخواهیم داشت؛ بنابراین تاریخ نباید موضوعی فرعی یا صرفاً سرگرمکننده تلقی شود، بلکه شناخت آن یک ضرورت است.
این بازیگر با اشاره به شرایط امروز جامعه، شناخت تاریخ را برای تصمیمگیری در موقعیتهای حساس ضروری دانست و گفت: تصور میکنم ما در دورهای قرار گرفتهایم که میتوان آن را یک بزنگاه تاریخی دانست. اتفاقاتی که در زمان حاضر رخ میدهند، ممکن است آثار و پیامدهای بلندمدتی داشته باشند و مسیر آینده کشور را برای سالهای زیادی تحت تأثیر قرار دهند. نحوه مواجهه با چنین شرایطی فقط به تصمیمهای افراد در جایگاههای مختلف محدود نمیشود، بلکه رفتار تکتک اعضای جامعه نیز در شکلگیری یک واکنش جمعی مؤثر است. برای اینکه بتوانیم در چنین موقعیتهایی انتخابهای درستتری داشته باشیم، باید شناخت مناسبی از گذشته و تجربههای تاریخی خودمان به دست آوریم.
ناصـرنصیر در پایان با اشاره به اهمیت تماشای «دیوار دفاعی» گفت: این مجموعه در کنار اینکه یک داستان نمایشی با موقعیتها و شخصیتهای مختلف را روایت میکند، فرصتی برای آشنایی با بخشی از تاریخ معاصر ایران نیز فراهم میآورد. به نظرم اگر مخاطب پس از تماشای سریال به این فکر بیفتد که درباره ملیشدن صنعت نفت و شرایط اجتماعی آن دوران بیشتر مطالعه کند، اثر توانسته ارتباطی فراتر از سرگرمی با او برقرار کند.
