محمدعلی ابطحی گفت: احتمال اینکه صهیونیستها بخواهند عمدا شرایط را به سمت بحرانهای فرسایشی سوق دهند، بسیار بالاست.
مهدی بیکاوغلی- محمدعلی ابطحی، عضو مجمع روحانیون مبارز با روزنامه اعتماد گفتوگو کرده است.
به گزارش اعتماد، بخشهای مهم این گفتوگو را در ادامه میخوانید؛
هیچ جنگی بدون مسیر مذاکره به پایان نمیرسد. روزهای پیش رو به دلیل تقارن با تحولات سیاسی و انتخاباتی در اسراییل و ایالات متحده، در حساسترین و پیچیدهترین مقطع ممکن قرار دارد.
من از اینکه تهران به چهارراه دیپلماسی تبدیل شده است، خرسندم. بهطور طبیعی، هیچ جنگی بدون مذاکره به نقطه پایان نمیرسد و شرایط کنونی ایجاب میکند که طرفین مناقشه نیازمند بازگشت به میز گفتوگو باشند. با این حال، مساله اصلی و حیاتی این است که مذاکرات باید در بستر و شرایطی کاملا متوازن شکل بگیرد تا منافع طرفین تامین شود.
در جریان تحرکات دیپلماتیک اخیر و سلسله گفتوگوهای انجامشده در تهران، یک اصل مشترک و برجسته در میان مواضع مسوولان کشور به چشم میخورد و آن، بیاعتمادی عمیق به رویکرد ایالات متحده در فرآیند مذاکرات است. این بیاعتمادی، بازتابدهنده واقعیتهای تاریخی و عملکرد گذشته واشنگتن است و اینکه طیفهای مختلف نخبگان و تصمیمسازان کشور به این اجماع رسیدهاند که نمیتوان به راحتی به تعهدات امریکا اعتماد کرد، نکتهای بازدارنده، اما واقعبینانه در فضای سیاسی کشور به شمار میرود.
ارزیابی من این است که ما در حال گذراندن روزهایی بسیار حساس و سرنوشتساز هستیم. در این میان، دو انتخابات در ائتلاف غرب نقشآفرین است؛ انتخابات ایالات متحده و انتخابات داخلی اسراییل. به نظر میرسد مهمترین هدف دولت بنیامین نتانیاهو در اسراییل این باشد که با توجه به نتایج نظرسنجیهای نامطلوب، روند برگزاری انتخابات را به تعویق بیندازد. تجربه نشان داده است که راه انداختن و استمرار چنین روندهایی عموما در بستر تنش و بحرانهای امنیتی امکانپذیر است؛ بنابراین احتمال اینکه صهیونیستها بخواهند عمدا شرایط را به سمت بحرانهای فرسایشی سوق دهند، بسیار بالاست.
با عنایت به تحولات روز گذشته در تهران و فضای سنگین حاکم بر مناسبات، معتقدم که ما هنوز فاصله نسبتا زیادی با یک توافق نهایی منتهی به صلح پایدار داریم. با این وجود، امیدواری بنیادین این است که آنچه در عمل رخ میدهد، در نهایت بتواند به ثبات منطقه و تامین منافع و آینده بهتری برای مردمانی که هزینه این تنشها را متحمل شدهاند، یاری برساند.
در خصوص جایگاه روسیه در معادلات کنونی باید گفت که مسکو در موقعیت و شرایط بسیار ویژهای قرار گرفته است. از یکسو، روسها روابط و کانالهای ارتباطی نزدیکتری با مقامات امریکایی برقرار کردهاند که این همگرایی در برخی سطوح میتواند به نفع منافع کلان ما مدیریت شود و از سوی دیگر، واشنگتن با رویکردهای تحقیرآمیزی که نسبت به اوکراین و شخص رییسجمهور این کشور اعمال میکند، به دنبال به حاشیه راندن بحران جنگ اوکراین است تا تمام تمرکز خود را معطوف به ایجاد یک اجماع جهانی علیه ایران کند. این سیاست دوگانه، سطح پیچیدگیهای امنیتی و دیپلماتیک را برای کشور ما بهشدت افزایش میدهد. با وجود این تحولات، من نقشآفرینی روسیه و چین را در مقطع فعلی لزوما در چارچوب یک «تضمینکننده قطعی» برای توافق ارزیابی نمیکنم.
روابط با این دو قدرت بزرگ در نهایت میتواند به نفع منافع راهبردی ایران باشد، اما در شرایط کنونی، مسکو و پکن بیش از آنکه ضامن توافق هستهای باشند، به دنبال حلوفصل کلانمسائل بینالمللی فیمابین خود و ایالات متحده هستند و بالطبع پرونده ایران نیز یکی از محورهای مهم مورد توجه تمامی بازیگران این عرصه به شمار میرود.
برآیند کلی تحولات نشان میدهد که شاید صلح در دسترس و بسیار نزدیک نباشد، اما این مسیری است که دستگاه دیپلماسی کشور ناگزیر از طی کردن آن برای مهار تنشهاست.
