سپهر سیاسی امریکا این روز‌ها فراتر از رقابت‌های مرسوم انتخاباتی، نشانه‌های آشکاری از فرسودگی، انحطاط و بی‌سامانی ساختاری را به نمایش گذاشته است. هرچند تحولات جاری و کارزار‌های سرنوشت‌سازی، چون انتخابات میان‌دوره‌ای کنگره با گمانه‌زنی‌های فراوانی همراه است، اما واقعیت بنیادین آن است که نتیجه این آوردگاه هرچه باشد، مولد نوعی منازعات پایدار، عمیق و ترمیم‌ناپذیر در اردوگاه سران حزب جمهوری‌خواه خواهد بود. از یک‌سو، چهره‌های کلیدی این حزب با توسل به بازی‌های فرساینده مقصرسازی، تلاش می‌کنند تاوان شکست‌های احتمالی را از بدنه سناتور‌ها و رهبران میانی بستانند و از سوی دیگر، ضرورت فاصله گرفتن چهره‌های آینده‌دار از این میراث پرهزینه، گسل‌های درونی محافظه‌کاران را عمیق‌تر می‌سازد. شکاف میان جمهوری‌خواهان سنتی، تی‌پارتی، ماگا و نومحافظه‌کاران از اکنون در حال شکل‌گیری است و هم‌افزایی آنها در انتخابات ریاست جمهوری سال ۲۰۲۸ که منجر به پیروزی ترامپ شد، اندک اندک جای خود را به نوعی واگرایی آشکار می‌دهد. 
در این میان، واکنش حزب دموکرات نیز چیزی جز انفعال مطلق و نظاره‌گری منفعلانه نبوده است. دموکرات‌ها بدون اینکه از طرح، ایده، برنامه کارآمد یا راهبردی ایجابی برای گذراندن جامعه امریکا از بحران‌های عدیده داخلی و خارجی برخوردار باشند، تنها به تماشای فروپاشی تشکیلات رقیب نشسته‌اند و امیدوارند از نقطه‌ضعف حریف بهره‌مند شوند. این پویایی بسته و فرسایشی نشان می‌دهد که ارکان قدرت در ایالات متحده طی سال‌های پیش رو روزبه‌روز متزلزل‌تر، شکننده‌تر و بی‌سامان‌تر خواهد شد و ساختار سنتی حاکم بر واشینگتن دیگر توان مدیریت بحران‌های کلان را از دست داده است. 
پیامد محتوم و انکارناپذیر این آشفتگی ساختاری، چالش بزرگ‌تری است که در افق پیش رو ظهور خواهد کرد. قطعاً دولتی که در سال ۲۰۲۸ میلادی، اعم از آنکه برخاسته از اردوگاه دموکرات‌ها باشد یا جمهوری‌خواهان، بر مسند اجرایی کاخ سفید تکیه بزند، دولتی «حداقلی»، شکننده و کاملاً بی‌ثبات خواهد بود. ریشه این بی‌ثباتی ساختاری را باید در ماهیت آرای رأی‌دهندگان جست‌و‌جو کرد، چراکه دولت‌های آتی نه برآمده از یک اراده ملی، برنامه‌ای امیدبخش و اجماع‌ساز، بلکه محصول تمام‌عیار «آرای سلبی» و خشم توده‌هایی خواهند بود که صرفاً برای «نه گفتن» به جناح مقابل و دفع شر رقیب به پای صندوق‌های رأی رفته‌اند. برآورد‌های رسمی و مستند نشان می‌دهد که جنس آرای اکثر رأی‌دهندگان امریکایی در انتخابات ریاست جمهوری سال ۲۰۲۸، حتی نسبت به انتخابات ریاست‌جمهوری سال‌های ۲۰۲۴ و ۲۰۲۰ نیز سلبی‌تر خواهد بود! این همان مقوله‌ای است که احزاب سیاسی امریکا (خصوصاً دموکرات‌ها) روی آن حساب ویژه‌ای باز کرده‌اند. وقتی ائتلاف‌های سیاسی و پشتوانه‌های حاکمیتی بر پایه نفرت، دفع طرف مقابل و اعتراض شکل بگیرند، استمرار حاکمیت چیزی جز بحران‌های مکرر، نزاع‌های فرساینده فرادستی و ناکارآمدی سیستماتیک نخواهد بود. ایالات متحده امریکا با سرعتی فزاینده در سراشیبی زوال بنیان‌های هژمونیک خود حرکت می‌کند؛ عصری که در آن نه ساختار سنتی فیل‌ها توان حفظ همبستگی درونی را دارد و نه انفعال محاسبه‌گرانه الاغ‌ها می‌تواند مرهمی بر زخم‌های عمیق ساختار سیاسی این کشور باشد. آینده واشینگتن، چشم‌اندازی از دولت‌های ضعیف، بحران‌زده و آبستن سقوط‌های پی‌درپی خواهد بود.